جـــــــواد

شاه شجاع به مراتب از
کرزی بهتر بود

اختلاف روسیه با جهان غرب و ستمگران مایه ی نگرانی افغان ها است

بیم فراموشی دوباره ی افغانستان می رود

تنش های موجود در جهان داغ تر از بحث افغانستان است

حالا كه كشور ما در تب سوزان سردرگمي هاي گونه گون مي سوزد و ملت در تنگناي بدبختي و بيچاره گي ناشي از افتراق، تبعيض، تفوق طلبي قومي، استبداد دولتي، بی باوري به نهاد هايی كه بايد در دفاع ملت قرار داشته باشند، نه بود امنيت و رفاهيت به سرمي برند سر دمداران بدكنش ارگ و وابسته گان شان در سراسر كشور به تعیش مصروف اند بيم آن مي رود كه فردایي نه چندان دور همه ی ملت افغانستان قرباني اين همه بي كفايتي ها نه شوند و مورد بمباردمان نيرو هاي حافظ منافع كرزي و كرزي يي ها قرار نه گيرند.

با برگردی به تاريخ كشور و مشاهده ي حالات موجود و برخورد قاطعانه ي اكثر كشور هاي منطقه با ستمگران به اين باور مي شويم که حتا شاه شجاع بهتر از كرزي زعامت داشت با اين كه اسير دام انگليس بود و غلام حلقه به گوش آن.ولي گاهي هم از اوامر آن سرکشی مي نمود وگذشته ی امير عبدالرحمن خان را كه مي دانيم.

در فراتر از مرز هاي افغانستان حالا كه عراق در خونين ترين ايام جنگ و و حشت تاريخ خود به سر مي بردجدا از جنگ هايي كه صف آن و صفوف آن ها معلوم است در ساير ابعاد زنده گي اجتماعي كاملاً با داشتن يك حاكميت قوی و با اتوريته زنده گي دارد تا كنون خبر ي از فساد اداري در ادارات، ناتواني نيروهاي امنيتي، بي امنيتي در شهر ها ناشي از سرقت، اختطاف، قتل و غارت كه پيهم، متواتر و مستمر مي باشد نه شينده ايم.اما در افغانستان همه ی اين موارد بر عكس است.

چون ديگر كرزي مهره يي از ايادي بيگانه سالار نه به مقصد خدمت به ملت و نه به هدف كشور داری به منظور تحقق منافع ستمگران در افغانستان حمكروايي دارد و اين حمكرايي هم استوار است بر زور سرنيزه ي ستمگران. حالا كه اختلاف شديد در ميان ستمگران رو به اوج گيري است و تلفات هموطنان ما در سراسر كشور از اثر بمباردمان هاي ستمگران امريكا به خصوص سير صعودي را مي پيماید، كسي نيست كه از آنها بازپرسي به عمل بياورد و يا اين که انگليس در مخالفت با امريكا تلاش دارد به هرشكلي شده يك شهريا ولايتي را به دست طالبان سقوط بدهد و زمينه را براي حضور طالبان در مقابله با امريكا مهيا سازد.

بمباردمان و حشيانه در هر گوشه ی مملكت توسط ستمگران به خصوص امريكا سبب شده است كه مردم به تناسب هراس از طالبان در تشويش و دلهره ي بمباردمان امريكايي ها باشند.

آقاي كرزي حتا توانسته است اين صلاحيت را بيايد كه از او مشوره يي به خاطر انجام عمليات هاي هوايي يا زميني يا دستگيري افغان ها توسط امريكايي ها گرفته شود.چی رسد كه مانند عراق از امريكا جدول حضور زماني مطالبه كند. بيشترين و بهترين دستاوردي كه مالكي و كابينه ي مربوط او توانستند به ملت شان ارمغان بياوردند همانا قبول فرايندكاري براي تعين مدت زماني حضور نيرو هاي اشغالگر در عراق بود كه امريكا به آن سر نهاد و تا سال 2011 حضور شان پذيرفته شد و اين تصميم از رأی مجلس ملي آن كشور خواهد گذشت.

عامل مهم ديگري كه كرزي حتا شهامت به زبان آوردن آن را نه دارد نه دادن مصئونيت به سربازان خطا كار امريكا در عراق است كه كابينه ی عراق به صورت قطع به سربازان اشغالگر امريكا مصوونيت قضايي و عدلي نه داده است.به اين صورت عراق مي تواند فرد متخلف امريكايي در كشورش را مطابق احكام قوانين در خود عراق و مجازات نمايد ولي در افغانستان بدبخت ترين نظام حاكم است كه هر لحظه شاهد سر افگنده گي شهادت ملت ويراني وطن به دست باداران اش است و كاري هم از وي ساخته نيست.

 بی گمان گرفتن تصاميم عجولانه و بالاتر از صلاحيت شان هم در مجلس وزراي بي کفایت كرزي زير نام تجديد نظر در حضور نيرو هاي خارجي، اقدام عوام فريبانه و تخيلي بيش نخواهد بود كه فقط در حد نوشته ي روي كاغذ و استفاده ي تبليغاتي باقي خواهند ماند.

