|
|
انجنـیر
خلیل الله
روًوفی ازبخارست
تا لشـکرگاه امروزسیارهً
سیال ما یا
دراثـرانکشافات
سریع السـیر تکنــالوژی
و یا هم
درچالــش
سیاست بازیهــای
تک حکومتی
قرن،
آنقدربهم
متراکم
گردیده وآنقدردرماهیت
یک دهکــدهً
کوچکش
درآورده اند
که ناقـوسهای
آماده باش
خطروتهاجـم،
درپشت وروی کـرهً
زمین همزمان
بگوش میرسد.
چنانچه
ازتبلورهمیـن
عنوان ساده
وکـوچک میتـوانیم
پیش بین اهــداف
درونی آن شویم
که درجهـان
ومنطقـه چه
حوادثی درگـذراست
برنامهً این
حوادث ازکـدام
جابلسائی
آغازودرکـدام
دهکـدهً قــارهً
دیگـری،
اثرگـــذارمیگردد
واهـــداف
سیاست
توسعـوی
ابرقـدرتهای
جهــان
درشبکهً این ستراتیـــژی
تک حکومتی،
روی کدام
مقاصد حیاتی
شان میچـرخد. درراستای
همین سیاست
«جهانی شدن»
است که
بگونهً مثال
آقای بوش بسیاربه
سادگی،
دورافتاده
ترین
والیهای افغانستان
را تا آنسوی
اوقیـانوسهـــا،
تا به قصر سفیـد،
نوبت واربه
ملاقات وضیافــت
شخصی خود، دعــوت
میکند .
رویدادی که
درتاریخ به
ندرت اتفاق
افتاده و کمتـرکسی
میتــواند
آنرا
تصورکند. این
دعـوت « اعزازی
» مسلماً
اگرازیکسو
ادامهً
کاروالی
صاحبان را درسکوهای
قدرت شان
تضمیــن
میکنـد، ازسوی
دیگــردرازای
چنیـن پاداشـی،
روحیـــهً
وابستــه گی
بیشتــردرتبلیـغ
وترویـج
سیاســت
امریکا
درقبال
افغانستان
را، ازآنها
مطالبه
میکند
وایشان را
منت
گذارهمیشگی
خود میسازد. اینک
ما هم به کنفـرانس
بخارست
میرویم
وبعـد تر به
دهکــده های
ویران هلمنـد
برمیگــردیم
ومی بینیم که
درآنجا
درارتباط باافغانستان
روی کدام شاخصه
های حیاتی که
بتواند
مملکت را
ازبحران
نجات دهد بحـث
وفیصله بعمل
آمده وابعاد
ستراتیژی
آیندهً
خودرا چگونه
استقامت
خواهند داد. پس
ازگذشت شش
سال ازکنفـرانس
بن ونشست های
بین المللی
دیگری تا امروزکه
آنرا یک
دورهً ناکام
وفاقـد ظرفیـت
کاری درنظام
ریاستی دولت
آقای کرزی
باید بشمار
آورد اینک
کنفـرانـس
وسیــع
الابعاد دیگـری
در بخارست به
اشـتراک رهبـران
کشورهای عضو
ناتـو، امریکاو
روسیـه بشمــول
سرمنشــی
سازمان ملل
متحد
دایرگردید
که محور اصلی
آن روی
تعهدات
درازمدت
ناتو
دررابطه با
مسایل
پیچیدهً
افغانستان،
طرق کمکهای
بیشتـرمالی
و تسلیحاتی
وتقـویهً
اردو وپلیس
این کشـورمیچـرخیــده
است تا با
اتخاذ یک
ستراتیـژی
کاملاً نوین
درمقابله
علیه
تروریزم والقـاعده
باجدیت کامــل
دست بکار شوند.
