|
محمود
منجم زاده
برلین آلمان
بیش
از ٤٠ تا ٦٠
فیصد از
شهروندان
افغانستان
فاقد کارت
هویت یا
تذکره نفوس
میباشند
اینک بیش
از دوسال
دیگر به
انتخابات
ریاست جمهوری
و انتخابات
پارلمانی
دوره دوم
نمانده است
ولی قبل از شرکت
در انتخابات
باید هویت
شهروندان
افغانستان
مشخص گردد تا
مثل
انتخابات
دوره اول ده ها
هزار نفر غیر
افغان در
انتخابات ریاست
جمهوری و
پارلمانی
شرکت نکنند.
عدم داشتن
کارت هویت در
بین زنان
ودختران
نوجوان بیشتر
از 60 فیصد است. من
نداشتن
تذکره نفوس
شهروندان
افغانستان را
در اکثر
کنفرانس ها
در بن برلین و
دیگر ملاقات
های اعضای
دولت
افغانستان و
مقامات
آلمانی مطرح
نموده
وداشتن کارت
شناسایی و یا
تذکره نفوس
را برای
شهروندان
افغانستان
ضروری
دانستم وحتی
این پیشنهاد
را مطرح
نمودم که
هرچه زود تر
باید به
نوزادان در
افغانستان تذکره
نفوس داده
شود تا به
گونیه از این
مشکل کاسته
شود ولی
طوریکه
شنیده میشود
هنوز به این
مشکل جدی
رسیدگی نشده
است.
مطلب
مفصلی تحت
عنوان قبل از
آغاز
انتخابات
باید شهروندان
افغانستان
کارت هویت یا
تذکره نفوس دریافت
نمایند
درزمان
انتخابات
موضوع بسیارمهم
واز طرف دیگر
دیگرجنجالبرانگز
بود به همین
علت در این
نوشته چندین
بارموضوع انتخابات
یادشده است.
اینکه
تا حال چرا
دولت
افغانستان
وجامعه
جهانی برای
حل این مشکل
در سال های 2002 و
بعدا اقدام
نکرده اند
سوالی است که
میتواند دها
جواب داشته
باشد که من به
چند مورد آن
اشاره خواهم
نمود.
. بعضی
ازتحلیلگران
به این باور
اند که اشخاص
مشخصی از
دولتمردان
افغانستان
به این اقدام
علاقمند
نیستند وبا
توافق بعضی
از نیروهای
خارجی
نمیخواهند
به این مشکل
رسیده گی شود
چون باید
اولا نفوس
افغانستان نا
مشخص باشد و
ثانی اینکه
تعداد اقوام
مختلف مردم
افغانستان
از لحاظ
اکثریت
واقلیت نامعلوم
بماند تا مثل
سال های قبل
از جنگ به اساس
آمار نادرست
استفاده های
سیاسی
اقتصادی و
تشکیلاتی
برای منافع
طبقه خاصی
محفوظ بماند.
