بی امنی وجنگ وپی آمدسیاسی آن در افغانستان

پیشنهاد به مردم و احزاب سیاسی به خاطر ساختن جبهه سراسری ملی درکشور

 

دیپلوم انجنیر عبدالقدیر صوفی زاده درخیل

 مورخین افغانی،سیاست مداران، دانشمندان، صاحب نظران،جامعه شناسان و مردم افغانستان به این عقیده وباور اند که هر پدیده سیاسیی و اجتماعی دارای علت و معلول بوده،و همین معلول است که به نوبهء خود به عنوان علت اساسی، عامل بی امنیتی، فساد اداری،فسادعدلی و قضایی وفساد سیاسی ویا قدرت گرایی نژادی پشت پرده در افغانستان شده و اوضاع سیاسی و امنیتی کشور، بیشتر رو به وخامت گذاشته است و مردم را از ناحیه بی امنی عدم اشتغال،بی کاری،بی سرپنایی وحتی بی نانی وحشت زده ونا آرام ساخته است و مردم روز به روز از دولت روگشتانده واوضاع سیاسی،اجتماعی ونظامی به نفع بنیاد گراها سیر مینماید، چون این نا آرامی ها، بی ثباتی ها و جنگ های سازمان داده شده توسطه طالبان القاعده در آغاز به کمک آمریکا،انگلیس،پاکستان،عربستان سعودی، امارات متحده به همکاری کشور پاکستان بوجود آمد و ده سال قبل از امروز دولت استاد ربانی را در کابل به تاریخ 27سپتمبر به سقوط مواجع ساخت و اکنون در جنوب وجنوب شرق کشورمانند ولایات غزنی پکتیکا،پکتیا، ارزگان، هلمند، قندهار، زابل،کنر و سایر نقاط کشور از سوی مخالفین دولت، کرسی نشینان افغانستان و افراد سرکاری را هم به لرزه آورده و موقعیت کنونی شان را زیر سوال برده و اوضاع سیاسی و نظامی کشور را درمغول کرده است.

 این درمغولی وپیچید گی اوضاع چیزی است که حتا رئیس جمهور آقای حامد کرزی در بیانیه خود در روز چهارشنبه 20 سپتمبر 2006 م در سخنراني اش در مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت برای ريشه کن کردن تروريسم در کشور، عمليات نظامی کافی نيست.

به گزارش شبكه بی بی سی، حامد کرزی گفت، در سراسر منطقه بايد با ريشه های تروريسم مبارزه کرد.
کرزی با تشريح فعاليت عناصر ضددولتی در کشور، افزود، شورشيان کار بازسازی خدمات و موسسات را با مانع جدی روبرو کرده اند.

او تاكيد كرد، مخالفان مکاتب و شفاخانه ها را آتش می زنند. آنها داکتران،انجنیران، معلمان و طلاب دينی مخالف خود را به قتل می رسانند و حتی مساجد مملو از جمعيت نمازگزار را منفجر می کنند.

به گفته کرزی مبارزه با تروريسم بايد در سراسر منطقه و به قصد خشکاندن ريشه های تروريسم انجام گيرد.
رئيس جمهوربه ريشه های تروريسم در سراسر منطقه اشاره کرد اما به روشنی نه گفت منظورش کدام كشور منطقه است.

کرزی همچنين رشد توليد مواد مخدر در افغانستان را نيز به مخالفان ضددولتی نسبت داد و گفت که خطر مواد مخدر کل اقتصاد کشور را به خطر انداخته است.

چنانچه همزمان به اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در مزاکرات وزرای خارجه استرالیا و کانادا مداخله پاکستان روشن شده است چنانچه پیترمکی وزیر امور خارجه کانادا و الکساندر دادنر همتای استرالیائی اش که مشغول دیدار از کانادا بود گفته است که پاکستان را تشویق نموده اند تا حرکت طالبان بین پاکستان و افغانستان را کنترول نماید. ولی الکساندر دادنر وزیر امور خارجه استرالیا ابراز عقیده نمود که برخی عناصر در قوای امنیتی پاکستان با طالبان همنوا هستند.

