Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

پس لرزه های بزرگ
حادثه قندهار

در حالی که مردم صادقانه فکر می کنند که ناتو در مبارزه با تروریزم جدی است، محافل سیاسی بر این باور است که نیروهای ناتو و دولت افغانستان بی توجه به شعور مخاطب، از مبارزه علیه تروریزم، قاچاق مواد مخدر و به عقب راندن طالبان ادعاهای بی پایه ای دارند.

مهسا طایع

یک هفته پس از وقوع حادثه قندهار، شواهد و قرائن موجود نشان می دهد که احتمال این که دست های پنهان و پشت پرده ای در طراحی و عملیاتی کردن آن با طالبان همکاری داشته اند، قوت زیادی گرفته است.

علی رغم این که بسیاری از مردم باور کرده اند که پشت این حادثه برخی از ارگان های نظامی و مسئولین قندهار بوده اند، اما گمانه نزدیک به واقعیت چنین تبیین می شود که سناریوی تهاجم به زندان قندهار و فراری دادن شمار زیادی از مهره های سر شناس طالبان، مؤلفان دیگری دارد.

همچنانی که نمی توان باور کرد که در واکنش به این حادثه، رئیس جمهور کشور از سر خود و یا به دلیل احساساتی شدن، پاکستان را تهدید به حمله نماید، نیزنمی توان پذیرفت که در بده و بستان های موضعی در ارغنداب، رد پای حادثه قندهار پنهان نباشد. احتمالا" زمینه پذیرش تصادفی این جریانات در یک مسیر واحد در افکار عمومی وجود داشته باشد، اما القای آن به مجامع روشنفکری و محافل سیاسی، تحقق نمی گیرد و نمی تواند صرف نظر از حواشی سیاسی، ابهامات در قضیه قندهار، واکنش و موضع گیری رئیس جمهور و به تعقیب آن ها جنگ در ارغنداب را پشت پرده پنهان نماید. در حالی که مردم صادقانه فکر می کنند که ناتو در مبارزه با تروریزم جدی است، محافل سیاسی بر این باور است که نیروهای ناتو و دولت افغانستان بی توجه به شعور مخاطب، از مبارزه علیه تروریزم، قاچاق مواد مخدر و به عقب راندن طالبان ادعاهای بی پایه ای دارند.

بعد از شش سال، اینک سیاست های ناتو در افغانستان به قدری عیان شده است که نیازی به بیانش نیست. ورنه فرصت برای نیشتر زدن به غده بدخیم تروریزم و مواد مخدر، کم نبود!

اما سیاست های عوام فریب و منطق گریز، فضای عمومی کشور را به سمت به هم ریختگی تمام عیار به پیش می برند. دیگر آن تفاهم عمومی سال 2001 برای حفظ ثبات در افغانستان و پایداری حکومت آقای کرزی وجود ندارد. آن تفاهمات جهانی امروز دچار گسست و شکست شده است و هر کشوری سهم خودش را از افغانستان می خواهد.

در این میان دولت انگلیس ادعا دارد که مواضع دو طرف دیورند را می تواند در کنترول خود داشته باشد، زیرا از منظر تاریخی به این مناطق بلدیت دارد. حتی اصرار دارد که کمک های جهانی به این مناطق، باید مستقیما" در اختیار نیروهای انگلیس قرار بگیرد تا از طریق آن ها این کمک ها به این مناطق توزیع و ارسال گردد. طبعا" در این داد و ستدها و معامله گری ها و امتیازدهی و امتیاز گیری ها، آمریکا هم حرف خودش را دارد و اگر به همین مقیاس به پیش برویم، در می یابیم آن چیزی که به نام سرکوب طالبان صورت می گیرد، جز مانورهای آزمایشی و قدرت آزمایی نیروهای ناتو برای همدیگر نیست.

ور نه چه کسی می تواند باور کند که در ارغنداب برای مبارزه با سه ، چهار صد طالب، چنین لشکر بزرگ جهانی گسیل می شود. میدان مبارزه با تروریزم، قاچاق مواد مخدر، و سرکوب طالبان به طور جدی در اختیار نیروهای ناتو قرار دارد و اگر آن ها واقعا" مایل به این مبارزه باشند، برای پیشبرد کار خود نیاز به غوغا و تبلیغ ندارند، بلکه برعکس به صورت چراغ خاموش می توانند به ریشه تمام ناامنی ها حمله کنند و بی سر و صدا کار خود را به پیش ببرند. متقابلا" دولت افغانستان هم می تواند خیرات این مبارزه را برای تبلیغ قدرت، آرمان، افکار و ایده های خود بین مردم خرج کند.

ناتو با ابزار در اختیار خود می توانست به زودی کشت و زرع و قاچاق مواد مخدر را در افغانستان نابود کند. طبیعی است که محل ارتزاق تروریست نیز همین کانال قاچاق مواد مخدر است. اما عجیب این است که ناتو از یک سیاست عقیم پیروی می کند.

کارکرد این سیاست مبارزه با مواد مخدر نیست که اگر بود می باید به طور جدی وارد عمل می شد.

کارکرد سیاست ناتو و تبلیغات دولت افغانستان، صرفا" خلع سلاح کردن مخالفان و مشغول کردن ذهنیت مردم است.

کنترول شهرک (ولسوالی) ارغنداب و سایر مناطق تحت نفوذ طالبان که فاصله اندکی با مرکز شهرها دارند، حد اقل کاریست که ناتو قادر به اجرای آن است اما آنچه امروز در ارغنداب و سایر مکان ها و مواضع جنجال برانگیز حرف و سخنی از جنس مبارزه طالبانی نیست.

سرنخ هایی دیگری از این سناریوها قابل شناسایی هستند، شاید برای نشان دادن خط قرمزهایست که جوانب مقابل به سهم خود از مواد مخدر قناعت کنند و هوس تصاحب بیشتری از این منابع نداشته باشند.

آن هایی که دستی در مواد مخدر دارند، محکم پشت هم را دارند و از هر حیث از هم حمایت همه جانبه می کنند. دولت هم آگاهانه یا ناآگاهانه به حمایت ضمنی از این باندها می کوشد.

افغانستان روز به روز شرایط شکننده تری پیدا می کند و سیاست مبارزه با طالبان صرفا" یک سیاست تبلیغاتی است. واقعیت اینست که سطح سیاست در افغانستان به حدی پایین آمده است که دولت با بی برنامگی هایش مشکلات عدیده سیاسی و امنیتی را موجب شده است. و چون با قضایا به صورت شفاف برخورد نمی شود، چوب مکافات بر پیکر مردم کوبیده می شود.

به راستی زمانی که حوادث قندهار و ارغنداب، می تواند ناتو را بر سکوی اتهام بنشاند، دیگر به چی نمی توان شک نکرد؟!

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home