Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

مردم حق دارند بدانند

حضور بدون خط قرمز؟!

افزایش نیروی خارجی برای چیست؟

در حالی که طالبان و حزب اسلامی، بر جنگ مسلحانه در برابر ناتو فتوا داده اند و یکی از دلایل عمده مخالفت شان را با دولت افغانستان حضور نیروهای ناتو اعلام کرده اند، خطر گسترش حمله نیروهای مخالف با انگیزه مبارزه با ناتو بیشتر می شود. یقینا" کنترول و متوقف ساختن نیروهای مخالف، برای مدت طولانی از عهده نیروهای ناتو بر نمی آید و همین مسأله است که پیش بینی می شود مشکلی را پدید خواهد آورد که جز با خون ریزی و سیع آن هم برای سال های طولانی بهبود نخواهد یافت.

یکی از انتقاد های گسترده محافل سیاسی، فقدان یک استراتیژی روشن و قابل بحث، در خصوص حضور ناتو در افغانستان است. زیرا هر استراتیژی و سیاستی می تواند فرصت ها و تهدید های ویژه ای را ایجاد کند. و لازم است که در این مورد بسیار مهم یک سیاست مناسب مورد تعمق و واکاوی قرار گیرد.

مهسا طایع

با گذشت هر روز از حضور جامعه جهانی در افغانستان، اوضاع پیچیده تر شده و سوالات پیرامون سیاست این کشور ها در افغانستان بیشتر و بیشتر می شود. اکنون و پس از هفت سال و همه گونه همکاری رهبران و مسئولین سیاسی افغانستان با کاخ سفید، توفیق قابل ذکری حاصل نشده است و کیست که نداند با این همه نیروی خارجی تنها چند شهر و چند کیلومتر در حومه آن، از امنیت نسبی برخوردار است و تحت کنترول نیروهای آیساف قرار دارد. در غیر آن حضور طالبان روز به روز پر رنگ تر شده می رود، آنان تا نزدیک شهرها می آیند، در جمع مردم حاضر می شوند، سخنرانی می کنند، خط و نشان می کشند، تهدید می کنند و به راحتی به پایگاه های خود بر می گردند. این امکان که در یک گردش عمده سیاسی، نیروهای ناتو تصمیم به قوت بخشیدن طالبان گرفته باشند، نه تنها امر بعیدی نیست، بلکه قطعی بودن آن از مدتی بدین سو کاملا" قابل پیش بینی بوده است. زیرا اگر در افغانستان امنیت برقرار شود دیگر ناتو نمی تواند حضور خود را در افغانستان با مصوبات سازمان ملل توجیه نماید. و کم کم این نتیجه را به اثبات می رساند که دلنگرانی ناتو برای حضور در منطقه است تا نابودی نطفه های تروریزم و محقق شدن دموکراسی و امنیت در افغانستان.

این درحالیست که به تعقیب درخواست اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان از جانب یک جنرال انگلیسی، حالا یک جنرال آمریکایی هم اعلام می دارد که ناتو به حضور ده هزار نیروی تازه نفس در افغانستان ضرورت دارد که برای تحکیم خطوط مبارزه علیه تروریزم و ناامنی، عازم منطقه شوند.

در چنین شرایطی، توجه ویژه به مسأله ناتو وظیفه جدی برای تمامی فعالین سیاسی در افغانستان محسوب می شود و بی توجهی به آن شرایطی راپدید می آورد که شاید قابل جبران نباشد.

در حالی که طالبان و حزب اسلامی، بر جنگ مسلحانه در برابر ناتو فتوا داده اند و یکی از دلایل عمده مخالفت شان را با دولت افغانستان حضور نیروهای ناتو اعلام کرده اند، خطر گسترش حمله نیروهای مخالف با انگیزه مبارزه با ناتو بیشتر می شود. یقینا" کنترول و متوقف ساختن نیروهای مخالف، برای مدت طولانی از عهده نیروهای ناتو بر نمی آید و همین مسأله است که پیش بینی می شود مشکلی را پدید خواهد آورد که جز با خون ریزی و سیع آن هم برای سال های طولانی بهبود نخواهد یافت.

همچنانی که دیدگاه های کاملا" متفاوتی در زمینه حضور ناتو در افغانستان وجود دارد و عده ای با دید سپاس گذارانه به آمریکا و متحدینش می بینند و آن ها را عامل صلح و ثبات می شناسند، عده ای دیگر نیز هستند که باور دارند ناتو به آینده افغانستان به عنوان کشوری مستقل وفادار نخواهد بود. این مسأله باعث شده تا شخصیت های حقیقی و حقوقی بیشتری با این پرسش اساسی مواجه شوند که آیا در شرایط سیاسی حاکم بر افغانستان، افزایش نیروهای ناتو می تواند به خنثی سازی مخالفین و قوت بخشیدن به روند دموکراسی و تحقق امنیت منجر شود یا این که دامنه درگیری ها را گسترده تر می نماید.

