ندیم خراسان مهر

 

پشتونیسم بنیاد گذار فرهنگ توهین در افغانستان است

اخیراً در رسانه های داخلی و بیرون مرزی افغانستان بحث توهین به شاه امان الله داغ است و حزب افغان ملت با استفاده از نفوذ خود در دولت مافیایی کرزی از آن بحیث ابزار نژاد پرستی و بازی سیاسی استفاده می کند.

 مضمون اساسی مقاله کنونی را مسائل ذیل تشکیل می دهد:

1.   پشتونیسم بحیث یک آیدیولوژی فاشیستی امتیاز طلب بنیاد گذار فرهنگ توهین در افغانستان است؛

2.    تاجکان، هزاره ها، ازبک ها، ترکمن ها، نورستانی ها، پشه یی ها، بلوچ ها، ایماق ها بحیث اقوام بومی سر زمین کنونی افغانستان در سه سده اخیر به اشکال مختلف جان، مال و ناموس شان توسط قبایل تازه بدوران رسیده مورد تجاوز و توهین قرار گرفته است؛

3.    پشتونیسم عادت به برتری طلبی، امتیاز طلبی و سلطه جویی در سه سده اخیر نموده است؛

4.   پشتونیسم به منظور اهانت و تسلط به غیر پشتونها، حاضر است طعم تلخ هرنوع توهین و اشغال و مزدوری به خارجی ها بشمول تروریسم جهانی را تحمل کند؛

5.    تاجک ها، هزاره ها، ازبک ها، ترکمن ها، نورستانی ها، پشه یی ها، بلوچ ها، ایماق ها و حتا هندوتباران اقلیت افغانستان بیش ازین توهین، تحقیر و باج دهی به قبایل کوچی و غیر کوچی را به هیچ قیمتی تحمل نخواهند کرد.

 

در موردکلمه توهین می توان گفت، هر چند واژه توهین یک پدیده زشت است ولی برای قبایلیان در طول سده ها به یک فرهنگ مبدل شده است. زیرا نظام قبیلوی محصول و زاده عقب مانی و محیط خشونت است و قبایلیان در محیط آغشته به توهین بزرگ می شوند.

 کودک در خانواده قبیله اولین واژۀ را که از والدین میشنود، تعصب، خشونت، انتفام و تجاوز بر ناموس قبایل رقیب است. به بیان دیگر والدین در گوش طفل شان در گهواره تجاوز و خشونت را آذان می دهند که کاملاً در رواج پشتونولی بحیث یک سنت قبیلوی در طول سده ها نهادینه شده است. ازینرو کودکان وقتی بزرگ می شوند نه تجاوز به ناموس، حیثیت دیگران برای شان ارزش دارد و نه تجاوز به ناموس و حیثیت یکد یگر شان. چنانچه تاریخ شاهد است که تمام تاریخ قبیله را جنگ بر سر زن، زمین و زر تشکیل می دهد.

 بنیاد گذار همه بدبختی های ما به قول پروفیسور سید خلیل الله هاشمیان احمد شاه ملتانی جنگسالار کبیر است. چنانجه دانشمند بزرگ و واقع بین کشور ما پروفیسور سید خلیل الله هاشمیان که خود یکی از سادات های محترم کنر استند در مقاله تحقیقی خویش تحت عنوان" دوصدو شصت سال در جهنم اولاده احمد شاه" چنین مینویسند:

" سنگ بنای دولت معاصر افغانستان بر اساس نژاد پرستی قبیلوی، خشونت طلبی، وحشت گرایی، لشکر کشی، تاراج، غارت، نسل کشی، کوچاندن اجباری، فرهنگ ستیزی، تمدن ستیزی، ناموس ستیزی و لوطیگری بدست جنگسالار کبیر احمد شاه درانی- ملتانی در دو صد و شصت سال قبل گذاشته شد. یگانه دست آورد احمد شاه درانی درطول زمامداری اش تاراج، ویرانگری و قتل عام مردم مظلوم هندوستان و ایجاد پایه های لرزان امپراتوری وحشتی بود که توسط میراثخواران وی تا اشغال کامل هندوستان توسط استعمار انگلیس در سده نزدهم تداوم یافت.

واقعیت تلخ اینست که با ظهور قبایل وحشی در صحنه خراسان در سده هژدهم نه تنها هندوستان بدست احمد شاه تاراج، قتل عام و ویران شد، بل جان، مال و ناموس مردم خراسان نیز در امن باقی نه ماند. و سر انجام با آوردن قوت های استعمارگر انگلیس توسط نواسه وی شاه شجاع در سر زمین مقدس خراسان، خراسان و خراسانیان نام و نشان تاریخی خود را از دست داده و در حدود جغرافیایی سیاسی جدید بنام افغانستان هویت تصنعی یافتند.

