|
|
خلیلزاد، مهساطایع در روز های
اخیر بحث
در باره
نامزادان
احتمالی
انتخابات
آینده، بالا
گرفته و
بازار
گمانه زنی ها
بسیار
داغ است. اما
آمار های
نهایی حکایت
از آن دارند
که از هم
اکنون زمزمه
های آمدن
خلیل زاد به
گوش می رسد؛
سیاست مداری
با نگاه و
منشی متفاوت
با اکثر
سیاست مدارانی
که تاکنون در
مرکز قدرت در
افغانستان
بوده اند و
شاید همین
تفاوت باعث
شده است
که فضای
فعالیت ها و
رقابت های
سیاسی در افغانستان
را تحت
الشعاع قرار
بدهد. از کرزی که
آشکارا بانگ
پر خروش قدرت
خواهی را سر
می دهد، تا
جبهه ملی که
منتظر
فرونشستن
همه ی گرد و
غبار هاست که نامزدی
احتمالی
خلیل زاد با
خود به همراه
آورده است تا
عده ای از
حاشیه نشین
هایی که
آهسته آهسته
از انزوای
زندگی های شخصی و
خصوصی خود
بیرون آمده و
تصمیم
داشتند، بخت
خود را در
بازی قدرت
بیازمایند که دوباره
سر به لاک خود
فرو برده و
منتظر ترسیم
نقشه های
بعدی آقای
خلیل زاد مانده اند. جالب این
است که تدارک
رفتن خلیل
زاد به کاخ ریاست
جمهوری
افغانستان از مدت ها
پیش، دیده می
شد و این
موضوع هر چند برای
خیلی ها
اضطراب آور
است، اما غیر منتظره
نبود، باعث
شد که همه ی
بحث ها پیرامون
انتخابات
آینده، پشت
تصمیم آقای خلیل زاد
قرار بگیرد! هر چند آقای
کرزی با
نادیده
گرفتن و نفی
قانون و
طولانی تر کردن
دوره ریاست
جمهوری
خویش، قصد
بیدار شدن از
خواب
سرمستانه
قدرت را
ندارد، و برای جلوگیری
از شکست قطعی
خود در
انتخابات
آینده به هر
دری می زند و
می خواهد قانون را
در حلقه ی
قدرت خود
نگاه دارد و
در این چرخه ی
بسته راه
رخنه تمام
گروه های
سیاسی و نیرو
های ملی را
مسدود
نماید، اما
به نظر می
رسد که با
این
اشتباهات بی حد و حصر
تنها بار
خودش را
سنگین تر می
کند و جهیدن
از دیوار بی
اعتمادی
مردم برایش
چیزی جز خواب
و خیال نیست،
اما انتظار آن
می رفت که
جبهه ملی، از
تاوان دادن در راه
سیاست نترسد
و تحت تأثیر
القائات بیرونی
و درونی، پای
خویش را از
حضوری مستقلانه
در انتخابات
آینده، پس
نکشد. هر چند برخی
از تحلیل
گران احتمال
می دهند
که این اقدام
جبهه ملی
کاملا"
دیپلماتیک
است و در درون
آن یک بازی
سیاسی نهفته است،
اما القای
ناتوانی
ونشان دادن
عدم آمادگی
جبهه ملی
برای حضور
مستقل در انتخابات،
نمی تواند
نشان از
تدبیر و
دوراندیشی
لازمه داشته
باشد. چرا که
اهمیت انتخابات
آینده
افغانستان
به گونه ایست
که از هم
اکنون در
کانون توجه و
تحلیل های منطقه ای
قرار دارد و
انگشت ها به
سمت کانون های
قدرت در
افغانستان
نشانه می
رود، اما
موضع گیری
جبهه ملی پیش
از آن که شبیه
یک آمادگی
سیاسی منظم و
هدف دار
باشد، حاکی از آن
است که این
جبهه منتظر
کنش جانب های
مقابل است و
بر اساس آن
واکنش نشان خواهد
داد که این
امر نمی
تواند از
جبهه ملی
قلعه غیر
قابل نفوذی
ارائه کند. اگر عدم
ارائه
کاندید در
شرایط فعلی
یک بازی سیاسی
از جانب جبهه
ملی پذیرفته
شود، تحلیل
درست اوضاع و
شرایط افغانستان،
ترسیم نقشه
سیاسی برای
آینده کشور،
تعیین مواضع
اقوام و گروه
ها بر روی نقشه
و ارائه آن به
مردم ،
تدوین استراتیژی
جبهه ملی و
داشتن
تاکتیک های
مشخص برای
رویارویی با
بحران های
حاضر که حتمی است و
ربطی هم به
داشتن یا
نداشتن
کاندید
مستقل در
انتخابات
آینده
نخواهد داشت. جبهه
ملی اگر بر
اساس اصول و
هدف های مشخص
شکل گرفته
باشد، پی
گیری آن هدف ها و اصول به
صورت بی وقفه
و منظم،
تنها راه سیاسی
نگاه داشتن
این جبهه است. یقینا"
نامزدی خلیل
زاد، موانعی
را برای سایر
رقبایش
ایجاد خواهد
کرد، اما پذیرفتن
این امر که در
رقبای او
توان غلبه بر
این موانع
نیست، در رقم
خوردن سرنوشت
آتی کشور نقش
زیادی خواهد
داشت و احتمال
حضور
قدرتمندانه
رقبای
احتمالی خلیل زاد را
به صفر تنزل
خواهد داد.
خلیل زاد مشکل
اصلی عده ای
از سیاست
مداران افغانستان
را که کنار
نیامدن با
دنیای بیرون
است، ندارد
اما افت و
خیز ها و
بحران های سال های
اخیر، باعث
شده که معیار
های مردم
برای داوری
هم سیاسی تر
شود. خیلی ها از سال
های گذشته
درس آموخته و
می توانند پخته
تر و سیاسی تر
عمل کنند،
اما حضور
خلیل زاده
نباید مثل یک
زمین لرزه
سیاسی، همه
را تکان بدهد.
پشت همه بحث
هایی که
پیرامون
نامزدی
احتمالی
خلیل زاد
جریان دارد،
تدارک حوادث
آینده
خوابیده است. انفعال
نیروهای
سیاسی به
معنی قبول بی
چون و چرای
این سیاست
هاست. اگر کرزی
نمی خواهد
تقویمش را
ورق بزند و
علی رغم تمام
کاستی ها و
ندانم کاری
هایش می خواهد دو
دستی به قدرت
بچسبد اما
فهم و شعور
متوسط هر کسی
منجر به این
باور خواهد شد که دوران
او دیگر به
پایان
رسیده، و
تکرار آن نه
تنها ملال
آور که برای
اغلب مردم
تهوع آور هم
هست. و او نمی
تواند بیش از
این مصدر
قدرت را در
اشغال خود
نگاه دارد،
اما... و همه ی سخن
در این
اماست، که
اگر صف بندی
سیاسی و موضع
گیری ها روشن
تر و شفاف تر
نشود و همه
چیز بستگی به
اراده آقای
خلیل زاد
بگیرد، و
نیروهای ملی و سیاسی
را در این
دلواپسی
نگاه دارد که
وی کاندید
انتخابات
آینده
خواهد بود یا خیر، آن
وقت است که
دیگر تصمیم
های خلق الساعه
و واکنشی را
نمی توان به
حساب مصلحت
های ملی،
بازی های
دیپلماتیک و
مانورهای
سیاسی
گذاشت... مهساطایع،
کابل، اول
ثور ۱۳۸۷ |
|