Mahsa%20Taeei.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

نمایش جنگ
برای ادامه بازی

در حوادثی که اتفاق می افتد و زیر نام مبارزه با تروریسم خلق می شود، نکات مهم تری از متن وجود دارد. قوت گسترده و نیروهای پرشمار ناتو که قرار بود برنامه حذف تروریسم طالبانی را در افغانستان اجرا نمایند، در بنمایه سیاست های شان طرح دیگری قالب گرفته است. هر چند سعی می شود که بسیار زیرکانه و دیپلوماتیک با این قضایا برخورد شود، اما کمتر آدم عاقلی پیدا می شود که باور کند ناتویی که می تواند اقدامات طالبان را بر علیه خود به روش های گوناگون کنترول و خنثی نماید، از قربانی شدن افراد خود هم واهمه ی ندارد.

مهسا طایع

انتظار مردم از حضور جامعه جهانی در افغانستان، دمیدن روحی تازه در پیکر جامعه ای که به نفس نفس افتاده بود و با توجه به ادعاهای جامعه جهانی می توان گفت این انتظاری واقع بینانه بود ومی بایست تروریسمی که برای به آتش کشیدن جغرافیای جهان، در افغانستان سنگر گرفته بود، به زانو در می آمد.

اما مردم ما غافل از این بودند که جامعه جهانی، شرایط افغانستان را تنها با آهنگ سیاست های خود تنظیم می کند و پشت سر حوادثی که این روزها جریان دارد، وقایعی انباشته شده که اگر با دیدی هوشیارانه بررسی نشوند، ممکن است برای سوزاندن آخرین ذره از اعتماد و امیدی که ممکن است درمردم وجود داشت باشد، مورد استفاده قرار گیرد.

مبادا زمانی چشم مان باز شود که عوارض وحشتناک این حقایق، باری دیگر افغانستان را به ورطه ی نابودی بکشاند.

در حوادثی که اتفاق می افتد و زیر نام مبارزه با تروریسم خلق می شود، نکات مهم تری از متن وجود دارد. قوت گسترده و نیروهای پرشمار ناتو که قرار بود برنامه حذف تروریسم طالبانی را در افغانستان اجرا نمایند، در بنمایه سیاست های شان طرح دیگری قالب گرفته است. هر چند سعی می شود که بسیار زیرکانه و دیپلوماتیک با این قضایا برخورد شود، اما کمتر آدم عاقلی پیدا می شود که باور کند ناتویی که می تواند اقدامات طالبان را بر علیه خود به روش های گوناگون کنترول و خنثی نماید، از قربانی شدن افراد خود هم واهمه ی ندارد. این قضیه می تواند پیام های پر معنایی را صادر نماید؛ نخست این که تلاش برای حاد نشان دادن اوضاع افغانستان به انحا گوناگون و به حد اقل رساندن امنیت، که به قیمت پایین آمدن شارژ اعتبار نیروهای ناتو تمام شده و ضعف و سستی آنان را تعبیر می کند و طالبان را در پیشبرد و سیاست های شان بی پرواتر و نسبت به آینده امیدوارتر می کند.

حالا طالبان از حالت بی هدف دست به اقداماتی با پوشش دیگری می زنند که به وضوح همراهی با سیاست های ناتو را نشان می دهد. درگیر شدن طالبان با نیروهای ناتو، هر چند هزینه کار سیاسی را برای جامعه جهانی بالا می برد، اما انگار یک مؤفقیت را نیز در پی دارد؛ بهانه ای برای ماندن، تا دست شان برای حضور منطقه خالی نماند.

در حالی که نمی توان هیچ احتمالی را برای مؤفقیت طالبان در برابر نیروهای پرقوت ناتو متصور شد، مظلوم نمایی ناتو در برابر طالبان و توجیه شکست های شان با بالا بردن قدرت طالبان، پیام خیلی روشنی را صادر می کند؛ لذا ناتو با کاری که می کند، هم تنور سیاست های صاحبان بزرگ قدرت دنیا را گرم می کند و هم این ادعا را به اثبات می رساند که آنان قصد دارند با تروریسم بجنگند، حتی اگر به کشته شدن نیروها و تحمل خسارات هنگفتی نیز همراه باشد.

