Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

اشتیاق به
میوه چینی زودرس

رئیس جمهور برای اجرای برنامه های تبلیغاتی خود ناشکیبی می کند

مهسا طایع

سیاست دولت، در یک پیچ تند به جاده جدیدی وارد شد که محافل سیاسی را با پرسش مهمی روبرو کرده است: تصمیم دولت مبنی بر اخراج نیروهای خارجی از مرکز و سپردن امنیت به نیروهای خودی آن هم با فضاحتی که پس از هشتم ثور به بار آمد،  بدون این هیچ چشم انداز روشنی، مبنی بر این که این وضع فرق کرده و رو به بهبود است، حاحم از کدام سیاست است؟

پس یقینا" معاملات پنهانی که مایه ای از فریب را در خود دارند، می تواند پاره ای از بحران ها را با داد و ستدهای پشت پرده حل کند!

مؤلفان سیاست های دولت، اکنون به فکر افتاده اند تا با به کارگیری قطب های پنهان قدرت، راهکار های جدیدی را متولد نمایند تا بتواند تحت فشار سنگین فضای تبلیغاتی و با دلالی فریب کاری های سیاسی، اوضاع را به نفع رئیس جمهور بچرخاند.

این هنوز آغاز راه است، اشتیاق به میوه چینی زودرس رئیس جمهور و این که با تنگ حوصله گی و ناشکیبی می خواهد یک سال مانده به انتخابات به پیشواز پیروزی اش برود، این امکان را می رساند که وی با اراده بقا به هر قیمت، حاضر است هزینه ی با دم شیر بازی کردن را بپردازد، اما برخاستن از چوکی قدرت را در حد ناممکنی برای خود دشوار می داند. و قاعدتا" پلکان قدرت برای نیل به منافع فرداهای خود هم سود می برد تا قبضه قدرت را در دست داشته باشند.

وی کوشش می کند تا از همین امروز با طراحی صحنه های نمایشی، روزنی برای ورود مؤفقیت آمیز خود را به صحنه قدرت آینده، ترسیم نماید. و با برنامه هایی که به فعلیت در آمده اند و قصد عملیاتی کردن تاکتیک ها خویش را دارد.

یکی از دغدغه های جریان های سیاسی در افغانستان، همین فراهم بودن فضای تبلیغاتی برای رئیس جمهور کرزی است و نگرانی حاصله از این روند، نحوه برگذاری انتخابات را به موضوع داغ روز بدل ساخته است.

رئیس جمهور دچار این پندار باطل شده است که می تواند با چنین برنامه های تصنعی ای رأی مردم را با منافع خود همسو سازد. در حالی که مردم از همین حالا با فریاد یک «نه» ی محکم و خواب زدا، این توهم را رد می کنند.

اما دلایلی در دست هست که به نگرانی عمومی می افزاید و آن سناریوی از قبل تعیین شده برای اجرای انتخابات است.

در جوامع امروزی سازو کار انتخابات اصلی ترین شیوه حضور ساخت سیاسی و کسب قدرت است، اما در خیلی از کشورها هم به دلیل فضای سنگین استبداد، این شیوه حضور در قدرت کاملا" از محتوای واقعی اش خالی می شود و بیشتر معطوف به یک نمایش میان تهی از دموکراسی می گردد.

اگر روند انتخابات گذشته ریاست جمهوری را مجددا" بررسی کنیم، حقیقت خود را نشان می دهد. با این که شرایط بین المللی به گونه ای بود که جناح حاکم فعلی را بتواند ورای رأی مردم به کرسی بنشاند اما دولت با تقلب گسترده، مقدمات پیروزی خود را از پیش آرایش کرده بود. تخلفات در سطحی بودند که به هیچ وجه نمی شد انطباقی با آرای قانونی داده شده از مردم و خروجی صندوق ها مشاهده کرد.

آقای کرزی یک بار به عنوان یک کالای معین سیاسی به جامعه افغانستان عرضه شد، خیلی از جریان های سیاسی هم اعلام کردند که در انتخابات تقلب شده اما برخی در اثر فشارهای بیرونی و برخی دیگر به خاطر حفظ منافع خود و احراز یک مقام دولتی، نتیجه را پذیرفتند و در برابر آن تمکین نمودند.

