|
|
جهان
در آتش آی اس
آی مهسا
طایع قبل
از آن که
سخنان آصف علی
زرداری، رییس
جمهور
پاکستان در
رصد رسانه ها
قرار بگیرد و
افکار عامه
را به گمانه
زنی
فراخواند،
انفجار
عظیمی پایتخت
پاکستان را
به لرزه
درآورد و یاد
آور شد که
بحران
ناامنی و خطر
تروریسم
خیلی جدی تر و
فراگیر تر و
کشنده تر از
یک غده
سرطانیست که
رئیس جمهور
پاکستان در
نطق
تلویزیونی
اش به آن اشاره
کرده و خود را برای
ریشه کن
کردنش در خاک
پاکستان
مصمم جلوه داده
است. آصف
علی زرداری
که با کنار
رفتن مشرف از
صحنه قدرت
پاکستان، در
نقش تنها
وارث بوتو و به
عنوان نامزد
حزب مردم،
قدرت را در
پاکستان به
دست گرفته است،
ساعاتی قبل
از آن که هتل
ماریوت در
اسلام آباد
طعمه آتش تروریسم
گردد، اعلان
نمود که دولت
وی مبارزه قاطعانه
ای را بر علیه
تروریسم
آغاز خواهد
کرد و خطاب به
کلیه
نیروهای
دموکراتیک،
خواست که به
نجات
پاکستان
بشتابند. ظاهراً
برای آصف علی
زرداری که
خود قربانی
تروریسم است
و بی نظیر بوتو
همسر خود را
در این راه از
دست داده
است، مسأله
ناامنی و
بحران
تروریسم در
پاکستان
بیشتر ملموس
است که او را
به این
اعتراف که
ریشه های
تروریسم را
از خاک پاکستان
باید قطع
کرد، در
برابر قضاوت
جهانیان بی
پروا می سازد. سال
هاست که مردم
افغانستان و
سران سیاسی
این کشور
فریاد می
زنند که ترور
و خشونت را
باید در
پاکستان
ریشه یابی
کرد، اما
پاکستان با
سیاست های
فریبکارانه
ی خویش و
انکار این
قضیه تا به
امروز که
دیگر جایی
برای انکار
ندارد، مشت
خویش را پنهان
نگاه داشته
بود. و امروز
که خود زمین گیر
آتش تروریسم
شده است،
ظاهراً چاره
ای جز خود زنی
و افشاگری
ندارد. بحران
ناامنی یکی
از مشکلات
عمده فرا روی
دولت آقای
زرداری است و
در حال حاضر
پاکستان در
شرایط حساسی
قرار دارد. از
سویی خشم مردم
و مناطق
قبایلی و از سوی
دیگر اسلام
آباد باید به
درخواست ها و
مطالبات جامعه
جهانی در
راستای
افزایش تلاش
ها برای مبارزه
با
تروریستان و
شبه نظامیان
پاسخ دهد. چه
آمریکا
پس از 11
سپتامبر و
حضور در
منطقه،
مجموعه کمکی
معادل بیست میلیارد
دالر برای پیگیری
سیاست «جنگ با
ترور» به این
کشور اختصاص
داده است و
طبیعی است که
علی رغم بحران
اقتصادی
جاری در
پاکستان و نیاز
این کشور به کمک
های جهانی،
اسلام آباد
بیش از این
نمی تواند دو
رخه بازی کند. منطقه
قبایلی حد
واسط بین
افغانستان و
پاکستان
منطقه وسیع و بی
قانونیست و
با نظام
سیاسی سنتی
قبیله ای اداره
می شود،
منطقه ای که
نه تنها از
وابستگی مالی
به دولت بی
نیاز است که
از مقابله با
دولت هم
واهمه ای
ندارد. این
منطقه همان
جاییست که تا
کنون نقش
عمده ای را در
حمایت از
گروه بن لادن
و طالبان
بازی کرده
است. این نکته
درزمان مقاومت،
بارها از
جانب رهبری
مقاومت شهید
مسعود هشدار
داده شده بود
و وی بارها
جهانیان را
نسبت به
سیاست های
پاکستان و
سازمان استخباراتی
آن به هشیارباشی
فرا می
خواند، اما
آن زمان کسی
گوشی برای
شنیدن نداشت
و جالب است که
امروز این
منطقه بدوی
به عنوان مهم
ترین خط
جغرافیایی
روی میز
استراتیژیست
های غرب
محسوب می شود
و آنان به این
باور رسیده
اند که هرچه
هست در همان
جا اتفاق می
افتد و ریشه
تروریسم را
باید در همان
جا جستجو کرد.
