Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

به یاد بود از روزمعلم

تقدیر معلمان و حدیث شب کوران تاریخ ما

دولت روی مطالبات مادی معلمان حساس نیست، بلکه از این می هراسد که این مطالبه مادی به مسأله ای سیاسی مبدل نشود!

این از عجایب جامعه ماست که هنگام رسیدن به قدرت، مسئولان امر خود را مبرا از قدرت طلبی می دانند و با انگیزه خالص خدمت به مردم خود را معرفی می کنند اما هنگامی که زمان پس دادن حساب پیش می آید، هر کس می کوشد زنگوله را به گردن دیگری آویزان کند و دیگری را متهم نماید.

وقتی نگاه به معلم، نگاهی از بالا به پایین و نگاه ابزاری باشد، وضعیت به گونه ای دیگر رقم می خورد.

در اداره مکتب ها به جای توجه به شاخص های آموزشی، بحث گرانی و بالارفتن سرسام آور قیمت ها، چاشنی چای تلخ معلمان است. و درست در آستانه روز معلم است که در صیانت از مقام عزیز معلم، آنان را به جرم حق خواهی شان بازداشت می کنند. و سیمای ایفاگران اصلی دانش در جامعه جریحه دار می شود.

مهسا طایع

برای معلمانی که عقربه های حقوق شان بر محور ماهیانه 3000 افغانی می چرخد، همه چیز در محور آب و نان و خانه می گردد.

در اداره مکتب ها به جای توجه به شاخص های آموزشی، بحث گرانی و بالارفتن سرسام آور قیمت ها، چاشنی چای تلخ معلمان است. و درست در آستانه روز معلم است که در صیانت از مقام عزیز معلم، آنان را به جرم حق خواهی شان بازداشت می کنند. و سیمای ایفاگران اصلی دانش در جامعه جریحه دار می شود.

دولت در پشت سیاست های خام و خود محورانه خویش معلمان را به آستانه روز معلم با تحقیر و توهین و تهدید میزبانی می کند، تا در پاسداشت مقام شامخ معلم قصوری نکرده باشد و این از شگفتگی های سیاست دولت است که حداقل انتظار می رفت که مسئولین آن در مقام تبلیغات هم که شده، به حرکت معلمان نگاه کنند و اولویت مطالبات آنان را دریابند.

یکی از عوامل مهم و تأثیر گذار تغییر و تحول فکری و اجتماعی در جامعه، معلمان هستند.

از این جهت، حاکمیتی که به تحول بیاندیشد، قدر معلم را می داند و می تواند به این نتیجه برسد که معلمان قشر تأثیر گذاری هستند. اما همواره نگاه سیاستداران به معلمان نگاه درستی نبوده است. وقتی نگاه به معلم، نگاهی از بالا به پایین و نگاه ابزاری باشد، وضعیت به گونه ای دیگر رقم می خورد. همچنانی که محتوای آموزشی در نهاد وزارت معارف بر اساس سلیقه های کاملا" محدود و عده ای صاحب قدرت انجام می گیرد، گروهی در دولت به خود اجازه می دهند که به واسطه سلطه خود به معلم زور بگویند و او را تهدید نمایند.

زیرا دولت روی مطالبات مادی معلمان حساس نیست، بلکه از این می هراسد که این مطالبه مادی به مسأله ای سیاسی مبدل نشود!

و در این شکی نیست که وقتی مطالبات معلمان سرکوب شده و انباشته گردد، در زمان اعتراضات رویکردی سیاسی به خود می گیرد. معلمان صرفا" برای رسیدگی دولت به مشکلات معیشتی شان بوده است که دست به اعتراض زده اند اما با همین کار خود توانستند سهم خود را در تأثیر گذاری بر تمام جامعه به اثبات برسانند. معلم در جایگاهی قرار دارد که همه ی جامعه به او می نگرند و همین معلمان بوده اند که همواره در تحولات سیاسی کشور تأثیر گذار بوده اند. اما حالا دولت فراموش شان کرده است. اگر زمانی معلمان به دلیل جنگ و ویرانی و نابسامانی اوضاع کشور، خواسته های خود را مطرح نمی کردند، اما حالا پس از این همه هزینه هنگفتی که به آدرس وزارت معارف از منابع مختلف جهانی سرازیر می گردد، معلمان حق دارند که بدانند این مبالغ در کجا هزینه می شود!

بحث این نیست که معلمان حتما" افزایش حقوق می خواهند، بلکه می خواهند طبق یک نظام هماهنگ و قانونمند، و بر مبنای عدالت حقوق خود را دریافت نمایند.