تاحال هیچ سر
شماری دقیقی
در
افغانستان
برای دادن
تذکره نفوس
یا شناخت
هویت
شهروندان
افغانستان
در دست نیست. مشکل
اساسی
مناطقی است
که اصلأ در
کنترول کامل
دولت
افغانستان
نمیباشد وهچ
مرز یا مرزبانی
وجود ندارد. صدها
وحتی هزاران
نفر بدون
ممانعت وارد
افغانستان
میشوند صرف نظر
از اینکه این
افراد با چه
انگیزیی وارد
افغانستان
میشوند وچه
اهدافی را
دنبال میکنند
که درهر صورت
باعث عدم
امنیت و حتی
بر خورد های
مسلحانه که
منجر به کشته
ویا زخمی شدن
ده ها تن از
نیروهای
امنیتی
افغانستان
وسایر افراد
عادی میگردد
ولی مهمتر از
آن،
گرفتن کارت
هویت
شهروندان
افغانستان
برای شرکت در
انتخابات
ریاست
جمهوری
آینده افغانستان
میباشد. البته
منظور این
نیست که فقط
به علت
انتخابات
کارت هویت یا
تذکره نفوس
به شهروندان
افغانستان
داده شود
بلکه یکی از
ضرورت های هر
جامعه تعداد
نفوس وکارت
هویت مردم یک
مملکت از همه
افراد آن می
باشد چه زن
باشد چه مرد و
چه خورد باشد
چه کلان تا
پلان گذاری
برای در نظر
گرفتن
شفاخانه ها مکاتب
و کودکستان
ها وغیره
نیازمندی
های جامعه بر
اساس آن
برنامه ریزی
شود و از طرف
دیگر پیگرد جرایم
جزایی و
حقوقی نمی
تواند بدون
کارت هویت
صورت گیرد یک
فرد میتواند
پس از ارتکاب
جرم از محل
حادثه فرارنموده
و بدون
مشکلات به
خارج از
مرزهای
افغانستان
سفر کند چون
بدون کارت
هویت عکس دار
نمی توان
اولا جرم را
کاملا ثابت و
یا کسی را
قانونا
محاکمه نمود
چون یک فرد
بدون تذکره
نفوس عکس دار
می تواند
زمانی زلمی
نام داشته باشد
وزمانی احمد
شناختن چنین
شخصی کار
آسانی نیست باوجود
اینکه جامعه
جهانی به این
مشکل آگاهی دارند
ومی دانند که
نداشتن کارت
شناسایی افراد
مشکلات
زیادی در
تمام عرصه ها
بوجود خواهد آورد
با آن هم به
فکر این
موضوع نمی
باشد به طور
مثال تعداد
کوچی ها در
افغانستان
مشخص نیست
وکسی در
گذشته بدان
توجه نداشته
است واین
موضوع اصلا
مهم نبوده
ولی ناگهان
قبل از انتخابات
ریاست
جمهوری
وتعین
نمایندگان
کوچی ها در
پارلمان
آنقدر مهم
گردید که
چندین نفر به
همین منظور
حتی از
امریکا به
افغانستان
شتافته و بر
سرتعداد
کوچی ها
واینکه چه
کسی نماینده
آنان میباشد
وتعداد آنان
چقدر است وچند
نماینده
میتوانند به
پارلمان راه
پیداکنند
جنجال به راه
افتاده بود
در این شکی
نیست که
تعداد
نامعلومی
ازهموطنان
ما کوچیها
میباشند که
در داخل و
احتمالا در
خارج از
افغانستان
نظر به آب وها
بامواشی خود
در حال
کوچیدن میباشند
ولی اینکه
واقعا همه
آنها افغان
میباشند چه
اطمینانی
وجود دارد
اینکه این
افراد به کدام
ولایت یا
ولسوالی
مربوط
میباشند
سوالی است
بدون جواب
عدم داشتن
کارت هویت
این افراد میتواند
گاهی در
اوضاع سیاسی
کشور بسیار
مهم باشد در
گذشته ها
مردم در
مقابل قانون
یکسان
نبودند گرچه
آ ن زمان نیز
قانون اساسی
وجود داشت در
جنوب وشرق
افغانستان
بیشتر مردم
به دولت مالیه
نمی دادند و
یا به عسکری
نمی رفتند در
صورتیکه
درسایر نقاط
افغانستان
مالیه ندادن
و یا عسکری
نرفتن جرم
بود که
مجازات می شد.
اگر طبق
قانون اساسی
افغانستان
تمام شهروندان
کشور از زن
ومرد گرفته
تاپیر وجوان
در مقابل
قانون یکسان
بوده حقوق
ومزایایی
مساوی داشته
باشند بدون
کارت هویت یا
تذکره نفوس
چطور میتوان
از نام سن و
محل تولد
واینکه در
حال حاضر در
کجا زندگی
میکند اگاه
شد مگر در وقت
انتخابات
هرکس نباید
در محل سکونت
خود رای بدهد چطورمیتوان
از ازداج
دختران زیر
سن جلوگیری نمو.