خیلی از کسانی که تصور می کردند با حضور جامعه جهانی افغانستان به بهشت مبدل خواهد شد، اکنون می بینند که هر روز  شماری از نیروهای خارجی به همراه مشتی از مردم بی گناه در افغانستان در آتش خشم و خشونت و سیاست های خام می سوزند.

یکی از انتقاد های گسترده محافل سیاسی، فقدان یک استراتیژی روشن و قابل بحث، در خصوص حضور ناتو در افغانستان است. زیرا هر استراتیژی و سیاستی می تواند فرصت ها و تهدید های ویژه ای را ایجاد کند. و لازم است که در این مورد بسیار مهم یک سیاست مناسب مورد تعمق و واکاوی قرار گیرد.

علی احمد جلالی که تا سه سال پیش، به عنوان یک مهره تأثیر گذار با آقای کرزی همنوایی می کرد، امروز در مقام یک نامزد انتخابات ریاست جمهوری مشکلات افغانستان را نتیجه بی کفایتی و ناکار آمدی دولت افغانستان می داند. وی که در یک مصاحبه تلویزیونی با شبکه آریانا سخن می گفت، در خصوص افزایش نیروهای خارجی به افغانستان اعلام داشت که چنین اقدامی به هیچ وجه مشکل افغانستان را حل نمی کند. وی با تأکید بر این نکته که «نه ناتو، نه ایالات متحده و نه جامعه جهانی، قادر نیست جنگ را در افغانستان خاتمه بدهد» تنها بر این باور است که مشکل افغانستان را  خود افغان ها می توانند حل کنند و آن ممکن و میسر نخواهد بود مگر با ایجاد یک حکومت قوی و حاکمیت قانون.

هر چند تبلیغات انتخاباتی برای تعدادی از مدعیان قدرت آینده، خیلی وقت است که کلید خورده اما آقای جلالی که از همین حالا خود را جانشین مسلم رئیس جمهور کرزی می داند، تکیه خود را به نیروهای مردمی اعلام می کند. این در حالیست که دو هفته قبل، رئیس جمهور کرزی با تکیه بر نیروهای ناتو، به پاکستان اعلام جنگ نمود و با تفاخر به نیروهای ناتو، قوت و اقتدار خود را به نمایش گذاشت.

حالا معلوم نیست که این موضع گیری ها تنها جنبة تبلیغاتی دارد یا این که سیاست های جدیدی در پشت این جبهه گیری ها خوابیده است.

شمار دیگری از مهم ترین و با نفوذ ترین چهره های سیاسی که نتواسته اند در خصوص عملکرد های ناتو در افغانستان به جمع بندی مشخصی برسند، حرکت با چراغ خاموش را در پیش گرفته اند تا با بالارفتن یا بالا زدن گوشه ای از پرده سیاست جامعه جهانی، بتوانند با توجه به منافع شخصی شان عکس العمل و واکنش نشان دهند.

در این میان این مسأله گویا به مردم اصلا" مربوط نیست و آن ها نقش فراتر از ناظر ندارند، و برای شان مشخص نیست که سر نخ این ماجراها به کجا بند می شود؟

البته نقش کشور های منطقه را نیز نباید نادیده گرفت، زیرا آنچه در افغانستان رخ می دهد، بدون تردید به کشورهای همسایه نیز سرایت خواهد کرد و آنان را به واکنش می کشاند. اگر این سناریوی محتمل تحقق یابد، طبیعی است که بروز کشمکش ها و جنگ های جدید در منطقه هم سبب جنگ هفتاد و دو ملت می شود.

با این نگاه به اوضاع کنونی کشور و پیش بینی آینده پر حادثه است که باید هر چند زود تر نوعی هماهنگی میان تمامی نیرها و امکانات موجود برای تحقق امنیت در افغانستان به وجود آید ورنه هیچ کس قادر نخواهد بود روی موج نارضایتی کنونی مردم سوار شده و سهم برتر قدرت را در حاکمیت آینده تصاحب کند.

حقیقت آن است که تهدید های امنیتی جدی است و بدون تردید نسل های آینده بر همه کسانی که امروز آرام گرفته و مهر سکوت بر لب زده اند، نفرین خواهد کرد.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home