|
|
حزب
حاکم افغان
ملت و حزب
کنگره ملی پدرام نویسنده:ماستر
انجنیرعبدالقدیر
صوفی زاده-پنجشیری کابل-افغانستان 02 Aug 2008 12
اسد 1387 با وجود
اینکه توهین
به انسان نقض
ارزش های دیموکراسی
است و نباید به
انسان توهین
شود، ودر این
روز ها در
رسانه ها
سروصداهای
وجود دارد که
لطیف پدرام
به امان الله
خان توهین
کرده، چون
لطیف پدرام یکی
از شخصیت های مخالف
سیستم های استبدادی
گذشته وحال
بوده و شاهان
را از منظر
استبداد و
دیموکراسی آن
ها مطالعه
میکند و با
رهبران
گذشته چپ
وراست ودنباله
رو توافق ندارد،
روی این اصل ایشان
بمثابه یک
شهروند
افغانستان
با وجود
داشتن فکرواندیشهء،مستقل
و ملی، خواهان
یک نظام
فدرال در
کشور است، که
از نظر حزب شهونیست
های سابقه
دار
افغانستان
مورد تایید نبوده
ونیست به این
اساس برای
این سیاست
مدار افغانستانی،حزب
افقان ملت یا
حزب قوم گرای
حاکمیت به
اساس (نوشته
جامعه
روشنفکران
آزاد
اندیشکه در
سایت خاوران
نشر شده)، جایزه
ترور برای
ترور پدرام
تعین کرده است.
همچنان شورای
ملی تحت
رهبری
قانونی، بی
قانونی کرده
خواهان
محاکمه
پدرام شده
وگفتار
ساخته شده
وتحریف شده
پدرام را (قرار
مصاحبه
تلویزیونی
معاون کنگره
آقای بیژن) که
تو سط یون و یون
های افغان
ملتی ساخته
شده، تایید
کرده، این
تایید خود بی
عدالتی سیا
سی هر دو مجلس
شورای ملی را
نشان میدهد، که
بدون رعایت
عدالت
انسانی
واجتماعی
دراین
کشورچندزبانی
وچندقومی شورای
ملی بیطرفی و
وجیبه ملی
خود را ادا
نکرده، به
یقین این
شورا د ید گاه
ها، خواستها
و اراده مردم
ما را منعکس
نساخته و
شرایط را
برای یک
رویاروی ای
قومی آماده
نموده است و
با
درنظرداشت معیار
های زنده گی
با همی،
انسانی و
مردمی،
مبتنی به
حقوق بشری که
در آن هیچگونه
تفوق طلبی نژادی،
قومی، ملیتی،
سمتی، زبانی مذهبی
وتوهین شخصی دخیل
نباشد،
صادقانه
بخاطر همبستگی
ملی، ایجاد
واستحکام
پایه های
دولت
نیرومند ملی،
دیموکرات، و
پارلمان
متکی با
اراده آزاد
مردم افغانستان
اعم از سیستم پارلمانی
و فدرال
حاکمیت، مطابق
به معیار های
قبول شده بین
المللی بخاطرهمبستگی
ملی مردم مهیا
میشد. من بابررسی
واقعات
وجریانات
تاریخی
گذشته،
استقرار
دولت ها و
رژیم های ضد
ملی و
استبدادی
گذشته ای
خاندانی،
احزاب
وابسته چپ و
راست تندرو و
کند رو گذشته
وحال وفقدان
زعامت سیاسی
مردم سالار،
ملی و دیموکرات،
ونبود رهبر و
رهبری سالم
انتخابی وجود
احزاب
فاشیستی
قومی، که اوضاع
سیاسی کشور
ما را دردوره
های مختلف
تاریخی و
سیاسی پیچیده
و پیچیده تر
ساخته است، و
زمینه
مداخله مستقیم
کشورهای
خارجی نظیر
شوروی سابق و پاکستان
در زمان طالبان
وکرزی را بعد
از کودتای 1352
هجری شمسی
داود خان و
کودتای
خونین وفاجعه
بار 7 ثور 1357
هجری شمسی
تحت رهبری حفیظ
الله امین،
نورمحمد ترکی
وببرک خان کارمل
و استقرار
رژیم های
فاشیستی تک
حزبی وتک
قومی بنام
خلق های ستمدیده
