6203BADE

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شورای موءقت تاجیکان افغانستان

حمایت خود را از حزب سوسیال دموکرات خراسان در داخل کشور اعلان مینماید

شورای اجراییه

رییس موقت:

ماستر انجنیر عبدالقدیر صوفی زاده – پنجشیری

کابل – افغانستان

اسد 1378

Aug 2008

تاریخ گوا است که با بوجود آمدن نوشتاری زبان فارسی دری هزار سال قبل تا جکان افغانستانی، ایرانی و تاجکی در معراق رهبری آریانا و خراسان قرار داشتند مرکز رهبری آن بلخ، بخارا، سمرقند، هرات و کابل بود ودر این سده یی که هنوز روان است، منطقهء تاجکان وفارسی زبانان باربار سوخته و بار بار تاراج و چپاول شده است، اما این غارت ها و این مصیبت های جانکاه و وحشتناک در تاریخ کشور ما به فراموشی سپرده شده، به خاطر تاریخ پربار و انسانیت مان نه درسی ازان گرفته ایم و نه هم کاری برای جلوگیری از تکرار آن در سرزمین خود انجام داده ایم.

وبه سادگی میتوان گفت که تاریخ تاجکان وزبان تاجکان و زبان فارسی زبانان در کل رو به انقراض است و چه باید کرد؟

آنچه بالای تاجکاندر تاریخ در تاریخ سیاه افغانستان گذشت تحمل شد، وفراموش شد.، و "ملتی که تاریخ خود را فراموش میکند، مجبور به تکرار آن است" که در این روز ها در پارلمان شهونیست واژه های زبان فارسی دری به خاطر معادل سازی آن را قبول ندارند این بدان معنی است که احمد فرزند محمود است، که شما بگوید که احمد فرزند قاسم است.

اگر به تاریخ مراجعه شود مصیبت ها و سوگنامهء های تاجکان فراموش شده و تاریخ گواه است که درپهنای جغرافیا ودرازنای تاریخ جایگاه و سرزمین تاجیک ها و زبان شان غارت شده و به خاک نیستی سپرده شده است. و باز هم تاریخ گواه است که تاجکان در تاریخ به مصیبت خویش رنگ تباری و قومی نداده اند، به خاطری که از حیوانیت تبارگرای بیزاربوده اند. بخاطری که "بنی آدم اعضای یکدیگر اند" واین قوم در سده های تاریخ خود وارث و نگهبان "وحدت ملی و همبستگی ملی " خراسان خورد شده یا افغانستان امروزی بوده اند، و تنها همین ها برای "وحدت ملی" قربانی داده اند.اما از سوی دیگر، در درازنای تاریخ کسی به این "شرافت تاجکان " ارزش قایل نشده است،و این خود گذری و این نادیده گرفتن مصائب خود، وتبار خود، برای ساختن آیندهء بهترو زیست باهمی نتیجه یی داد؟ که نی.

آیااین از خود گذری خریداری در جامعه یافت،آیا در جغرافیایی که "تاجکان" زادگان زندگی شان بود، تبارگرایی ریشه اش را ازمیان نبرد؟.

1-چه باید کرد؟.

2- شورای تاجکان را باید ساخت؟.

3- حق خود را از دولت و حکام باید گرفت؟.

4- وحدت خود را با این شورای مووقت اعلان نماید و از این پشتیبانی نماید.

5 –این شو را به تاجکان جلال آباد، کردیز،لوگر، غزنی، لغمان و پنجشیری و هراتی حق مساوی قایل است و دیگر شما فراموش شده نیستید؟

6- وحدت شما پیروزی شما است.

بلی مشکل "تاجکان افغانستان ".خراسانیان فارسی گوی، یک مشکل تاریخی در مورد زادگاه شان بوده و این تاجکان اند که در طول تاریخ برباد میشوند، قتل عام میشوند، به بردگی واسارت کشیده میشوند و رهبر و قاعد نمی یافند به خاظر در یافت رهبری واحد ودور از هر گونه تعصب ما ضرورت به اتحاد قومی،حزبی، و زبانی در مرحله اول داریم و در مرحله دوم ضرورت به و حدت ملی، شما بدانید تا وحدت زبانی خود را مستحکم نکنید جایگای خود را در افغانستان یا خراسان نمی یابید.

ببینید اگر امپراتوری ساسانی سرنگون میشود، باید برمکیان بلخ- آنهایی که به اسارت رفته اند، از دربار مامون وهارون سربلند کنند و دیو های وحشی قدرت را در تار خام اندیشه و دانش خویش رام بسازند. شاید ازهمان روزگار است که تاجکتباران و فارسی تباران میدان شمشیر را ترک کرده و به میدان قلم روی آوردند، و تا امروز که امروزاست هزاران مصیبت را دیده و همیشه با زبان خود و با اندیشه و قلم خود به میدان برگشته و ستمگران سرانجام به فارسی "تاجکی" ستم کرده اند، اما دریغا که سده ها گذشت و هست و بود تاجکان و فارسی زبانان فدای استبداد، استبداد گران حکام فارسی گوی و پشتو گوی شد.

