Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

احیای مردگان سیاسی

حادثه قندهار، پاسخ به شبهات

به یقین نمک پروردگی و حق شناسی طالبان را نسبت به رئیس جمهور کرزی نباید دست کم گرفت، آنان حرمت رئیس جمهور را در اجلاس پاریس پاس داشتند و تا پایان مهمانی با شکوه او، مخل اعتبار سیاسی آقای کرزی نشدند.

پاسخ به معمای طالبان، جز از دل یک گفتگوی چند جانبه و واقعی بین تمام نیرو های ملی بیرون نمی آمد، اما رئیس جمهور به جای همه اندیشید و به جای همه نسخه سیاست با طالبان را پیچید و بدون توجه به واقعیت های ملی و بین المللی امروز افغانستان، سرنوشت امروز و آینده مردم را در قفس سیاست بازی های خویش به زندان کشید تا امروز یک بار دیگر حضور طالبان را به هشداری جدی مبدل سازد.

نیروهای ناتو در حوادث اخیر هشتم ثور و زندان قندهار تمام تردید ها را به یقین مبدل کرده اند که برای تداوم حضور خود در افغانستان نه تنها جنبش مرده طالبان را احیا می کنند بلکه می توانند با ترغیب رئیس جمهور کرزی در هشدار دادن به پاکستان دامنه جنگ را فراتر از مرز های افغانستان نیز سازماندهی نمایند.

زمانی که عبدالقیوم کرزی در جمع کلان های قندهار اعلام داشت که حالا زمان آن است که برای مذاکره با طالبان یک مکانیزم مردمی بسنجیم، کسی نبود از وی بپرسد، به چه حقی و به حکم کدام جایگاه و مسئولیت، به نمایندگی از مردم رأی صادر می کند؟

مهسا طایع

در فضای ناشی از بی اطمینانی به آینده و بی اعتمادی به وضع موجود، در حالی که پیش بینی می شود روزهای عجیب و ترسناکی در انتظار مردم افغانستان باشد، حادثه زندان قندهار، بر این دل نگرانی ها وحدسیات، مهر تایید می گذارد. حادثه ای که به اثبات می رساند در فضای سیاسی امروز افغانستان، ناامنی نسبت به هر مطلوب دیگری ترجیح داده می شود.

در حادثه زندان قندهار اگر چه نکات بسیاری در خور تعمق است، اما قبل از پرداختن به آن، می توان به شوک ملی و فراگیری که بیانات رییس جمهور کرزی در واکنش به حادثه قندهار آفریده است، اشاره نمود. کسی که به جای زحمت خود نگری و بازبینی سیاست های مخرب خویش، برای القای یک قدرت کاذب ازجانب خود به پاکستان هشدار جنگ می دهد، خوب می داند که این همه حاصل ندانم کاری های جناب ایشان است.

امروز برای اثبات به خطا رفتن رئیس جمهور در گزیدن سیاست رابطه با طالبان نیازی به بحث و تحلیل و ارائه نظر نیست. وی از مدت ها بدین سو، برای جلب حمایت نیروهای طالبان، به گرد آنان حلقه زده بود و برای آن که دندان تیز سیاست خود را در گردن و گرده ی نیروهای رقیب خود فرو برد، به احیا و تقویت جنبش طالبان پرداخت.

هر چند پچ پچه هایی اعتراض آمیز و در گوشی های در حال گسترش نیروهای سیاسی و ملی نسبت به این قضیه، رئیس جمهور را به خود نیاورد و نارضایتی فزاینده ی نشأت گرفته از اعتراض مردمی نیز کارساز واقع نشد، تک روی ها و برتری جویی های رئیس جمهور و قیم مآبی وی در خصوص این مسأله بزرگ که به یک تصمیم جمعی ضرورت داشت، باعث شد که دامنه نفوذ و رسوخ نیروهای طالبان به حدی گسترده گردد که حادثه قندهار را به وجود آورد.

پاسخ به معمای طالبان، جز از دل یک گفتگوی چند جانبه و واقعی بین تمام نیرو های ملی بیرون نمی آمد، اما رئیس جمهور به جای همه اندیشید و به جای همه نسخه سیاست با طالبان را پیچید و بدون توجه به واقعیت های ملی و بین المللی امروز افغانستان، سرنوشت امروز و آینده مردم را در قفس سیاست بازی های خویش به زندان کشید تا امروز یک بار دیگر حضور طالبان را به هشداری جدی مبدل سازد. متأسفانه این رویدادها زمانی صورت می گیرد که در جغرافیای سیاسی افغانستان، نیروی سیاسی ای وجود ندارد که از مزیت و سرمایه اعتماد عمومی برخوردار باشد و بتواند به عنوان یک گروه فیصله بخش، مانع کج روی های دولت گردد. و این فرصت فراهم آمده است تا رییس جمهور کرزی با شیوه ی خاص از حکومت داری، و با تکیه بر قدرت مطلقه فردی، در کنار مشاورینی تابع، فعال مایشاء گردد.

