|
|
به
یاد بود
مسعود بزرگ !
یما
کوشا ”بنام
خداوند جان
آفرین” ”حکیم
سخن بر زبان
آفرین”
حذر
کن ز ناله های
حزین بپاشو
و هوشیار جان
باش نه
در غم عزل
مقام باش به
خود آی دانی
که دیر نیست خراسان
نمادی ز تذویر
نیست چو شیر
بر ددمنشان
خروش و بر
هوشداری یاران
بکوش بیاد
آر آن دلیر
آزاده خو نبود
از پی وصلت و
کامجو فدا
کرد او جان شرین
را ادا
کرد حق دین و
آئین را با یادش
سینه ها شود
چاک فرستند
درود بر آن
تربت پاک با علم
راه زنده گی
آموز کن ز
بزرگان
خراسان نصیحت
اندوز کن با
علم توانی
خدا را شناخت بی
علم بر هر
زنده جان
خواهی تاخت ترا
خردمندی
وبزرگی باید با
مور خراسان
دشمنی نشاید |
|