و زحمتکش، حاکمیت
جهادی و
آخرالامر
نظام
دیموکراسی
رادر کشور
امتحان
کردند. اکنون با
تمویل پول،
سازمان دهی جنگ
توسطه خارجی
ها به شمول پاکستان،
عربستان
سعودی و غیره،
عامل افتراق
و پراگنده گی
ملی ما
گردیده اند. این کشور
را قوم گرا ها در
یک بحران
عمیق سیاسی،
اجتماعی، اقتصادی،
فرهنگی
وقومی فرو
برده اند،
این
اختلافات
قومی و زبانی
شرایط را برای
فعالیت
دوباره
جنایتکاران
جنگی و
ناقضین حقوق
بشر در پاکستان،
افغانستان و
کشورهای
همجوار و اروپایی
تحت عنوان
طالب
وشهونیزم
طالبانی، دیموکرات
وتکنوکرات قومی
درکشورمساعد
ساخت
وجنایات طالبان
ریش دار و
نکتایی دار رادر
کشور آماده
ساخت. مردم
ما و خلق زحمتکش
این مرز و بوم انتظاربه
یک زندگی
بهتر بعد از
توافقات بن آلمان
را داشتند ولی
تا هنوز
مشکلات جدی و
قابل دیدی را
مردم دروطن
ما مشاهده
مینمایند،
گرایش های
منفی و
تفکرات ضد ملی،
استبدادی،
قومی و
فاشیستی
گذشته در
قالب حال را
در وجود احزاب
فاشیستی
قومی و اطرافیان
حاکمیت مشاهده
مینمایند
واین گرایش
ها، کشور را
از هستی مادی
و معنوی و
انکشاف فکری ساقط
کرده،آثارو
علایم
ناگواری را دروجب
وجب سرزمین و
در گوشت و
پوست هر یک از
هموطنان بلاکشیده
ماقابل درک و
لمس ساخته
است.
چنانچه
در گذشته
مداخله بی
شرمانه و
برهنه، شوروی
درتبانی
مستقیم با
حزب
دموکراتیک
خلق، و (ISI)
پاکستان در
همکاری
مستقیم با حزب
اسلامی و
طالبان به
همکاری تروریزم
بین المللی
یک پدیده خشن
و تباه کن را
در کشور ما
بوجود آورده
بودند،
وکشور ما را
از قطار کشور
های متمد ن
جهانی منزوی،
استقلال،
حاکمیت ملی،
تمامیت ارضی
کشور را به
خطر مواجه
گردانیدند،در
این مرحله
حزب افغان
ملت وحزب
اسلامی میخواهند
با عث ظلم،
فقر، قوم
کشی، مذهب
کشی، آواره
گی و ایجاد
زمین سوخته شوند
و فاسی زبان
های
افغانستان
که از شمال تا
غرب از غرب تا
شرق و از شرق
تا جنوب با
برادران
پشتو زبان
خود که از
جمله
فرزندان
پشتو زبان
تاجیک تبار
شاه حسین خان
غلجایی،
لودین و هوتک زندگی
دارند، که
این غلجایی
ها، لودین ها
و هوتک ها
فرزندان شاه
حسین خان تاجیک
تبار است
غوری فارسی
است که از
مادر پشتو زبان
به دنیا آمده
اند، این
تفرقه افگنی
های زبانی
بین اقوام
برادر به نفع
هیچ قومی
نیست(کتاب
نژاد های
افغانستان
تالیف ایچ –دبلیو
– بیلیو
نویسنده
انگلیسی).
شهونیست
ها از هر قومی
که هستید
بدانید توافقات
بن باعث
ایجاد اداره
مووقت به کمک
جوامع بین
المللی وملل
متحد در
افغانستان
گردید این
اداره درین
مقطع زمانی
درمطابقت به
منافع مردم
کشور، ضامن
صلح،
دیموکراسی و
ثبات دروطن
ما بود، که
ماومردم ما
از تحولات و
انکشافات
مثبت آن
حمایت و
پشتیبانی کردیم،
و قد م های بعد
رادرد فاع
ازدیموکراسی،
حقوق بشر،
آزادی بیان و
عقیده همراه
با حاکمیت برداشتیم،
وناقضین
حقوق بشررا
در(30) سی سال
گذشته که
باعث جنگ و
خرابی در
کشور گردید
بودند تایید
نکردیم.