زمانی هم که رییس جمهور به صلاح خود نمی بیند شخصا" خود را در گیر برخی قضایا نماید، برادران نورچشمی اش خود را مجاز می دانند که به صورت خانوادگی بر سر مسایل مهمی چون رابطه با طالبان تصمیم گیری نمایند. پنداری که از واقعیات جامعه ی بحران زده ای امروز فاصله زیادی دارد. هنوز یک ماه نمی گذرد که برادران کرزی در مصاحبه با الجزیره، حکم صادر کردند که به جای دولت، رابطه با طالبان را در دستور کار خود گرفته اند. زمانی که عبدالقیوم کرزی در جمع کلان های قندهار اعلام داشت که حالا زمان آن است که برای مذاکره با طالبان یک مکانیزم مردمی بسنجیم، کسی نبود از وی بپرسد، به چه حقی و به حکم کدام جایگاه و مسئولیت، به نمایندگی از مردم رأی صادر می کند؟

مردمی که با تمام ظرفیت خویش با طالبان جنگیده اند، امروز به کدام بهانه باید آنان را میزبانی کنند؟

ریاست آقای کرزی در دولت افغانستان برای مردم کافی است، وی تا به حال کارهایی را انجام داده است که در طول تاریخ بی سابقه هستند. لازم نیست برادران هوشمند سیاسی اش، نبوغ خود را به زحمت بیاندازند و نسبت به تعیین سرنوشت مردم ابتکارات خود را خرج فرمایند.

امروز پس از فرار نزدیک به دوهزار زندانی طالبان در قندهار، نه آقای کرزی خواب پریشانی می بیند و نه هم برادران اش و نسبت به جایگاه امن خود دل نگرانی ای را حس می کنند. همواره این مردم بوده و هستند که قربانی چنین ندانم کاری هایی می شوند، حتی ضرورتی ندارد که نگاهی انداخته شود به آمار و ارقامی که هر روز به خاطر ناکارآمدی دولت، مردم را به تباهی می کشاند.

نکته قابل تأمل دیگر در حادثه اخیر، وجه تشابه آن با حادثه هشتم ثور است. کافی است که حادثه هشتم ثور را مرور نماییم، آن روز هم پس از آن که رییس جمهور سر خوشانه به معاینه قطعات نظامی پایان داد، حمله آغاز شد و در حادثه زندان قندهار پس از آن که رئیس جمهور پاریس را به مقصد کابل ترک نمود، چنین فضاحت و رسوایی بزرگی به بار می آید. این در حالی است که طالبان اعلام کرده اند که از دو ماه قبل تدارک چنین حمله ای را داشته اند، به یقین نمک پروردگی و حق شناسی طالبان را نسبت به رئیس جمهور کرزی نباید دست کم گرفت، آنان حرمت رئیس جمهور را در اجلاس پاریس پاس داشتند و تا پایان مهمانی با شکوه او، مخل اعتبار سیاسی آقای کرزی نشدند.

به یقین رییس جمهور این احسان بزرگ طالبان و آبرو داری شان را فراموش نخواهد کرد.

آیا رویکرد و عملکرد این گونه طالبان در طرح حملات شان، نشانه پیوند و همبستگی آنان با رئیس جمهور نخواهد بود؟

و اما موضوع دیگری که به جای نشانه گیری به سوی رئیس جمهور و سیاست های یک بام و دو هوایش که جز کشاندن و قرار دادن کشور در نقطه ی بحرانی و سراشیبی سقوط شدیدی نیست، حقایق و علائم کتمان ناپذیر دیگری را نیز افشا می کنند که نمی توان چشم ها را بر آن ها بست؛ اگر چه هیچ ملتی تداوم حضور ارتش بیگانه را در خاک خود در بلند مدت بر نمی تابد، اما برای مردم افغانستان حضور نیروهای خارجی، با توجه به مشابهت های تاریخی میان رویدادهای امروز و تحولات گذشته، و ترس از تکرار کردن اشتباهات، به کلافی سردرگم و مسأله ای بغرنج مبدل شده است. نیروهای ناتو در حوادث اخیر هشتم ثور و زندان قندهار تمام تردید ها را به یقین مبدل کرده اند که برای تداوم حضور خود در افغانستان نه تنها جنبش مرده طالبان را احیا می کنند بلکه می توانند با ترغیب رئیس جمهور کرزی در هشدار دادن به پاکستان دامنه جنگ را فراتر از مرز های افغانستان نیز سازماندهی نمایند.

مشکلات گسترده امروز در جامعه افغانستان از بحران ناامنی گرفته تا مشکلات عدیده سیاسی و اقتصادی نشان می دهد که امروز به هیچ دلیل و بهانه ای نمی توانیم به عنوان یک شهروند از مسئولیت آنچه سرنوشت ما را شکل می دهد شانه خالی کنیم.

بر همه دلسوزان جامعه و آن ها که نگران حال و آینده افغانستان هستند فرض است که به این شرایط با واقع نگری پاسخ دهند و عمق موضوعات را دریابند تا مشخص شود که در کجایی چنبره تاریخ قرار داریم حتی یک همبستگی تاکتیکی و موقت هم می تواند به خیلی از معماهای جاری پاسخ بدهد.

ای کاش همه به ندای عقل گوش فرا دهیم.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home