در دوره قبل که امتداد آن تا سال آینده هم جریان خواهد داشت ورود آقای کرزی به صحنه قدرت تماما" از یک محاسبه اشتباه سیاسی داخلی و خارجی، ناشی گردید اما این بار توانایی ذهنی مردم و خبرگی و پختگی نیروهای فعال سیاسی می تواند سخن آخر را بگوید. مشروط بر این که با ظرافت بینی نسبت به روند برگزاری انتخابات دقت لازم به کار برده شود. سکوت بعضی از مهره های سیاسی امروز در قبال خطاهای دولت، یک قسم تمایل برای شراکت در قدرت آینده با آقای کرزی است که یقینا" با در دست داشتن قدرت، شرایط ویژه ای نسبت به سایر رقبای احتمالی خود دارد.

از طرفی دولت هم با ارتزاق به آن ها، می خواهد هزینه کمتری نسبت به کشاندن موضوع به عرصه جدال سیاسی، متحمل شود. و این برای همه ی مردم و نتایجی که فرداها باید از صندوق ها بیرون آیند، تهدید کننده است. زیرا انفعال نیروهای سیاسی نسبت به سلامت انتخابات، دولت را در ادامه راهش که تخریب شرایط سالم انتخاباتی است، استوارتر و پی گیرتر می نماید.

هر چند هنوز یک سال تا زمان برگذاری انتخابات، تقویم واقعی ورق می خورد اما بر حسب تجربه گذشته، از همین امروز دولت باید مورد سوال واقع شود. فضای تبلیغات برای دولت می تواند پوشش ها و لفافه های عوام فریبانه ای به خود بگیرد اما اکثریت فعالان جامعه به اصلاح روش انتخابات و تغییر ساختار سیاسی قبل از برگزاری انتخابات تأکید دارند و یک کمیسیون ملی را برای طرح و اجرای این برنامه پیشنهاد می کنند.

یقینا" هر حزب و جریان سیاسی که قصد حضور در رقابت های انتخاباتی را دارد به منظور اجرای برنامه ها و سیاست های خودش پیشگام می شود اما فضای کنونی جامعه در حالیست که اتخاذ سیاست ها و راهبردهای لازم در نحوه برگزاری انتخابات پیچیده تر از طرح برنامه و سیاست های اداره جامعه برای رقبا و کاندیدان احتمالی خواهد بود. افراد و گروه ها انرژی و توان خود را در نحوه رقابت با هم صرف می کنند و در این میان اساسی ترین چیز که داشتن برنامه و سیاست برای آینده کشور است، به حاشیه می ماند.

هیچ منطقی در دنیا این مسأله را نمی پذیرد که جناح حاکم می تواند به تنهایی طرح و برنامه و چگونگی اجرای انتخابات را در صلاحیت خود قرار بدهد. زیرا محال است در چنین شرایطی، فضای یک رقابت عادلانه فراهم گردد. ورزیده ترین، کارآمدترین و نیرومندترین مهره های ملی باید در یک کمیته جمع شوند تا از همین حالا جلو خیلی از تخلفات گرفته شود. این یک تکلیف است تا پیش از برگزاری انتخابات، ساختار سیاسی حاکم به چالش کشیده شود و بتوان از این طریق حاکمیت فعلی را مجبور به پذیرش اصلاحاتی در ساختار سیاسی و نحوه اجرای انتخابات نمود.

در غیر آن انتخابات مظمون واقعی خود را از دست می دهد و نمی توان آن را زمینه ساز حضور اراده عمومی خواند، مردمی را که می خواهند سهمی در تحولات و رد پایی در دگرگونی ها داشته باشند، دیگر نمی توان به آسان گیری فرا خواند. مردم حالا پیچیدگی ها و ظرافت ها را دریافته اند و با هوشیاری می توانند سیاست هایی را که فقط با محاسبه شخصی و موقیعت سنجی برداشته می شوند تشخیص دهند و راه خود را از آن جدا سازند.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home