|
|
نوروز،
نواي تاريخ
وداوري است بيداري
وروشناي و
باوري است ياييد،كنيم
باز، اين
سفره ز نو؛ شاهنامه
وشمع وهفت
سين آوري است! ميرزايي نوروز ونماد
سفرهء نوروزي
در ميهن ما نوروز
نيك پي
وروشنايي
زاي، سعادت
بخشرا، براي
همه دوستدارانش،
خجسته باد
ميگويم،
دراين سال
شادي
آفرين،براي
همهء
وطنداران وشهروندان
سرزمين
نوروز دوست
ونوروز
پرور، شادي
وتندرستي هميشگي
را از ايزيد
پاك انديشان
وداناي دانا پسندان،
تمنا دارم. انديشمندان
گرامي
وفرهنگ
دوستان
راستين؛ برهمگان
است كه ريشه
وبن تاريخ
راستين
فرهنگ سرزمين
مانرا، با
داشته هاي
زندگي بخشش،
در مسيرزيست
وراهيابي
راهكردهاي
خود شناسانه را
در پيوندبا
فرهنگ وراز
هاي پنهان آن
در يابيم
واهميت
تاريخي نو
روز وديگر بنمايه
هاي پر بار
فرهنگي
كشوروسرزمين
فرهنگ زا
وفرهنگ پا
وفرهنگ گراي
خويش را، تا
حدي كه توان
است، براي
نسل بعدي
وامروزي
روشن و
يادگار
جاويدان بر
جا بگذاريم! نو روز
درسيرفرهنگ
گذشته ما،
داراي فلسفه
ونمادهاي
گوناگون
بوده واست
واين پديده
اي نيك وآيين
راستين را
صرف بنام سال
نو در مقايسه
با سال نو ديگر
كشورها قرار
دادن،
بيخبري از
اهميت وريشه
ي فرهنگي اين
پديده است. پدران
ما وشما
ياران نوروز
دوست، نوشدن
هرسال را كه
با نوشدن
طبيعت همراه
است، نو روز
خواندند
وبخاطر اين
نوشدن ها
همواره
نوروز را كه سرآمد
همه نوشدن ها
در طبيعت ودر
اجتماع بود
واست،
هرساله جشن
گرفتند.
اهميت جشن
نوروز،
بيشتر دراين
بود واست كه،
روز وشب
برابرشده
وهم از نظر
اجتماعي نقش
بزرگي را
بازي
مينمايد. جشن نو
روز« با
انديشه نوين
وويژگي هاي
طبيعت همگام
است وبه اين
جهت پيوسته
از طرف مردم
با عشق
وعلاقه
فراوان مورد
توجه قرار
داشته است.» نو
روز روز نو
شدن همه جهان
طبيعت است.
بخاطريكه
دراين روز
گياهان
سرازنو سر
ميكشند
وحيوانات، ذاتآ
اشتياق به
زايش نسل
پيدا مي
نمايند. اين روز
را ميتوان
روز نو آوري
جهان
موجودات
وطبيعت
ماهول دانست. «درادامه
شناخت در امر
طبيعت بود كه
تفاوت
وتوازن بين
روشني
وتاريكي
شناخته شد
ونوروز به
عنوان مظهر نو
گرايي
وباوري ونيز
سازندگي
اساس نو
گرايي گرديد.» درسرزمين
ما، نوروز را
با
شوروهيجان
همه جانبه
جشن ميگيرند
ودر نو روز
وبه پيشواز
از نو وروز
چند روز
پيشتر
خانواده ها،
مادركلانها
وزنان
فرهمند
وفرهنگ دوست
خانواده ها،
خانه تكاني
وصفاي
آفريني وپاك
سازي خانه
ولباس وگرد
ونواحي را
تياري
ميگيرند وتا
حد توان در
اطراف
واكناف كشور،
بديوارهاي
خانه رنگ
ونقش گل
ونگارگري عجيب
وغريب نيست
كه، نكنند.و
بقدر حال
سفره وخوان
نوروزي پهن ميكنند
ودر ادوار
گذشته وسفره
نو روزي
گوناگون
داشته ايم كه
هركدام در
برگيرنده اي
نمادهاي
مختلف
وجداگانه اي
تاريخي خويش
بوده اند كه پا
بپاي تاريخ
براي نسل
امروزي
رسيده اند. ما در
تاريخ
برگزاري جشن
نوروزي مي
بينيم كه، هفت
سين وهفت شين
داشته ايم.
هركدام اينها
داراي فلسفه
اي بخصوص
خويش بوده
وميباشند.
