|
|
از این
شخم زدن ها دولت
دیگر ظرفیت
بسته نگاه
داشتن پنجره
هایی را که به
حقیقت باز می
شوند، ندارد
تنها ذکر این
هشدار را
الزامی می
کند که اگر
این سیاست ها
آماده تغییر
نباشند،
یقینا" به
پایان خود رسیده
اند، سنگ های
فتنه امروز
به سوی پرتاب
کنندگان شان
باز می گردند! مهسا
طایع با
گذشت هر روز
تهاجم های
متعدد
نظامی، خودکامگی
شدید داخلی،
فضای ترس
انگیز
جامعه،
روحیه ی
نومیدی، سوء
ظن تاریخی و
نا امیدی،
بحران را
بیشتر و
گسترده در
افغانستان
مورد تاکید
قرار می دهد. در
حالی که
تجارب تلخ و حادثات
تکان دهنده که
گسترش و وقوع
آن ها، هر
لحظه دامنه
بیشتری می
گیرد، بر
حافظه جمعی
سنگینی می
کند و نوعی
دلزدگی و
اشمئزاز
عمومی نسبت
به ناتوانی
دولت مردان
افغانستان
در بین مردم
شیوع پیدا
کرده است،
خیلی ها
هستند که در
اوج فضاحت و
رسوایی و بی
کوچک ترین
سزاواری و
شایستگی
هنوز هم خیال
پایین آمدن
از مرکب قدرت
را ندارند. حادثه
هشتم ثور که
مردم
افغانستان
را متوحش و متعجب
کرده و در
میان مردم
جهان نیز
واکنش های
منفی
فراوانی را
برانگیخت،
قبل از آن که
در مورد نفوذ
گسترده
طالبان
هشدار بدهد،
بر بی کفایتی
و بی لیاقتی مسؤلین
امنیتی
انگشت گذاشت.
و بر همین
اساس وقتی
حیثیت و
اعتبار یک ملت
در سطح جهانی
صدمه می
بیند، دست کم
زحمت پاسخگویی
به این قضیه
را باید از
مسئولین
سیاسی طلبید،
ورنه چه چیزی
می تواند به
خشم گسترده
مردم و دل
خانواده های
قربانیان
این حادثه
آرامش بخشد. و
در این حالت
که رئیس
جمهور به
عنوان متهم
ردیف اول این
پرونده که
خود در برابر
بحرانی
جدیدالولاده،
ناتوان می
بیند، راه
سفر را در پیش
می گیرد و
مسئولین
امنیتی در
مصارف با
نمایندگان
مردم،
سناریوی
خنده آوری را
اجرا می
نمایند. وزیر
دفاع که
ظاهرا" به
نتیجه فیصله
پارلمان خیلی
خوش بین
نیست، و
موقیعت اش را
در خطر می
بیند، از
همان ابتدای
امر، خود را
باخته بود. می
خواست به هر
نحوی شده خود
را تبرئه
نماید، حد
اعلای
خوباوری و
خود پسندی وی
می تواند مصداق
این مدعا
باشد. و اما
وزیر داخله
که از قبل در
مورد سرنوشت
خویش
اطمینان
داشت؛ با آن
لبخند آرام
ثابت کرد که
چه مردم
بخواهند و چه
نخواهند وی
در وظیفه اش
پایدار می
ماند و برای
استمرار
قدرت خود
نیازی به
پاسخ گویی در
برابر پرسش
های وکلا،
خود را ملزم
ندانست. تنها
حضور و نحوه
بیان رئیس
امنیت ملی
است که در این
بیان بحث
انگیز شده و
محافل سیاسی
را به هیجان
آورده است. وی
اذعان داشت
که در صورت
ملامت قرار
گرفتن می تواند
روی مسائل
حساسی انگشت
بگذارد و آن ها
را به عرصه
عمومی
بکشاند. این
برگ برنده ای
که حسادت کم نظیری
را از یک مقام
دولتی به
نمایش می
گذاشت، خیلی
مسأله ساز
