Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

استراتیژی بحران

اضطراب نداشته باشید، این آغاز راه است!

استراتیژی بحران به عنوان یک راهکار سیاسی از جانب رئیس جمهور در شکل و شمایل دیگری، بی سابقه نیست. وی که در ابتدای قدرت خویش، نیروهای جهادی را تهدید کننده اصلی قدرت خود قلمداد می کرد، به شکاف سیاسی میان آنان متوسل شده و سپس با ملتهب نمودن فضای سیاسی علیه آنان، برای مدت های مدیدی این نیرو ها را در راه بندان های سیاسی معطل نگاه داشت تا یک تنه بر اسب قدرت تاخت بزند.

مهسا طایع

همزمان با تنزل اعتبار و ظرفیت رسمی و اجرایی حاکمیت هم در دولت و هم در پارلمان، عنان صبوری مردم از کف رفته و با گسترش مشکلات و موج نارضایتی، شواهد و قرائن متعددی حاکی از چرخش سیاست های دولت است. سیاست هایی که هر چند نشان دهنده فقدان عقلانیت و گریز از قاعده بازیست، اما می تواند زمینه تداوم بخشی حضور رئیس جمهور در قصر ریاست جمهوری را ساده تر میسر سازد. نشانه های استراتیژی تازه ی دولت برای تعطیلی و توقف زمان انتخابات ریاست جمهوری صراحتا" هویدا شده اند.

از زمانی که دولت در حل مشکلات و رفع نابسامانی و تأمین مطالبات سیاسی و اقتصادی و امنیتی مردم به بن بست رسیده است، سنگ بنای سیاست جدیدی گذاشته شده است که همانند همه ی اهدافی که تا به حال در دستور کار دولت بوده اند، منافع فردی و گروهی خاصی را دنبال می کنند.

جرقه هایی که از کابل و مراسم جشن هشت ثور شکل گرفته و امروز تا نقاط دورتری را تحت شعاع قرار داده و به بحران کشانده است، زاییده ی همین سیاست هاست.

استراتیژی بحران، علی رغم این که ذهن نیروهای خارجی را به جای تغییر حکومت در افغانستان به طرف بحران و چالش های جدی تری معطوف می سازد، شرایط انعکاس خواسته ها و مطالبات مردم را نیز به تعویق می اندازد.

شواهد حاکی از آن است که ناامنی در سطح گسترده تر از آنچه تا به امروز وجود داشته است، تداوم یابد. گل آلود کردن آب می تواند اوضاع را به نفع قدرت فعلی، تغییر دهد.

آن قدر حوادث پشت سر هم و متوالی صورت می گیرد که نه تنها هر رویداد تلخ نقد ناشده بایگانی می گردد و بلکه اقدامات انظمامی آینده نیز به آن ها سنجاق می شود تا چنان وانمود شود که رئیس جمهور فرصت رسیدگی به پرسش های بی تابانه افکار عمومی را ندارد.

نقشی که این گونه برای رئیس جمهور در سناریوی آشوب و بحران تعریف شده است، می تواند این فرصت را مهیا کند که وی به جمع آوری اعتماد از بین رفته اش در جامعه جهانی بپردازد و فرصت چانه زنی بیشتری را با گروه های طالبان و حکمتیار داشته باشد.

اعتمادی که زیر نور انفجار و انتحار صورت بگیرد، چه اعتباری را به رئیس جمهور خواهد داد، نه در محاسبه های عقلی و نه در محاسبه های سیاسی جای نمی گیرد.

ضعف نفوذ جریان های سیاسی رقیب در عرصه عمومی، ناصبوری مردم در برابر مشکلات و قرار نگرفتن پارلمان در موضع اپوزیسیون و یا یک نیروی منتقد قوی در برابر دولت، شانس بیشتری را برای موفقیت استراتیژی ایجاد بحران به بار می آورد.

این استراتیژی به عنوان یک راهکار سیاسی از جانب رئیس جمهور در شکل و شمایل دیگری، بی سابقه نیست. وی که در ابتدای قدرت خویش، نیروهای جهادی را تهدید کننده اصلی قدرت خود قلمداد می کرد، به شکاف سیاسی میان آنان متوسل شده و سپس با ملتهب نمودن فضای سیاسی علیه آنان، برای مدت های مدیدی این نیرو ها را در راه بندان های سیاسی معطل نگاه داشت تا یک تنه بر اسب قدرت تاخت بزند.

تحلیل های مربوط به فضای سیاسی کشور نشان می دهند که گفتگوهای اخیر مهره های آقای کرزی گفت و گوهایی معطوف به گسترش نا امنی و استراتیژی بحران است. انگیزه های همسو و استفاده از منابع مالی ای که برای همین روزهای مبادا، پس انداز شده بودند، اکنون در خدمت سیاست های دولت قرار می گیرند.

بی اعتنایی به خواسته های مردم، آنان را به سمت اعتصاب و تظاهرات می کشاند. و ناصبوری مردم به سود عناصر ماجراجوی دولت هدایت می گردد. به نظر می رسد تنش در جلال آباد آغازگر نخستین روزهای این سیاست باشند. آن چنان که حدس زده می شد، هزینه هنگفتی برای تعمیق فاجعه در افغانستان صرف خواهد شد تا یک بار دیگر نیروهای جهانی را در مقابله با مخالفان آرامش و امنیت، در حمایت از آقای کرزی در یک صف واحد قرار دهد. آن گاه پایان سناریو برای مؤلفان آن تمدید قدرت در روزهای طلایی ارگ را به ارمغان خواهد داشت.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home