قتل را امريكايي مرتكب شد و ملت را در شيندند به خون و خاك كشانيد كه در عوض بازپرس از امريكا و مراجعه به مراجع بين المللي و شكايت از امريكا جنرال برجسته ي اردوي كشور را که با تجربه ترين فرد نظامي است بركنار كرد و فرمانده ديگري را نيز که افغان بود بركنار كرد.

بركناری جنرال جلندر شاه و جگرن عبدالجبار از هرات چي دردي را دوا مي كند در حالي كه آن ها حداقل تقصير نه دارند كرزي از اين اقدام دو هدف را به دست آورد.

1- تغير اذهان عامه از عملكرد امريكايي های در كشور كه دو فرمانده مذكور فداي آن شدند.

2- بركنار كردن جلندر شاه خان به اين بهانه. اين امر براي كرزي زمينه ي آن را فراهم آورد تا بتواند از تبار و قوم خاص خويش كسي را به جاي جلندر شاه بگمارد كه يك تاجك است.

كرزي با تيغ كين بر كشيده از نيام عقده تصميم دگرزدایی از خود را دارد تا باشد فقط به زعم خودش با قوم و قبيله اش عنان اختيار در كف گيرد اما خيال است و محال است و جنون

حالا با تغيرات فاحشي كه در روابط امريكا، اروپا و ساير ممالك غرب با روسيه صورت گرفته است و هر آن احتمال يك تصادم مي رود ايران و پاكستان هم به نحوي درگيري هايي دارند و چالش هاي گونه گوني فرا راه مردمان اين سرزمين ها قرار دارد و ستمگران هم از هيچ نوع قدرت طلبي و سركوب ملت ها دريغ نه مي كنند يا خود شان مستقيم يا توسط گماشته هاي شان در ممالك همجوار ما ملت هاي ما را به تباهي مي كشانند و افغانستان را مركز داغ تصادفات نگهميدارند، ديگر نميتوان توقعي از نظام فاسد كرزي داشت. پس اين جا است كه ملت بايد خود تصميم بگيرد و نگذارد به پرتگاه نيستي برده شود. زيرا با توجه به عطف تصاميم جامعه ي بين المللي در عراق، گرجستان، ايران، لهستان و پاكستان منازعات في مابين روسيه و جهان غرب، روسيه و گرجستان، گرجستان و افخازیا و استونيا و يا هم موضوع فلسطين و اسرائيل محال است كه افغانستان بتواند بار ديگر در صدر اقدامات و توجه بين المللي قرار گيرد.

بي گمان دلايل حضور نيرو هاي جامعه ي جهاني و ستمگران در كشور مان به بهانه ي مبارزه با تروريزم، القاعده، محو كشت، ترافيك و قاچاق مواد مخدر تأمين ثبات و امنيت، همچنان بازسازي و نوسازي عرصه هاي مختلف زنده گي جامعه ي مان كه از اثر جنگ هاي متداوم خساره مند گرديده است، عنوان مي شود هفت سال است كه آن ها در اين راستا مصروف فعاليت بوده ولي گذشت زمان و تجارب نشان ميدهد، كه حضور اين نيرو ها كدام تأثيري به كاهش فعاليت القاعده و تروريزم نه داشته گام مثبت در زنده گي و رفاه مردم و بهبودي وضع امنيت كشور مان نداشته است، بحراني شدن روز تا روز اوضاع امنيت دال بر اين مدعا ميباشد، نيرو هاي خارجي متعهد به تأمين ثبات و امنيت بدون در نظر داشت حساسيت هاي مردم و عدم اعتنا به تقاضا هاي دولت مردان كشور و ناديده گرفتن مساعي مشترك و همآهنگي در فعاليت هاي محاربوي تصفيوي با بمباردمان هاي نا سنجيده و غير دقيق باعث كشتار افراد غير نظامي و مردم بيگناه كشور اعم از زنان، پير مردان، اطفال و جوانان ميشوند، كه سبب تشديد نا رضايتي ها و عدم اعتماد مردم به اين نيرو گرديده حضور شان را در كشور خود به شك و گمان ها مي بينند و واكنش هاي را نيز تبارز ميدهند عملكرد نيرو هايي خارجي به ويژه ايالات متحده ي امريكا سردمدار ستمگران بالاخره عواقب و خيم را بدنبال خواهد داشت.

در ذيل شمه ي از اقدامات ناسنجيده ي آنها كه سبب تلفات افراد بيگناه و غير نظامي طي پنج ماه گرديده تذكر بعمل مي آيد:

-    كندهار 13/1/ 87 از اثر بمباردمان نيرو هاي ائتلاف 3 فرد ملكي در ولسوالي پنجوائي شهيد شدند.

-    نورستان 19/1/87 كه در جريان بمباردمان در ولسوالي دو آب از طرف نيرو هاي ائتلاف 33 فرد ملكي شهيد50 تن زخمي 1 باب مسجد و 50 منزل تخريب شد.

