|
خبرنامه سیاسی – فرهنگی |
|
|
|
|
خاوران |
|
|
|
|
|
|
حمل 1384 |
سال پنجم، شماره اول |
مارچ و اپریل 2005 |
|
|
|
|
|
|
سرمقاله: نوشته غلام
علی آئین بحران
مسأله زنان در
اسلام شیرین
عبادی برنده
جایزه نوبل
صلح در سال 2003
مسأله حقوق
زنرا
بزرگترین
بحران ایران
میداند.
موصوف
محافظه
کارانه حرف
زده است. زیرا
موضوع حقوق
زن بزرگترین
بحران اسلام
است. و اگر جواز
باشد بیتی از
«پنج کتاب» را
با اندک
تغییر عبارت
بنویسم. میتوان
گفت که: غم زن خور که
غم غم این است همه غم ها
فروتر از این
اســـت مرادم
اینست که
ملتقای
زمانی
موجوده، غم
زن مرادف به
غم دین است،
زیرا در
ممالک
اسلامی نقض
حقوق زن که
نقض حقوق بشر
است تندیس
اسلام را به
جهان طوری جلوه
داده که گویی
اسلام، دینی
است جزمی،
خشن و انعطاف
ناپذیر. این
تندیس از
اسلام قرآن
نمایندگی
نمیکند. دهه
ها پیش یک
دانشمند
ترکی گفته
بود: اسلام به
سه نوع منشعب
شده است:
اسلام عوام،
اسلام ملا و
اسلام قرآن.
آنچه در جهان
اسلام چلند
دارد یا
اسلام ملا، و
آنچه بنام
قرآن تحویل
مردم داده
میشود از
فلتر روحانیون
گذشته
میباشد. آیت
الله صانعی
که سالها در
باره حقوق زن
تحقیق کرده
چنین گوید:
«هیچ حقیقتی
در قرآن کریم
نیافتم که
دلالت کند بر
آنکه حقوق زن
کمتر از حقوق
مرد است.»آن
تندیس اسلام
را در محکمه
ذهنیت عامه
جهان در حالت
دفاعی ضعیف
قرار میدهد
که سراسر به
ضرر اسلام
است. تا
زمانیکه
علمای محافظه
کار توانسته
بودند که
بگویند که زن
نیازی به
تربیت و
آموزش ندارد
و مهمترین وظیفه
اش زائیدن و
خدمت شوهر
است و زنان آن
نقش را
مطیعانه
قبول کرده
بودند، کار
ساده بود.
اماچون زنان
از حقوق خود
برای آموزش و
کار در خارج
خانه آگاه تر
شدند و
میروند
آگاهتر شوند
مقام زن مواجه
به انقلاب
شده است و
آبستن
تحولات در
زندگی
اجتماعی –
سیاسی.
این آگهی
تصادفی
نبوده بلکه
پدیده جهانی
شدن، و کوچک
شدن جهان به
شکل یک قریه
جهانی آنرا
بمیان آورده
است. آزادیهای
زنان غرب،
چشم زنان
تعلیم یافته
مسلمان را
باز کرده،
شاید بعضی علمای
دینی بگویند
که آنان را
چشم سفید
ساخته است...
چشم سفید یا
چشم سیاه یا
چشم نیلوفری
آنان داعیه
آزادی خودرا
دنبال می کنند. علمای
محافظه کار
توانستند
حدیث شریف
«طلب العلم فریضة
علی کل مسلم و
المسلمه» را
برای چهارده
قرن نادیده
بگیرند و حتی
علیه آن
بستیزند. (کاش
ممکن میبود
باین گناه
کبیره
محاکمه شوند.)
خوشبختانه
زور شان به
پدیده جهانی
شدن برابر
نیست. تربیت
زنان
پیامدهای
اجتماعی و
سیاسی یی دارد
که امثال آن
قبلاً در غرب
دیده شده است.
در حقیقت
تاریخ
پیشرفت و
تکامل حقوق
زن در جهان
غرب در ممالک
اسلامی
تکرار میشود
و هم اکنون
شروع کرده که
تکرار شود. مع
الاسف بعید
نیست که با
نقایص خود
تکرار شود.
یکی از
پیآمدهای
تربیت زنان
کاهش قدرت
شوهر است و
چون زن خودرا
در خانواده آزاد و
دارای حقوق
مساوی
احساس کند
نتایج آن در
اجتماع نیز
دیر یا زود نمایان
میگردد. نابرابری
حقوق زن و مرد
نتیجه
تربیتی نا
سالم دارد.
چون اطفال
شاهد آمریت و
اطاعت باشند...
آمریتی که
قاعدتاً
مستبدانه، و
اطاعتی که
آگنده از
اصطکاک است.
