Lomani.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بنام خداوند عقل و خرد

آیا این وطن از ما است؟

نویسنده، م، لومانی

به شهادت تاریخ و به تائید از سوی دانشمندان ومحققین داخلی و خارجی، ما هزاره نسل اندر نسل، بیش از هزاران سال است که در همین مناطقی که انرا هزاره جات مینا مند زیست نموده و حیات سپری کرده ایم. و بشهادت تاریخ، از هر وجب وجب خاک ان از عرق جبین وابله دست مان مالیات وبر عایدات داده ایم خود وفرزندان مان گرسنه بوده ایم، تن مان پوشیده نبوده است، اما بعنوان تبعه این کشور در جهت رشد و ابادانی مالیه و دیگر باز پرداختها را پزیرا گشته ایم.

از روغن که باید با ان ترکهای دست وپاهای مان راچرب میکردیم گرفته تا الاغ وقاطر مان مالیه پرداخته ایم. از خدمت سربازی و خدمت به وطن هیجگاهی سرباز نزده ایم و دراین امر تا بدان سر حد صادق و پا برجا بوده ایم که، صاحبان منصب دولتهای قبیله ئی و خاندانی نوامیس و عیال های خویش را بر ما وتنها بر ما اطمنان مینمودند.

در کار های ساخت وساز این کشور در رده های بالابرای مان امکانات وجود نداشته است یعنی شرایط خدمت گزاری برما مهیا نبوده است، اما، در امر ساخت وساز این کشور در صطح قوه کار در زمان حاکمیتهای گزشته، خداوند شاهد

است وان تعداد از مسئولین امر انزمان، که وجدان وشرف شان در شکم وزیر شکم شان دفن نگردیده است. ملیت با استعداد و زحمتکش هزاره بیشترین در صد پرسونل فنی ونیمه فنی و کارگران این پروژه ساخت وساز کشور را تشکیل میداده است.

در مناسبات اجتماعی حقیر ترین وظایف به ما محول گردیده است و در جریان تاریخ هرچند گاهی همچون ریشقه وشبدر، مارا به درو نشسته اند و حتی گاهی مارا همچون برده به خرید وفروش گرفته اند. با زهرو جفا بنام دین ومذهب مارا از برادران مان تفریق نموده و انگا در پی شکار مان برامده اند و بعد در جایش با همان برادران هم مذهب شان نیز همچون ما ویا بدتر ازان عمل نموده اند.

صداقت، امانت داری، خدمت و وطن دوستی مردم هزاره، بر همه انها ئیکه عقل شعور وشرف دارند، پوشیده نیست و در هیج جائی از تاریخ کشور ما این مردم در سرحد ملی خیانت نورزیده اند.

با وجود دست برد هایکه در تاریخ کشور صورت گرفته اما سند دال بر خیانت این ملیت باشد وجود ندارد.

با همه موجودیت گزشته تلخ وغمگین، امروز ما در شرایط بسر میبریم که همه از دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت مردم، سخن به میان میاورند و در چنین حال وهوائی ملیت هزاره باز هم در خانه ابا ئی واجدادی خویش ارام وقرار ندارند.

ایا برای مسئولین دولتی، مسئدولین امنیتی، اعضای پارلمان و بخصوص محترم رئیس ان مقداری شرف، انصاف وداد خواهی باقی مانده است.

کوچی ها انسانهائی اند از ما بدبخت تر واین یک واقعیت استو این بدبختی انها نتجه جهالت انها ونیاکان انها است، که ما نیز قربانیان ان هستیم.

اما این ظلم و استبداد در شر ایط به وجود امده حال بر ما نباید تحمیل شود.

کوچی ها هویت انها تثبیت نیست، مکان انها تثبیت نیست وانها تابع قوانین کشور ما نیستند. پس چگونه بر سرزمین ابائی واجدادی من حق دعوا و لشکر کشی دارند.

نکند خدای نخواسته انها محترم حامد کرزی رئیس جمهور منتخب مان را با امیر جابر عبدالرحمن خان به اشتبا گرفته اند.

 

گیریم ملیت هزاره کوچی میبودند، تابع هیج قاعده و قانون این کشور نمی بودند.

از انطرف مرز ها با خروار از سلاح ومهمات سر و کله شان پیدا میشدند و وارد منا طق برادران افغان ما میگر دیدند، میکشتند، میسوختاند ند، چپاول وغارت مینمودند و بعد از مدتی از همان جا ئی که امده بودند، دوباره غیب میشدند، قانون، محترم رئیس جمهور، مجلس نماینده گان، قوت های امنیتی و سایر انسانهای با وجدان وبا شرف این سرزمین بخصوصارگانهای اطلاع رسانی، چه برخوردی را در قبال این ملیت روی دست میگرفتند.

ایا انها از این که به اصطلاح از دارو دسته برادرکلان است ودر تاریخ دست شان در اعمال جنایت کارانه باز بوده است، این موضوع تا قاف قیامت باید ادامه داشته باشد.

کوچی ها میگو یند از فلان منطقه هزاره جات ما سند ملکیت داریم.

اقا جان تو تاحالا سند تابعیت این کشور را نداری، کی بتو این سند را داده است.

تو مالیا ت نمی پردازی، سربازی نمیروی و، ، وووتو اصلا هویت ات مشخص نیست چه سندی.

با همه زخمها ی که بر قلب و بدن خسته مان است ما کوچیهارا برادران خویش میدانیم انسانهای خانه بدوش واوارگان قرن بیست و یک، دولت لطف کنندو در جهت اهلی سازی و اسکان این عده انسانهای بدوی وبیابان گرد کمر همت ببندد .در تر بیه وپرورش انها همت نموده تا شاید در اینده این خیل سرگردان و خانه بدوش در جمع خدمت گزاران این سرزمین بپیوندند.

ورنی این زخم ناسورهر چند گاهی از دامان این سرزمین فرزندان انرا به قربانی خواهد گرفت، این لکه ننگی برای حا کمیت ها خواهد بود.

 

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home