|
|
توصیف
ناتو از
طالبان ناتو
تا به حال در
مبارزه با
تروریزم و
القاعده،
کاملا ذوقی
عمل کرده و
استراتیژی
مشخصی نداشته
است و
استواری
طالبان هم
درست از همین
جا سرچشمه می
گیرد. مهسا طایع اظهارات
اخیر
فرمانده
ناتو، مبنی
بر قوت گرفتن
طالبان و
گسترش حوزه
نفوذی آنان،
علی رغم این
که زنگ هشدار
خطری بزرگ
برای کم رنگ
شدن ته مانده
ی امید و
اعتماد
عمومی تلقی
می شود، این
الزام را به
وجود می آورد
که ریشه
سیاست های
ناتو در
افغانستان،
موشکافانه تر
بررسی شود. در
ابتدای امر،
توصیف قدرت
طالبان توسط
فرمانده
ناتو، به
طالبان فرصت
می دهد که با
حداقل
هزینه،
اهداف و
مقاصد خویش را
اجرا بسازند. با
توجه به گفته
های فرمانده
ناتو،
طالبان حالا
توانسته اند
یک بار دیگر
به یک نیروی
تعیین کننده
تبدیل شوند و
تشکیلات
ناتو نتوانسته
است آن ها را
تضعیف کند. خوب
که این خبرها
را بالا و
پائین می
کنیم به این
نتیجه می
رسیم که این
خبر، خبر
شیرینی است.
حالا زهر و
پاد زهر در یک
جام جا گرفته
اند تا این
واقعیت گریز
ناپذیر، یک
بار دیگر جدی
تر از گذشته
مطرح شود که
ناتو بدون
حمایت و حضور
نیروهای ملی
افغانستان،
توان مقابله
با تروریزم و
القاعده را
ندارد و تنها
برخورداری
از یک قوت
نظامی برای
پنجه نرم
کردن با این
غول بزرگ کار
ساز نمی شود. ناتو
زمانی به اين
امر اعتراف
می کند و
طالبان را
مشکل آفرین
توصیف می کند
که آن ها در
پناه اشتباهات
سیاسی دولت
افغانستان،
دوباره قد و قامت
کشیده اند. باز
آفرینی
طالبان،
محصول سیاست
های بین
المللی و
قومی سازی
حکومت
افغانستان
است. آقای
کرزی با
ایجاد فضای
تخریب در جهت
رسیدن به
قدرت بیشتر،
با ابزار های
تبلیغاتی،
نیروهای
جهادی را
مورد حمله
قرار داد و با
کمک جریان
هایی که از
این فضا سود
می بردند، آن
ها را منزوی
ساخت. اما
با توجه به
فرصت های جادویی
ای که در
اختیار دولت
افغانستان
قرار گرفت،
آقای کرزی در
هیچ موردی
کارنامه
قابل قبولی
ارایه نکرد،
نه برای مردم
افغانستان و
نه برای
جامعه جهانی. کسانی
که نیروهای
ملی را، قصاص
قبل از جنایت
کردند و با
راندن آن ها
از محور
قدرت، به حکم
خود مشروعیت
بخشیدند، حالا
در می یابند
که بدون حضور
نیروهای
جهادی که
تجربه
مبارزه در
این خاک را در
تاریخی فراتر
از سه دهه با
خود دارند،
مبارزه با
تروریزم و
القاعده
شدنی نیست. تا
زمانی که
مردم احساس
نکنند که
برای مبارزه با
عوامل
بدخواه شان
نقشی دارند و
باید در آن دخیل
باشند، نمی
توانند به
هیچ روند و
رویکردی
اعتماد
داشته باشند.
در زمان جهاد
و مقاومت
اعتماد مردم
به قوه ی خود
شان به راسخ
ترین شکل آن
وجود داشت و همین
اعتماد،
نتیجه اش
پیروزی جهاد
و مقاومت را
به رغم تمام
مشکلات اش،
رقم زد. امروز
هم مردم
افغانستان
با کابوس
طالب و
تروریزم
روزگار می
گذرانند و
وضعیت دشوار
و محنت بار
اقتصادی شان
غیر قابل
تحمل شده
است، با این
وصف هم مردم
آماده اند تا
در همین
شرایط
دشوار، راه
برون رفت از این
بن بست را
چاره جویی
کنند، آن هم
با اتکا به
نیرو ، توان و
تجربه خود
شان. با
بدتر شدن
شرایط و اوج
گرفتن
ناامنی در
افغانستان،
مشخص است که
ناتو تا به
حال در
مبارزه با تروریزم
و القاعده،
کاملا" ذوقی
عمل کرده و
استراتیژی
مشخصی
نداشته است و
استواری
طالبان هم
درست از همین
جا سرچشمه می
گیرد و حالا
در می یابد که
تساهل و
تسامح با
طالبان می تواند
چه
پیامدهایی
را در پی
داشته باشد. از
طرفی، اخبار
و تحولات
جدید منطقه
این ضرورت را
قوت می بخشد
که جهان غرب
می بایست بر
سر مبارزه با
تروریزم و
طالبانیزم،
با کشورهای
منطقه وارد
گفتگو شود.
یاری رسانی
نیروهای
امنیتی
شانگهای، در
گشایش این
گره کور
کارساز خواهد
بود؛ زیرا
نمی توان
باور کرد که
با در هم کوبیدن
افغانستان
توسط
القاعده و
تروریزم،
جهان و به
خصوص
کشورهای
منطقه روی
آرامش را
ببینند.
بنابر این
منطقی است که
برای مهار
ناامنی و بحران
در
افغانستان،
کشورهای
منطقه هم نقش
و مسئولیت
خویش را
پذیرا شوند. نکته
دیگری که در
این مطلب،
تأکید بر آن
ضروریست،
ذکر این
واقعیت است
که تا به
امروز جامعه
جهانی تنها
محور سیاسی
افغانستان
را تحت پوشش
قرار داده است،
در حالی که
انتظار می
رود که ده ها
برابر همان
اهتمامی که
در امور
سیاسی
افغانستان
به کار گرفته
می شود، باید
در محور
اقتصادی نیز
به کار رود. صرفا"
با تکیه به
سیاست نمی
توان به مؤفقیت
چشم داشت، آن
هم سیاستی که
در دولت
ناکارآمد
آقای کرزی در
منجلاب غوطه
ور است و تا
زمانی که این
ساختار
سیاسی وجود
داشته باشد،
نمی توان به
چيزي دل بست و
امیدوار بود. طالبان
برای نمايش
قدرت نظامی
خود حملات
انتحاری را
افزایش داده
اند و با این گونه
اقدامات می
خواهند
خواسته های
نا به جای خود
را به پیش
ببرند. به نظر
می رسد تغذیه
ناتو هم از
جنگ است، نه
صلح و امنیت.
این شبح هولناک،
ضرورت ایجاد
یک وفاق ملی
را پررنگ تر
می سازد. هر
چند سیاست
دولت
افغانستان
جایی باقی
نگذاشته تا
با اتکا به آن
اقدام به ایجاد
چنین وفاق و
هماهنگی ای
را امیدوار
بود. اما
پراكندگي
نیروهای ملی
نيز در اين
بين باعث تقویت
تروریزم
گرديده كه
فاجعه آن
کشور ما را در
کام خود فرو
کشیده است و
براي طالبان
یک برگ برنده
ی بزرگ خواهد
بود. کابل-
9 اسد ( مرداد ) 1387
|
|