Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

رئیس جمهور،
خودش و دیگر هیچ کس

مهسا طایع

دیر زمانی نیست که بسیاری از مردم دنیا، کشوری به نام افغانستان را نمی شناختند، اما جهاد و مقاومت، مردم افغانستان را شهره کرد و دنیا را واداشت تا وجود آنان را به رسمیت بشناسند.

این دستاورد مهم، تا سرحد امیدوار کننده ای، شعور و آگاهی سیاسی مردم را بالا برد تا این دغدغه را فرا گیر سازد که مبادا ارتکاب بعضی از اشتباهات، مثل گذشته، خساراتی جبران ناپذیر در پی داشته باشد.

نوعی تفاهمات میان گروه های سیاسی افغانستان شکل گرفت و فضایی را به وجود آورد که با دخالت جامعه جهانی، آقای کرزی در رأس قدرت قرار گرفت. اما دیری نگذشت که محاسبه گروه های سیاسی در تفاهم با جامعه جهانی غلط از آب درآمد و سیر ماجراها به گونه ای دور از انتظار رقم خورد. و نه تنها شیوه های سلطنتی و سنتی و ناکارآ، تاریخ انقضای شان فرا نرسید، بلکه روح تازه ای در آن دمیده شد و همه چیز از موضع قدرت تحت کنترل شخص رئیس جمهور قرار گرفت تا این گونه شعارهای تازه جان گرفته ی دموکراسی و عدالت و آزادی به ریشخند گرفته شوند.

تک روی ها و تندروی های افراطی فردی و گروهی و افزودن علی الدوام بر شدت و حدّت مسایل قومی از جانب دولت، نه تنها حجم انبوهی از مشکلات تازه الولاده را به جامعه سرازیر نمود، بلکه باور به وفاق و همگرایی ملی نیز، دستخوش احساسات و عواطف قوم گرایانه گردید که طبعا" پیامدهای تلخ آن قابل رؤیت می باشد.

رئیس جمهور کرزی، خیلی زود از خاطر برد که رأی مردم و اعتماد جامعه جهانی به وی به خاطر دفاع از بعضی اهداف و شعارهایی بوده است که می توانست تحقق آن ها فضای نو و سازنده ای را در افغانستان تضمین نماید. وی بر این گمان شد که مردم افغانستان و جامعه جهانی با خود او عقد اخوت بسته اند و حالا که بر سر اقتدار آمده، می تواند به هر سویی که میل اش می طلبد، تاخت و تاز نماید. او دقت نمی کند که مردم از ساحت آن اعتماد و خوش بینی های اولیه بیرون آمده اند و دچار توهم نیستند که به دستاوردهای وی، دقت و تأمل ننمایند.

قوت بخشیدن به ساختار غلطی که تنها رئیس جمهور را مرجع قدرت می شمارد، تا به امروز هم کشور را به لغز شگاهی هدایت کرده است که خطر بزرگی در کمین آن دیده می شود.

سخنان اخیر رییس امنیت ملی، هر چند که دفاعیه محکم و مستدلی برای تبرئه ی خودش از حادثه بزرگ هشت ثور بود، اما برای به درآوردن مردم و جامعه جهانی هم از غفلت و ناآگاهی نسبت به خیلی از مسایل پشت پرده، کارساز واقع شد.

هر چند ذکر این نکته الزامیست که ای کاش رییس امنیت ملی، این حقایق را به صرف وظیفه و بدون چشم داشت به نتایج آن، قبل از این فاش می کرد اما بسیاری از صاحب نظران سیاسی معتقدند که گذشته از چون و چرای افشاگری های امرالله صالح، سخنانی در جامعه مطرح شده است که دستگاه عریض و طویل دولت، نمی تواند در مقابل پرسش مردم از خود سکوت نشان دهد.

در خلال جمله ساده ای از رییس امنیت ملی که گفت «اگر در واقعه هشتم ثور به موی رئیس جمهور آسیب می رسید، کشور با فاجعه و بحرانی بزرگ مواجه می شد»، حقیقت دیگری نهفته است که تنها با اندکی باریک اندیشی می توان به آن پی برد.

رییس جمهور که تمام امورات را در حیطه قدرت و اختیار خود گرفته است و تمامی تصمیم گیری وها و تعیین خط مشی های سیاسی و تنظیم امور از خواست خود او نشأت می گیرد. دیگر جای سوالی باقی نمی گذارد که چرا امرالله صالح، زیر کانه این همه دیکتاتوری را هشدار می دهد.

خواسته های رییس جمهور که پیش از این هم در جلوه های پنهان ونیم پنهان خویش، رخ نمایی می کرد، با گفته های رئیس امنیت، فاش و عریان در محضر قضاوت مردم قرار می گیرد، تا کارکردهای دولت به محک نقد سپرده شود.

شلیک ساده چند مرمی و موشک، گذشته از میزان خسارات مالی و جانی به مراسم هشتم ثور، این هشدار را می دهد که غلط روی های سیاسی، باری دیگر افغانستان را به وضعیت شش سال قبل باز می گرداند. و تا زمانی که ساختار سیاسی تغییر پیدا نکند، هر گونه امید به تحول را تنزل می دهد.

شکی نیست که نیم نگاهی به بحران های اخیر به اندازه کافی برای ناامید کردن مردم نیرومند هست اما سوالی که ناگزیر ذهن هر شهروند آگاه را می گزد، اینست که احتمال تفاهماتی که نه از متن بلکه از لا به لای نانوشته های سطور سیاست کرزی با طالبان، جان می گیرد، و هر چند به صورتی پراگنده و تاریک و روشن بعضی زا اقوال و اخبار، چنین تفاهماتی را حدس می زنند، شخص رییس جمهور خود را محق به اخذ چنین تصمیمی می داند؟

کسی که معنی منافع ملی را نمی فهمد و معنی افتخار ملی را نمی فهمد و یا می فهمد و منافع فردی و گروهی خود را بر آن ترجیح می دهد، صاحب چنین صلاحیتی هست که علاوه بر تک تازی در حیطه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، صرفا" خواسته ها و مصلحت های خویش را در نظر بگیرد؟

اطلاعات زیادی که رییس امنیت خودآگاه یا ناخودآگاه در مصادره آن ها به اذهان عمومی سخاوت به خرج می دهد، نه تنها در محافل سیاسی که در سر تاسر جامعه باعث دغدغه های جدی شده اند. روشن است که این نگرانی چیزی از سنخ ترس و وحشت نیست. زیرا قدرت، میراث انحصاری رئیس جمهور کرزی نیست که بتواند صاحب لایزال آن بماند، اما این نگرانی از آن است که رضایت دادن بر پایان مسأله هشتم ثور و اظهارات امرالله صالح، می تواند مخالف عقلانیت جلوه کند.

کلمه به کلمه حرف های رییس امنیت ملی اگر به متن بحران ها و رویدادهای اخیر عرضه شود، پاسخ های حیرت انگیزی از آن صادر می گردد که نه تنها هوشیاری مردم افغانستان را بر می انگیزد بلکه جامعه جهانی را نیز هشدار می دهد.

بن مایه های فکری سلطه گرایانه، امروز دیگر در جامعه فضای بازپروری و رشد را ندارند.

هر چند رییس جمهور کرزی، بدش نمی آید که اندکی هم که شده تفنن سیاسی داشته باشد و با لبخند زدن در برابر خشم مردم، به حفظ روحیه خودش بپردازد، اما این حقیقت را مسلم می کند که وی قادر نیست اظهارات رئیس امنیت ملی را بدون اعلام نتیجه مشخص پشت سر بگذارد.

 

 

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home