|
|
جبهه ملي: در
خط حمله بازي
نميكنيم! مهسا
طایع مهمترين
مسأله عرصه
سياست و ملي
كشور طي ماههاي
آينده،
انتخابات
رياست
جمهوريست كه
در سال آينده
برگذار
خواهد شد و از
هم اينك
سناريوهاي
مختلفي مطرح
شده است. و
گفتن و شنيدن
درباره
كانديدان
احتمالي،
نقل هر محفلي
است.
وريدادهاي
آرام و بي
جنجال
تبليغاتي از
هماكنون به
جريان
افتاده اند.
هرچند كه
محافلي سياسي
افغانستان
پذيرفتهاند
كه دولت كرزي
پايدار
نيست، اما وي
هنوز اعتماد
خود را براي
امكان ورودي
دوباره به
حيطه رياست
جمهوري از
دست نداده
است. سناريوي
نامزدي
ديپلمات كاركشته
افغاني-
امريكايي
‹زلمي خليلزاد›
كه با كنارهگيري
او از مقامش
در سازمان
مللمتحد
آغاز شد،
مقدمهايست
براي قرار
گرفتن او در
صدراتاق
هدايت رويدادهاي
سياسي آينده
منطقه، و
همين موضوع
باعث هيجان
آفريني و تبآلود
كردن فضاي
سياسي
افغنانستان
شده است. چنان كه
جبههملي را
وادار ميكند
با ناديده
گرفتن پرستيژ
سياسي خود، و
بنابر
منفعتي عاجل
وفوري اعلام
كند كه موضع
خودرا مقتضي
با شرايطي كه
در آينده
نزديك شكل
خواهد گرفت،
روشن ميكند.
با توجه به
تجمع چهرههاي
برجسته در يك
گروه سياسي،
توقع آن ميرفت
تا جبههملي
برنامههاي
وسيعتر و
عميقتري
نسبت به
آينده داشته
باشد. و از
امكان رشد و
تكثير
چشمگيرتري
بهرهمند
گردد. اين
مشخص ميكند
كه موضعگيري
جبههملي با
تارهاي
ظريفي به
نامزدي
احتمالي
خليل زاد گره
خورده است و
شايد هم
حصارهاي
مصلحت و مشوره
آشنايان
همنوا، راه
را براي حضور
مستقلانه
آنان
درانتخابات
آينده، بسته
است. در اين
ميان آقاي
كرزي ترجيح
ميدهد كه
حريفي از جبهه
ملي داشته
باشد. و دليل
اين تمايل
آنست كه كرزي
خوب ميداند
كه اگر خليلزاد
وارد
انتخابات
رياست
جمهوري شود،
رقيب قابل
هضمي براي وي
نخواهد بود. آقاي
كرزي كه تا
كنون به
عنوان مجري و
تابع بيجنجال
برنامهها و
سياستهاي
امريكايي
بوده و بازهم
خود را براي
نشستن بر
كرسي آينده
قدرت
افغانستان
بيرقيب ميديده
است، اكنون
به آخرين
امكانهاي
حضور خود ميانديشد.
اما عقب
انداختن
انتخابات با
فضاي سياسي
فعلي سازگار
نيست و مضراتش
از برگزاري
به موقع
انتخابات
براي آقاي
كرزي بيشتر
خواهد بود.
يقيناً آقاي
كرزي با وقوف
يافتن به اين
امر، گزينههاي
ديگري را
جستجو خواهد
كرد. به
حاشيه رانده
شدن تعداري
از سران جبهه
ملي، حاصل
سياستهاي
منفعت
طلبانه و تك
محورانه
آقاي كرزي
بوده است و
بعيد به نظر
ميرسدكه اين
گروه باري
دير ريسك
معامله با
كرزي را تقبل
كند. شايد
تلقي اين
باور كه حضور
خليلزاد
قطعاً رقباي
ديگر را از
گردونه
انتخابات
حذف خواهد
كرد، جبهه
ملي را
واداشته است
تا با روشي
غير مدبرانه
و هيجان زدگي
سياسي،
احتمال
همراهي خو را
با يكی از
كانديدان
بيرون از
حلقه جبهه
ملي، اعلام
نمايد. كه
البته این به
ميزان
توافقات و
تفاهمات آنان
با جانب مورد
نظر بستگی خواهد
داشت. اما
اين هزينه
پردازي
قهرمانانه
حاشيهنشينها
به ضرر آنها
تمام خواهد
شد، هر چند تا
كنون هم نميتوان
فرصتهاي از
دست رفته آنان
را براي
ارايه حضوري
قوي و مؤثر در
سياست افغانستان
فهرست كرد،
اما وقتي برگهاي
برنده به اين
آساني ميسوزند
و جبهه ملي به
عدم توانايي
خويش در
ارايه چهرهي
مطرح و مشخص براي
انتخابات
آينده
اعتراف ميكند،
آخرين امكان
و فرصت حضور
خود را به
همين سادگي
از دست ميدهد
و از دست دادن
فرصتها،
خصوصاً در
عالم سياست،
جبران
ناپذير خواهد
بود. شايد
هم سران جبهه
ملي زمان را
نامحدود،
سير وقايع را
به نفع خود و
فرصتها را بي
شمار و تمامنشدني
ميدانند و
ترجيح ميدهند
از ذخيره
نيروهاي
سياسي خود،
براي روز
مبادا
استفاده كنند.
و حضور خليلزاد
رادر رأس
حكومت و در
مقام رياست
جمهوري آينده
ميپسندند؟ هرچند
ازهماكنون
بحث نشستن
بعضيها در
رأس وزارتخانههاي
حساس كابينه
خليلزاد
مطرح است. و
خيليهاي
ديگرهم چه
خليلزاد
كانديد شود و
چه نشود،
دركنا او
ركاب خواهند
زد اما از جبهه
ملي، آن هم در زمانی
كه قلب حوادث
آينده منطقه
در افغانستان
ميتپد، توقع
ديگري ميرفت. اما
حالا كه روند
بازي تغيير
كرده و
داور تيم به
جاي مربي، خط
حمله را به
عقب هدايت ميكند
و جبهه ملي
نيز خود را
مجاز به بردن
زير پرچم
ديگري ميداند،
بايد ديد كه اين
جبههي سياسي
بدون
اضطراب،
براي آسودگي
خيال سران
خود، چه
آيندهاي را
تضمين كرده
است؟ |
|