خواهد شد. امرالله
صالح در این
اواخر به
زمزمه هایی
که از کانون
های قدرت
مبنی بر
برکناری
خودش ، گوش می
داد ، دیروز
مستقیما"
کسانی را
مورد تهدید
قرار داد که
اگر در مسیر
او سنگ
اندازی
کنند، می
تواند دست به
افشا گری
بزند. علی
رغم این که
قریب به
اتفاق
حاضرین در
پارلمان
وضعیت امنیتی
حاضر را
بحرانی و
ظالمانه
تلقی می
کردند و خواستار
رد صلاحیت مسئولین
امنیتی کشور
بودند، از رأی
های سرخ، برگ
های سبز
بیرون آمد، و
تابلوی سرنوشت
وزراء طرح
دیگری یافت
وثابت شد که
امید های
مردم در
پارلمان
یکسره به
انهدام
کشیده می شود
و اعتبار
تقدس آن زیر سوال
می رود. هر
چند از وکلایی
که برای
اجرای
قانون،
آموزش های
لازم را تجربه
نکرده اند و
اغلبا" شعور
سیاسی آن را
ندارند که
راه صواب و
درست را از
غلط تشخیص
دهند، بیش از
این هم نمی توان
انتظار داشت،
اما این مسأله
انکار
ناشدنیست که
در پارلمان
هم قواعدی
بازی می شود
که ما از آن
آگاه
نیستیم،
قانونی که
این گونه
بستر حرکت ها
را مشخص می
کند، نارسایی
و معایب
قانون گذران
را تأیید و تأکید
می کند. اگر
همه چیز از
پیش طراحی
نشده بود، پس
چه لزوم داشت
که بر کفایت
سیاسی این
بزرگان مردم
را دچار
تردید
نمایند. کسانی
که سیاست تند
و افشا گرانه
روزنامه را
مورد انتقاد
قرار می دهند،
قضاوت کنند
که آیا سکوت
کردن در
مقابل این تخلفات
جرم است؟ یا
فریاد زدن و
خواهان
برخورد با
این اوضاع
شدن! امنیت
برای همه ما
یک امر جدی
است. با امینت
ملی نمی شود
با تسامح
برخورد کرد. در
حالی که هنوز
هم حادثه
اخیر از تشخیص
و هویت دقیقی
برخوردار
نیست و نه هم
از طرف مواضع
روشن و رسمی
مسئولیت آن
پذیرفته شده
است، چه کسی و
کدام مرجع می
تواند به این
فضای مخشوش و
ضد و نقیض
پاسخ بگوید؟ این
حادثاتی که
ناشی از
افتراق
نایافتگی
ساخت سیاسی
است و به علت
فقدان
عقلانیت و
سوابق و تجربه
سیاسی است و
ناشی از فرصت
طلبی های و
رندی هاست که
فقط تأویل
های دل
بخواهانه و
تفاسیر دل بخواهانه
را در پی
دارد، چطور
برای مردم
قابل هضم
گردد؟ ناهنجاری
هایی که
امروز بر اثر
فقدان قواعد
سیاسی به
وجود آمده
است، سرنوشت
مردم ما را به کدام
سمت و سو
هدایت می کند؟ چه
عاملی تضمین
کننده بدتر
نشدن اوضاع
امنیتی در
مقابل آسیب
های درونی و
برونی است؟ عاملان
حادثه هشت
ثور مارک های
بی نشانی
نیستند که
بتوان با
ابهام آلود
نشان دادن
فضا، از افشا
هویت آنان
جلوگیری کرد. دولت
دیگر ظرفیت
بسته نگاه
داشتن پنجره
هایی را که به
حقیقت باز می
شوند، ندارد
تنها ذکر این
هشدار را الزامی
می کند که اگر
این سیاست ها
آماده تغییر
نباشند،
یقینا" به
پایان خود
رسیده اند،
سنگ های فتنه
امروز به سوی
پرتاب
کنندگان شان
باز می گردند! |
|