 وزیر امور خارجه استرالیا افزود جنگجویان طالبان در سرحد افغانستان – پاکستان در رفت و آمد هستند و در پاکستان پناه می یابند. وی گفت : دراین شکی نیست که در پاکستان مردمی وجود دارند که طالبان را حمایت مینمایند. ما یک اندازه نگرانی های داریم. که درقوای امنیتی پاکستان یک چیزی وجود دارد که میتوان انرا بطور مودبانه همدردی با طالبان توصیف کرد.

پس در حالیکه این مناسب است تا گفت که پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان و حکومت اش در مبارزه علیه تروریزم یک وظیفه خوب انجام داده است، با وجود این، راه طولانی ئی وجود دارد تا با ان پیش رفت. وزیر امور خارجه کانادا گفت : متوقف ساختن جنگجویان از عبور آزادانه از سرحد برای ثبات نهائی افغانستان ضروری میباشد.

 وی افزود : ما پاکستان و رئیس جمهور مشرف را تشویق نموده و خواهیم نمود به این موضوع نظراندازد که این عبور و مرور و جریان طالبان درسرحد افغانستان – پاکستان نیست، جائیکه تربیه، جائیکه تمویل و جائیکه سلاح ها و نوعی از پناهگاه مصئوون در مناطق پاکستان وجود دارد اجازه ادامه این عبور و مرور را میدهد، ما مشرف را تشویق میکنیم که بداند تا عبور و مرور آزاد طالبان را متوقف سازد.

وهمچنان یکی از عوامل این بی امنیتی و افزایش جنگ در جنوب وجنوب شرق، درنفس توافق نامه کنفرانس بن در سال 2001 م نهفته است که توسط قدرت های خارجی خلاف اراده و خواست مردم افغانستان به استشاره وتحکم خلیل زاد امریکایی افغانی اصل صورت گرفت وحتی اراده جمعی در توافق بن را زیر سوال برد تحکم را بر عدالت گستری پیروز ساخت و جامعه اروپا به آن توجه ای نکرد،چنانچه در مجلس 12 رای به آقای سیرت و 2 رای به آقای کرزی به عنوان رییس اداره موءقت داده شده بود، به تحکم خلیل زاد که در آینده مشکلات پشتو زبان و فارسی زبان در عدم رای دادن به کرزی بوجود می آید فهیم وداکترعبدالله را متقاعد ساخت تا به آقای قانونی گفته شود که به آقای کرزی رای بدهند و از آن حمایت نمایند و این ها بودند که به کمک خلیل زاد، آقای کرزی را به قدرت رسانیدند. و کشورهای اشتراک کننده در اجلاسیه بن به خاطر تحقق منافع یکطرفه خودشان و به قربانی گرفتن مرحلهء جدید مردم افغانستان در زیر پوشش مبارزه علیه طالبان- القاعد، تأمین امنیت، برقراری صلح، دیموکراسی، جمع آوری اسلحه،،اداره سالم،بازسازی، آزادی زنان، کمک به مردم و تحقق دیموکراسی و نهادینه ساختن آن در افغانستان، بالاخیره موافقت نامهء بن را به امضاء رساندند.موافقت نامه بن و دست آوردهای آن ر ابه کمک جامعه جهانی نمی توان نادیده گرفت و یا کاملا نفی کرد چنانچه بعضی از کارها دراموربازسازی افغانستان عملا صورت گرفته که قبل از آن وجود نداشت. این کارهای عمرانی که صورت گرفته در سال های 2002 و2003 م موءثریت بیشتر داشه و تمام مکاتب،کلینک ها، شفاخانه ها و دانشگاه های افغانستان بازسازی گردیدند و کمتر استفاده جویی در اداره موءقت و انتقالی صورت گرفت علت عدم استفاده جویی در این دو سال اول باور مردم به حرکت،تغیر و تکامل دولت در راستای منافع مردم،نهادینه شدن دیموکراسی و اعادهء کار به اهل کار نه به عنوان مشارکت قوم وزبان در آینده دولت بوده، و طوری که دیده شد چنان نشد ومردم آهسته آهسته از دولت دور شدند،مردم با دولت بیگانه شده رفتند وتکنوکرات های فاسد جای کارمندان ملی ملکی و نظامی را گرفت و کارمندان تحصیل کردهء ملکی و نظامی تحت عنوان دی دی آر و اصلاحات اداری از کار های دولتی سبکدوش شدند وافراد کم تحصیل و کم تجربه به جای آن تحصیل کرده های کار کشته گماشته شدند و تحت عنوان تکنوکرات ووابسته گان سرکار،صاحب معاشات پنج هزاردالری الی سی هزار دالری شدند این تکنوکرات ها نه انجنیر،نه داکتر، نه اقتصاد دان،نه حقوق دان و نه استاددانشگایی بودند،و عدم دانش وتخصص این ها موءثریت کارو موءثریت کمک های مالی جامعه جهانی را پاهین آورده که آمار مصرف کمک جامعه جهانی 23 % توسطه دولت 6.9 % توسطه موسسات غیردولتی داخلی و 70% آن توسطه ان جی او های خارجی نشان دهنده بی کفایتی و عدم کاردانی دولت رانشان میدهد و این عدم کاررایی و سیاست غلطه به پیمانه یی وسیع ادامه دارد و تا کنون کدام تدبیری برای ارتقای ظرفیت های ملکی و نظامی بعد از دی دی ار واصلاحات اداری در دولت گرفته نشده است.