اما ظاهرا" طالبان باهوش تر از ناتو هستند و بازی آن ها را به خود شان بر می گردانند و با حملات جسته و گریخته به کابل، کم کم خود شان را به مرکز نزدیک می کنند، ناتو سعی دارد این بازی را به مخالفان طالبان و مردم منتقل کند که ببیند حتی ناتو هم از طالبان ضربه می خورد و از آن ها واهمه دارد. و با این ترس آفرینی ها کار طالبان ساده تر می شود. زیرا ترساندن مردم از بدتر شدن اوضاع، نتایجی بس وخیم تر از آنچه در عمل می تواند اتفاق بیافتد، را در پی دارد.

از طرفی دیگر هم جبهگی بودن کشورهای مختلف در مبارزه با تروریسم و ایجاد فضای نسبتا" رقابت آمیز برای نمایش غول های قدرت در منطقه، تقویت هر چه بیشتر طالبان را ایجاد می کند تا در افتادن با آن ها را یک امتیاز بزرگ قلمداد نماید. در این میان سیاست علیل حکومت افغانستان هم که نمی تواند به این قضایا پاسخ روشنی بدهد، از ترس این که مبادا اعتراض بر علیه سیاست های ناتو، موجب حذف آنان از صحنه قدرت شود، تن به هر کاری می دهند و قدم به قدم نسبت به طالبان عقب نشینی می کنند. البته شاید برای کسانی که ترس از دست دادن پست های شان را دارند، این نگرانی و دغدغه ها کمرنگ باشد، اما صداقت حکم می کند که این را به وضوح بیان کنند و حقایق را قربانی خواسته های خود ننمایند. این که چرا کسانی که ادعا دارند دنیا را روی انگشت های شان می چرخانند، و ابرقدرت دنیا هستند، خود را در مقامی تنزل داده اند که توان کنترل بحران هایی را که می گویند با حضور تروریسم و القاعده شکل می گیرد، ندارند؟

در حالی که حوزة گسترده قدرت و امکانات بی شمار نیروهای ناتو به آنان این اجازه را می دهد که به راحتی خط های حمله را بشکنند و قدرت هر گونه تحرکی را از طالبان سلب نمایند؛ به آن ها این اجازه را می دهند که در پایتخت آن ها را نشانه بگیرند؟

مسلما" تا به امروز هیچ گونه تلاش جدی برای مهار و کنترول القاعده و طالبان در افغانستان صورت نگرفته است، و همین امر است که سیاست های ناتو را به تردیدهای جدی مبدل کرده است.

حالا تنها راه باقی مانده برای مردم افغانستان سوار شدن برموج ترس و کاستن از انتظارات شان از جامعه جهانی است – اگر قرار باشد این شب سیاه و تیره به سر آید، ظاهرا" نباید دیگر به کمک های جامعه جهانی دل بست. حالا زمان اعادة اعتماد به نفس از دست رفته ی نیروهای خودی است. زیرا همچنانی که طالبان قدرت در افغانستان سرگرم چانه زنی های نفس گیر و معاملات پشت پرده سیاست هستند، بعید نیست که به زودی اتفاقات تازه ای شکل بگیرد. زیرا اگر هم بپذیریم که جامعه جهانی در مبارزه با تروریسم جدی است و صادقانه خواهان برقراری امنیت در افغانستان است، حالا باید به این باور برسیم که از دست آن ها کاری بر نمی آید و اگر نه، که جواب روشن است و نیاز به طرح مسأله نیست. ناتو تشدید ناامنی در دستور کار خود دارد و احتمال موفقیت آن با روال موجود، دور از دسترس نیست، و طالبان هم با برنامه های جدیدتری به میدان خواهند آمد، حالا معلوم نیست در این بازی دادن ها و بازی خوردن ها، سرنوشت مردم به کجا می کشد؟!

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home