|
|
کنفرانس
پاریس فرصتی
دیگر برای چانه
زنی سیاسی: سبد
منافع مردم
همچنان خالی
می ماند کنفرانس
پاریس هم که
به تدبیر
دولت فرانسه
صورت گرفته
است، جز
همنوایی
ساری کوزی با
دولت آمریکا
پیام دیگری
برای
افغانستان
ندارد. و نمی
توان چندان
هم امیدوار
بود که اگر
وعده ای به
این کنفرانس
سپرده شود،
از ضمانت
اجرایی برخوردار
گردد و
منفعتی برای
مردم
افغانستان در
پی داشته
باشد. هر چند
هنوز هم
ارقام مشخص و
دقیقی از
میزان کمک
های جامعه
جهانی و
منابع مصرفی
آن در دست نیست
و غالبا" بر
این اتفاق
نظر اند که
جامعه جهانی،
توانسته حسن
نیت خود را در
پای بندی به
تعهداتش به
اثبات برساند
و اغلب وعده
ها وجهة
اجرایی
نیافته اند و
اگر هم صورت
اجرایی
داشته، تنها
امتیاز آن به
انجیوهای
خارجی رسیده
است، اما این
همه نمی تواند
رفتار
انفعالی و بی
تفاوتی
فزاینده دولت
افغانستان
را نسبت به
سرنوشت کمک
های جامعه
جهانی،
توجیه کند. بدیهی
است در صحنه
جهانی که
صحنه
تعاملات پشت پرده
و سیاست بازی
است، باید هم
امتیاز داد و هم
امتیاز گرفت.
اما وقتی
امتیازهای
جامعه جهانی
به آقای کرزی
در یک دایره
بسته تعریف
شد، نتیجه اش
هم این می شود
که بحران های
سیاسی افغانستان،
فضای بین
المللی را
تحت تاثیر
قرار داده و
نگاه ها را به
این کشور کم
رنگ سازد. و
حتی به صورت
غیر قابل
انکاری،
مواضع امروز
جامعه جهانی
نسبت به
افغانستان
به گونه ایست
که با هر
مقیاسی به آن
بنگریم با
منافع ملی و
حتی امنیت
ملی مان در
تضاد است. در
حالی که جهت
مساعدی برای
بالابردن
توان ملی
مردم ایجاد
شده بود،
غلبه سلیقه
های فردی و
فرد سالاری
بر منافع
عامه و قوام
گرفتن کار
سیستمی، بر
فرسایش همه ی
این امیدها
منجر شد. مهسا
طایع هر کسی
و هر جریانی
می تواند
مدعی این
باشد که به
تنهایی به
فکر سعادت
ملت است و بس! اما
نتایج و
آثاری که
جریانات
سیاسی کشور
در عرصة
اجتماعی،
فرهنگی و
اقتصادی
جامعه در طول
حکمرانی خود
به جا می
گذارند، می
تواند قضاوت
درستی را در
بارة آن ها
رقم بزند. و ملاک
تشخیص آن است
که بین ادعا و
مدعی چقدر تناسب
وجود دارد و
علاوه بر آن
سابقه و
عملکرد هر
کسی و هر جریانی
هم مؤید
صداقت اوست. امروز آقای
کرزی، یک بار
دیگر رهسپار
بازار جهانی
شده است تا
نسبت به
ادعاهایی که
تا کنون بیان
فرموده است،
منبع ارتزاق
تازه ای را
جستجو نماید.
کسی که تا به
امروز هم سعی
کرده،
مشکلات کلان
مدیریت
سیاسی و
اقتصادی خود
را با چند
جمله عوام
فریبانه و با
چند حرکت
سیاسی پیش پا افتاده،
لاپوشانی
نماید. فضای
مبهم سیاسی
امروز، فضای
آگنده از
تخطئه و طرد
گذشته است.
آقای کرزی
چنان وانمود
می کند که غیر
از شخص وی
دیگر کسی به
حال این ملت
دل نمی
سوزاند. و
اوست که به
خاطر مردم
کاسة گدایی به
دست می گیرد و
هر سو می چرخد.
