صالح محمد ريگستاني عضو مجلس نمايندگان: افكار طالباني و قومي محور اصلي حكومت حامد كرزي است

"مصاحبه كننده: جاويد روستاپور"

http://www.payamemojahed.com/images/uploads/Registai.jpgصالح محمد ريگستاني نماينده مردم پنجشير در مجلس نمايندگان است، ريگستاني ازجمله شخصيت هايي است كه در هرمسئله با ديده ژرف مي نگرد. وي از كساني است كه خواهان نظام غير متمركز يا فدرال درافغانستان است.
ريگستاني درسال 1342 خورشيدي چشم برصفحه روزگار هستي گشوده است، روز تولدش مصادف با 28 اسد، سال روز استقلال افغانستان مي باشد. درليسه استقلال درس خوانده و دوره‌ي متوسط را درميخانيكي كابل به پايان رسانيده است.

 
آقاي ريگستاني درسال 1359 به صف مجاهدين پيوسته در سال 1360 شامل دانشگاه نظامي جمعيت شده و يك سال در آن نهاد، تحصيل نموده است.


ريگستاني درسال 1364 به عنوان رئيس اوپراسيون شوراي نظار ايفاي وظيفه مي كرده و مدت ده سال دراين سمت دوام داد.

 

ريگستاني همزمان، در دانشكده ي حقوق دانشگاه كابل نيز مصروف تحصيل بوده. وي در زمان هجوم طالبان به كابل سه سال به عنوان آتشه نظامي در كشور تاجيكستان ايفاي وظيفه مي كرد و بعد از آنجا درمسكو نيز به حيث آتشه نظامي شهيد مسعود بود.

 

بعد از ايجاد اداره ي موقت، آقاي ريگستاني به كابل برگشت. وي درسال 1383 از ولايت پنجشير به مجلس نمايندگان راه پيدا كرد. در اين هفته به سراغ ايشان رفتيم تا مهمان هفتگي ما باشند.

 

جناب آقاي ريگستاني، چرا تحصيلات ميخانيكي را با حقوق، آميختيد ودانشكده ي حقوق را خوانديد، دليل چه بود؟


يكي از دلايلي كه به رشته تحصيلي دوره ي مكتبم برنگشتم اين بود كه سال هاي زيادي از فراغتم سپري شده بود، و ديگر علاقه اي هم به آن مسلك نداشتم و ما آهسته آهسته وارد شرايط وصحنه سياسي شده بوديم و ديگر اينكه غير ممكن بود كه مسلك انجنيري را بخوانيم چون آمادگي درمضامين ساينسي به خصوص الجبر نداشتم بدين وسيله من دانشكده ي حقوق را در آزمون كانكور انتخاب كردم و پذيرفته شدم.


دردوران جنگ هاي داخلي در سال هاي 1372 چه موقف داشتيد؟

 

در آن دوران همزمان با آنكه رئيس اوپراسيون شوراي نظار بودم فرمانده زون جنوب دركابل هم بودم اما درسال 1373 از سمت فرماندهي استعفا دادم و شامل دانشكده ي حقوق كابل شدم چون در آزمون همان سال شركت كرده بودم بناءً مصروف تحصيل شدم.

 

عضويت كدام حزب سياسي را داشتيد و داريد؟


درسال 1357 عضويت جمعيت اسلامي را پذيرفتم، و تا حال عضويت خود را درجمعيت اسلامي حفظ كرده ام، همزمان عضويت جبهه ملي را نيز دارم.


چرا جمعيت اسلامي افغانستان دراين اواخر از هم پاشيده است؟‌


دليل اينكه جمعيت براي يك مدت، درحال ركود قرار گرفت اين بود كه بعضي از افراد شتاب زياد در كار داشتند، و با اين انگيزه ها فكر مي كردند كه ديگر از دامن جمعيت جدا شويم شايد فعاليت بيشتر كنيم، اما به زودي معلوم شد كه كارهاي شتابزده بجايي نمي‌رسد به همين دليل كساني كه حزب ساخته و از پيكر جمعيت جدا شده بودند منحل شدند و باز باجمعيت يكي شدند. به نظر من يكي از احزابي كه با انشعابات جدي مواجه نشده جمعيت اسلامي است. حتي در زماني هم كه افغانستان نوين ايجاد شد در مسايل ملي با جمعيت اسلامي در تماس بودند.