ستراتیــژی
جدیدی که سوق
الجـیـش
دفاعی و
ضربتی خودرا
با درنظر
داشت
اشتباهات
گذشتـه
ازیکسو
ووارد آوردن
تغییرات
تکتیکـی
مبنی
برافغانی
سازی خطـوط
دفاعی جبهات،
تواًم
درهمآهنـگی
مشترک با قطعـــات
ناتو وتامیـن
امنیت
پایتخت بوسیـلهً
نیـروهای
پلیس، ازسوی
دیگـر، را میبایست
درپلانهــای
عملیاتی
آینده،
تکمیل و
تنظیم
نمایند. ما
که
ازاشتباهات
حال وگذشتهً
فرماندهان
امریکائی
وناتو،
بویژه
قوماندانان
انگلیس درافغانستان
حرف میزنیم،
آنرا نه تنها
باید یک اشتباه
ساده به
ارزیابی
گرفت، بلکه
فکتـورهای
عمدهً دیگری
مانند، افتادن
این کشورها
بین هم
دراختلافـات
میانخودی،
عدم همآهنگی
مشترک درعملیاتهای
محاربوی،
خودســری
های
غیرمسًولانه
دربمباردهای
هوائی،
خودکامه
گیهای خیانتباردرمعاملات
پشت پرده با
طالبـان وده
ها عملکرد
دیگردران نقــش
اساسی داشته
است که
درنتیجهً
این اهمال
وکم بها دادن
به خواست
مردم محل،
ســرانجام
درعمل ثابت
گردید که این
قدرت جهانی چه
گونه تفــوق
نظامی را دربرابرگـروهای
کوچک ونا
منظم شورشی
ازدست داده
وپلانهای
عملیاتی شان
اکثراً با
ناکامی
وتلفات همراه
بوده است. روی
همین ناگزیریها
بود که
کنفرانس
بخارست با یک
چلنج بیسابقه
بخاطربرون
رفت ازین بن
بستهــا،
تدویرودرچوکات
یک ستراتیژی
جدید که دیده
شود درآینده
ها، چه
دستاوردی
خواهد داشت،
یکبـاردیگر
برتعهدات
درازمدت خود
درافغانستان
مهـرتائیــد
گذاشتنـد. قوتهای
ناتو
وامریکا
علیرغم
اینهمـه
هزینه های
بیشمارمصارفاتی
وتلفـات
انسانی که
درخاک
افغانستان
ازخود بجا
میگذارند
ولی بازهم
نتوانسته
اند درروح
وروان مردم
نفـوذ دوستی
ویکــرنگی پیـدا
کنند ویا
لااقـــل
بخشی
ازرضائییت
آنهـا را
درین کارزاردفاعــی
علیه تروریـستان،
آنگــونه که
درمراحل اول
با خوشبینی
وانتظارات
سازنده گی
تصورمیشد،
ازآن
خودسازند.
زیرا حرکت
وبرخورد
آنها
دربرابرمردم
درهرشهروروستائی
که حضورداشته
اند، نه تنها
حرمت
ستیزوبیباکانه
بوده وبه
ارزشهــای
ملی وسنتی
آنجاها وقعی
نگذاشته اند
بلکه این
حضوردریک
فضای آگنده
ازبیم وبی
باوری جلوه
گری داشته
است. فضائیکه
دریکسوی آن
فقروبیچاره
گی و دست نگری
بیداد میکند
ودرسوی دیگـــر،
روحیهً
استکبـاردر
بالاترین سطح
قدرت وثروت قدکشیده
است. طبیعیست
که چنین زوال
ووابستگی
روحیهً
ملتهای
درمانده را
تضعیف وهویت
آنها را درنظردیگران
خواروبی
ارزش جلوه
میدهد و دریوزه
گری دولتها،
هــــــرم
داران آنرا
به دست نشــانده
گان تاریخ،
برچسپ میــزند.
واینکه این
فقــروذلت
را کیها
برملت ما
تحمیـل کرده
اند، ریشهً
آن سخت
طولانی
واسفبــاراست
که ازگــذشته
های دورآغــازمیگردد.