آقایانی که در رأس قاعده هستند، خود را تافته جدا بافته از این مردم می دانند و به همین علت نمی توانند درک کنند که با دو سه هزار افغانی، چطور می شود یک خانواده چند نفره را سرپرستی و اداره نمود. فساد در دستگاه وزارت معارف به غولی مبدل شده است که تمام سرمایه ای را که متعلق به فرزندان این سرزمین است، می بلعد. تدوین کتاب های معارف متأثر ازهمین فساد افسار گسیخته است. حال آن که معتبرترین نخبگان کشور آمادگی شان را بارها اعلام کرده اند که می توانند در تدوین محتوای آموزش و چاپ کتب درسی سهیم باشند. اما افرادی هم جهت، کوشیدند تا در پیمانی نانوشته، شراکت را میان خود حفظ کنند و اجازه ندهند که کسی دیگری به حریم وزارت معارف پای بگذارد!

تعیین کننده این مرزها که چه چیزی آموزش داده شود و چه چیزی نه، بسته به نظر عمومی نخبگان کشور دارد، اما این نکته جدیدی نیست. در سال های اخیر فضاحت های از این دست را بسیار شاهد بوده ایم.

این از عجایب جامعه ماست که هنگام رسیدن به قدرت، مسئولان امر خود را مبرا از قدرت طلبی می دانند و با انگیزه خالص خدمت به مردم خود را معرفی می کنند اما هنگامی که زمان پس دادن حساب پیش می آید، هر کس می کوشد زنگوله را به گردن دیگری آویزان کند و دیگری را متهم نماید.

این نکته در مورد رئیس جمهور هم صدق می کند که هر باری به تنگنا برخورد می کند، تقصیر را به گردن برخی مسئولین می اندازد و طبعا" آنان هم در هنگام پاسخگویی تمام تقصیرات را به عهده مقام بالا می اندازند و خود را جز مهره ای پیش توصیف نمی کنند.

رویدادهایی که طی روزهای اخیر بر جامعه معلمان ما می گذرد، متأثر ازهمین مسئولیت گریزی هاست. امروز بر اثر فشارهای اقتصادی ای که بر معلمان وارد می شود، نگاه ها به چرخه اقتصاداست و اعتراضات و پی گیری های آنان در طول سال های گذشته هم به هیچ نتیجه ای نرسیده است. در حالی که دولت امروز باید توجه به فرهنگ را در محوریت برنامه هایش قرار دهد، حالا زمان شخصیت سازیست، زمان ساختن زیربنای فرداها. حجم مشکلات معلمان آن قدر کلان است که نگاه شان را نسبت به این امر مهم معطوف به مسایل اقتصادی نموده است و دولت نمی تواند یا نمی خواهد که خود را متوجه این واقعیت نماید که چقدر از مشکلات امروز و جاری کشور ناشی از عدم توجه به دانش و فرهنگ می باشد.

برخی از افراد از روی سادگی باور می کنند که دولت توانایی بیشتری برای توجه به این امور اساسی را ندارد. اگر این باور از روی بی اطلاعی نباشد، حتما" تعبیر دیگری برای آن باید به کار برد ... زیرا سرمایه های هنگفتی که در همین دستگاه دولت ناپدید می شوند، امروز اعتراضات جهانی را نیز برانگیخته است.

توجه به معشیت معلمان به عنوان مسأله ای پایه ای مطرح است. تا مشکل معیشتی آنان حل نشود، آن ها نمی توانند به مسایل انسان سازی و نسل سازی توجه کنند.

معلمان باید بتوانند دست کم زندگی روزانه خود را اداره کنند و نگاه تحقیر آمیز به معلم عدم تکریم او را به دنبال دارد و این منافی با تمام ارزش های انسانی جامعه است. عملکرد معلمان در مکاتب به طور مستقیم با زندگی فکری مردم ارتباط ملموسی دارد. پیوند میان مکتب و خانه است که رکن اساسی اجتماع را رقم می زند.

امروز مسئولین ما به واسطه موقعیتی که دارند، باید مورد پرسش قرار گیرند.

کسانی که در پی هر گونه اعتراضی، باز هم حاضر نیستند که جوابده باشند و همچنان متولی امور وزارت خانه خود مانند که در صورت استیضاح باز هم دل از مقام و قدرت بر نمی دارند، به این نکته دست کم توجه کنند که نمی توانند مسئولیت نتایج بد، کار خود را به عهده دیگران بگذارند. مردم دیگر بنیه ای ندارند که چوب شکست سیاست های دولت را بخورند.

اعتبار و وجاهت دولت به حد کافی درین جامعه از دست رفته است. به عقب افتادن زمان توجه به مطالبات مردم، فراتر از اعتراض و اعتصاب معلمان خواهد بود. ...

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home