-    زابل 21/1/87 در جريان بمباردمان نيرو هاي ائتلاف و ناتو 3 فرد ملكي شهيد 1 زن 1 طفل زخمي شدند.

-    كنر 30/1/87 در جريان بمباردمان نيرو هاي ائتلاف و ناتو در ولسوالي شيگل 3 تن شهيد 3 تن زخمي شدند، كه 1 زن شامل زخمي هاي افراد ملكي هستند.

-    پكتيا 1/2/87، 1 زنداني افغاني به اسم ناصر كه به اتهام قاچاق اسلحه در گرديز نزد امريكايي هاي زنداني بود از اثر شكنجه جان باخت.

-    زابل در جريان بمباردمان مورخ 15/2/87 در ولسوالي شاه جوي تعداد 15 تن اعضاي يك فاميل شهيد شدند.

-    هرات 18/2/87 سربازان ناتو 2 تن به شمول دريور افغان را در ولسوالي ادرسكن هدف فير قرار داده و مجروح نمودند. روز قبل هم 2 تن اعضاي يك فاميل را هم در همین ولسوالی زخمي نموده بودند.

-    ننگرهار 21/2/87 نيرو هاي ائتلاف در ولسوالي غني خيل 3 تن ملكي را شهيد نمودند و 6 تن دیگر را با خود بردن. بعداً‌ مردم تظاهرات نموده كه در جريان تظاهرات از اثر فير نيرو هاي امنيتي 2 تن مظاهره كننده شهيد و 7 تن ديگر زخمي شدند.

-    كنر 22/3/87 در جريان بمباردمان در ولسوالي كامديش و مانوگی 1 زن شهيد و 1 طفل زخمي شدند.

-          فارياب 2/3/87 از اثر فير نيرو هاي ناتو 3 تن اطفال شهيد شدند.

-    هلمند 5/3/87 از طرف نيرو هاي ائتلاف در جريان عمليات 3 مرد و 1 زن شهيد شدند.

-     لوگر 7/3/87 در منطقه كمال خيل نيرو هاي ائتلاف مولوي عبدالمالك را شهيد نموده و 4 تن ملكي را با خود برده اند.

-    كنر 8/3/87 در جریان عملیات 15 تن افراد ملكي از طرف نيرو هاي ائتلاف شهید گردیدند.

-    فراه 20/3/87 نيرو هاي ناتو 1 دریور موتر مسافربري را از اثر فير مجروح ساخته اند.

-    پكتيكا 22/3/87 در ولسوالي متا خان 16 زن و 11 كودك در جريان عمليات و بمباردمان شهيد شدند كه نيرو هاي ائتلاف صرف 3 زن و 1 طفل را تائيد ميكنند.

-    اورزگان 22/ 3/87 نيرو هاي ناتو 3 تن مردم ملكي را شهيد نمودند.

-    كندهار 30/3/87 در ولسوالي ارغنداب نيرو هاي ناتو 1 فرد ملكي را شهيد نمودند.

-    خوست 1/4/87 از اثر فير نيرو هاي ناتو 1 فرد ملكي شهيد و 3 تن ديگر را زخمي نمودند.

-    كاپيسا 2/4/87 در جريان بمباردمان نيرو هاي ناتو در ولسوالي تگاب 3 فرد ملكي را شهيد نمودند.

-    نيمروز 10/4/87 در ولسوالي خاشرود در جريان بمباردمان 6 فرد ملكي شهيد را نمودند.

-    نورستان 14/4/87 در ولسوال وايگل تعداد 22 تن ملكي شهيد و تعداد 8 تن ملكي زخمي نمودند.

-    ننگرهار 16/4/87 ولسوالي هسكه مينه ده بالا در جريان بمباردمان نيرو هاي ائتلاف تعداد 40 زنان اطفال گشته و تعداد 10 تن را زخمي نمودند.

-    كابل 17/4/87 در ناحيه 4 چارراهي سفارت ايران از اثر فير نيرو هاي خارجي 3 تن ملكي به شمول 1 كارمند امنيت ملي را شهيد نمودند.

-    لوگر 19/4/87 در ولسوالي خوشي نيرو هاي ناتو 1 فرد ملكي را شهيد به شمول 1 زن 2 ملكي ديگر را زخمي نمودند.

-    نورستان 25/4/87 در جريان بمباردمان نيرو هاي ائتلاف 33 تن ملكي را شهيد نمودند.

-    فراه 26/4/87 در ولسوالي بكوا در جريان بمباردمان تعداد 9 فرد ملكي وبه شمول3 زن را شهيد نمودند.

-    هرات 27/4/87 در ولسوالي شيندند در جريان بمباردمان نيرو هاي ناتو به شمول 4 تن اعضاي فاميل قوماندان امان الله زير كوه تعداد 50 تن ملكي را شهيد نموده.

-          كندهار 7/5/87 نيرو هاي ناتو 1 مرد و 2 كودك را شهيد نمودند.

-    غزني 10/5/87 در جريان بمباردمان نيرو هاي &