 خدا شاهد است در دوصد و شصت سال اخیر نه تنها خواب آرام از چشمان مردم افغانستان پرید، بل جان،مال و ناموس مردم این سر زمین نیز توسط احمد شاه ملتانی و اولاده وی مصوون نمانده و ریشه های تاریخ پنج هزارساله ما نیز برچیده شد. در نتیجه در اوایل سده بیست و یکم افغانستان به فقیر ترین، بی آبروترین و وحشتی ترین مردم در جهان شهرت یافته است.

بدین تر تیب تاریخ معاصر افغانستان سیاه ترین صفحات تاریخ پنج هزار ساله مانرا تشکیل میدهد که در ٢٦٠ سال گذشته مردم ما در جهنم احمد شاه درانی و اولاده وی سوختند و هنوز می سوزند. "

در جای دیگر جناب هاشمیان می نویسند:" اولاده احمد شاه تمام ارزشها و افتخارات تاریخی، فرهنگی و شخصیت های تاریخ ساز و هویت ساز ما که سراسر تاریخ پنج هزار ساله ما سر شار است و شهرت جهانی دارند مانند مولوی، ابن سینا، رودکی، فردوسی، سنایی... و یا شیر مردان و قهرمانان تاریخ ما نظیر ابو مسلم خراسانی، یعقوی لیث صفار و صد ها تن دیگر را از حوزه فرهنگ و هویت ما بیرون کشیده به همسایگان ما فروخته اند. ولی بد نام ترین و وطنفروش ترین افراد قبیله خویش را بنام بابا، نیکه، انا و غیره برای ما معرفی مینمایند. ازینرو هیچ نوع ارزش و منافع مشترک میان اولاده احمد شاه و اقوام غیر پشتون وجود ندارد که بتوان در یک سر زمین مشترک دولت- ملت را ساخت. از همین جهت است که هر قانون تحمیلی قبیله نه تنها در دل و دماغ مردم ما چنگ نمی زند، بل روزتاروز واکنشهای آگاهانه اجتماعی ملی و مذهبی ازجمله نفرت، خصومت و مبارزهء ملی علیه امتیازطلبی قبیلوی شدت میگیرد. "

 در ادامه شاغلی هاشمیان می نگارند:"اولاده احمد شاه ملتانی بیش از هر وقت دیگر غرق در مزدوری، وطنفروشی، دهشت افگنی، قاچاق بری، هیروئین فروشی، گروگان گیری، تخریب زیربناهای فرهنگی و اقتصادی و مصروف غارت کمک های باداران خارجی خود می باشند."

واقعیت اینست که ما سه صد سال است به اشکال مختلف توسط قبایل وحشی، تمدن ستیز و جنگ سالار توهین میشویم. اما با این هم طعم تلخ توهین را به این امید تحمل کرده ایم که یک روزی سر انجام پشتونها بجای برتری طلبی روبطرف برادری و برابری خواهند نمود و در قلب آسیا یک ملت با عزت، متحد و نیرومند را خواهیم ساخت.

 به عبارت دیگر علیرغم جفاهای تاریخی که قبیله پرستان به حق اقوام بومی و تاریخی خراسان نمودند، آنها بجای تخاصم و مقابله، فرهنگ سازش و تحمل را دربرابر پشتونها در پیش گرفتند. مردم متمدن و بردبار افغانستان کنونی تصور می کردند که قبایل بدوی سر انجام از لاک های تنگ خشن قبیلوی بیرون خواهند آمد. اما به نظر می سر که این برداشت غیر پشتونها نادرست و خیلی خیالی بوده است. چنانچه با تاً سف باید گفت هیچ علایمی وجود ندارد که نشان بدهد پشتونها از لاک های تنگ قبیلوی بیرون بر آیند و بطرف فرهنگ همزیستی و برادری و برابری حرکت کنند. برخلاف بیش از هر وقت دیگر آنها در عمق لجنزار تروریسم،قاچاق مواد مخدر، تخریب زیربنای های اقتصادی، فرهنگی و روابط میان اقوام افغانستان ووابستگی به استعمار شرق و غرب غرق شده می روند. در چنین حالتی انتظار گزار آنها به مردم متمدن و صلح دوست محال به نظر می رسد.

 

تصور میشود وقت آن فرا رسیده که فرهنگ تجاوز و توهین به جان، مال و ناموس اقوام بومی افغانستان مثل تاجک، هزاره، ازبک، ترکمن، نورستانی، ایماق، پشه یی و حتا جزیه گیری از اقلیت بی دفاع هندوهای ساکن افغانستان را به تاریخ سپرد.

 قبیله سالاران باید عادت و فرهنگ توهین به شخصیت های غیر پشتون را ترک گفته و هرگز بخود حق ندهند که دیگران را دزد، بچه سقاب، گلم جمع، ملیشه جوزجانی، جنایت کار، وطنفروش، مزدور و خلاصه به القاب توهین آمیز و تهمت آمیز خطاب کنند. در غیر آن جنگ توهین ادامه خواهد یافت و به اصطلاح تر و خشک، خوب و خراب، نیک نام و بد نام همه خواهند سوخت.

به امید اینکه قبیله سالاران هر چه زودتر از خواب سرتنبگی بیدار شوند!

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home