از سویی
دیگرانتشار
سندی تازه در
پنتاگون،
این گمانه
زنی ها را
قریب به
تعیین کرده
است که آی اس
آی در پرورش
تروریستان و
گسترش نفوذ القاعده،
نقش غیر قابل
انکاری را
ایفا می کند،
این در
حالیست که
اسلام آباد
در زمان
ضیاءالحق با
حمایت
آمریکا
توانست
سازمان
اطلاعاتی
قدرتمندی به
نام آی اس آی
را برای
اداره بحران
کشمیر و
افغانستان
به وجود آورد
و حالا همین
سازمان به
عامل تضاد و
بی اعتمادی
در بین این دو
کشور تبدیل
شده است. هرچند
تا کنون سران
پاکستانی
گفته بودند
که باور
کردنی نیست
که گفته شود
برخی ها در سازمان
اطلاعات
ارتش
پاکستان از طالبان
و القاعده
حمایت می کنند
و در حملات
تروریستی
دست دارند،
اما اخیراً
مقامات
آمریکایی،
به ویژه رئیس
جمهور این
کشور و
سازمان سی آی
ای، علناً در
مورد شواهد
حاکی از
ارتباط و
حمایت سازمان
جاسوسی
پاکستان و
گروه های تندرو
مستقر در مناطق
قبایلی سخن
می گویند. حتی
مشرف هم در
این اواخر
پذیرفته بود
که مقامات آی
اس آی ممکن
است به طالبان
کمک کنند،
اما دولت
پاکستان مصمم
است جلوی آن
ها را بگیرد. حملات
هوایی اخیر
آمریکا نیز
به مناطق
مرزی پاکستان،
نشان از اوج
نارضایتی
کاخ سفید،
نسبت به سیاست
های دوپهلوی
پاکستان است.
از نگاه
آمریکایی ها،
در قبایل مرزی
نیروهای
حمایت کننده
ای هست که به
طالبان امکان
می دهد
آزادانه از
مرز عبور
کنند و به
نیروهای
آمریکایی و
ناتو در
افغانستان
حمله کنند. هرچند
تا کنون چند
دستگی در
سیاست
پاکستان،
خیلی از مسایل
را در هاله ای
از ابهام
قرار می داد،
آصف علی
زرداری وعده
کرده است که
بدنه دولت
ائتلافی
پاکستان را
دوباره شکل خواهد
داد، موضوع
تروریسم یکی
از چالش های بزرگ
فراروی دولت
آقای زرداری
است، چه ریشه
های تروریسم
در پاکستان
بسیار متنوع
و مختلف است،
ریشه های
قومی، مذهبی
و نژادی
نمونه ای از
اختلافاتیست
که همواره
پاکستان را
به بند بحران
می کشد، اما
اگر آقای
زرداری
بتواند فصل
جدید سیاسی
را در اسلام
آباد
بگشاید، جای
این
امیدواری را می
تواند ایجاد
کند که حکومت
پاکستان در مهار
و کنترول سازمان
جاسوسی این
کشور سیاست
جدی ای را در دستور
کار خود قرار
دهد. پس از
آن که مقامات
رسمی آمریکا
به روزنامه
نیویورک
تایمز اعلام
کردند که
مکالماتی
بین مقامات
امنیتی
پاکستان و
شبه نظامیان که
حمله
انتحاری
هفتم جون سال
جاری
درمقابل سفارت
هند را انجام
داده اند، ره گیری
شده است،
آشکارترین
مدرک همکاری
مقامات
امنیتی
پاکستانی را
با طالبان و
تروریست ها ثابت
می کند. هرچند
سخنگوی
وزارت خارجه
آن کشور این
گزارش را کذب
محض خواند،
اما به نظر می
رسد که آی اس
آی پاکستان
حالا به پایان
بازی رسیده
است و از این
پس مجبور است
مشت اش را باز
کند. در
عین حال باید در
نظر داشت که
سازمان
جاسوسی
پاکستان (آی
اس آی) نقش
بسیار حساس و
برجسته ای در
سیاست این
کشور دارد و
بعید به نظر
می رسد که
معادلات آینده
بتواند بدون
در نظر گرفتن
آی اس آی با
پاکستان
وارد معامله
شود. |
|