گفته می شود سن
دخترانیکه
به ازدواج
اجباره
وادار میشوند
سن شان خیلی
بالاتر از
آنچه هست
نشان میدهد
گاهی یک دختر
ده یا دوازه
ساله از لحاظ جسمی
خیلی بیشر
ازسن حقیقی
اش معلوم می
شود نداشتن
تذکره نفوس
چنین
دخترانی وضعیت
آنان را برای
جلوگیری از
ازداج
اجباری خرابتر
می سازد.
افراد بدون
کارت
شناسیایی چطور
میتوانند
مالیه بدهند یابه
عسگری بروند.
واز طرفی آیا
واقعا تمام
اردوی ملی
همه کارت
هویت وتذکره
افغانستان
را دارند کشوری
که
شهروندانش
کارت هویت
نداشته
باشند مثل
خانه ای است که
در ودروازه
نداشته باشد
در این صورت
این خانه
همیشه مشکل
دارد وسخت
آسیب پذیر
است.
نظر
به گزارشات
موثق هزاران
نفر در خارج
از مرزهای
افغانستان برای
شرکت در
انتخابات
اول ریاست
جمهوری به
افغانستان
آمده رآی
داده بودند.
یکی از
استادان
زبان دری، پشتو وبلوچی
دانشگاه برلین
که سال 2003 و2004 از
طریق
پاکستان
وارد افغانستان
شده،
میگوید اصلا
به مشکلات
میتوان
مرزبانان
افغان را
پیدا کرد که
به پاسپورت
شان ورودی یا
خروجی بزنند وی
میگوید اصلا
موتر های
سواری یا
مینی بوس های
مسافرتی، که
مسافران را
از کویته
وپشاور به افغانستان
می آورند، حاضر
نیستند که
مسافران
پاسپورتی را
نقل مکان
دهند آنها
میگویند چون
به مشکلات
میتوان مرزبانان
افغان را
پیدا کرد که
پاسپورت
مسافران را
مهر دخولی
بزنند.
نظر به
تحقیقات
همین استاد
زبان شناس در
دانشگاه
برلین سال گذشته
از مرز
بلوچستان
وپاکستان به
افغانستان
رفته است،
میگوید رفت و
آمد از این
مرز تا70 فیصد
بدون پاسپورت
صورت میگیرد مثل
اینکه بین
افغانستان
وپاکستان
اصلا مرزی
وجود نداشته
باشد و اگر
کنترول نسبی
هم باشد از
طرف مقامات
مرزی
پاکستان است. همین
استاد زبان
شناس اضافه
میکند به
احتمال بسیار
قوی ده ها
هزار نفر
وشاید هم
بیشتر در
انتخابات
ریاست
جمهوری
افغانستان در ماه
جون2004 میلادی
خود را برای
رآی دادن
آماده کرده
بودند. درصورتیکه
مرزهای شرق
وجنوب
افغانستان
بدون کنترول
باشد و
همسایگان
آنطرف مرز که
از لحاظ لباس، زبان و
قیافه هچ
فرقی با
شهروندان
افغانستان ندارند چطور
میتوان هویت
اصلی شانرا
شناخت این مشکل
زمانی به
مرحله حساس
خود میرسد که
انتخابات
ریاست
جمهوری
افغانستان
در جریان باشد. حالا
در چنین
شرایطی چطور
میتوان از
آمار دقیق
شهروندان
افغانستان
که برای شرکت
در انتخابات
ریاست
جمهوری
افغانستان
در دو سال
آینده کارت
شمولیت
میگیردند اطمینان
کرد.
