|
|
رد پای این
حوادث سکوت
جبهه ملی می
تواند معنای
دیگری داشته
باشد که
عملا" نمی
خواهد خود را
درگیر با نیروهای
امنیتی دولت
افغانستان
نماید، که اگر
چنین باشد،
باید
استنباط کرد
که خبرهای دیگری
پشت پرده است
و می توان
دریافت که
نوار مؤفقیت
جبهه ملی از
هم گسیخته و
این تیم در
حال باختن به
هواداران
آقای کرزی
است. آیا
انفعال جبهه
ملی نشان از
ترس و تردید
است یا صرفا"
مهره های
سرشناس این
جریان مترصد
شکار فرصت
های آینده
هستند و نمی
خواهند با
جارو جنجال
راه انداختن
در خصوص
مسایلی چون
کشته شدن یکی
از اعضای این
جبهه
توافقات
احتمالی
آینده را که
شاید بتواند
به نوعی
تأمین کننده
برخی از
اهداف سیاسی
شان باشد به
خطر
بیاندازند؟ مهسا
طایع سیاست
های پر
اشتباه و
حاشیه های
ایجاد شده درهفت
سال گذشته،
به نوعی این
حقیقت را تبیین
می کند که
امروز وضعیت
افغانستان،
نسبت به هر
زمان دیگری
اضطراریست و
هر نوع غفلت و
آسودگی و
خاطر جمعی و
خوش باشی و
خود مشغولی،
روزگار پر
حادثه ای را
رقم خواهد زد.
نکته ای که کمتر
کسی در آن شک
دارد، این
است که با
توجه به حجم و
میزان چراغ
هایی که روی
منطقه روشن
شده است،
افغانستان
در تیر رس
حوادث و ناامنی
ها قرار
دارد، اما اگر
هم ما در
امنیت و
سلامت کامل
به سر می بردیم،
باز هم چاره
ای جز
رویکردی
هماهنگ و
ایجاد قدرتی
واحد برای
دزدیدن سر
خود از
طوفانی که در
راهست،
نداشتیم. چه
رسد به این که دشمنان
زخم خورده و
تحقیر شده مردم
افغانستان،
امروز خیلی
جدی تر شده
اند. اما
در کشوری که
نظم و قانون
وجود ندارد و
هر کسی داعیه
رهبری می
کند، تسلسل
باطل
اندرباطلی
به راه
افتاده که جز
تشدید بحران
و تزاید ناامنی
و تنش زایی
فزاینده هیچ
نتیجه ای
دیگری هم
ندارد. همچنانی
که این روزها
صاحبان قدرت
و مدعیان قدرت
در
افغانستان با
پول های
اهدایی به
تبلیغات
کذایی و یارگیری
های ملی وبین
المللی مشغول
اند و خوش
عالم خود شان
هستند، کشور
ما با
تهدیدات جدی
مواجه است و
هر روز از
گوشه ای
حادثه ای سر بر
می دارد و ترس
و تشویش
حادتری را در
فضای جامعه
می پراکند. اما
بسیاری از
این حوادث
رنگ و لعاب
دیگری دارند که
خیلی به آن ها
پرداخت نمی
شود وسکوت
منفعلانه
ونشستن
ونظاره
گربودن
صاحبان
قدرت،
ابهامات
بیشتری را خلق
می کند.
حوادثی که به
صورت زنجیره
ای و دوامدار
یک پیام روشن
را به آدرس
مشخصی ارسال
می نماید. در
یکی دو روز
اخیر کشته
شدن یکی دیگر
از اعضای مجلس
نمایندگان
افغانستان
هر چند در
رسانه ها و
مطبوعات
انعکاس
یافته و مجلس
نمایندگان
را به واکنش
کشانده است، اما
این سکه روی
دیگری هم
دارد. کشته
شدن آقای سنزری
که یازدهمین
عضو مجلس
نمایندگان
افغانستان
است که از زمان
آغاز کار
پارلمان به
لیست
قربانیان
اضافه می
شود، اما
شمولیت وی در
جبهه ملی است
که پروندة
دیگری را در
اذهان عمومی
می گشاید. طی یکی
دو سال گذشته
مهره های ریز
و درشتی از
جبهه ملی هدف
و نشانه قرار
گرفته اند و
این در
حالیست که نه
تنها این
حوادث به
نتیجه ی
روشنی
نرسیده اند،
بلکه جبهه
ملی هم هیچ
واکنش جدی و قابل
ذکری را از خود
نشان نداده و ظاهرا
خیر خود را در
آن می بیند که
خیلی پیگیر این
گونه قضایا
نشود. بر این
اساس می توان
گزینه های
مختلفی را
برای انگیزه
و هدف از
اقدام به
چنین حوادث و متقابلا
سکوت جبهه
ملی را گمانه
زنی کرد. همچنانی
که ائتلاف ها
و سمت گیری
های سیاسی در
آستانه
انتخابات
ریاست
جمهوری، شکل
و نرم های خاص
خود را می
گیرد، جبهه
ملی هنوز هم
در سردرگمی و
بلاتکلیفی
به سر می برد. و
این در
حالیست که
بدون استثنا
تمامی سران
جبهه ملی از
سر وظیفه و
احساس مسوولیت
خواهان شرکت
در انتخابات
ریاست
جمهوری هستند
و شاید همین
امر، دل
مشغولی و جزم
