Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

خودکشی، فریاد اعتراض؟

آخرین مرز درماندگی

در جامع ترین تحقیق در باره خود کشی، نشان داده شده که 9.2 در صد از مردم جهان به خودکشی فکر می کنند.

هر چند اهتمام نهاد خانواده و مدیریت والدین ممکن است در تنظیم رفتار اعضای خانواده و با ساز و کارهای مخصوص، اعضای خانواده را از خطر ارتکاب به خودکشی دور نگاه دارد اما این پدیده به عنوان یک بحران جدی، سلامت روانی، شرایط اجتماعی، و اقتصادی جامعه را زیر سوال برده و به شدت نگران کننده است.

مهسا طایع

شخصی که مستعد ناامیدی، درماندگی و انزواست، به خودکشی به عنوان راه حل نجات و رهایی از تحمل درد و رنج پناه می برد. اگر چه درصد افرادی که به فکر خودکشی هستند در کشورهای مختلف فرق می کند، با این حال در جامع ترین تحقیق در باره خود کشی، نشان داده شده که 9.2 در صد از مردم جهان به خودکشی فکر می کنند.

خودکشی راهی برای رهایی از یک مسأله یا بحران برگزیده می شود. علت این بحران می تواند اقتصادی، روانی و یا عاطفی باشد. اما در هر صورت خودکشی یک بیماری و معضل جدی روانی – اجتماعی در کشور ما به شمار می رود. پدیده ای که غالبا" برای فریاد اعتراض، خشم، انزجار، ناامیدی و درماندگی، به آن پناه می برند.

حوادث بحرانی در زندگی هر انسانی به وجود می آید، اما زمانی که یک فرد تضاد در بین اهداف خود و امکانات رسیدن به اهداف را حس می کند، به بی هنجاری و آشفتگی مبتلا می شود. افسردگی مزمن و اعتماد به نفس پایین نیز می تواند زمینه را برای ارتکاب خودکشی فراهم سازد.

صاحب نظران مسایل اجتماعی معتقدند که خودکشی یک بحران است و علت اساسی دچار شدن به این بحران را عدم تعادل بین میزان استرس ها و روش های مقابله و مقاومت در مقابل آن می دانند. بحران زمانی روی می دهد که شخص با روش های معمول نتواند مشکلات خود را حل نماید و لذا در رفتارش نوعی بی نظمی به وجود می آید، خود را در حل نمودن مسایل زندنگی ناتوان می بیند و احساس می کند که تمامی تلاش ها برای رسیدن به نتیجه غیر ممکن خواهد بود. پس شرایط استرس زا و بحرانی اورا احاطه می کند و تصور می نماید که خودکشی تنها راه نجات او از آن گیر و دارهاست.

اما زمانی که خودکشی به عنوان یک بحران اجتماعی مطرح است و در تعداد وسیعی از مردم سایه می افگند، باید ورای مسایل و مشکلات فردی به این پدیده نگریست. ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی امروز، مشکلات خاص خود را دارد که اگر به عنوان معضل به آن ها نگاه کنیم، می بایست آمار بالایی از مردم جامعه ما به خود کشی فکر کنند.

مشکلات ناشی از بهداشت روانی و نگرانی، میزان خودکشی را در افغانستان رو به افزایش نهاده است. و این مسأله بسیار حساس مورد غفلت متولیان امور قرار گرفته است. و به آن صرفا" به منزله یک مشکل فردی یا خانوادگی نگاه می کنند، درست است که بیشتر قربانیان این پدیده را زن ها تشکیل می دهند و مشکلات خانوادگی، افسردگی، ازدواج تحمیلی و مشاجرات خانوادگی می تواند از علت های بروز خودکشی به روش خودسوزی در بین زن ها باشد، اما آمار جدیدی در دست هست که خودکشی در بین نوجوانان نیز با توجه به روند تفکر و دوره سنی آنان رو به افزایش است و این نکته تفاسیر گوناگونی را در پی دارد.

گستردگی مسأله خودکشی، نگاه جدی و کارشناسانه جامعه شناسان را می طلبد، هر چند اهتمام نهاد خانواده و مدیریت والدین ممکن است در تنظیم رفتار اعضای خانواده و با ساز و کارهای مخصوص، اعضای خانواده را از خطر ارتکاب به خودکشی دور نگاه دارد اما این پدیده به عنوان یک بحران جدی، سلامت روانی، شرایط اجتماعی، و اقتصادی جامعه را زیر سوال برده و به شدت نگران کننده است.

 

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home