 اکنون با ید پارلمان با سیاست کدری متوازن مطابق قانون کارمندان دولت و قانون امتیازات مسلکی،قانون کادر های جوان که هنوز در کشور نافذ است امتیازات و تقرر کارمندان دولت را از رتبه هشتم الی فوق رتبه با امتیازات معین و عادلانه تأمین نماید و تأمین عدالت وامتیازدهی در مطابقت به قانون فساد اداری و عدم مدیریت را از بین برده کار به اهل آن سپرده میشود.

 ویا هر چه عاجل پارلمان در مطابقت به قانون کار، قانون کار همگانی و امتیازات مسلکی جدید را مطابق به درجه تحصیل و نیازمندی های روز به تصویب برساند تا موادات دموکراتیک توافق نامهء در اجلاس بن ازایجاد چند دولت در درون دولت جلوگیری نماید و عدالت اجتماعی در دولت تأمین شود در غیر آن دولت وحکومت در عدم عدالت انسانی وتخصصی نابود واز هم می پاشد و کمک جامعه جهانی به ادر میرود و جامعه جهانی در منجلاب توافق نامه بن گیرمیماند و چیزی از دست تکنوکرات ها با شعار بازار آزاد بدون تخصص و تیوری بازاربر نخواهد آمد و جامعه به بحران خواهد رفت واین بحران عدم کارآیی اروپایی ها و امریکایی ها را نشان خواهد داد، چنانچه عدم کار آیی و مؤثر ائتلاف بین المللی پس از یازدهم سپتمبر سال 2001م که مرکز تجارت جهانی و پنتاگون توسط تروریستان طالب القاعده منفجر و منهدم گردید، نه تنها امریکا و همقطاران شان نسبت به هر وقت دیگر در برابر گروه سیاه طالبان جنوب و القاعده خشمگین گردیدند، بلکه تمام کشورهای جهان نسبت به این حادثهء وحشتبار و جنایتکارانه در جهت همدردی، همنوایی و مساعدت با ایالات متحدهء امریکا قرار گرفتند،حتا گفته می توانم که چین، روسیه، هند، ایران وغیره که با امریکا میانهء خوبی نداشتند، نیز در مبارزه علیه تروریستان طالب- القاعده با ایالات متحده امریکا و مؤتلفین منطقوی و بین المللی شان ائتلاف نمودند که البته هر کدام از جناح های ذیدخل، ملحوظات خاصی خود را در زمینه داشتند و همچنان تاکنون دارند.

