Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خلیلزاد،
مهره ی دل واپسی

مهساطایع

در روز های اخیر بحث در باره نامزادان احتمالی انتخابات آینده، بالا گرفته و ‏بازار گمانه زنی ها بسیار داغ است. اما آمار های نهایی حکایت از آن دارند که ‏از هم اکنون زمزمه های آمدن خلیل زاد به گوش می رسد؛ سیاست مداری با نگاه ‏و منشی متفاوت با اکثر سیاست مدارانی که تاکنون در مرکز قدرت در افغانستان ‏بوده اند و شاید همین تفاوت باعث شده است که فضای فعالیت ها و رقابت های ‏سیاسی در افغانستان را تحت الشعاع قرار بدهد.‏

از کرزی که آشکارا بانگ پر خروش قدرت خواهی را سر می دهد، تا جبهه ملی ‏که منتظر فرونشستن همه ی گرد و غبار هاست که نامزدی احتمالی خلیل زاد با ‏خود به همراه آورده است تا عده ای از حاشیه نشین هایی که آهسته آهسته از ‏انزوای زندگی های شخصی و خصوصی خود بیرون آمده و تصمیم داشتند، بخت ‏خود را در بازی قدرت بیازمایند که دوباره سر به لاک خود فرو برده و منتظر ‏ترسیم نقشه های بعدی آقای خلیل زاد مانده اند.‏

جالب این است که تدارک رفتن خلیل زاد به کاخ ریاست جمهوری افغانستان از ‏مدت ها پیش، دیده می شد و این موضوع هر چند برای خیلی ها اضطراب آور ‏است، اما غیر منتظره نبود، باعث شد که همه ی بحث ها پیرامون انتخابات آینده، ‏پشت تصمیم آقای خلیل زاد قرار بگیرد!‏

هر چند آقای کرزی با نادیده گرفتن و نفی قانون و طولانی تر کردن دوره ریاست ‏جمهوری خویش، قصد بیدار شدن از خواب سرمستانه قدرت را ندارد، و برای ‏جلوگیری از شکست قطعی خود در انتخابات آینده به هر دری می زند و می ‏خواهد قانون  را در حلقه ی قدرت خود نگاه دارد و در این چرخه ی بسته راه ‏رخنه تمام گروه های سیاسی و نیرو های ملی را مسدود نماید، اما به نظر می ‏رسد که با این اشتباهات بی حد و حصر تنها بار خودش را سنگین تر می کند و ‏جهیدن از دیوار بی اعتمادی مردم برایش چیزی جز خواب و خیال نیست، اما ‏انتظار آن می رفت که جبهه ملی، از تاوان دادن در راه سیاست نترسد و تحت ‏تأثیر القائات بیرونی و درونی، پای خویش را از حضوری مستقلانه در انتخابات ‏آینده، پس نکشد.‏

هر چند برخی از تحلیل گران احتمال می دهند که این اقدام جبهه ملی کاملا" ‏دیپلماتیک است و در درون آن یک بازی سیاسی نهفته است، اما القای ناتوانی ‏ونشان دادن عدم آمادگی جبهه ملی برای حضور مستقل در انتخابات، نمی تواند ‏نشان از تدبیر و دوراندیشی لازمه داشته باشد. چرا که اهمیت انتخابات آینده ‏افغانستان به گونه ایست که از هم اکنون در کانون توجه و تحلیل های منطقه ای ‏قرار دارد و انگشت ها به سمت کانون های قدرت در افغانستان نشانه می رود، ‏اما موضع گیری جبهه ملی پیش از آن که شبیه یک آمادگی سیاسی منظم و هدف ‏دار باشد، حاکی از آن است  که این جبهه منتظر کنش جانب های مقابل است و ‏بر اساس آن واکنش نشان خواهد داد که این امر نمی تواند از جبهه ملی قلعه غیر ‏قابل نفوذی ارائه کند.‏

اگر عدم ارائه کاندید در شرایط فعلی یک بازی سیاسی از جانب جبهه ملی ‏پذیرفته شود، تحلیل درست اوضاع و شرایط افغانستان، ترسیم نقشه سیاسی برای ‏آینده کشور، تعیین مواضع اقوام و گروه ها بر روی نقشه و ارائه آن به مردم ، ‏تدوین استراتیژی جبهه ملی و داشتن تاکتیک های مشخص برای رویارویی با ‏بحران های حاضر که حتمی است و ربطی هم به داشتن یا نداشتن کاندید مستقل ‏در انتخابات آینده نخواهد داشت. جبهه ملی اگر بر اساس اصول و هدف های ‏مشخص شکل گرفته باشد، پی گیری آن هدف ها و اصول به صورت بی وقفه و ‏منظم، تنها راه سیاسی نگاه داشتن این جبهه است.‏

یقینا" نامزدی خلیل زاد، موانعی را برای سایر رقبایش ایجاد خواهد کرد، اما ‏پذیرفتن این امر که در رقبای او توان غلبه بر این موانع نیست، در رقم خوردن ‏سرنوشت آتی کشور نقش زیادی خواهد داشت و احتمال حضور قدرتمندانه رقبای ‏احتمالی خلیل زاد را به صفر تنزل خواهد داد. خلیل زاد مشکل اصلی عده ای از ‏سیاست مداران افغانستان را که کنار نیامدن با دنیای بیرون است، ندارد اما افت و ‏خیز ها و بحران های سال های اخیر، باعث شده که معیار های مردم برای ‏داوری هم سیاسی تر شود. خیلی ها از سال های گذشته درس آموخته و می توانند ‏پخته تر و سیاسی تر عمل کنند، اما حضور خلیل زاده نباید مثل یک زمین لرزه ‏سیاسی، همه را تکان بدهد. پشت همه بحث هایی که پیرامون نامزدی احتمالی ‏خلیل زاد جریان دارد، تدارک حوادث آینده خوابیده است.‏

انفعال نیروهای سیاسی به معنی قبول بی چون و چرای این سیاست هاست.‏

اگر کرزی نمی خواهد تقویمش را ورق بزند و علی رغم تمام کاستی ها و ندانم ‏کاری هایش می خواهد دو دستی به قدرت بچسبد اما فهم و شعور متوسط هر ‏کسی منجر به این باور خواهد شد که دوران او دیگر به پایان رسیده، و تکرار آن ‏نه تنها ملال آور که برای اغلب مردم تهوع آور هم هست. و او نمی تواند بیش از ‏این مصدر قدرت را در اشغال خود نگاه دارد، اما... ‏

و همه ی سخن در این اماست، که اگر صف بندی سیاسی و موضع گیری ها ‏روشن تر و شفاف تر نشود و همه چیز بستگی به اراده آقای خلیل زاد بگیرد، و ‏نیروهای ملی و سیاسی را در این دلواپسی نگاه دارد که وی کاندید انتخابات آینده ‏خواهد بود یا خیر، آن وقت است که دیگر تصمیم های خلق الساعه و واکنشی را ‏نمی توان به حساب مصلحت های ملی، بازی های دیپلماتیک و مانورهای سیاسی ‏گذاشت...‏

 

مهساطایع، کابل، اول ثور ۱۳۸۷

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home