Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

به عالی جناب کرزی!

هر نوع کوتاهی و ابهام در پی گیری قضایای هشت ثور و حمله به خانه فرمانده حضرت علی می تواند به قرائت و خواستی نسبت به سیاست های دولت منتهی شود که به نفع شما نیست!

مهسا طایع

در فراز و نشیب تحولاتی که مقارن با انتخابات ریاست جمهوری در پیش داریم. همچنان تومور بدخیم فضای سیاسی به التهاب خود ادامه می دهد.

بی برنامگی گروه های سیاسی و بی انگیزگی مردم، شرایط مناسبی را برای دولت ایجاد کرده است تا به دستیابی منافع و تغذیه قدرت رو به زوال خویش بپردازد.

رئیس جمهور کرزی که در ابتدا دارای طرفداران فراوان و قدرت گسترده و تاثیر گذاری بود، به زودی به اثبات رساند که این زائده ی بی اراده ، توان آن را ندارد که از قلعه خود خارج شود. هر چند بر حسب مصلحت و ضرورت از جانب اقوام و گروه های مختلف مورد حمایت بود اما وی تنها با آشنا پروری و اعطای امتیازات براساس روابط قومی، آهسته و به تدریج شکافی را که میان خود و مردم پدید آورده بود، گسترده تر ساخت.

سیاست های سلطنت طلبانه او تنها قالب خود را عوض کردند و تن به قواعد نو سپردند،  او اگر آشکارا گرد جلوه های منیت نچرخید، گرد جلوه های روپوش شده آن طواف کرد، اما عملا نه تنها تلاش در جهت دست یافتن به دست آوردهای مثبت و ملی گرایانه صورت نگرفت، بلکه محصول چند دهه مبارزات مردم هم به باد فنا رفت و صد افسوس که این حکایت همچنان ادامه دارد..

پرسشی که این روز ها بیش از هر زمان دیگری و از سوی افراد بسیاری مطرح می شود، این است که بالاخره چی می شود و ما به کجا می رویم؟ این میل و رغبت به دانستن و آگاهی از آینده در مواقعی که انفعال و سردرگمی بیشتر است، مشهود تر می باشد.

اما جان کلام در این جاست که تا اوضاع به همین منوال ادامه داشته باشد، معمای جامعه ما حل ناشد نیست.

در حالی که غالب نیروهای ملی، صرفاَ با تنفس در فضای سیاسی گذران می کنند، و تنها می خواهند در بازار سیاست از تب و تاب نیفتند و با سیلی صورت خود را سرخ می کنند و عملا نتوانسته اند خود را در چارچوب مشخص و قدرت مندانه ای تعریف نمایند، و در شرایط عدم انسجام فکری، فاقد برنامه قابل ارائه ای هستند، مسلم است که رئیس جمهور کرزی دست به هر کاری می زند تا اوضاع را به نفع خود تغییر دهد. آن قدر به راه ناموافق خود ادامه می دهد تا بلکه یک بار دیگر شانس به او رو کند و از بحران خارج شود.

وی که قائل شدن هر گونه حقوقی را برای مردم، مساوی با از دست دادن قدرت خود می پندارد، فشار و سرکوب برنامه ریزی شده ای را نیز به اجرا گذاشته است. و از طرفی برای جلب حمایت های قومی، به ترمیم روابط غلجایی و درانی دل خوش کرده است.

حرکت های قوم گرایانه دولت، که حرکتی به عقب بوده و از نظر اجتماعی و مدنی و حقوقی، جامعه را به صورت بندی های فرساینده پرتاب می کند، همچنان در دستور کار رئیس جمهور قرار دارد. هر چند حمایت پر شمار برخی از پشتون ها از علی احمد جلالی و موازی با آن جانبداری شان از مصطفی ظاهر، برای رئیس جمهور خطر آفرین شده است، اما این تنها برگی است که کرزی هنوز از برنده شدن آن ناامید نگشته است. توجه باید کرد که حساب رییس جمهور کرزی و عده ای از حامیان او که این گونه باور دارند، از حساب مردم عادی کوچه و بازار که با سنت ها و آداب و زبان و گویش و تعلقات قومی خود در مناطق مختلف کشور زندگی می کنند، کاملا جداست.