دراوايل، بعضي ها بدين باور بودند كه شما با حزب كنگره ملي مربوط آقاي پدرام پيوسته ايد، چقدر واقعيت داشت اين حرف ها؟


خير من باكنگره ملي نبودم، وحتي كنگره ملي را يك جريان مدبر سياسي نمي دانم؛ اما من خواهان يك نظام فدرالي در افغانستان هستم و حالا هم درجبهه ملي ما معتقد به انتخابي شدن والي ها هستيم كه اين طرح خود يك قدم ابتدايي براي آوردن يك نظام فدرالي مي باشد. نظر من اين است كه در افغانستان به جز نظام فدرال هيچ راهي ديگري براي بيرون رفت از بحران ندارد. بلكه هر نوع حكومت مركزي كه ادعاي عدالت اجتماعي را نمايد يك فريب ودروغ است نه چيزي ديگر. بنابراين من تنها طرفدار نظام فدرال هستم نه طرف جريان كنگره ملي!


از هروكيل كه بپرسي چرا به مجلس نمايندگان آمدي، بي درنگ مي گويد تا از اين طريق به مردم خدمت نمايم، اما شما برعلاوه خدمت هدفي ديگري هم داشتيد؟


يقيناً هدف همه خدمت به مردم است اما از راههاي مختلف! هدف ديگري كه من داشتم اين بود كه بعد از شكست طالبان و ايجاد حكومت موقت، ما مبارزه نظامي را ختم شده فكر مي كرديم و درتلاش اين بوديم كه فعاليت هاي سياسي واجتماعي وفرهنگي را آغاز نماييم. به همين منظور ما خواستيم خود را باشرايط جديد عيار بسازيم و ازاين طريق به مردم مصدر خدمت شويم. اما با كمال تأسف ديده شد كه دولت استحكام لازم را تا هنوز پيدا نكرده روز به روز خطرات، جدي تر مي شود وتهديدات امنيتي بيشتر مي شود. بحران اقتصادي واعتماد ملي اوج مي گيرد. و ما بايد به خاطر روي كار آورده يك دولت مردمي ومطابق ديدگاه جامعه، تلاش كند.


تا چه اندازه ديدگاه ها وطرح هايتان را از طريق مجلس پياده كرده ايد؟


اگر ما وظيفه يك نماينده را به دو بخش تقسيم نماييم يكي قانون گذاري كردن وديگري نمايندگي كردن از مردم است. دررابطه به اينكه از مردم نمايندگي مي كنم من ازكار خود راضي نيستم؛ اما در رابطه به اينكه مردم چه مي خواهند، از طريق مجلس ورسانه ها بگوش مسوولين حكومتي حرف هاي شان را رسانيده ايم. دررابطه به مسئله قانون گذاري، قوانيني را كه تا حال مجلس نمايندگان به تصويب رسانيده اند تلاش ما براين بود كه در راستاي قانون گذاري منفعت مردم ومنافع ملي كشور در نظر گرفته شود كه قوانين خوب مهم تا حال به تصويب رسيده وكارهاي هم در اين راستا روي دست است. از قبيل قانون انتخابات، قانون تحصيلات عالي ومسلكي... وغيره كارهايي هست كه درحيات سياسي وفرهنگي كشور نقش بسيار مهم دارند. اما دررابطه به اين كه چقدر طرح هايمان را از طريق مجلس عملي كرده ايم من درمجموع از مجلس نمايندگان و از كار خود درمجلس راضي نيستم.


مجلس نمايندگان وهم حكومت درتلاش محدود ساختن رسانه ها هستند وتا حال هم قانون رسانه ها به تصويب نرسيده؟


يكي از دلايلي كه رسانه ها درافغانستان تحت فشار قرار دارند، اين است كه ماهيت حكومت افغانستان به صورت كلي دموكراتيك نيست. بلكه افكار طالباني وقومي محور اصلي حكومت حامد كرزي است.


