|
|
کشتی بدون
قطب نما عقب نشینی
وزارت خارجه
ازنسخه
سیاست مستقل اصلاح
وضع موجود
مستلزم یک
باز نگری جدی
در اصول
سیاست ورزی و
گذشته مخدوش
وزارت خارجه
است. آن هم در
سطح یک کمیته
ملی با شراکت
رئیس جمهور
وقوه مقننه
کشور. فرصت
های طلایی
بسیاری
دراین مدت از
دست رفته اند
و تاکنون هم
هیچ برنامه
قابل اجرایی
مشاهده نشده
است که از
جانب دولت در
جهت پیشبرد منافع
ملی صادر شده
باشد. سند هفت
ساله گذشته وجود
دارد که چطور
شعارهای
نامتناسب با
ظرفیت های
ساخت سیاسی
به سنگ خورده
اند. اندیشه
دکتر اسپنتا
با هر انگیزه
و مقصدی که سیاست
خارجی مستقل
افغانستان
را پیشنهاد
کرده است، به
جای خود قابل
تقدیر هست
اما سرمستی و شعف
و شور ناشی از
این نسخه،
برای وزیر
خارجه ما
تداوم نداشت. مهسا
طایع بار
اولی نیست که
سیاست خارجی
افغانستان
به ریشخند و
تمسخر گرفته
می شود. هر
چند ما مردم
تاریخ دان و
تاریخ خوانی
نیستیم و به
شدت هم کم
حافظه هستیم
اما دست کم در
شش سال اخیر،
خاطرات مان
یاری می کند
که در
کارنامه کم
توفیق وزارت
خارجه، دسته
گل های زیادی
به آب داده
شده است.وقتی
هم نوبت به
داکتر
اسپنتا
رسید، وی
ادعا نمود که
سیاست وزارت
خارجه به
شیشه شکسته
ای می ماند که
باید ذوب شود
و دوباره از
نو قالب سازی
گردد. وی که
مارک یک معلم
بلند پایه در
یکی از
دانشگاه های
اروپایی را
با خود داشت،
خیلی زود به
اثبات رساند
که نمی تواند
به توانایی یک
استاد
دانشگاه
جنبه ی فعلیت
بدهد و آموخت
که در سیاست
افغانستان
تفاوت بین
ادعا و عمل از
زمین تا
آسمان است. آقای
داکتر
اسپنتا که به
سختی
توانسته بود
از انفعال و
پیامد شوک
ناشی از
استیضاح در
پارلمان، دو
باره
نیروهای خویش
را بازسازی
نماید، در
صدد برآمد تا
برای نشان
دادن فهم
سیاسی خویش
پا در پوسته
سیاست نویسی
برای روابط
خارجی
افغانستان
نماید. و برای
دهن کجی به
کسانی که در
طی یک سال گذشته
بارها
مشروعیت او
را در مقام
وزارت زیر سوال
برده اند،
تکانه ای
فراهم کند و
به جایگاه
انتساب
سیاسی اش را
در ساخت قدرت
قوام ببخشد و
ثبات برقرار
نماید و لذا
نسخه ای
فراهم نمود
برای سیاست
خارجی مستقل
افغانستان.
شوق زدگانی
هم برای دکتر
اسپنتا دست
افشانی
نمودند. اما
در پی این
برنامه و
جدیتی که چاشنی
آن شده بود،
نقد و بررسی
های زیادی به
آدرس آقای
اسپنتا
ارسال گردید.
آقای اسپنتا
که امیدوار
بود با چنین
ابتکاری می
تواند بدون
دغدغه کاستی
های گذشته را جبران
کرده و پیشرفت
های شگرفی را
به انتظار
بنشیند،
دریافت که
کشتی بدون
قطب نمایش در امواج
بحر راه گم
کرده و اسیر
طوفان شده
است. لذا با
دست و پا گم
کردنی زود
هنگام از
ادعاهای
خویش عقب
نشینی کرد.
حضور آقای
بهین در
برنامه
حقیقت شبکه
تلویزیونی
آریانا و عقب
نشینی از
موضع گذشته و
تصحیح این
نکته که نسخه
سیاست خارجی مستقل
داکتر
اسپنتا صرفا"
یک طرح محسوب
می شود، گواه
این مدعاست. و
این گونه فصل ختام
طرح خود
خوشانه آقای
اسپنتا را
اعلام نمود.