در حالی که
سرمایه های
صادر شده به
آدرس دولت
افغانستان
را از سوی
جامعه جهانی
به یک باره
نادیده
گرفته است،
با تقاضای
پنجاه
میلیارد
دالر می
خواهد همه
چیز را
دوباره از نو
تعریف کند. اما
گمان نمی رود
که جامعه
جهانی این
بار و در چنین
شرایطی که سرنوشت
کمک های قبلی
به
افغانستان
هنوز نامعلوم
است، یک بار
دیگر به آقای
کرزی و تیم
همراه وی
اعتماد
نموده و بدون
در نظر گرفتن
یک سیستم مشخص
حساب رسی،
باز هم مبالغ
هنگفتی را دو
دستی به وی
تقدیم نماید. آقای
کرزی، پیش از
این نیز در
اجلاس لندن و
توکیو که به
منظور کمک به
اقتصاد
افغانستان
برگذار شده
بود، اعلام
داشت که با
اجرای طرح،
کمک کشور های
متعهد به
افغانستان
را در راستای
بازسازی، ایجاد
ثبات و تأمین
امنیت متجلی
خواهد ساخت. دیری
گذشت و این
ادعاها و وعده
های خام،
هرگز صورت
عملی به خود
نگرفتند. و در
سیستم بیمار
سیاست آقای
کرزی،
میلیون ها
دالر کمک های
جهانی، مفقود
الاثر گردید. حالا
آقای کرزی با
چه رویی باز
هم در
کنفرانس پاریس
سخنرانی و
شعار پراکنی
خواهد کرد،
خدا می داند؟! هر چند
هنوز هم
ارقام مشخص و
دقیقی از میزان
کمک های
جامعه جهانی
و منابع
مصرفی آن در
دست نیست و
غالبا" بر
این اتفاق
نظر اند که
جامعه
جهانی، توانسته
حسن نیت خود
را در پای بندی
به تعهداتش
به اثبات
برساند و اغلب
وعده ها وجهة
اجرایی
نیافته اند و
اگر هم صورت
اجرایی
داشته، تنها
امتیاز آن به انجیوهای
خارجی رسیده
است، اما این
همه نمی تواند
رفتار
انفعالی و بی
تفاوتی
فزاینده
دولت
افغانستان
را نسبت به
سرنوشت کمک
های جامعه
جهانی،
توجیه کند. حجم
نارضایتی ها
از سیاست ها و
شیوه مدیریت
دولت، تنها
در سطح
افغانستان
متوقف
نمانده بلکه
جامعه جهانی
را نسبت به
شراط کنونی
مأیوس و دل زده
نموده است.
کافیست
نگاهی به
رسانه های
بیرونی
بیاندازیم و
دقیق شویم که
اثر و نتیجه
سیاست های
حاکمیت
افغانستان
چقدر نگرش آن
ها را نسبت به
پنج، شش سال
گذشته تغییر
داده است. حجم مشکلات
اقتصادی
امروز، بی
برنامگی
سیاسی و
نابسامانی
امنیتی و
صدها مسایل و
مصائب این
گونه،
بیانگر این
واقعیت است
که کمک های جامعه
جهانی به
افغانستان،
تا به امروز
هیچ اثر و
نتیجه
ملموسی را در
زندگی مردم
وایجاد تحول
و آبادانی
جامعه باعث
نشده است.
زیرا گفتمان
و پرنسیب
سیاسی دولت
افغانستان،
کاملا" با تحول
خواهی و
دموکراسی و
مدیریت
شایسته فاصله
دارد. افکار
عمومی و هر
کسی که در این
کشور از اندک
حافظه و هوش و
عقل و قدرت
مشاهده
برخوردار
باشد، به
راحتی می
تواند قضاوت
کند که در
چنین فضا و
سیستمی حتی
اگر
میلیاردها
دالر دیگر هم
به خزانه ی
دولت واریز
شود، جز آن که
به جیب انجوها
حواله شود،
سود دیگری
نخواهد داشت. این که
دولت در
آستانه ی
کنفرانس
پاریس، برنامه
سرک سازی را
روی دست
گرفت، کاملا"
تصنعی و نمایشی
بودن سیاست
ها را آشکار
می سازد. ور نه
در فرمول های
روز اقتصاد
دنیا این امر
مسلم شده است
که تنها دولت
های ضعیف
هستند که علی
رغم هزاران
مشکل و معضل
اقتصادی در
جامعه شان،
عوام
فریبانه به
سرک سازی
مشغول می
شوند، البته
این روند هم
در صورت
گرفتن
امتیازهای منتظره
شان متوقف
خواهد شد. دولتمردان
ما، امروز با
الزامات
سیاسی و قدرت
در راستای
منافع ملی
خیلی فاصله
دارند. اعتماد
از باورهای
مردم رخت بر
بسته و رابطه
ملت و
حاکمیت،
گسست معنا
داری یافته
است. با کسب کمک
های جامعه
جهانی آقای
کرزی نمی
تواند تبلیغاتی
برخورد کند.
