سیری در بزرگترین
کتابهای جهان

قسمت سوم

تهیه وتنظیم: مهساطایع

 

فاوست

Faust

 نمایشنامه ی منظوم فلسفی اثر:

یوهان وولفگنگ فن گوته

Yohann wolfgange

Von Goethe

1832-1749

آلمانی

 

منظومه فنا ناپذیر فاوست مرکب از دو دفتر، شاهکاربی همتای یوهان گوته، بدون تردید یکی از عالیترین آثار نبوغ اندیشه ی بشری است که طرح آن مدت سه سال متوالی در سال های نخست جوانی شاعر، ریخته شد. دفتر اول آن که در حقیقت می توان نام  اندوهنامه ی فاوست – بر آن نهاد درسال 1790 آغاز شد و درسال 1808 به آخر رسید، به عبارت دیگر گوته مدت هیجده سال بروی آن کار کرد. دفتر دوم یکسال پس از آن تاریخ شروع گشت و چند ماه قبل از مرگ شاعر، به سال 1832  پایان یافت.

شالوده ی افسانه فاوست، این که انسانی، هستی خودرا در برابر عشرت های این دنیا به ابلیس بفروشد، مانند خود ابلیس قدمت نامتناهی دارد. در روایات مذهبی بسیاری از اقوام، سقوط آدمی به دست شیطان، وتوبه به درگاه خالق دادگر برای بخشایش گناهان، مکرر آمده است.

امادر آغاز قرن شانزده، پیش از آن دورانی نسبتاً طولانی که ظلمت جاهلیت براثر گسترش فروغ دانش از میان برود، وجود شیطان، این ملک رانده از درگاه الهی، در اذهان مردم اروپا شکل تازه ای به خود گرفت و جماعاتی پذیرفتند که با شیوه های خاصی می توان با ابلیس تماس گرفت و با پیمانی سعادت جاویدان دنیای دیگر را به آسایش وشادی این دنیا فروخت. حتی کیمیا گران به این فکر می افتند که از راه تماس با شیطان می توان راز تهیه طلا را دریافت و به ثروت بی پایان دست یازید. همین توجه وعلاقه به اعمال وتوانایی شیطان، جمعی شاعر ونویسنده ونقاش را واداشت که به فکر خلق آثاری در این زمینه بیفتند واز این راه شهرتی به هم رسانند.

از آن جمله به سال1587، یک ناشر اهل فرانکفورت  به نام یوهان اشپیس کتابی چاپ کرد از نویسنده ای که جرأت نکرده بود نام خویش را فاش سازد. این کتاب که عنوان تاریخ زندگی دکتر فن یوهان فاوستن راداشت، سر گذشت کیمیا گری را روایت می کرد که  عمر خویش را به بهای بیست و چهار سال شادی به ابلیس فروخته بود وحاضر شده بود جاودانه دراسافل دوزخ بسوزد ودر عوض دورانی را در این دنیا با کامجویی بسرآرد.

این کتاب طی سالیانی متمادی مکرر به چاپ رسید وبه فروش رفت.

همین شهرت ومحبوبیت شاید سبب آن بود که شاعر ونویسنده  نامدار انگلیسی کریستوفر مارلو از روی ترجمه ی آن اثر معروف خویش را زندگینامه اندوهبار دکتر فوستوس را به را به رشته تحریر کشید وبیش از پیش به شهرت این افسانه ی خیال انگیز ووسوسه آور افزود.

با این حال ماجرای کیمیاگر اهل آلمان ومعامله او با ابلیس از حدود یک روایت فولکوریک تجاوز نکرده بود وبه عنوان یک قصه از فرهنگ عامیانه ی مردم آلمان خوانده می شد تا این که شاعر ومتفکر عالیقدر آلمان، گوته، ظهور کرد و این حکایت را مبنای حماسه منظوم جاودانی خویش ساخت.

فاومست روی همرفته شصت سال از عمر شاعر را در برگرفت ودر این دوران دراز، که می توان آن را عمر متوسط یک انسان نامید گوته متوالیاً به آن می اندیشید وبندهای سروده شده را بار دیگر مطالعه واصلاح می کرد.

افسانه ی فاوست هرچند با قریحه شاهکار آفرین گوته به حد اعلای خود رسید ودیگر اثری از آن برتر به وجود نیامد با این حال ماجرای جالب زندگی او با این اثر ختم نشد، بلکه هرچند دوران یکبار، حدیث کامجویی او وکیفری  که در انتظارش بود از نو در خاطره ها زنده شد و این تجدید خاطره فاوست به خاطر آفرینش  آثار هنری دیگر در همین زمینه بود. هاینریش هانیه، شاعر بزرگ آلمان به سال 1851 سناریوی باله فاوست را نوشت،  شارل گونو، آهنگساز شهیر فرانسوی به سال 1859 اپرای فاوست را از روی اثر گونه تنظیم واجرا کرد واقبال مردم از این اثر به حدی بود که تنها در سال نخست 57 بار روی صحنه آمد.

ارزش آفرینش فاوست از نظر گوته تا به آن حد بود که وی پس از خلق این اثر در ردیف شکسپیر ودانته وهوگو قرا رگرفت.

 

 

 

 

 

بالا

بازگشت