گـذشتـه هائیکه
به دوران سرداران
استعمارزدهً
انگلیس
وسلطنـت
برادران
جبارآل یحی،
پیــوند
میخورد، از
دوران تشتـت
ووابسته گیهــای
گرداننده
گان حزب
دموکراتیک
خلـق و برهه
های جنگ
وتباهی تفنگ سالاران
قـدرت طلب، به
سختی میگذرد. مرحلهً
وحشت آفرینی
طالبان
مزدوراجانب
را، باتلخی
شوکـــــران
طی منزل
میکند
وسرانجام به
قلمرو دولت
دست نشاندهً
کنونی بمثابه
یک میراث شوم
وننگین سایه
می افگند. به
صراحت باید
اذعان کرد که
هـرکدام
ازین رژیم ها
بنوبهً خود، سرنوشت
وهویت
وآزادی ملت
را به بازی
گرفتنـد، دردست
نگری
ووابستگی
آنها به
بیگانه گان،
ازهیچ نوع فـروتنی
دریغ
نورزیدند.
روی همین
حقارت
بازیهای پی
درپی آنها
ازیکطرف وطمع
بیحد
وحصرچسپیدن
شان بقــدرتهای
ماشاءالله
ای ازسوی دیگــر
بوده که سرنوشت
کشورچون
بازیچه یی،
ازدستی
بدستی انتقـال
یافـت. تسلسل
این روند
ننگین
سلاطین غاصب
و شاهان دست
نشانده،
بمثابه
میراث تلخ
تاریخ، ملت
را درژرفای
عقب ماند گی بیسوادی
وتاریکی
فروبرد وسیـرنزولی
آن تا
آستانهً این
قـــرن تجـدد
تمدنهـای
دیجیتالی
ازحرکـت
بازنه ایستاد،
حرکتی که
امروز بیشتــرازگذشتـه
ها، کشوررا
بسوی عقب گـرد
قرون وسطائی
و کشمکشهـای
خطرناک
مافیائی، به
پیش میراند. امروزسی
وشش
کشورجهان
درراس همه
امریکا
وکشورهای
ناتو،
افغانستان
را زیربال
قرارداده
وملت آنرا
وامدارطویل المدت
خود بحساب
گرفته است.
آنها اند که
اهداف
وبرنامه های
خودرا مستقــلانه
وبی هیچ
دغدغه ئی،
درین
جغرافیای
ناکرانمند،
بمنصهً اجرا
درمی آورند. مسلم
است که
دولتهای عقب
افتادهً
جهان سوم بخاطراعمارکشورهای
خود،
ناگزیراند،
همکاری
دولتهای
پیشرفتهً
جهانرا بخود
جلب کنند وبه وامهای
بزرگ
ودرازمدت
آنها، مملکت
سازی نمایند.
اما درهرحال
رهبران
شایسته
سالار،
آزادی وهویت
ملی کشورخودرا
دربدیل این
همکاریها وقــراردادهای
سیاســی و
اقتصادی، به
معامله
وحراج
نمیگیرند.
برنامه داد
وستد
متقابلهً
خودرا درهمه
عرصه ها، به گونهً
شفاف برخ ملت
میکشند. اما
درکشورما که
ملیـــــاردها
دالرکمکی
بباد فنا
رفته است مگر سرنوشت
بازسازی،
هویت ملی
وملت سازی
هنوزهم راه
عبورازپهنـهً
اینهمه
گردابها را،
بدرستی
پیـدا نکـرده
است. و درین
فاجعهً
دستبردها،
هیچ ارگانی
خودرا
پاسخگو
نمیداند
وازشفافیتها
هرگزخبری
بگوش نمیرسد.