و احتیاطی را
در آن ایجاد
کرده است که
به راحتی نمی
توانند
اعلام موضع
نمایند. از
طرفی آقای
کرزی هم با
استخدام
تمامی نیروهای
خود و به
کارگیری و
گسترش
توانمندی
هایش، قصد
دارد تا
رقبای خود را
در اعماق ذهن
شان متوقف و
زمین گیر
نماید. شاید
بد نباشد که
به نکته ای نه
چندان حاشیه
ای نیز در این
بحث پرداخته
شود که چرا در
زمانی که به
انتخابات
ریاست
جمهوری
نزدیک تر می
شویم حادثه
ای مثل قتل
آقای سنزری
شکل می گیرد؟
وچرای دیگر
این که سکوت
جبهه ملی چه
پیامی را به
افکار عمومی
ارسال می کند؟ آیا
انفعال جبهه
ملی نشان از
ترس و تردید
است یا صرفا"
مهره های
سرشناس این
جریان مترصد
شکار فرصت
های آینده
هستند و نمی
خواهند با
جارو جنجال
راه انداختن
در خصوص
مسایلی چون
کشته شدن یکی
از اعضای این
جبهه توافقات
احتمالی
آینده را که
شاید بتواند
به نوعی
تأمین کننده
برخی از
اهداف سیاسی
شان باشد به
خطر بیاندازند؟ از
سویی دیگر
این پرسش به
ذهن انسان
فشار می آورد
که تحت هر
حالتی
مسئولیت
چنین
حادثاتی و سهل
انگاری در
خصوص حفظ
امنیت افراد
متوجه رئیس
جمهوراست و
با توجه به
اختیارات
گسترده وی،
این کوتاهی
ها تنها
نشانی از
ناکارآمدی
عملکرد
منسوبین
بلافصل رئیس
جمهور است یا
این که هرچند
نمی توان
تصورکرد که
افرادی به
مرحله ای از
انحراف
وضلالت رسیده
باشند که
انجام چنین
جنایاتی را
برای به عقب
راندن حریف
مشروع
بدانند، اما آیا
برخی
از
هواخواهان
رئیس جمهور تلاش
دارند تا با
ایجاد رخنه
رعب و وحشت، جبهه
ملی را به
عنوان
اپوزیسیونی
که اگر از تک
روی ها و تک
گویی ها و هم
فرسایی و
جزیی نگری ها یش
دست بردارد،
می تواند
عامل کلیدی برای تحولات
آینده باشد،
از هر نوع
تصمیم جدی در
خصوص
انتخابات
آینده منصرف
سازند؟ احتمال
این که چنین
حوادثی به عنوان
حربه ای برای
به حاشیه
راندن رقبای
سیاسی، از
سوی برخی
طرفداران
افراطی رئیس
جمهور مورد
استفاده
قراربگیرد،
چقدر می
تواند به
واقعیت
نزدیک باشد؟ و
آیا این
طالبا ن
نیستند که با
اعلام برائت
خود از چنین
قتل هایی می
خواهند تا آتش
سوء ظن و بد
گمانی را در
میان نیروهای
رقیب ایجاد نمایند؟ همچنانی
که سایر
پرونده های
حوادثی این
گونه در پرده
ابهام قرار
دارد، قاتلان
آقای سنزری
هم بی دغدغه
به روند عادی
زندگی شان
ادامه می
دهند و پس از
چند روز همه
چیز ختم به
خیر می شود،
اما با توجه
به آرایش های
سیاسی امروز
افغانستان،
بعید نیست
دست کسانی در
کاسه ی این
حوادث باشد
که طرح های
بزرگ تر ی را
در سر می
پرورانند. این
سناریوهای
تهاجمی برای
هشدار دادن
به جناح های
رقیب در
آستانه ای
انتخابات
پیش روی
ریاست
جمهوری نخستین
گمانه است،
اما عجیب تر
از این ها
سکوت جبهه
ملی است که
ظاهرا" هیچ
گاه حوصله ای
برای پیگیری
حوادثی این
گونه و روشن
شدن زوایای
بیشتری از
این جنایات
ندارد. حادثه
تلخ و تکان
دهنده بغلان
مؤید همین
ادعاست. در
جالی که جبهه
ملی به عنوان
قدرتی تأثیرگذار
می تواند عزم
قاطعی برای
مبارزه باعوامل
ومحرکان
خشونت های
سیاسی
وتضمین
امنیت (دست کم
اعضای خود) را ازخود
نشان بدهد. ارگان
های امنیتی
کشور بنا به
وظیفه قانونی
خود و به
دنبال
دستورات
صریح، مکلف
به پی گیری و ریشه
کن کردن این
حوادث هستند،
اما زمانی که
با تسامح
مقامات ارشد
مواجه هستند،
ظاهرا به
سرنخ های
داخلی
وخارجی این
حوادث هم
توجه ای نشان
داده نمی شود. در این
میان سکوت
جبهه ملی می
تواند معنای
دیگری داشته
باشد که
عملا" نمی
خواهد خود را
درگیر با
نیروهای
امنیتی دولت
افغانستان
نماید، که
اگر چنین
باشد، باید
استنباط کرد
که خبرهای
دیگری پشت
پرده است و می
توان دریافت
که نوار مؤفقیت
جبهه ملی از هم
گسیخته و این
تیم در حال
باختن به
هواداران
آقای کرزی
است. |
|