|
|
به
یلی از تبار
آزادگان به مناسبت
هفتمین سال
شهادت مسعود،
زعیم ملی
ورهبر تاجیکان
وآزادیخواهان
جهان د.احد
وفأ معصومی «غــــلام همت
دردی کشــــان
یک رنگم نه
آن گروه که ازرق
لباس ودل سیه
اند»
این
دردنامه،
درد فراموش
ناشدنی
وجانکاهِ
شهادت ِمردی
را به خاطر
تداعی میکند،
که تار وپود
هر انسان
برحق
وباوجدان را
درصحن جهان، بافردفردی
ازملت
آزادگان درپندار
ودرک مشترک
با دیگر
آزادیخواهان
واقوام
محکوم وطن تا
حضور خدا
وقضاوت
خدائی درسوگ
واندوه عظیم
مغموم خواهد
داشت.این یاد
نامه نبشتۀ
مختصری ازیاد
وبود یک
قهرمان
محبوب
وشخصیتی
میباشدکه مردانه
ووطن
پرستانه
زندگی نمود
وباتبعیت از
امر خدا در
دفاع از
مستضعفین
مبارزه کرد، بانامردان
درآویخت،
آهورائی
قدعلم کرد وآهورائی
جام افتخار
شهادت نوشید،
وتازمانیکه
نامردان
پلیدراازین
سرزمین بیرون
نراند دست
ازمبارزۀ
مقدس وبرحقش
نکشید.اواززمرۀ
آنگونه
مردان
وقهرمانان
تاریخ جهان بود
که خارستان
بردگی،
محکومیت
وبیگانه
پروری
راباخون ناکسان
وبیگانگان
وهمدستان
مزدور
ومتجاوزش
آبیاری نمود
وبه گلستان
آزادی
وخودارادیت مبدل
نمود. اما
امروز به تو
ای قهرمان
نستوه! نمیدانم
که نشان
استواری
ومبارزات
آزادی بخشت
را ازکه
بگیرم؟ از
شاهدان زنده
درمبارزات
آزادیبخشت که
یک ویا دو تن
نه بلکه از
ملیونها هم
افزونتر است
ویا از بیابانها
ودره های
لاله زار
وطنت،
ازصحراها
ودشتهای سرخ
شقایق،
ازقبول
ایثار
وشهادت ات دردفاع
ازکشور
ومردمت،
ویاازکهساران
پرپیچ وخم
وسر به فلک
کشیدۀ پامیر،
سفیدکوه،
فیروزکوه
ویاازهمه
مشهورتر از
قله های شامخ
وسربلند کوه
ووطن باباات،
ویا از دلهای
ملیونها
انسان
دردمند،
گرسنه،
تبعیض دیدۀ
وطنت ویا ازاعتراف
دانشمندان
وانسانهای
باوجدان
جهان که به نامت
سوگند
میخورند،
وترا نه تنها
مردی از زمرۀ
قهرمانان
وطن ومردمت،بل
پیشوای
ستمدیدگان
سراسر جهان
میدانند وبه
تو، دلیری
وشهامت تو
وراه ظفرنمونت
می بالند
وآنرا امروز
سرلوح
مبارزات ودستورات
خود برضد
دسیه کاران
وفاشیستان
جهان زیر نام
فریب دهندۀ
دموکراسی قرار
داده اند. ویا
ازآبشارانیکه
یادت را
افسوس کنان وبا
هزاران درد
وغلغله ازسینه
های ملتهب
خود
سرمیدهند واشک
می ریزند.امروزهیچ
گوشۀ این کرۀ خاکی
نیست که
پیامهای
آزادیخواهانه
ومردم دوستانه
ات را بر ضد
تبعیض
وتجاوز تاختم
استعمار
وفاشیزم، گواه
ورهنمون
نباشد
ودستور روز
وزمزمۀ
دائمی خود
قرار ندهند. دلهای
ما، اندیشه
های ما وتک تک
تار
وپودوجودما،
تو وهمچون تو
آزاده ها را
میخواهد
وتکریم
میکند.
دریاهای
توفانی وخروشان
یادگرامی
تو، عشق به
تو، یادجنت
گوارای
خراسان تو،
زمزمه ها وسازهای
عاشقان
وعارفان
سرسپرده،
دلبسته ومفتون
عظمت
وبلندای روح
پرشورتو،چون
هجوم
آتشفشانها
وسیلابها
سراپای وجود ما
را تنها آن زمانی
آرامش می
بخشد که، در
یاد تو
وباخاطرات
توباشیم، وازتو
ودلاوریهای
پاک ومردم
دوستانه ات
سخن بزنیم،
ازتو
وقهرمانیهایت
بیاموزیم
وباتو وعظمت
اندیشه
وکردارت
بیاندیشیم،
به آموزه های
تو عشق
بورزیم
ودستور روز
خود
قراردهیم،
وبیخودانه
فریاد
برکشیم که تو
وهمچون ترا
می پرستیم ویاد
قهرمانیهایت
را تا پای جان
وجهان دوست
می داریم ودر کشور
دل هایمان گرامی
می داریم. مسعود
عزیز! تاحرفی
ازما ومن
وآزادی وتا
فریاد وشوری
از ایثار
وعشق به مردم
ومیهن درما
جاریست، باتو
خواهیم بود.
امیدواریم
که پرتو راه
نجات بخش ورهنمون
هایت چون راه دیگرابرمردان
ِ کهن روزگاران
تاریخ ما، رهنمای
پیروان تو
وقوم دلیر وشجاع
تو در همدستی
با دیگر
محکومان
کشور، راه پر
رهروعدالت
ومساوات بی
چون وچرا، تا
طرد ابدی
فاشیزم
مزدور، ووطن
فروش در وطن
آبائی مان
باشد. انشأالله. به
یاد مسعود قهرمان د.
احد وفأ
معصومی خدیو
کشور دل رفت
وراحت از ما
بُرد زجان
گذشت ووطن با
بیگانگان
نسپُرد به
هر طرف که روآورد
بهر ِخدمت
بود چه
غمگسار رسید
وسرشکِ درد سُتُرد ندید
غیر تلاش وغم
وطن، زجهان زخورد
ونوش نه
بیشترزخلق
میهن خورد چو
فاتحان جهان دل
به موج
وطوفان داد چو
قهرمان
برزمید و
دشمنان نه شُمرد زصبح
تا به مسأ چون
عقاب صخره
نشین پرید
هرطرفِ خاک،
و فتح با خود بُرد به
هر محل که دمید
فکر خلع دشمن
داشت گرفت
دوست در آغوش
ودستها
بِفشرد نمود
راه نو ِ رزم
در شکست عدو تو
کاشفی
توبزرگی،توقهرمان
توئی گُرد تمام
اهل وطن غم
خورند برای
تو لیک زچشم
قوم تو کی
میشود که اشک
ستُرد عیار
مرد خراسان،
نماد ِ عهد و(وفأ) چه
پاک باز
برزمید، وعاشقانه
نه بمُرد |
|