افزون بر آن
چون اغـلب
کرســی
نشینان نظام
بنا برعــدم
ظرفیـت کاری
ودانـش
مسلکی،
بماننـد
دانه های
صامت شطرنج،
به میخهـای
بیگانه گان
بستـه اند بنابران
جرئت آنرا
ندارند تا
ازمنافع
علیای وطن
خود آنگــونه
که وجیبهً
فرزندان
متعهد این
خاک است، به دفاع
برخیـزند
ودراعمارکشورویران،
با وجدانهـای
سربلنـد
صادقانه
وشفاف وارد
عمل گردند.
بناءً ملت را
نیزبا این
خصیصهً چاکـرمنشـانهً
خویش درچشم
وذهنیت
کشورهای کمک
کننده، همت
گسیختــه
ومفـت خوار،
به نمایش گـرفته
اند. همین
دلیل است که
متاًسفــانه
تا آنجا که
لازم بوده،
نظامیان این
کشورها،
تاهنـوزاز
شناخت تاریخ
وتمـدن این
سرزمیـن
آگاهی درست
ندارند ونمیـدانند
که ملت
افغانستان
با وصف فقــروغــربت
و پریشانی، به
عـزت
ونوامیس ملی
وآزادی
سرزمین خود،
بالاترازهرچیزدیگـــری
ارزش قایل
اند. ملتی که
ازکوران داغ
مرگ وزندگی
به سختـی
گذشته
ودرهرنظامی
متحمل
قربانی های
بیشمارگردیده
است. همان
مردمی که
امروزنیــزدرسخت
ترین شرایط
نفس میکشند،
آواره گی، بی نانی
وبیکاری دود
ازدمار شان
کشیده است. موجودیت
قوتهای
خارجی
درافغانستان
ودفاع آنها ازمحدوده
های مرزی وشهـرها،
علیه طالبها
والقاعده
را، مردم ما
بمثابه یک بدیل
موجه وعامل
دفاعی کشور،
به دید مثبت گــرفته
وبا آن
ابرازهمسوئی
کرده اند. واقعاً
درصورتیکه
این
قوتهــای
بین المللی
درافغانستان
حضورنمیـداشت،
از تشکیـل
نظام ودولتـــی
با این شاخ
وبر خبری نمی
بود، هرج
ومرج داخلی
وتجاوزصریح
القاعــده
وطالبـان به
خاک
افغانستان،
بمراتب بیشتروشدید
تر از
امروزبحران
آفرین میگشت
وشایدهم
منجربه
تجزیهً
کشورمیگردید. مگراین
نظرمثبت ملت،
ازحضورقوتهای
خارجی درخاک
افغانستان
آنقدرهم با
گلدسته های
خوشبینی و
رضائیـت،
مورد پذیرش
همگان واقـع نشد
بلکه با گـذشت
زمان
بدبینیها را
درخود پرورش
داد زیرا این
حضورباتاًسف
آنگونه که
انتظارات
مشروط خودرا
درقبال داشت
ازسوی
نظامیان این
کشورها بـــویژه
امریکائیها،
درعمل پیاده
نگردید. نقطهً
عطف این
انتظاریها،
درکمکهای
بازسازی، رفا
وامنیت مناطــق
ومهـمترازهمه
مسًـلهً
حرمت گزاری
متقابلهً
آنها
دررابطهً
عرف وسنن مردمان
هـرمحل توقع
برده میشد
مگربه این
خواستهای
مردم نه
نظامیان
خارجی ارجی
قایل شدند ونه
هم دولت
توانست تصمیم
دلسوزانه ئی
را درموردعملی
سازد. بناءً
وضیعت
باهمان حالت
سردرگمی
ادامه یافت و
تداوم این
نارضائیتی