بنابراين وقتي كه نسبت به همه ي قضاياي قومي فكر مي كند و شهروندان اين كشور يكي بر ديگري برتري داده مي‌شوند، چنين حكومتي دشمن اصلي خود را دموكراسي وآزادي بيان مي داند. به خاطر اين كه آزادي بيان دشمن اصلي قوم كراسي است كه ماهيت اصلي رژيم است. بنابراين ماهيت اصلي حكومت فعلي كرزي قوم كراسي است، با آزادي بيان دشمني دارد. چون آزادي بيان «رسانه ها» ماهيت حكومت را افشا مي كند، به همين خاطر روز بروز در صدد محدوديت آزادي بيان هستند. اما ازطرف ديگر هم سوء استفاده از آزادي بيان وجود دارد.


بعضي ها بدين باور هستند كه رسانه‌ها به سوي مبتذل شدن نشرات شان حركت مي‌كنند به نظر شا اين، درست است؟‌


من هم بدين باور هستم كه در رسانه ها هم ابتذال وجود دارد، بيشتر از اينكه درجامعه چقدر ابتذال وجود دارد. به خصوص شبكه هايي خصوصي كه در اين اواخر به نشرات آغاز كرده فرق ميان آنها و يك رقاصه خانه غربي كمتر است. بنابراين منشأ ابتذال در جامعه از تلويزيون ها است. تلويزيون ها است كه زمينه را براي تهاجم فرهنگي مساعد مي سازند. بنابراين رسانه ها بايد بين فرهنگ و ابتذال، مرز قايل شوند.
بنابراين رسانه ها بايد بين فرهنگ و ابتذال، مرز قايل شوند.
اما تلويزيوني به علماي ديني غير از سريال هاي ديگر مفاسد اجتماعي چندان توجه ندارند!


رسانه ها ابزار توجه ورهبري عمومي فكر مردم به خصوص خانواده ها دريك جامعه هستند، اما مسايل افراد وطرز شخصيت سازي فردي درجامعه تعلق به خود شخص مي گيرد وتأثير اين موضوع فردي است. اما وقتي رسانه‌‌ها پيشتاز ترويج ابتذال وتهاجم فرهنگ باشند اثرات آن بر همه مردم وارد مي شود.


در مسايل ديگر اجتماع هم بايد توجه صورت بگيرد. اما آنچه از رسانه ها بر مي آيد بعضي صحنه هاي برنامه هايشان از نظر اخلاق شرقي بدور است.

به عنوان مثال؛ تلويزيون امروز كه تازه به فعاليت آغاز كرده، فرق ميان برنامه هاي اين شبكه و «ديسكوتيك» هاي غربي نيست!

 

بنابراين شرط اول اصلاح سازي رسانه هاست وبرنامه ديگر اين شبكه هم اصلاً ماهيت ندارند، پس ببينيم كه اين رسانه به عنوان يك ويروس درجامعه ما هست يا ني؟


ماتعريفي كه از رسانه داريم يكي هم اصلاح سازي جامعه توسط رسانه‌ها است، نه مثل تلويزيون امروز كه اثرات منفي اش صد در صد است.


اگر رسانه ها در جامعه پيشگام اصلاحات باشند، خود به خود جامعه به طرف اصلاح شدن مي رود. چون رسانه ها به عنوان قدرت چهارم جامعه به حساب مي آيند
در رابطه به استيضاح مسوولين حكومتي در رابطه به حادثه ي هشت ثور مجلس نمايندگان بسيار احساساتي برخورد كرد شما در اين مورد چه نظر داريد؟


توقع اين بودكه حداقل بايد دو نفر از مسوولين استيضاح و بايد با سلب اعتماد مواجه شوند. اما اين موضوع درمجلس يك علت سياسي داشت. چون قبلاً هم شش تن از وكلا شهيد شده بودند و دو تن ديگر از نماينده ها به شكل انفرادي شهيد شده بودند. آنوقت مجلس نمايندگان آنقدر باجديت ايستاد نشد اما ديده مي شود وقتي آقاي «سمكني» شهيد شد با جديت تمام وزراي داخله ودفاع ورئيس امنيت ملي را استيضاح كردند.


از طرف ديگر عده اي تحت تأثير عواطف وهمدردي با آقاي سمكني مي خواستند كه حتماً بايد اينها سلب صلاحيت شوند. بنابراين جناح ديگر در مجلس نخواست كه ابزار ديدگاه ديگران قرار بگيرند و آراء بدو بخش تقسيم شد و مسوولين استيضاح شده دوباره ابقا شدنž