درهفت شين كه
شامل، شمع،
شربت، شهد
وشراب،
شهنامه
وماهي وسنبل
وغيره ميشود،
ازيك نماد
ويژه دوران
خويش
برخوردار بوده
اند كه
هركدام بوي
بهار وتازگي
كار ونورسي
روزگار وبيان
مسرت بار جشن
وآيين نو
روزيرا
نمايندگي مينمايند.
ولي در ادوار
ويا بيان
ديگر فلسفهء
خوان ويا
سفره
نوروزي، ما
هفت سين(س) را
داريم كه نماد
اين هفت سين
از ريشه
ومايه ي
تاريخي كهن
وبا كيفيت
بيشترفرهنگي
وشگونگرايي
لازم بر خوردار
بوده وطور
نمونه چنين
بيان ميگردد: هفت سين
يكي از
زيباترين
ودل
انگيزترين آيين
هاي خوان
نوروزي
ونهادن برسر
اين سفره است. 1-
سير،
نماد
تندرستي
ونيكي ودوري
اهريمن ويا شيطان،
از آن مي باشد. 2-
سيب،
نماد فرشتهء
زن ونيكوي
وپرستاري
وعاطفه ونرمگرايي
است. 3-
سبزي،
نماد فرشتهء
اردي بهشت
ويا بهار وسر
سبزي طبيعت واميدواري
به آينده اي
زندگي ؛ 4-
سيركه،
نماد انگور
ولزت
وتندرستي
وفرشتهء بي
غمي وتن
آسايي روح
وروان
انساني ؛ 5-
سمنوك،
نماد جوانه
گندم ونرمش
ونورسيدن
غله، سيري وپري
سال؛ بركت
افزاي دركشت
وكاري وحاصل
فراوان دست
پراز آبلهء
دهقان پاك
انديش ؛ 6-
سنجيد،
نماد عشق
وبوي
بهارمسرت
آور، در دماغ
هرزنده جان
واميد جفت
انديشي در
زنده جانهاي
دنياي زايشگر؛ 7-
سماروق،
نماد زايش
وسربلندكردن
از زير خاك؛
وصداي غرش
تندربهاري
وابر در زايش
باران زنده
ساز وسرسبز
نماي بهاران
وحيات
آفريني،
تاريكي
روشنايي را. نوروز
دوستان
گرامي! دراين
جا، هفت سين
را با
نمادهاي
گوناگونش دانستيم،
حالا اين هفت
سين داراي
چند ويژه گي
ديگر نيز
هستند كه
بايست
آنهارا هم
بدانيم: البته
ويژه گي هفت
سين دراين
مرحله، پنج
چيز ميباشد
كه خدمت شما
در زيربيان
گرديده است: 1-
نخست
اينكه با حرف(
س) آغازشده
باشد، 2-
واژه ويا
نام هركدام
اين هفت سين
بايست كه، فارسي
دري باشد ؛ 3-
هركدام
اين هفت سين،
نبايد كه
تركيبي
باشند، يعني
مستقل ويكي
باشد؛ 4-
اين
هفت سين،
ذكرشده،
حتمآ از ريشه
اي گياهي تشكيل
يافته باشد ؛ 5-
هركدام
اين هفت سين
كه در بالا
ياد
آورشديم، خوردني
باشند ؛ قراريكه
محققين ونو
روز شناسان
فرهنگ، فرهي
وآيين بهي در
سير تاريخ
كهن تا امروز
پژوهش كرده
اند وبه جستجوپرداخته
اند، بايك
هفت سين كه
جدا ازاين خواص
باشد، سر
نخورده اند
ونظيراين
هفت سينرا،
با چنين ويژه
گي هرگز
نيافته اند
كه در برگيرنده
اي اين
نمادها بوده
باشند. اهميت
اين هفت سين
در هيچ گياه
ديگري كه
خوردني
باشد، در
طبيعت يافت
نميشود كه
نياكان
خردمند ما،
با دقت
برگزيده اند
وبراي نسل در
نسل بجا
گذاشته اند،
درود بر
انديشه
وبينش آنها
كه با درايت ودقت
نگري چه چيزي
از خود برما
يادگار
مانده اند! روي اين
انگيزه ها
وپيامها است
كه، نو روز ما با
ساير سالهاي
بي فلسفه وتقويمي
زود گذر، فرق
كلي دارد
وقابل
مقايسه نيست.
چنانچه شاعر
گرانمايه
ميگويد: نو روز
روح شادي
وشوق شگفتن
است روييدن
ودميدن و از
عشق گفتن است ويا
ديگر
سرايشگر
بزرگ مي
فرمايد: مي اندر
مجلس آصف به
نوروزي «
جلالي» نوش كه بخشد
جرعهء جامت
جهان را ساز
نو روزي «
اي نو
روزپراعجاز!