 در این راستا بود که ایالات متحده امریکا با تبانی با جبهه متحد اسلامی مجاهدین یا اتحاد شمال یکی شد وقوای نظامی خویش را وارد خاک افغانستان نمود و بعد مشروعیت قوای خود را از سازمان ملل متحد بعد از آمدن شان به افغانستان نیز به دست آوردند.

ایالات متحده امریکا همراه با نیروهای جبهه متحد و سایر اعضای ائتلاف در ظاهر امر طالبان و القاعده را از قدرت سیاسی- نظامی برانداختند و به خصوص مردم زخم خورده و بی سرنوشت ما از سقوط حاکمیت سیاه طالبان افغانی و القاعده پای کوبی، خوشی وشادمانی میکردند و خیرات ها میدادند، نمازهای شکرانه در پیش گاه خداوند (ج) بجا می آوردند، ومردم غرق در خوشی و شادمانی از ناحیه سقوط حاکمیت مذهبی- شؤنیستی و سیاه طالبان بودند،مردم ما آینده سازنده و چشم انداز خوب سیاسی را به فال نیک میگرفتند.

ولی مردم ما توطئه ها و بازی های جدید سیاسی دشمنان را با عقلانیت روز، خرد سیاسی وخیال دموکراتیک نمی فهمیدند ؛ و همچنان نسبت به سرنوشت آینده شان هوشیار، بیدار، فعال و مؤثر نبودند و نمی فهمیدند وهم کدام حزب سیاسی رهبری کننده مردمی در پیشاپیش شان وجود نداشت که مردم را سمت و سوءمیداد وهم قوای ائتلاف بین المللی تحت رهبری امریکا نمی خواستند که یک مبارزه سرنوشت ساز و اساسی را به طور قاطعانه علیه طالبان القاعده و نهادهای اصلی طالبانیزم، اخوانیزم، تروریزم القاعده و کلیه همفکران شان به کار گیرند.

 تا آنجائیکه شواهد انکار ناپذیر وعینی به دست می دهند، از آغاز تا کنون، رهبران و مهره های اصلی طالبان جنوب، القاعده و حزب اسلامی را به صورت لازم دستگیر و مورد محاکمه ملی و بین المللی قرار نداده اند. وحتی حاکمیت های ادارهء موقت، انتقالی و جمهوری اسلامی افغانستان که هزار ها نفر از افراد طالبان، القاعده، حزب اسلامی، پاکستانی ها و سایر تروریستانی که توسط نیروهای جبهه متحد، پولیس داخلی و قسما قوای خارجی دستگیر شده بودند، با انواع گوناگون به واسطهء برخی از مقامات عالی دولتی و همدستان شان آنهم بدون محاکمه و مجازات ملی و بین المللی و نیز بدون کوچکترین تضمین از زندان های داخلی افغانستان و گونتانامو آزاد شدند که در آینده از آنان در زیر پوشش دموکراسی در جهت ایجاد و نهادینه سازی یک حاکمیت جدید اسلامیستی و شؤنیستی کار بگیرند.

هموطنان مرحله دیگری آزادی طالبان، افراد حزب اسلامی حکمتیار و القاعده تحت نام آشتی ملی است که تا کنون472 نفر از جنایت کاران که در قتل شاگردان مکاتب،استادان،آتش سوزی مکاتب ومساجد،ترور و رهبری خودکشی دست داشتند مثل هزاران جنایت کار قبلی به ریاست آقای صبغت الله مجددی از زندان ها آزاد شده اند و نه تنها از زندان های کشور آزاد شدند، بلکه یک عده ای بی شمار طالبان، افراد حزب اسلامی و سایر آدمکشان و ناقضین حقوق بشر را باز هم به نام صلح،به ارگان های دولتی و نهادهای مدنی و اجتماعی کشور و مؤسسات خارجی در افغانستان رسما جلب و جذب نمودند که اینهم یک حمایت علنی از ناقضین حقوق بشر، انسان ستیزان، جنایت کاران، زن ستیزان، مجرمین جنگی و تمدن ستیزان در کشور ما است که روند بازسازی، تحقق جامعه مدنی و دموکراسی را خدشه دار وبحران را درکشوربحرانی ترخواهند نمود. چنانچه در آغاز ماه جولای 2006 م به تعداد سی نفر طالبان که مرتکب جنایت و کشتار مردم بودند، توسط حکومت از زندان پلچرخی بدون بازپرسی لازم، مجازات و ضمانت به حکم حکومت رها شدند. به تاریخ 9/7/2006 م که آقای مجددی رئیس انتصابی سنا و مسؤل آشتی ملی وارد شهر قندهار گردید، فورأ به تعداد 26 نفر طالب را که جزء ناقضین حقوق بشر بودند، از زندان این شهر آزاد نمود. پس این ها اند که، انسان، انسانیت و آینده مردم و کشور ما را زیر سوال برده، وباعث افزایش بی امنی، شیوع جنگ، کشتن افراد پولیس، اختطاف امدادگران و سایر نیروهای خارجی مستقر در کشور ما میگردند.