ها باعث آن شـد
تا مردم
ازدولت
فاصله گیرند
وگرایش
آنهارا بسوی
طالبان بیشتـرتحریک
کنــد. همان
بود که درنهـایت،
اوضاع به
وخامت
بیشترگرائید
و جامعهً ملل
با نگرانی
خاطر دولت
آقای کرزی را
به بی کفایتی
ولبریزازفساد،
متهم ومحکوم ساخت. بناءً
روی این انگیــزه
های سیاسـی، ناتووامریکا
خودرا ناگــزیردانستنـد
تا
بخاطرمرمت
این اشتباهـات
آشکارازیکسو
وسرکوب
قاطعانهً
طالبان ازسوی
دیگر،
درستراتیژی
مبارزهً خود،
بخصوص
درمناطـق
آشوب زدهً
جنوب ، تجدید
نظرنموده ومیزان
کمکهای
نظامی وسیعتری
را، به
افغانستان
دردستــورروز
قرار دهند. اما
یک سوال
بسیارعمده
وسرنوشت
سازدرین نشست،
مورد توجه
هیچ طرفی
بشمول آقای
کرزی قرار نگرفت
وآن اینکه
هزینهً گزاف
وسرسام
آورمصارفاتی
اردو وپلیس
اجیروقراردادی
که حتا کمییت
آنرا
میخواهند
دوچندان
بالا ببرند
چگـونه
درآینده ها
بایست تضمین
شود وکدامیـن
منبع لایزالی
حاضرخواهد
شد تااین
تمویل
گرانسنگ را
متحمل گردد ؟ پرسشی
که پاسخ آن
فقط درواژهً
اشغال خاتمه
پیدا میکند. حدود
دوسال پیش زمانیکه
نمایندهً
امریکا
تلویحاً
بدولت آقای
کرزی گوشـزد
ساخت تا بعــد
یکسال دیگر
افغانستان،
خود باید
مصرف اردو
وپلیس را ازعــواید
داخلی متقـبـل
شود، آقـــای
احدی با
سراسیمه گی
مظلومانهً
گفت: حقــوق
ماهـوارپرسـونل
اردو را
مقامات
امریکائی به
میــل خود
تعیـن کرده
اند، دولت
افغانستان
هرگزظرفیت
وتوانائی
آنرا ندارد
تا ازپرداخت
چنین هزینهً
بزرگ بدرآید. پس
چه بایدکرد ؟
سوالیست
نگران کننده. دولت
امریکا
نیزکه مکلف
نیست تا این
مصرف کمرشکـن
را مادام
العمربه
اردو آنهم
ازکمکهای
بازسازی
افغانستان،
بپردازد. پس
ازچند سالی
که سرانجام
این کمک ها
پایان یابد
سرنوشت چنین
اردو وپلـیس
قـراردادی
بکجا خواهـد
کشیـد؟ سخنگوی
وزارت دفاع
جناب جنرال
عظیمی که
همیشــه داد
ازاردوی «
مستقـل وملی»
میــزند
وکمییـت
آنرا برخ
مردم میکشد
آیا در مورد
تمویل پولی
ولوژستیکی
آن درآینده
ها، بکدام
ستراتیـژی
خود کفا وملی
اندیشیـده
است؟ تا
اردوی
افغانستان
ازدست نگری
رها وواقعاً
حیثیت دفاع «
ملی » ونیروی خود
ارادیت را،
درمنطقه
پیدا کند ؟ با
تعجب فراوان
که در طول این
شش سال آقای
وردک
وزیردفاع،
فاقد هرنوع
ستراتیژی دفاع
مستقلانه
درکشوربوده
است ودست نگـری
بیگانه گان را
درمسایل
نظامی، نسبت
به ساختاریک
اردوی منظــم
و مستقل ملی،
ارجحییت
بیشتـرقایل
بوده است.