بهاران عمر
ستايشگرانت
طولاني باد،
تا در نگين
جاويد
روايتگرانت
آن همه
رازهاي سربه
مهر تو عيان
وقلمروهاي
نا مكشوف گنج
هاي فرهنگي ات
نمايانتر
گردد.» نو روز
بخش از اصالت
فرهنگي
ماست، واين
پايه، استوار
بر سقف و ديوار
فرهنگ كهن
سال ما بوده
كه، هويت
سرزمين
وريشه
فرهنگي ما
پراگنده
نشده است
وگويش وبينش
وخردمندي
خراسان پا برجاست
وهمت
فرزندان
هوشيار
وپاسداري
فرهنگي را مي
طلبد وبس! نو روز
پيوند
ماندگاري ما
در گذشت
حوادث گوناگون
تاريخ
وشگردهاي
بدشگالانهء
فرهنگ
ستيزان خرد
باخته واز
خود بيگانگان
پول پرست
بوده است. اگر
اين بنمايه
اي فرهنگ
فرهي را پاس
نداريم،
هويت زدگان
بي ريشه اي
دراين جهان
پهناوروبلي
گويان مقلد
وقول پرستان
بي هيچي
نخواهيم بود.
بيايد كه با
راستي وگويش
نيكوي خويش
بباليم و
ازتقليد بي
مزه وجدا
سازي
بنهمايي
وفاصله اي
انديشمندي ودوستداشتن،
خارهاي
كاريده در
زمين گل افرين
را به گلهاي
تاريخدار
وتاريخ ساز
ابدي مبدل گردانيم.
اين كار در
همين نو روز
امسال در
انديشه هاي نيكوي
راستين نسل
دانا و
جستجوگربايست
كه كاريده
شود، تا نقش
ونگار آن، در
نگارستان بينشهاي
روشنگرا، تا
نو روز است
باقي بماند. دريغ
وصد دريغ كه
دانش
ودانشوران،
در شرايط پول
پرستي ومادي
انديشي
خارشده اند
وبدان وسيه
انديشان،
سركار
وسردمدار،جريان
پيشرفت زندگي
قلابي
گرديده اند
وهركه را مي
بيني دم از
پول خشكيده
وسنگ وچوب بي
روح وبي
ومعنويت ميزند
وتنومندي را
در چوكات
زورمادي
نگري ويا
كشنده خويي
مي پندارند
وقدرت جبراگين
را مايه اي
سازندگي وبي
برگشت، شمار
مي نمايند. از
تجربه اي
گذشت دنيا يا
بي خبرند ويا
در زندگي دو
كتاب حسابي
را نخوانده
اند. علم در
نظرشان حقير
ودانش در
نزدشان بي
معناست.
عالمانرا
ديوانه
وراستگويان
را ساده تصور
ميكنند. چنين
است كه،
سرنوشت
سازان كشور،
عدالت را در برابر
بي عدالتي كه
مانند
خورشيد بر
همگان روشن
بود، وآن
تعيين بودجه
سال87 بود، در
بدل وعده اي
وزير ماليه،
مي فروشند
وزندگي آني
را غتيمت
دانسته آه
وگرسنگي
همشهريانشانرا
نا ديده
گرفته، وپا
بالاي وجدان
ومسلمانيت
گذاشته، راي
تآيد براين
بي عدالتي مي
ريزند
وتقسيم
فاشيستانه
بودجه را
توسط احدي افغان
ملتي، در نو
روز امسال،
در قلمروي
فرهنگ راستي
مهر تآيد مي
كوبند. اينست
نماد ديگري
از خود
بيگانگي
ومادي انديشي،
نمايندگان
بر گزيده اي
ملت! واي صد
واي، تا بكي
با خود فريبي
جامه را نو
ميكنيد؟ با
دروغ و با
فريب چال ديگر
دو ميكنيد....
اگر اين
نمايندگان
برحق مي بودند،
امروز طي
گذشت هفت سال
از عمربي
حاصل حكومت
اقاي كرزي،
حد اقل نفوس
كشور شمارش
ميگرديد
واكثريت
واقليت
قلابي براي
مردم روشن مي
بود. اگر اين
نمايندگان،
براي مردم وگرسنگي
ملت مي
انديشيدند،
بودجه
فاشيستانه وغير
عادلانه
وزير ماليه
را تآيد
نميكردند وخواستار
پاسخ معقول
سوختاندن 240
مكتب كه از
خون ملت اباد
گرديده
بودند، مي
شدند ونفر
مسوول را
براي مردم
معرفي
ميكردند. اگر
اين
نمايندگان،
براي مردم مي
انديشيدند،
ولايات كه تا هنوز
مركز ولايتش
بي سرك است
وحدود 28
ولسوالي اش
در حد خر رو
سرك دارد، با
ديگر ولايات
كه بودجه باز
هم به نفع
آنها تقسيم
شده است،
مقايسه
ومورد غور
وبررسي قرار
ميدادند. اگر
اين
نمايندگان
در بند پول
رشوت افغان
ملتي هاي
فاشيست نمي
بودند، از
ولسوالي كه
در ليسه اش يك
جلد كتاب
فزيك وجود
دارد، روشني
انساني مي
انداختند
ووزير
انگريز پرست
اتمر چوچه
انگليس راكه
كي جي بي را
خورد
وانگريزش
بخدمت بر گرفت،
را يكروز
بازخواست
ميكردند.