در حالی که
جهت مساعدی
برای
بالابردن
توان ملی
مردم ایجاد
شده بود،
غلبه سلیقه
های فردی و
فرد سالاری
بر منافع
عامه و قوام
گرفتن کار
سیستمی، بر
فرسایش همه ی
این امیدها
منجر شد. بدیهی
است در صحنه
جهانی که
صحنه
تعاملات پشت پرده
و سیاست بازی
است، باید هم
امتیاز داد و هم
امتیاز گرفت.
اما وقتی
امتیازهای جامعه
جهانی به
آقای کرزی در
یک دایره
بسته تعریف
شد، نتیجه اش
هم این می شود
که بحران های
سیاسی
افغانستان،
فضای بین
المللی را
تحت تاثیر
قرار داده و
نگاه ها را به
این کشور کم رنگ
سازد. و حتی به
صورت غیر
قابل
انکاری، مواضع
امروز جامعه
جهانی نسبت
به
افغانستان
به گونه ایست
که با هر
مقیاسی به آن
بنگریم با
منافع ملی و
حتی امنیت
ملی مان در
تضاد است. کنفرانس
پاریس هم که
به تدبیر
دولت فرانسه
صورت گرفته
است، جز
همنوایی
ساری کوزی با
دولت آمریکا
پیام دیگری
برای افغانستان
ندارد. و نمی
توان چندان
هم امیدوار بود
که اگر وعده
ای به این
کنفرانس
سپرده شود، از
ضمانت
اجرایی
برخوردار
گردد و
منفعتی برای مردم
افغانستان
در پی داشته
باشد. آقای
کرزی هم دیگر
وقت چندانی
برای تجدید نظر
در بینش و
شیوه های
مدیریتی خود
ندارد و نمی
تواند
پاسخگوی
اعتماد شکنی
هایی که تا به
امروز متوجه
اوست، باشد. اگر
روزی آقای
کرزی با واقع
نگری و به دور
از وهم و
خودبینی به
کارنامه اش
نگاه کند، به
اشتباهات
ریز و درشت
خود به راحتی
پی می برد.
البته آن روز
دیگر دردی از
دردهای این
ملت دوا نمی
شود. تیم رئیس
جمهور تا به
امروز در
مسیری گام
برداشته که
به ضرر منافع
ملی ما بوده
اند، امروز
همین تیم،
باز هم مدعی
کمک های
جامعه جهانی
می شود. اما
آنچه مسلم
است، این
واقعیت است
که از این کمک
ها هیچ چیز به
سبد منافع
ملی و منافع
مردمی
انداخته
نخواهد شد. واقعیت
جامعه سیاسی
کنونی ما
بیانگر
فاصله ای چشم
گیر با
الزامات
دموکراتیک
بوده و به
دلیل حاکمیت
یک دست و تک
محورانه و
غیر مسئول
آن، نمی توان
به توانمند
سازی روند
دموکراسی و
عدالت سیاسی
و اقتصادی و
اجتماعی
امیدوار بود.
تنها می توان
به این امید
تکیه کرد که
روند تحولات
آینده به
زودی خواب از
سر
دولتمردان
امروزی ما
خواهد ربود. سپهر
سیاست در
دنیای امروز
عرصه
عقلانیت و احترام
به حوزه
عمومی و تلاش
حاکمیت برای
افزون به
عددها و شاخص
های امنیتی و
اقتصادی جهت
بالابردن
سطح رفاه و
آرامش زندگی
مردم است. تنها
ادعاهای
شعاری مبنی
بر داشتن
برنامه برای
آینده، آن هم
در آستانه
انتخابات
هیچ تضمینی
برای
پاسخگویی به
نیازها و
خواسته های
مردم و برای
ایجاد تحول و
اصلاح
نخواهد داشت. باید
دید فضای
سیاسی امروز
افغانستان و
نگاه جامعه
جهانی به
منطقه، به
آقای کرزی که
از حالا به
سمت فتح
دوباره چوکی
ریاست
جمهوری دور آینده
خیز
برداشته،
باز هم فرصت
یکه تازی و تمدید
قدرت را
خواهد داد؟ |
|