ازهمیـن سبب
درطول این شش
سال، نظام امــروقومانده
و فرماندهی
اردو ووزارت
دفاع
دردستان
قدرت هائی
متمرکــزبوده
که توانائی
تمـــویل
آنرا بعهــده
داشته اند. پروســـهً
این فـرماندهی
وفـرمانبرداری
معلوم نیست
که تا کدام زمانه
های
درازدیگری
ادامه خواهد
داشت ؟ جناب
وردگ
وزیردفاع
درجلسهً
گزارشدهی،
به حاضرین
اعلان
میدارد « من
بشما مژده و
نوید میدهم
که عنقریب
کمییت اردو
به هشتادهزارنفرارتقا
خواهد کرد»
مگر ایکاش
این مژده
درساختاریک
اردوی خود کفا
ونیرومندی
میبود که
قدرت دفاع
مستقل دربرابردشمنان
را خود دردست
میـداشت وپرسونل
آن با روحیهً
خدمت مقدس
درپای مادروطن،
مکلفیت
خودرا با رگ
رگ جان احساس
میکردند. ولی
ارکان رهبری
وزارت دفاع سطح
کیفی ومعنوی
اردو را که
درنبردها،
یک رکن حیاتی
ظفررا تشکیــل
میدهـد بکلی
نادیده
گرفته وصرف
برخشکیـده
ترین عنصریعنی
کمییت آن
تاکیــــد
میکنند. فردوسی
بزرگ چه زیبا
گفته : سیاهی
لشکر نیاید
بکار ـــ یکی
مــرد جنگی
به از صدهـزار درکنفرانس
بخارست
تاکید بعمل
آمد تا
بمنظورجلوگیری
ازتلفــات
مردم ملکی،
نظامیان
امریکائی
وناتو درعملیاتهای
محاربوی
خود، لااقل
با مراکزقــومانده
افغانی درهمآهنگی
قرارداشته
باشنـد،
مگربا تاسف
چارروزبعـد
این فیصله
دربمبارد
نورستان
بدون آنکه
وزارت دفاع
درآگاهی قــرارمیگــرفت،
عملیــات
هوائی انجام
یافت که
دراثرآن سی
ویک نفـرملکی
جانهای
خودرا ازدست
دادند. به همیـن
گونه هفتـه
یی پیش
اخباری
ازطریق بی بی
سی پخش گردید
که هلیکوپتــرهای
نظامی امریکا
مقـادیرقـابل
ملاحظه یی
ازمحموله
های اسلحه
ومواد لوژستیکی
را درمناطق
زیرکنترول
طالبان به
زمین دیسانت
کرده اند. هرچند
مقامات
نظامی
امریکا این
خبررا رد
میکند اما
این وضیعت
غیرمترقبه،
نگــرانی
وتشویش سایر قطعات
وجزوتامهای
خطوط دفاعی
را ببار
آورده است. قضیهً
محرم دیگری
که به
تجهیزاردوی
افغانستان
ارتباط
میگیرد،
تحویل گیری
سلاحهای
خفیفـه
وثـقیلهً
ایست که
عمدتاً ازهـزینه
های بازسازی
بکمک امریکا بدسترس
قطعات اردو
وپلیس
قرارمیگیـــرد.
دو هفتـه پیش
یکی از رازهای
این محــرمیت
بارسوائی که
واقعاً نگــران
کننده است درمعــرض
افشا قرار گرفت.
قرارنوشتهً
روزنامهً نیــویارک
تایمز، تاجـرجوانی
ازشهـــرمیامی
امریکا دریک
معاملـهً سیـصد
ملیون دالــری،
اسلحهً جنگی
را به
افغانستان قــرارداد
کرده بود اما
پس ازان کـه
افشا شـد
سلاح مذکور
کهنه وقابل
تخریب بوده
وبیشتراز
چهل سال ازعمرش
میگذرد،
ازطرف
پنتاگون این
قــرارداد
به تعویق
قرارداده شد. مستند
به گزارش
نیویارک
تایمزاین
سلا ح اصلاً
ساخت چین
بوده که
درسال 1966 به
کشورهای
البانیا
چکوسلواکیا
وسایردولتهای
بالقان
فروخته شده
بود. این سلاحهای تاریخ زده بوسیلهً مافیای قاچاق ا |