واکنون
درزنده کردن
استبداد و
ساختن وزنده
کردن احزاب
گذشته قومی
وشهونیستی
زیر نام دفاع
از این شاه و
آن شاه
مخالفیم و من با
این جعل کاری شما
که آواز
پدرام را
ساختید وفردا
آواز شخصیت
های دیگری را
میسازید متأ
سفم وبا
تحریک کردن
مردم و
مظاهره قومی را
به را
انداختید
موافق
نیستیم واین
جعل را از
کابل مرکز
وطن رد
مینمایم و در
روشنایی به
قوانین ملی و
بین المللی خواهان
مجازات جعل
کنندهگان و
مجازات
انعام دهنده
گان برای
ترورپدرام
وسایر شخصیت
ها هز هر قومی
که باشد
میباشم.
نتیجه: من به
حیث یک مسلمانان
ومعتقد به
نظام دیموکرات این وطن
در گذشته و
حال
ناظربودیم
وهستیم ودر
گذشته هم
زندان قومی
شما را دیده
ام، واکنون
باور دارم که
توهین به
شخصیت انسان
ها و حیات
انسان ها از
فدرت درونی
احزاب شما
بنام سقاوی
دوم (به
نظر من
استبداد
شکنان قرن)
ویا مقاله
سقوط پشتون
ها است که به
این نیرنگ
های سیاسی
تان
دیموکراسی
نو پای کشور
را به استبداد
تروریستی ناقضین
حقوق بشر
تبدیل
خواهید کرد. شما باید
بدانید که برای
مستبدان برادری،
برابری، صلح،
معنویت و
عدالت
اجتماعی بی
ارزشتر است
نسبت به
برتری قومی و
زبانی که چنین
چیزی را در
تلویزیون
ملی می بینیم
و متأثر
میشویم. شما
بدانید این
بزرگترین
بحران در
زمان كنونی
در کشور ما
وکشورهای
اسلامی منطقه از
اشتباهات
تاریخی شماه بوده
است كه سیاست،
دیموكراسی
واسلام را از
استبداد
سیاسی
پاكیزه نکردید،
آزادی و
دیموكراسی را
برای
ارزشهای
انسانی بوجود
نه آوردید، دیموكراسی
در دنیای
متمدن با
جدایی از
دروغ و توهین
به انسان راه اش
را پیموده
است، امادیموكراسی
در جامعه
افغانستان
باید از
آزادی بیان،مطبوعات،فکرواندیشه
شروع کند
تااز چنگال
استبداد
سیاسی رهایی
یابد، وآزادی مدنی
وشهروندی را
به مردم به
ارمغان
بیاورد و
ضمانتی برای
حقوق
شهروندی و
حقوق بشر در
جامعه شود،
همچنان مشكل
دیگری برای
تحقق
دیموكراسی
در جامعه
افغانستان
نبود رهبری
سالم ملی و
سیاسی است كه
در درون
جامعه
افغانستان
تا كنون به یك
حركت فراگیر
سیاسی،هدف
مند، دیموكراتیك
و رهبری
كننده تبدیل
نشده است، به همین
علت
دیموكراسی
در
افغانستان
در مرحله
برخورد
احساساتی
قرار داشته
جریان شمابه
حیث یك جریان
سیاسی
فراگیر نی
بلکه یک
جریان مرده و
تاریخ گذشته
است، وشما نمی
توانید با
تعرض به
شخصیت ها و
ترور آن ها به هدف
برسید، بلکه
آزادی و حقوق
مردم را از
مردم خواهیدگرفت
وآزادی بیان
را مشل زمان
حاکمیت
گذشته تان زیر پا
خواهید کرد، وآرزو
میکنم با قوم بازی
های تان به
سرنوشت ملی و
سیاسی مردم
بازی، ننماید به
دو ودشنام
سیاسی و فردی
نپردازید
حقیقت گوباشید
و تحمل پذیر
در غیر آن
سیاست نکنید،
سیاست با
استبداد بیگانه
است و
دیموکراسی
با توهین. بااحترام نویسنده:دیپلوم
انجنیر
عبدالقدیر(صوفی
زاده-درخیل) کابل-افغانستان 12 اسد 1387 02 AUG 2008 |
|