افسوس كه اين
ملت را قصدآ
در حالت بي
شمار
وناداني
نگاهداشته
اند، تا
بفريبند
وماهي بر
گيرند. روشنفكران
ما هم با تآسف،
از بغل نا
بسامانيها
آب خود را پف
كرده تير ميشوند.
در
تلويزيونها
صاحب نظران
گرامي ما
داوري ميكنند
وهم
راستكاران
را مي كوبند
وهم دغلبازانرا.
فرق بين حق
وباطل در
قلمروي اين
صاحب نظران
وجود ندارد.
در مورد
شهكاريهاي
وزيرفرهنگ،
هم آنرا ملامت
ميكنند وهم
كساني كه
ازفرهنگ
وزبانشان دفاع
كرده اند، بر
چسپ بيگانه
پرستي مي
نمايند.
نميدانيم كه
دراين قلمرو
كيها زيحقند
وكيها مخالف
حق ؟ به
نظر من
درشرايط
امروزي هركس
درايت اين را
دارد كه سخن
حق را بر نا حق
تشخيص بدهد
ونظر خود را
روشن گرداند.
من وزير فرهنگ
را با همه
ابعاد
نظرياتش درك
ميكنم كه بدون
ديكته
وآگاهانه در
خط نياكانش
قدم گذاشت وخواست
كه فارسي
ستيزي كند،
اما بيخبر از
اين بود كه
زمان فاصله
هارا ايجاد
كرده است
ونميتوان
مانند سابق
پا در گلوي
مردم گذاشت.
وآنهاي كه با
دلايل زبان
شناسانه از
فزهنگ وگويش
زباني خويش
دفاع كردند،
از سوي
بعضيها كه
هنوز در خواب
خرگوش وساده
لوحي بسر
ميبرند،
متهم به
ديكته نگري
وبيگانه
دستوري
ميشوند، كه
خام خوانده
اند وامروز
هركس بقدر
خودش تا حدي
رسيده است
كه، از خرد
قرون وسطي
وزير فرهنگ
واقاي حليم
تنوير ني،
بلكه تاريك
بين كه زايشش
در كابل زمين
بر وجود آن
شايد ننگ
داشته باشد
والقاب
داكتري نيز
با هويتش
سازگاري
ندارد كه بي
هويت است، با
خبر باشد
ونيرنگهاي
تلقين زده اي
آنها را درك
نمايد. خانم
گرانمايه،
منيژه در ميز
گرد حساب
آقاي حليم را
آشكارا داد
ودرود بر
بينش
وانديشه اي اين
بانوي سرزمين
خورشيد.
دردها زياد
است ومن
خواستم كه با
ارتباط به ايين
نو روزي شمه
اي از نا
بسامانيهاي
كشور ونيرنگهاي
بعضي از
نمايندگان
كشور ونا
كارايي حكومت
كنوني اقاي
كرزي را بر
شمارم وخدا
كند كه پيوند
نو روز را با
آن بي اثر
نشماريد. هم
ميهنان
گرامي! بر شما
ست كه منبعد
راي خويش را
بر كسي
بريزيد كه
شايسته اي
عدالت پسندي
وخدمتگاري
را در جامعه
داشته باشد.
با چشم باز
وخرد توانا
در برگزيدند
نماينده وريس
دولت
بكوشيد، تا
در چاه
كورانديشي
فرو نرويد!
براي
نماينده
ايكه داراي
عمل وعادت،
ترياك، چرس،
هيروين
وشراب داشته
باشد، اگر
راي دهيد،
خدا شمارا
هرگز نخواهد
بخشيد. به
كساني راي
دهيد كه از حق
شما وعدالت
اجتماعي با
شهامت دفاع
كرده بتواند
واز سواد
حقوقي ودانش
بي بهره
نباشد، زيرا
كه شوراي
نمايندگان،
مظهرتدوين
قوانين است
وناظرتطبيق
عدالت! نه
معامله گري
وچشم پوشي
ازحق وعدالت
اجتماعي وزيربارقرارگفتن
مزدوران وطن
فروش وخايينان
بيگانه پرست! هر
روزتان نو
روز
ونورزوتان
پيروز باد! شاد
وتندرست
باشيد. |
|