نخستین گام برای جلوگیری از تکرار تاریخ، به یاد آوردن تاریخ آن است. هرگز نباید فراموش کرد که چگونه تاجک ها از لغمان، جلال آباد، لوگر، گردیز،زرمت، ارگون، قندهارو هلمند کوچانیده شدند.

امروز این مناطق و سرزمین های فارسی زبان و تاجک نشین دیگر هویت فارسی زبانی و تاجکی خود را به کلی از دست داده است. همین حالا ولایت لغمان دارای سی فیصد نفوس تاجک است، جلال آباد سی و پنج فیصد وشصت پنج فیصد الی هفتاد فیصد باقی نفوس این دو ولایت میان پشه یی و پشتون تقسیم میشود، لوگر پنجاه فیصد، گردیز پنجاه فیصد. وپنجاه فیصد باقی نفوس این ولایت بین پشتون ها و عرب های سادات تقسیم میشود. اما در اذهان عامه امروز وقتی از لغمان و لغمانی، لوگر، ولوگری، گردیز و گردیزی، غزنی و غزنیچی، میدان و میدانی و غیره یاد میشود، کسی تصور نمیکند که لغمان و ولایات متذکره سرزمین تاجکان بوده و یک لغمانی و لوگری وگردیزی میتواند یک تاجک هم باشد ودر مکاتب به زبان فارسی که زبان مادری شان است درس بخوانند.

و طوری که در بالا گفتم به همین گونه است که جلال آباد و گردیز و ارگون. قندهار که در اصل شهرهای تاجکان بوده اند و امروز دیگر از تاجک دران نامی و نشانی نیست و اولاد این مردم حتی به زبان تاجکی یا فارسی درس نمی خوانند، چه بسا تاجک که دیگر زبانش دگرگون شده وامروز خود را منسوب به قوم دیگری که هویت قومی و تباری درآنها بسیار قوی است میدانند، که از آن جمله میتوان از فرزندان شاه حسین خان تاجک غوری نام برد که اکنون به قوم های غلجایی، لودین وهوتک تقسیم شده اند این ها از نگاه قومی به قوم تاجک تعلق دارند و فرزندان شاه حسین خان، تاجیک تبار غوری فارسی است که از مادر پشتو زبان به دنیا آمده اند، (کتاب نژاد های افغانستان تالیف ایچ –دبلیو – بیلیو نویسنده انگلیسی).

اگرجمعیت های انسانی منطقه از نگاه تاربخی مورد بررسی قرار گیرد به یقین کتله های عظیمی از تاجکان را میتوان رد یابی کرد که زبانش به زورسر نیزه تغییر یافته وتا امروز آهسته، آهسته قومیت تاجکی خود را نیز از دست داده است.

بازهم این برمیگردد به خصوصیت فرهنگی تاجکان که تاجک همیشه به انسان، صلح خواهی و شهری بودن خود افتخار میکند، نه به گذشته و تبار خود، حالانکه به گذشته وتاریخ خود باید افتخارکرد، تاجک افتخار هرکسی را در کمال شخصی اش میداند. درفرهنگ تاجکان به ویژه در افغانستان ما هیچ چیزی را نام تاجکی نداده ایم. حتی زبان تاجکان، فارسی دری، بیانگرشناخت تباری تاجکان نیست. تاجک تصور میکند که همه انسان ها فرزندان آدم (ع) اند وهمین کافیست که از آدمیت صحبت کنیم. طوری که تاجک از لحاظ علم، کار و کوشش خود را در جامعه اراییه کرده و میکند و هیچ حاکمیتی حق نا مشروع نمی خواهد واگر کسی حقش را ندهد و سلب کند برای اعاده حقش مبارزه و مقاومت مینماید و چنین کاری را پارلمان به خاطر دفاع از زبان خود و اصلاح واژه های پشتو در قوانین به زبان دری تأمین نماید در غیر آن در برابر تاریخ و نسل های آینده جواب گو اند.

تاجک ها در طول تاریخ شکار، خوش باوری شده اند که این ملک ملک ماست و دنیا، دنیاء خدای ما و این رانه تنها برای خود بلکه برای همه انسان ها ی افغانستانی می پنداریم. هرکسی میتواند درهرجا که ملک خداست زندگی کند. ازهمین روست که وقتی هزاران خانوار از آنسوی یا پاکستان واین سوی خط دیورند در سرزمین های تاجکان در جلال آباد، گردیز، ارگون، زرمت، لوگر غزنی، قندهار، هلمند،لفمان، کابل، شمال، شمال شرق و شمال غرب وطن آبایی ما توس