 پس از آنجائیکه ائتلاف بین المللی در مبارزه علیه طالبان و القاعد از ابتدا تا حال جهت نابودی ریشه یی، منابع مالی، تربیوی، نظامی، فرهنگی، منطقوی وغیره این دشمنان ضد انسانیت و ضد تمدن، ضد اسلامیت و ضد مردم افغانستان اقدام نکرده اند که بی امنیتی و گسترش جنگ در جنوب و سایر ولایات افغانستان به حساب می آید که آینده مردم و کشور ما را به خطر جدی مواجه نموده اند،حاکمیت های اداره مؤقت، انتقالی و جمهوری اسلامی افغانستان از آغاز تا کنون حاکمیت های فوق الذکر بدون اتخاذ برنامهء دقیق و ارادهء مردم ما بر پایه مصلحت های غیر سازنده ائتلاف های غیر دموکراتیک و دور ساختن احزاب ملی دیموکرات و ملی اسلامی از مشارکت سیاسی در دولت، همکاری وسهم ناقضین حقوق بشر با دولت باعث قوت گیری مجدد طالبان، القاعده و حزب اسلامی و افزایش نا امنی گردید، ترویج بیشتر کشت کوکناردرحدود 165000 هکتار زمین، ترویج مواد مخدرو قاچاق آن، ظهور دزدان، احیای نژاد پرستی تازه به کمک حلقات وابسطه به پاکستان، نفوذ بیشتر کشورهای خارجی در امور داخلی ما، با عث تداوم بحران در افغانستان گردیده. عامل دیگری افزایش بی امنی و جنگ همین ساختارهای غیر ملی و غیر دموکراتیک حاکمیت های مذکور در کشور ما بوده،و اگر ماهئیت و سیاست جمهوری اسلامی کنونی از اساس اصلاح و دموکراتیک نگردد، پی آمد آن یک « فاجعه نوین » دیگری در افغانستان خواهد بود.

 یک گپ قابل توجه را نباید فراموش نمود که از آغاز اداره موقت تا کنون آقای کرزی همواره تأکید نموده که صرفأ « 150 نفر طالب » به رهبری ملا محمد عمر آخند می باشند که موجب نا امنی، آتش سوزی مکاتب، کشتن افراد پولیس ملی وغیره می گردند. و دیگران همه خارجی و تروریستان القاعده هستند که در خارج تربیه گردیده، باعث بی امنیتی، قاچاق، اختطاف، فساد، جنگ در برابر مردم و حکومت افغانستان می گردند. از سوی دیگر جالب این است که تا حال ایشان و همفکران شان هرگز اعتراف نکرده و نمی کنند که طالبان اصلا از خاک افغانستان به خصوص از ارزگان، هلمند، قندهار، زابل و سایر مناطق هستند و خاستگاه اصلی آنان از جنوب و جنوب شرق افغانستان می باشند باید نابود شوند و پایگاه طالبانی بکمک نیروهای ملی و وطنی پشتوزبان وفارسی زبان منطقه محارشود.

