|
|
بنام
خدا وند عقل و
خرد حا کمیت
در امر
مشارکت ملی
در پروسه تقسیم
قدرت دولتی، انتخاب
شخصیتها ی دل
سوز، متخصص
و با تجربه از میان
اقوام و ملیتهای
مختلف ساکن
در کشور یک
امر حیا تی و حتمی میبا
شد، اگر دولت
مرکزی بعنوان
سمبلیک شخصیت
ویا شخصیتهائی
را از میان ملیتها
بر اساس مصلحتهای
مقطعی در بخشی
از قسمتهای
قدرت دو لتی
سهیم می سازد، واین
شخصیتها
فاقد
استعدادوروحیه
خدمت گزاری میباشند، در این
حالت دولت
خود سر به دیوار
کوبیده و عمل
اب در ها وان
کو بیدن را
انجام میدهد . تا حا لا مر
سوم بوده است، هر گا
شخصی از طرف، حاکمیت
به مسئولیتی
گماشته میگر
دید
شخص مزکور
صرف در قبال
حاکمیت جواب
ده بوده است، بنا
وظیفه خویش
را در قبال
مردم حاکمیت
دانسته، نی مسئولیت
و خدمت و مردم
برای وی رعایا
ئی بیش نبوده
اند، و
این فرهنگی
است که از دیر باز
زمان در شریان
های با ور
جامعه تزریق
گردیده استو
جز باور های
اجتما عی ما
گردیده است. حا
کم و اکیپ کاری
وی چماق
دارانی بوده
اند که جهت
دوشیدن و سر
در اخور
نمودن توده
ها
گماشته میگردیدند. ودر میان قبیله
وقبا ئل
حکومت ساز سر
زمین مان هر
شخص که در این
عرصه خلاقیت
و استعداد
میداشت، ساحه
جولانگاه وی
همواره ازاد
و بی انتها
بوده است برای شیوه
و نهوه حکومت
داری هیج نوع
معیار و
قانون مندی
خاص وجود
نداشته است بنا
دست چماق
دارانحاکمیت
کاملا باز
بوده است تا
بدان سرحدکه
در حادسه، قتلی مرگ
انسان و شتر ی
را مترادف فیصله
نموده بوده
اند
یعنی انسان
بغیر از قبیله
وی، مترادف
با شتری
متعلق به قبیله
وی
ودر زیر سایه
چنین درخت زهر الود
استبداد که
برجامعه ما
شاخ و برگ گسترا نیده
بوده است. امکان جوانه
زدن و شکفتن هیج
نوع سعا دت و
خوشبختی
انسانی وجود
نداشته است یعنی
هیج کس خو
شبخت و سعادت
مند نبوده
است، حتی
انسان های
قبائل حکومت
ساز
مادران
پشتون ما در
جریان تاریخ
افغا نستان
همواره توره، توره
باز وتوریالی
زا ئیده اند که برق شمشیر
وغرش تفنگ
انها قلب ملیتهای
دیگر را به
لرزه وا دارد و این
توره باز و توریالی
ها قر بانی سیا ست
استبدادی
وقرون وسطا ئی
حا کمیت ها در
افغا نستان بوده اند هیزوم
تداوم اتش
نفاق و ویرانی
در سر زمین
مان
و از همین جا
است که تفنگ و
شمشیر تبدیل
به غرور ملی
ما گردید ه
است.
و از همین جا
است که تاریخ
مان خشکیده
است و در ان هیج
نوع بار وری
وغنا مندی به
چشم نمیخورد
و ازهمین جا
است که نیمی
از برادران
مان تا
سن زیر بلوغ
حتی تنبان
برای پو شیدن
ندارند چی فرهنگ
و چی باور وعقیده
ئی مارا بدین
روز سیاه
کشانیده است هر
گا شخصی بر
اساس تعلقات
قبیله ئی، بدون
داشتن
استعداد، لیاقت و
وجدان خدمت
گزاری بر
مسند قدرت ولو
کوچک و یا
بزرگ تکیه
بزند، خا
سته ویا نا
خاسته از
همان منبع که
وی
را به منصب
رسا نیده است، دفاع
نموده و به ان
خوا هد اندیشید. وی از
استعداد و لیاقت
خویش به منصب
نرسیده است و بنا با
فرهنگ
استعداد ولیا
قت بیگانه بوده
و اگر هم
استعدادی
هست صرف در
جهت حفظ منا
فع قبیله ئی وی
تبا رز خواهد
کرد. برای چنین
شخص ایجاد
ابتکار، خلا قیت و
ار تقا دانش
فنی ضروری
نبوده و وی در
قبال ملت
ومردم هیجگونه
تعهد ی نمیداشته
با شد فلهذا
هیجگونه
مسئولیتی را
در قبال مردم
احسا س نمیکند. دولت های
گزشته بغیر
از قبیله و
بردران قبیله
ئی اش، ، در
میان، سا
یر ملیت ها هیجگونه پا
یگاهی ندا
شته است، نی تنها پایگا هی
نداشته است
بلکه در یک نا
با وری و دشمنی
دائمی به سر میبر
ده اند. وبرای جلو گیری
از تکرار تاریخ
تلخ گزشته، دولت باید برای
انجام تحکیم
پایه ها یش در
میان مردم به
اضافه اصل
دموکراسی و
حقوق ملیتها، روحیه
فرهنگ و دانش
سا لاری را نیز
در نظر داشته
باشد. استعداد، دانش و فن
خدمت گزاری، توام
با صداقت و
وجدان خدمت
گزاریست که مدیریت سالم
وخدمت گزار
را در جامعه
به وجود
اورده و نها دینه
میسازد دولت برای
اسبات صداقت
خویش، باید
انسانهای
صادق وامانت
دار و
متخصص را در
امور تو ظیف
بنماید، گرچند در
شرا ئط فعلی
جامعه مان، این
کاریست بنهایت
دشوار اما
نی غیر ممکن افراد
غیر مسلکی، بی
کفایت و فاقد
دید و اندیشه
سا لم مور
یانه ئی است
که پایه های
دولت را میپو
ساند وبه
عبارت دیگر
اگر دولت در
انتخاب
افراد در
پستهای بالا
و کلید ی کیش و ائین
دولتهای
گزشته را
دنبال، بنماید این بار
با شیوه جدید
تر
همان اش و
همان کاسه ئی
خواهد بود که در
گزشته بوده
است. یک وزیر و والی بی
کفایت هرگز
قادر نخواهد
بود که
اداره سالم و
خدمت گزار را
به وجود بیا
ورد
وی را به کوری متوان
تشبیه نمود
که در جهار را
ه پر ازدهام
با چماق قدرت در
دست
مغرورانه ره
گم کرده باشد. میراحمد، م، لومانی مینسک بلا
روسیه |
|