|
|
دیده ها را
تیزتر کنیم خطر در کمین
است... اگر
یک قدرت
بنیادی و
درونی در
افغانستان
شکل نگیرد،
آن وقت
فشارهای بین
المللی
فاکتور آینده
را تعیین می
کند. هیچ
زمانی به
اندازه زمان
حاضر به لحاظ
مصالح ملی بر
وفاق و
همگرایی بین
تمامی
نیروهای سیاسی
در
افغانستان
پای نمی
فشارد. برجسته
تر شدن
اختلافات و
تفاوت های
قومی و گروهی
و سیاسی در
افغانستان،
دخالت هرچه
بیشتر کشورهای
منطقه و
ضرورت تداوم
حضور
نیروهای ناتو
را در رأس
تحولات
افغانستان
در پی خواهد داشت. مهسا
طایع تراکم
مشکلات در
جامعه آن
چنان
پر دامنه است
که برای یا فتن
راه حل های مؤفقیت
آمیز برای
کنترل بحران
های بی شمار،
چاره ای جز
تشکیل قدرتی
واحد و متحد
وجود ندارد. کسانی
که در اندیشه
راه حل هایی
برای فایق
آمدن بر چالش
های پرشتاب
امروز
هستند، این
الزام را می
پذیرند که تک
روی های
گذشته را
باید کنار
گذاشت و به
جای آن تضمین
های جدیدی را
به مردم
ارائه کرد. درافتادن
با انبوه
مشکلات
امروز،
قدرتی واحد
را می طلبد،
طرحی مشترک
که تمام نیروهای
سیاسی و ملی
را به هم
پیوند دهد.
نیروهایی که
به جای خنثی
سازی هم،
باید درراستای
تقویت هم
قرار بگیرند.
راه بیرون
رفت از شرایط
فعلی، در سازماندهی
و وحدت
تشکیلاتی
نهفته است که
در آن می توان
در مقابل
فرصت ها،
مشکلات و
چالش ها، عکس
العمل های مؤفقانه
نشان داد.
احساس
همبستگی و
پیرایش روحیه
مسالمت آمیز
می تواند جایگاه
افراد و گروه
ها را دریک
قالب ملی
تنظیم نماید. هیچ
زمانی به
اندازه زمان
حاضر به لحاظ
مصالح ملی بر
وفاق و
همگرایی بین
تمامی نیروهای
سیاسی در
افغانستان
پای نمی
فشارد. نگاه
خوشبینانه
همراه با
ستایش جامعه
جهانی نسبت
به ساختار
دموکراسی در
افغانستان
دیری نپایید.
بی شک خیلی از
جریان های
بیرونی
امروز به این
باور رسیده
اند که برای
استقرار
دموکراسی در
افغانستان،
راه میان بر
را نمی توان
در پیش گرفت.
این کشور قبل
از هر اقدام
دیگری، نیاز
به این دارد
که مردم و
نیروهای سیاسی
و ملی آن به یک
ذهنیت مشترک
درباره
مصالح ملی
شان برسند.
آن وقت طرح
شعارهای
عدالت آمیز و
دموکراسی
طلبانه، می
تواند جنبه عملی
پیدا کند. کدورت،
تقابل،
توهین و تندی
های امروز
جناح های
سیاسی، مردم
را سرگردان
نموده است.
اگر اشتیاق
برای حل واقع
بینانه
مشکلات مردم
برای همه ی
نیروهای
سیاسی و
اجتماعی
وجود داشته
باشد، بر
مبنای چنین
اشتراکی، و
با اتفاق نظر
و همکاری و
عملیاتی
هماهنگ، می
توان
امیدوار بود
که از عهده
چالش های
سیاسی و اجتماعی
بیرون می
آییم. تقویت
عنصر همکاری
برای نوعی
فضاسازی می
تواند حرکت
از نقطه ی صفر
به سوی اهداف
ملی، منافع و
مصالح ملی را
اعلام نماید. امروزه
جامعه جهانی
و ساختارهای
بین المللی دغدغه
این را دارند
که چرا
افغانستان
علی رغم
برخوردار
شدن از حمایت
گسترده
جهانی نمی
تواند راه
خود را پیدا
کند؟ برجسته
تر شدن
اختلافات و
تفاوت های
قومی و گروهی
و سیاسی در
افغانستان،
دخالت هرچه
بیشتر کشورهای
منطقه و
ضرورت تداوم
حضور
نیروهای ناتو
را در رأس
تحولات
افغانستان
در پی خواهد داشت. برخلاف
رویه متعارف
افغانستان،
یک بار هم که
شده، فارغ از
مسأله من، به
ما بیندیشیم.
مردم همواره
تماشاگر
نگران کشمکش
ها و زد و
بندهای
سیاسی بوده
اند. زد و
بندهایی که
از هزینه
مردم تأمین
می شوند و
تاوان آن را
هم مردم می
پردازند. زیر
یک چتر امکان
قاطعانه تر
عمل کردن
بیشتر فراهم
می شود. و
ساختن چنین
چتری، وظیفه کسانیست
که مردم
اعتماد خود
را به آنان
ارزانی
داشته اند. با
تکیه بر
تجربیات
گذشته و
دوران
مبارزه، می توان
آن هماهنگی
را یک بار
دیگر احیا
کرد. اگر
یک قدرت
بنیادی و
درونی در
افغانستان
شکل نگیرد،
آن وقت
فشارهای بین
المللی
فاکتور
آینده را
تعیین می کند.
امروز همه ی ما
بیش از همیشه
نیاز به
حافظه و
پیوستگی
تاریخی داریم.
ما قرن ها
محکوم
خودکامگی
بودیم که حتی
توجیه آن را
با دین نیز در
دوران
طالبان تجربه
کردیم. عدم
تأمل در این
درس های بزرگ
تاریخ، باز
هم ما را به بی
راهه خواهد
برد. به رغم
همه ی دشواری
ها برای این که
کمتر اشتباه
کنیم، باید
دیده ها را
تیزتر کنیم. خطردرکمین
است... |
|