 در این زمینه هم یک رمز معنا دارد نهفته است که نباید از یاد برد، پرسش اینست که آیا چگونه ممکن است که تروریستان پاکستانی مانند سندی، پنجاپی، بلوچ، چچنیایی، کشمیری وغیره بدون تعلقات قومی، منطقوی، زبانی، اعتماد و حمایت مردم قبایلی، در میان جامعه ما در جنوب و جنوب شرق افغانستان حمایت بدست می آورند وزندگی میکنند، ویا از طرف قوم شان حمایت میشوند،و در مقابل نیروهای دولتی و ائتلاف بین المللی، اقدام به ترور، قاچاق مواد مخدر، آدم ربایی و بی امنیتی دست میزنند ؟

 در حالیکه همه مردم می دانند همین طالبان که موجب افزایش نا آرامی و جنگ در جنوب کشور ما شده اند، از میان مناطق قومی و منطقوی خودها به صورت مسلحانه علیه پولیس ملی و عساکر خارجی و مردمان معمولی جنگ می کنند و امداد گران بشری را بنام جاسوس غربی بقتل میرسانند. این درست است که طالبان و القاعده توسط پاکستان حمایت، تربیه، رهبری وتمویل گردیده ومیگردند ؛ و به افغانستان بی امنی، اختطاف، غارت، قاچاق و جنگ را به ارمغان می آورند و مردم را از روند بازسازی،صلح و تجدید حیات شان ما نع میشوند. اما از این هیچ کسی انکار کرده نمی تواند که طالبان افغانی های کشور ما نیستند. خوب اینکه برخی بنا به تعلقات قبیلوی، قومی و اهداف خاصی سیاسی و فردی همهء طالبان کشور ما را پاکستانی و خارجی معرفی می نمایند، از واقعیت کاملا به دور است.

 جناب آقای حامد کرزی در یک مصاحبهء رادیویی خویش به نسبت افزایش نا امنی در جنوب کشور چنین ابراز داشت که کاملا صحت دارد:

 « یک و نیم سال است که نا امنی زیاد شده،از سوی تروریزم و مداخلات خارجی می باشد. ضعف اداره، کمبود پولیس ملی و... می باشد. تروریزم به صورت کلی در هیچ جای دنیا کنترول شده نمی تواند. » روز جمعه 23 سرطان 1385 رادیو کابل (مطابق 14/7/2006 م)

 فراموش نباید نمود که اصلا در زیر پوشش های مختلف است که از طریق احیای مجدد طالبان، حزب اسلامی و همفکران شان زمینه های ایجاد یک حاکمیت شؤنیستی و دست نشانده را به خاطر کشتن کرامت انسانی، آزادی و حقوق مدنی مردمان کشور ما و تحقق اراده و خواست های اجانب در افغانستان به وجود خواهند آورد. زیرا، اقلا در جریان تقریبا سه دههء اخیر اخوانیزم، طالبانیزم، القاعده و کلیه بنادگرا های سیاسی دیگر نیز که محصول سرمایه گذاری، سیاست ها و عملکردهای استعماری قدرت های بزرگ جهان به خصوص ایالات متحده امریکا- انگلیس و سایر همکاران بین المللی و منطقوی شان در افغانستان می باشند ؛ که به هیچ صورت استعمارگران، آنها را تنها نگذاشته و از وجود شان تا به هر وقتیکه که نیازبا شد، بهره برداری می نمایند که اکنون نیز چنین می باشد.

 از جانب دیگر، در این اواخر آمدن خانم رایس وزیر خارجه و رامز فیلد وزیردفاع امریکا در فاصله بین ده روز در ماه جولای 2006م در افغانستان بوده که از سوی اپوزیسیون تبلیغ می کردند که امریکایان از آقای حامد کرزی ناراض هستند و احتمال دارد که یا آقای خلیلزاد، یا آقای جلالی وزیرداخله سابق، یا آقای عبدالرب رسول سیاف و یا کدام فرد پشتون تبار دیگری طرفدار امریکا را به جای آقای کرزی در حاکمیت افغانستان بگمارد.

چنانچه ناآرامی ها و شد ت حملات طالبان بالای نیروهای حکومتی و عساکر خارجی در هلمند، ارزگان، قندهار، زابل، &#