این
وظفیه دولت
افغانستان،
سازمان ملل
متحد و جامعۀ
بین المللی
است که به این
مشکل رسیدگی
کنند. چون
در گذشته ها
در
افغانستان انتخابات
عمومی و آزاد
صورت نگرفته
و فقط اقوام
وقبایل
وتعدادی از )
بزرگان ( وخان ها
هر وقت لازم
میدیدند با
بر گزاری لوی جرگه
مخصوص خود
شان بدون
مشارکت زنان
سر نوشت مردم
افغانستان
را هرطور که
میخواستند
رقم میزدند. دولت
افغانستان و
جامعه جهانی
تا انتخابات
آینده تمام
تلاش خود را
باید بکار
ببرند تا این
مشکل حل شود
در غیر این
صورت از همین
حالا این سوالات
اساسی مطرح
است:
اول کنترول
توضع کارت شمول
در انتخابات
ریاست
جمهوری
آینده را چه
افراد یا
نهادی به
عهده خواهد
گرفت وچه
تضمینی در
اجرای درست
آن موجود است دوم: تا
کارت هویت
یاتذکره
نفوس
شهروندان
افغانستان
معلوم نباسد
هچ اطمینانی
وجود ندارد
که غیر
افغانها که
مثل مردم ما
حرف میزنند
ولباس
میپوشند غیرقانونی
در انتخابات
شرکت نکنند.
موضوع مهم
دیگری که
کارت های
شمول در
انتخابات
سال 2004 و 2005 البته
کسانیکه
موفق به
دریافت کارت شده
بودند چون
افراد زیادی
هم موفق به
دریافت کارت
شرکت در
انتخابات نشده
بودند اکثریت
قاطع زنان
کارت شان
فاقد عکس بود
در مصاحبه
های که من دروقت
انتخابات از
مردم در کابل
وبعضی از
ولایات
داشتم خصوصا
از بزرگان دهات
وولسوالی ها
آنها
میگفتند که
نظر به درخواست
لست های که تهیه
کرده و به
مرکز
فرستادم
خواستیم که
از زنان کارت
بدون عکس بما
روان کنند. رد
اکثریت نقاط
افغانستان
نه تنها از
جنوب وشرق
افغانستان
بلکه از شمال
وغرب نیز
قبلا به
مقامات
اطلاع داده
شده بود اگر
برای زنان
کارت بدون
عکس میدهند خوب
در غیر آن
صورت زنان در
انتخابات
شرکت نخواهند
کرد.
زنان
باید برای
احیای حقوق
خود در جامعه درصحنه
سیاسی
وفرهنگی
بیشترحضور
فعال داشته
باشند گرچه
شرایط نسبت
به چند سال گذشته
فرق نموده
وخیلی
بهترشده است
ولی با آن هم با
بیداری مردم
افغانستان
در پرتو
قانون اساسی دیگر
دوران ترور و
اختناق سپری
شده و میلیت
های تحت فشار
خواسته های
برحق خودرا
از طریق مبارزات
سیاسی به دست
خواهند آورد.اجرای
قانون اساسی
آینده
افغانستان شاید
بتواند
مشارکت ملی
را بوجود
بیاورد تا در
سایه آن مردم
افغانستان
به وحدت ملی
نایل شوند در
صورتیکه
مشارکت ملی
وجود داشته
باشد چون
وحدت ملی را
فقط با شعار
نمی توان به
دست آرود. همه حرف
از وحدت ملی
میزنند در
صورتیکه ما
تاحال
نتوانستیم
مشارکت ملی
را بوجود
بیاوریم چطور
می توانیم به
وحدت ملی
برسیم در گذشته ها
نیز چنین
بوده است که
قومی بر قوم دیگری
حکومت می
کردند نه
تنها حکومت
بلکه گاهی
نیز ستم
میکردند
برای یک آغاز
نو باید
قبیله
سالاران
روشهای کهنه
و فرسوده را
کنار بگزارند و با
مشارکت ملی
وطن را آباد
سازند.
|