|
|
تنها
چیزی که باید
از آن ترسید: انتخابات
به تعویق می
افتد؟ مهسا طایع با
شروع سال نو،
یک پرسش
پیاپی اذهان
عمومی را در
خود گرفته و
به تدریج
فربه تر می
شود که آیا انتخابات
آینده ریاست
جمهوری در
افغانستان در
موعد مقرر
برگزار
خواهد شد، یا
خیر؟ در
روزهای اخیر پس
از اما و اگر
های فراوان،
سرانجام
کمیسیون انتخاباتی
رأی صادر
کرده است که
چنین نخواهد شد
و به این
ترتیب پیش
بینی هایی که
در اکثر محافل
سیاسی در
مورد
انتخابات
آینده صورت
می گرفت، مو
به مو درست از
کار درآمد.
هرچند پیش از
آن که موعد
مقرر قدرت
آقای کرزی به
سر آید، روند
قانونی
برگزاری
انتخابات
راه خود را کج
کرده است تا
بار سنگینی
را بر گرده
های سیاست
افغانستان
بنشاند. به
تعویق
افتادن
انتخابات،
آن هم بدون
ارایه دلایل
مشخص و
منطقی،
روندی است که
قانون افغانستان
را به طور کلی
قربانی و
تبعات سیاسی
آن را نیز
گریز ناپذیر
می کند. اگر
بهانه ی
کمیسیون
منتخب رئیس
جمهور کرزی، عدم
امنیت باشد،
می توان
انتظار داشت
که این روند
تشدید هم
بگردد. زیرا
تحقق مستلزم
آن است تا
دولت به این
نتیجه برسد
که ناگزیر
است در نحوه
مدیریت کشور
تجدید نظر
نماید. و
اگر قرار
باشد که
ناامنی و
بحران باعث
تعویق زمان
برگزاری
انتخابات
گردد،
یقیناً
ظرفیت دولت
برای بحرانی
تر کردن
اوضاع هنوز
به فعالیت
کامل نرسیده
و توانمندی
های بیشتری
از خود نشان
خواهد داد. در
این میان یک
سازمان
سیاسی
فراگیر و
حرفه ای نیز
وجود ندارد
که بتواند با
تسلط سیاسی
بر اوضاع،
مشت دولت را
باز کند. خیلی
ها به فراخور
موقعیت خود
می توانند
سیاست های
دولت را به
چالش بکشند،
اما ظاهراً
هیچ جریاني
نتوانسته
خواسته های
شخصی خود را
تا آستانه
بلوغ سیاسی
بدرقه کند و
با طرد آن ها
به باز شدن
فضای سیاسی
کمک نماید. و
به نظر می رسد
احزاب کوچک
فاقد قدرت در
افغانستان
نمی توانند
بار چنین
مسئولیتی را
تحمل کنند و
با شگفتی در
برابر
اقدامات
ناروای دولت
سکوت می کنند. از
سویی دیگر
رسانه ها در
این باره
مسئولیت بزرگی
بر عهده
دارند و باید
روشنگری
نمایند که در
حال حاضر از
آن غفلت می
کنند. مقاومت
غیر منطقی
دولت برای
برگزاری
انتخابات در
زماني غير از
آن چه در
قانون اساسي
تصريح
يافته، پرسش
های زیادی را
ایجاد کرده
است. حالا
زمانیست که
به نظر می رسد
آقای کرزی
قصد ماندن
ابدی و دایمی
در قدرت را
دارد و فرجام
نهایی این
شیوه که دولت
برای ماندن
بیشتر در
مدار قدرت،
پیش گرفته
است، هرج و
مرج است و بس.
زیرا دولت می
تواند برای
صدق ادعاهای
خود مبنی بر
عدم امنیت،
اوضاع را
متشنج تر
بسازد و در
های بسته
زیادی را به
روی آشوب
گران باز کند. دولت
می خواهد تا
مردم مثل یک
لاشه ی بی
جان، نسبت به
آن چه در
پیرامون شان
می گذرد،
منفعل باشند
و چون تفنگی
بی گلوله؛
اما غافل از
آن که شالوده
ی حکومت
مطلقه ای که
خود را روی
شانه های
مردم تناور
ساخته است،
به زودی از هم
می پاشد. صورت
های نهانی و
گاه ترسناکی
که هر روز از
سیاست
افغانستان
باز تولید می
شود، نشان از
این دارد که
عقده های تاریخی
یک بار دیگر
سر باز کرده
اند. اما
افغانستان
امروز دنیای
تازه ایست و
این دنیای
تازه هوای
تازه ای می
خواهد. دولت
آلوده به
دروغ افغانستان
با غفلت از
نیازهای
مردم خون دل
خورده ی ما،
تنها به
تداوم قدرت
خود می
اندیشد، و مردم
با درد و رنج
غیر قابل
جبرانی، به
تنهایی بار
این سیاست ها
را به دوش می
کشند. افزون
بر بی ثباتی
سیاسی و
ناامنی و
فساد بی در و پیکر
دستگاه های
اداری،
معضلات
تاریخی هم در چنین
فضایی قامت
کشیده اند، و
این همه گواه
آن است که
روزگار
غریبی در
انتظار ماست. به
راستی با این
سوابق و
کارنامه،
آقای کرزی و
همراهان وی
دیگر چه چیزی
برای اثبات
شایستگی
سیاسی شان در
چنته دارند؟ شاید
یک رقابت
شکننده و غیر
منتظره
بتواند خواب
خوش اینان را
از سر
بپراند...؛ اما
آیا چنین کسی
در این خفقان
سیاسی ظهور
خواهد کرد؟! کابل-
8 اسد ( مرداد ) 1387
|
|