Mahsa Taeei.JPG

 

 

 

 

 

 

 

آمریکا برای تداوم حضور خود در افغانستان به قربانیان بیشتری نیازی دارد

افغانستان امروز فراتر از اوهام دولت مردان آن است.

فضای سنگین کنونی حاکم بر کشور حاکی از اینست که پروژه جامعه جهانی در افغانستان به بن بست رسیده و ماه عسل آمریکا هم در این جا پایان یافته است.

فقط اجماع و اتصال دولت و پارلمان هم، در همین جاست که هر دو قوه دقیقا" در یک راستا گام بر می دارند وآنقدر برسر هر موضوعی جار و جنجال به راه می اندازند که اصل قضیه در حاشیه قرار می گیرد.

مهسا طایع

 

بی گمان شرایط بحرانی افغانستان به دشوار ترین گردنه ی حیات سیاسی خود رسیده است.

همچنانی که پیکره داغ و ملتهب افکار عمومی، هزاران پرسش پاسخ نیافته خود را مچاله کرده و در خود فرو می برد، تسلسل حوادث و رویدادها و تحولاتی که در بطن جامعه ما می گذرد، همه را به هشیار باشی جدی فرا می خواند.

پرسشی که این روزها یک بار دیگر، سلامت دستگاه امنیتی و مقامات ارشد دولت را زیر سوال می برد، ادعای امریکا و تأسیس زندان در افغانستان می باشد.

آمریکا با صلاح دید و تشخیص و اجازه چه کسانی دست به چنین اقدامی می زند و این تدارکات در ایجاد کدام غائله و استمرار چه نوع خشونتی اتخاذ می گردد؟

صرف این هزینه هنگفت، آن هم در زمانی که بار سنگین اقتصاد بر دوش مردم ما سوار است، محاسبه این کارکرد را در ترازوی کدام سیاست می سنجد؟

شکی نیست که آمریکا به دنبال اهداف خاصی، نیروهای پرشمار و سرمایه زیادی را به داخل افغانستان گسیل نموده و از تداوم ناامنی در افغانستان بهره می برد و بر خلاف تصور صاحبان قدرت، حضور نیروهای خارجی، نمی تواند برای افغانستان صرفا" یک فرصت تلقی شود، این حقیقت را باید پذیرفت که پروژه آمریکا، سوخت خود را از قربانیان اش تأمین می کند و برای تداوم و ماندگاری حضور خود در افغانستان به قربانیان بیشتری نیاز دارد که بودن و استقرار نیروهای اش را توجیه کنند، اما آیا زمان آن فرا نرسیده است که کمی فکر کنیم و با خود بیاندیشیم که ملاحظه کاری و رعایت مصلحت کوتاه آمدن در برابر فرمایش ها و خواسته های مهمان، تا چه حد می تواند برای صاحب خانه مؤثر و کارآمد باشد؟

اما ناکامان سیاسی دولت به جای ژرف کاوی در خصوصی تصامیم جامعه جهانی، و نوع عملکردهای آنان، تنها به تداوم قدرت خود می اندیشند.

فضای سنگین کنونی حاکم بر کشور حاکی از اینست که پروژه جامعه جهانی در افغانستان به بن بست رسیده و ماه عسل آمریکا هم در این جا پایان یافته است. اما دولت افغانستان همچنان مصمم است که با نمایش های کاذب، خود را شایسته تداوم قدرت جلوه دهد و با جنجال آفرینی و خشونت پراکنی، بر موعد انتخابات آینده مهر ابطال بزند، با آن که سیاست جامعه جهانی در افغانستان صورت و ماهیت دیگری به خود گرفته است، دولت همچنان راه تمنا و استدعا از جامعه جهانی را در پیش گرفته و به صلاح نمی داند که به خیلی از مسایل توجهی نشان دهد. و در نهایت خوش خدمتی می خواهد باری دیگر از آمریکا به عنوان قوه اصلی نیروهای خارجی در افغانستان دلربایی نماید.

از قوه قانون گریز پارلمان که بویی جز قهر و پس روی به مشام نمی رسد، و در آن سراغی از توجه به مسایل مهم و اساسی کشور نمی توان گرفت. عده ای از وکلایی که فاقد هر گونه شایستگی برای این مقام هستند، تنها برای خوش خدمتی به رئیس جمهور صف کشیده اند، تا هر جایی که تلاش های رییس جمهور را برای انحراف اذهان عمومی نسبت به مسایل جاری کشور بربادرفته ببینند، آنان بر ترفندهایی متوسل می شوند که در نتیجه همان حکمی را صادر می کند که خواست رئیس جمهور در آن پنهان است.

فقط اجماع و اتصال دولت و پارلمان هم، در همین جاست که هر دو قوه دقیقا" در یک راستا گام بر می دارند وآنقدر برسر هر موضوعی جار و جنجال به راه می اندازند که اصل قضیه در حاشیه قرار می گیرد، در حالی که مسؤلیت مسلم دولت و نهاد های امنیتی است که نسبت به ایجاد زندان امریکا در افغانستان واکنش نشان دهند، این موضوع سر از پارلمان بیرون می آورد و این آشکارترین و تفسیرناپذیرترین سیاست های دولت است که می خواهد دست خود را دور از آتش نگاه دارد و وقتی بحث برسرمسایل جنجال برانگیز می رسد که ممکن است منافع دولت را تحت الشعاع قرار دهد، پا پس می کشد و آن را به پارلمان ارجاع می دهد. نمایندگانی که از ابتدای استقرار شان در این مقام تنها یاد گرفته اند که بر طبل خشونت بکوبند و شیپور اعتراض به یکدیگر را به صدا در آورند، عجیب است که اندیشه های بدیع شان را در خصوص زندان آمریکایی آشکار می کنند اما به هزاران دردی که امان مردم را بریده است، اعتنایی ندارند.

هر چند قدرت بتواند چشمان برخی را کور کرده و توان مشاهده واقعیت را به طور کلی از آنان بگیرد اما تاریخ این ماجراها همچنان برای عبرت آموزی نسل های آتی و هدایت جامعه امروز به سمت یک حرکت سیاسی کارساز می ماند. کسانی که راهی غیر از خواست مردم را در پیش گرفته اند، به راه بیهوده ای می روند که هیچ گاه هم به استقرار آنان در مقام قدرت منجر نخواهد شد. مردم ما هنوز به فرصتی نرسیده اند که در آن تغییر مهره های حاکم نامقدور باشد. افغانستان امروز فراتر از اوهام دولت مردان آن است.

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home