تا قضیه
بیشتر از این
در محافل
سیاسی و فضای
رسانه ها،
دست به دست
نگردد. در
صورت توجه
محافل سیاسی
و روشنفکری
به این
دستاورد
شگرف وزارت
خارجه، این
نسخه می
توانست برای
تسکین آلام
دکتر اسپنتا
با آن تجربه
تلخ و
پرهیزینه
استیضاح
کاربرد
داشته باشد.
اما غافل از
این که
صلاحیت ها یک خط
سرخ هایی هم
دارند که
عبور از آن ها
عدم آشنایی
با الفبای
سیاست را
نشان می دهد و
فراسوی آن
خواسته های
که سرعت یکه
تازی شان را
نشان می دهند
و برای
ماندگاری
خود هر عنوان
و ترفندی را
می آزمایند. اگر
در این طرح به راستی
دغدغه صیانت
از سیاست خارحی
مستقل
افغانستان
بوده و
برخوردار از
صداقت بوده
است، به طور
منطقی دکتر
اسپنتا می
بایست
اهتمام خود
را معطوف به حرامت
از این طرح و
سعی در ترمیم
و تعمیم آن می
ساخت، نه این
که چون
نتوانست از
این نسخه
دفاع کند، آن
را صرفا" یک
طرح
پیشنهادی
قلمداد نماید. بهتر
است آقای
اسپنتا کاری
نکند. الحق و
الانصاف که
تا حالا هم
زحمت طاقت
فرسایی را در
وزارت خارجه
کشیده، برای
خودش
استراحت
بدهد و یقین
بداند که
وضعیت سیاست
خارجه ما از
این که هست
بدتر نمی شود. فرصت
های طلایی
بسیاری
دراین مدت از
دست رفته اند
و تاکنون هم
هیچ برنامه
قابل اجرایی
مشاهده نشده
است که از
جانب دولت در
جهت پیشبرد
منافع ملی صادر
شده باشد. سند
هفت ساله
گذشته وجود
دارد که چطور
شعارهای
نامتناسب با
ظرفیت های
ساخت سیاسی
به سنگ خورده
اند. البته
اندیشه دکتر
اسپنتا با هر
انگیزه و مقصدی
که سیاست خارجی
مستقل
افغانستان
را پیشنهاد
کرده است، به
جای خود قابل
تقدیر هست
اما سرمستی و
شعف و شور
ناشی از این
نسخه، برای
وزیر خارجه
ما تداوم نداشت.
زیرا وی
دریافت که
این بازی جز
آن که یک کار
تبلیغاتی به
حساب آید، هم
بیهوده است و
هم بی نتیجه و
حتی نمی
تواند در
چارچوب
وزارت خارجه
جنبه عملی
پیدا کند چه
رسد به این که
به درد سیاست
خارجی یک
مملکت بخورد.
سیاست این
نبوده و نیست
که حرف هایی
زده شود که صدر
آن با ذیل آن
همخوانی
نداشته باشد.
نسخه سیاست
مستقل دکتر
اسپنتا
کاملا"
متناقض بود و
در واقع یک
برنامه
انعکاسی
محسوب می شود
که وقتی وارد
جزئیات آن می
شویم مخدوش و
مغشوش است. در
واقع تمام
وزرایی که به
صورت معجزه آسایی
توان فکری و
عملی شان را
در خدمت به
رئیس جمهور بسیج
کرده اند و به
نوعی همسو با
او بوده اند،
در بند خود
محوری قرار
می گیرند ذهن آن
ها به جایی
نمی رود که
فراتر از خود
را ببیند. اصلاح
وضع موجود
مستلزم یک
باز نگری جدی
در اصول
سیاست ورزی و
گذشته مخدوش وزارت
خارجه است. آن
هم در سطح یک
کمیته ملی با
شراکت رئیس
جمهور وقوه
مقننه کشور.
قطعا" در
وزارت خارجه
ما با آن همه
طول و عرض، کارشناسانی
پیدا می شدند
که این را به
آقای اسپنتا
بگویند که
چنین طرحی
فراتر از
صلاحیت یک فرد
ولو در مقام
وزارت خارجه
است، وزیری
که از فهم
چنین
بدیهیاتی
غافل باشد،
طبیعتا" در
تمام زمینه
ها دچار کج
فهمی خواهد
بود. به
هر حال
افغانستان
اوضاع
ناپایداری
دارد و هر
اتفاقی ممکن
است بیفتد و
مسأله وزارت
خارجه هم مسأله
عجیبی نیست.
صرفا" باید
دعا کرد که
خداوند آخر و
عاقبت مردم
تحت مدیریت
چنین دولت
مردانی را
ختم به خیر
گرداند. |
|