کاسته شدن روز به روز حامیان کرزی در میان قوم خودش، حاکی از همین حقیقت است که حالا مردم حاکمیت ملی به مفهوم واقعی اش را می خواهند. و کرزی دیگر کمتر فرصت جلب و توجه و بر انگیختن حمایت های قومی را خواهد یافت.

دولت حتی توان دفاع از اقدامات خود یا نقد طرف های دیگر را ندارد. رفتار و گفتاری مخدوش و غیر معتبر و ادعاهای ناقص، به طور کل واضح می کنند که خود دولت نیز اعتقاد و ایمانی به آن چه می گوید ندارد، بلکه همه ی داشته های اندک خود را به میدان های ناشناخته سیاست آورده است تا دستی از غیب برون آید و کاری بکند. شیوه دولت مثل اعتیاد به قمار است که همیشه فکر می شود این آخرین باخت است و لذا تا فقر کامل به پیش می رود.

جوی که برای دولت کاملا عادی شده است و متولیان آن کماکان مدعی هستند که دستاوردهای پرشماری را خلق کرده اند و به لحاظ عقلانی برترین ها هستند، آیا به این می اندیشند که امروز دنیای ناظر چه قضاوتی را در باره جوی که فضای جامعه ما را فرا گرفته است، دارند؟

این موضوع بماند که دولت خود را ملزم به پاسخگویی در برابر مردم خود نمی داند و آن قدر در این خصوص خبره شده است که حتی حادثه بزرگ هشت ثور را هم به بایگانی می سپارد.

آیا دولت نمی داند یا خود را به نفهمی می زند که نمی تواند به سادگی از کنار مسایل بزرگ، این گونه عبور نماید.

حادثه ای که در ننگرهار اتفاق افتاده است و در آن به خانه مردی صاحب نفوذ و یکی از سران جبهه ملی  به نام فرمانده حضرت علی یورش برده اند، پدرش حاجی امیر را به شهادت رسانده و چهار کودک و سه زن به گروگان گرفته می شوند، یکی دیگر از دستاوردهای همین خام نگری هاست.

نکته ظریف و درخور توجه در این قضایا این است که چرا مقارن با انتخابات ریاست جمهوری موج گسترده و به نظر سازماندهی شده ای بر علیه جریان های جهادی به راه افتاده است؟ و سر نخ این حادثه ها به کجا منتهی می شود؟

مگر نه این است که حضرت علی در سال گذشته شورای جهادی قوماندانان را در ننگرهار تشکیل داد و شاید یگانه کسی در میان قوم پشه یی باشد که تصاویر مسعود شهید را تا تورخم نصب کرده است؟

سلسله ی این حوادث، منافع چه کسانی را تامین می کند؟ که از قوت گرفتن جریان های جهادی در هراس هستند؟

بهتر است دولت به جای صرف هزینه های گزاف بیت المال درتبلیغات زودرس انتخاباتی اش، کمی سخاوت فکری به خرج داده و برای پرسش های بی شماری که ذهن مردم را نیش می زند، پاسخ های قانع کننده ای پیدا کند. تنها اظهار برائت دولت از چنین حوادثی، کافی نیست تا بتواند سلامت سیاست های دولت را در آستانه انتخابات مورد سوال قرار ندهد.

هر چند دید دولت نسبت به واقعیات بی رحمی که مردم را در محاصره خود گرفته است، نسبت به گذشته هم کمتر شده است اما این به نفع دولت است که قبل از آن که زیر فشارهای طاقت فرسای امروز، خون مردم به جوش آید، برای حفظ ته مانده ی اعتبار و آبروی مقامات امنیتی هم که شده، توش و توان خود را در پی گیری این قضایا به کار گیرد.

پی گیری این قضایا، ردیابی طرز تفکریست که حادثه هشتم ثور و حمله به منزل حضرت علی از پیامدهای آن هستند.

هر نوع کوتاهی و ابهامی در این قضایا می تواند به قرائت و خوانشی از سیاست ها و عملکردهای دولت منتهی شود که البته چنین مواجهه ای به نفع دولت نیست و دولت با نادیده گرفتن این رویدادها خود را به خطر می اندازد. زیرا هنوز فرصت باقی است و مردم می توانند خطای محاسبه خویش را دریابند و جبران کنند.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home