Mahsa%20Taeei.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

لابی قدرتمندان و بحث
شیرین منافع

علی رغم این که به بها و بهانه های مختلف و متعدد، دست و دلبازانه دروازه های کشور مان را به روی خیلی از این کشور های دور و نزدیک گشوده ایم، اما باید خاطرمان باشد که گشودن دکان های جامعه جهانی در بازار افغانستان، تنها برای افزایش نرخ درآمد و اعتبار خود آن هاست و مشروعیت و مقبولیتی که ما به این معامله می دهیم، نباید طوری باشد که ضرر جبران ناپذیری متوجه ما گردد و کفه ای دیگران سنگین تر شود.

مهسا طایع

ظاهرا" دست یابی به مفهوم موضوعی مثل منافع ملی، سهل و آسان می نماید، اما دلیل آن فرط تکرار این موضوع می تواند باشد، در حالی که پیچیدگی و دوردستی آن، آن قدر زیاد است که ما هنوز نتوانسته ایم در باره این موضوع به ظاهر ساده تعریف روشن و مشخصی داشته باشیم و بر پایه و بنیاد آن، باید ها و نباید های مان را چوکات بندی نمایم.

از آن جایی که افغانستان جزء کشور هایست که وقایع آن را نمی توان صرفا" در چارچوب مناسبات و شرایط داخلی آن تحلیل کرد و خیلی از کشورهای دور و نزدیک، تنها برای حفظ منافع سیاسی خود شان در این جا دکان باز کرده اند، شرایطی هست که مستلزم هوشیاری و جدیت و قطعیت کامل نسبت به موضوع هایی چون منافع ملی است.

علی رغم این که به بها و بهانه های مختلف و متعدد، دست و دلبازانه دروازه های کشور مان را به روی خیلی از این کشور های دور و نزدیک گشوده ایم، اما باید خاطرمان باشد که گشودن دکان های جامعه جهانی در بازار افغانستان، تنها برای افزایش نرخ درآمد و اعتبار خود آن هاست و مشروعیت و مقبولیتی که ما به این معامله می دهیم، نباید طوری باشد که ضرر جبران ناپذیری متوجه ما گردد و کفه ای دیگران سنگین تر شود. هر چند در طول چند سال اخیر، سیاست هایی وجود داشته که عمدا" یا سهوا" راه را برای تعریف منافع ملی ما بسته است. ما هنوز نتوانسته ایم به تعریف دقیق و روشنی از خود برسیم. و مسئولان ما هم آن اندازه پختگی و بلوغ سیاسی نداشته اند که بشود از رفتار و گفتار های شان نوعی هماهنگی و باور به حفظ منافع ملی را استنباط کرد. همین است که همواره بر واقعیت های سیاسی شور، پرده افتاد و تنها دیدگان اصلیِ شعار است که می تواند پس پرده را ببندد و مطابق با آن خود را کوک نماید.

هر چند سخن گفتن از منافع ملی، دل پسند و مقبول است، اما زمانی که نتوانستیم تعریف روشنی از آن ها دریافت کنیم، میزان پای بندی مان هم به چنین معانی ای سست و لرزان خواهد بود. تجربه نشان داده که همه از هر قوم و گروهی که هستیم؛ عملا" مستعد بروز علایق قوم گرایانه ی خود هستیم و هنوز یاد نگرفته ایم که حساسیت مسأله را درک کنیم که مسایل شخصی و قومی مان از مسایل ملی جداست. از رأس تا قاعده یک سردرگمی فراگیر دچار مان کرده است: هنگامی که رئیس جمهور ما با لبخند و رضایت مندی از مذاکره و راه حل سیاسی با طالبان سخن می گوید، معلوم نیست که آیا وی درک و منظور مشخصی از حرف هایش دارد و آیا می داند که با موجودیت آنان در قدرت، افغانستان نمی تواند از گزند بحران های نابود کننده در امان بماند؟ آیا می داند، خطری که در شمال و جنوب و بر فراز افغانستان پرسه می زند، ناشی از پیامدهای همین سیاست هاست؟

همیشه گذشت زمان تجربیاتی ارزشمند را خلق می کند که با شکل گیری دوره های متفاوت، به خصوص در مواقع بحرانی، این تجربه ها رنگی ویژه و نقشی حیاتی را می یابند، آیا رئیس جمهور ما می داند که سیاست های چرخشی با پاکستان، فلاکتی را به بار می آورد که کشورما امروز با

آن درگیر است؟ آیا رئیس جمهور ما و سایر بازیکنان عرصه ی سیاست که دچار همین آمد و شدها هستند، ورزیدگی آن را دارند که خطرات، پیامدهای ناگورا و دردناک بازی با کشور همسایه ی خود شان را که بر فراز کشور ما تعبیه شده است، دور کنند؟

در پس پرده های این همه تشویش های ذهنی چه نهفته است؟

کلید حل بحران های کنونی و روند توقف ناامنی در افغانستان، در تعریف ما از خود ماست، از دیگران، از نسبت و تناسب ها، از مرز بندی ها و خط قرمزها... مطمئنا" دیگران برای حفظ منافع سیاسی و ملی خود، حاضر به هر معامله ای و با هر کسی هستند، اما در سیاست آشفته ی افغانستان، هیچ چیز سر جای خودش نیست. اگر منافع و خط قرمزها جدی تعریف می شد، آن گاه برای ملت ما هم مشخص می شد که چه کسانی بانیان بیماری ها و رنج های شان هستند، و می دانستند که با آن ها چگونه تسویه حساب نمایند، اما پس و پیش رفتن های دولت افغانستان به طور دائم کشور را گرفتار بحران کرده است.

حتی کسانی که نزدیک به محافل دولتی هستند، نمی توانند مشخصا" بگویند که چه کسانی دوست و یا دشمن ما هستند. چه حرفی جدی و چه چیزی شوخی است... ما باز هم شاهد هیاهوهایی با تاریخ مصرف های کوتاه بوده ایم و همگی با این شیوه های رسوا و تکراری و نخ نما شده آشنا هستیم، اما این روند که بنیه جامعه ما را فرسوده و آن را دچار انسداد کرده است، تا کی می تواند ادامه پیدا کند! هر چند همواره بحث شیرین منافع در تالارهای گفتگو و چانه زنی صاحبان قدرت گرم است، اما تعریف این منافع است که هنوز روشن نیست و در صد شخصی و ملی بودن آن در پرده ی ابهام است. به هر حال مافیا و تروریست های برانداز حربه هایی را تشکیل داده اند که به زدن ریشه های مان اهتمام کرده است. وضعیتی که افغانستان امروز با آن دست و پا می زند، خیلی بحرانی است، واژه ها را دریابیم.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home