این رابطه سر
مشق روابط
بشری و
اجتماعی
آنها میگردد.
رابطه سالم
همکاریست که
از برابری
حقوق زن و مرد
برمی خیزد. تا
زمانیکه
روابط بشری
خانواده ملهم از
همکاری،
مروت، محبت و
مؤدت نباشد
از اطفال
نمیتوان
توقع کرد که
این فضایل را
بیاموزند، و
در خارج
خانواده هم
نشان دهند.
چون ملت از
خانواده ها
تشکیل میشود
دیموکراسی
در سطح ملی
نمیتواند
امید
کامیابی
داشته باشد،
اگر بنیاد آن
در خانواده
نهاده نشود. شاید
مهمترین
نابرابری
زنان
محدودیت یا
فقدان
فرصتهای
تربیتی شان
باشد. زن بی
تعلیم قاعدتاً
به زوجه
خوبست، نه
مادر خوب، نه
شهروند خوب
ونه شخص خوب.
مرد و زن به
مثابه دو پای
اجتماع اند.
با یک پای
بجایی رسیدن
دشوار است، و
دراین زمانه
یی که یک ملت
باید بدود و
تا پس نماند،
پای لنگ
محکومش
میکند به عقب
ماندن و زبون
شدن. حضور
مساوی زن در
تربیت،
اجتماع را
قدرت بیشترمی
بخشد برای حل
مشکلات
زندگی. درین
زمانه ایکه
ملل اسلامی
گوی
پسماندگی و
زبونی را از
اکثر
کشورهای
جهان ربوده
اند خصوصاً
از غرب، و از
ادویه گرفته
تا اسلحه ووسایل
نقلیه محتاج
آنانند،
استنکاف از
حقوق مساوی
برای زنان،
دوام این
حقارت را
تضمین میکند.
نامک کمال
دانشمند
ترکی اولین
مسلمانی بود
که گفت (سال 1867) :
چون نیم
جمعیت عاطل
وبی تعلیم
باشد کافی
است که
پسماندگی
همه جمعیت را
ببارآورد. در
سال 1899 کتابی
بقلم قاسم
امین در مصر
چاپ شد . کتابش
معنون به
«آزادی زنان»
بر تربیت
زنان تأکید
میکرد. که
آنرا شرط
ضروری برای
کسب تساوی
دردیگر شؤن
زندگی
میدانست. وی
حجاب زنان را
شوم خواند و
خواهان تأویل
مجدد قرآن
گردید. وی مصر
بود که
با آزاد شدن
زنان، جامعه
اسلامی
میتواند
آزاد شود، و
جامعه آزاد
آنست که همه
اعضای آن
آزاد باشند.
روحانیون
محافظه کار
علیه آن کتاب
شوریدند،
اما باز هم
مردم آنرا
میخواندند
وبزبان ترکی
و دیگر زبانها
ترجمه گردید. با
توجه به نظر
آیت الله
صانعی
میتوان گفت
که تبعیض
علیه زنان
نتیجه
آمیختن رسم و
رواجهای غیر
دینی با دینی
است. وبرای
آنکه قبول
عام پیدا کند
تأیید و
تأویل دینی
برای آن پیدا
کرده اند.
عربها رسم و
رواجهای
زمان خود و
حتی از دوره جاهلیت
را در مورد
زنان با دین عجین
کردند، خاصه
پس از رحلت
حضرت
پیامبر، و
دین را بهمان
اساس تأویل
کردند وبه
دیگر
مسلمانان
عرضه نمودند.
آمیختن سنن
محلی با دین
در دیگر سر
زمین های
اسلامی نیز
صورت گرفته و
علمای محلی
آنها را رنگ
مذهبی داده
اند یا
آنهارا به
موازات دین
ادامه داده
اند. پنج
سال پیش
محافظه کاران
در پارلمان
کویت از
تصویب
قانونی که زنان
را حق رأی و حق
انتخاب شدن
به مقامات
دولتی میداد
جلوگیری
کردند. همان
لایحه امسال
باز مطرح شده
اما این بار
چند وکیل از صف
محافظه
کاران به
لیبرالها
پیوستند، و
آن لایحه را
تصویب کردند.
دلیل این است
که در آنوقت حدیثی
جعلی مانع
رأی آنان شد.
اما یک عالم
جید فتوا داد
که آن حدیث
روایتی بی
اعتبار و
ضعیف است. حدیث
جعلی این بود:
ملتی که زن
زمامدارآن
باشد کامران
نخواهد شد. در
عربستان سعودی
چون زنان
اجازه
رانندگی
ندارند
پنجصدهزار
دریور را
بخاطر زنان
از خارج وارد
کرده است، اما
حکومت و علما
هر اندازه
کوشیدند حتی
حدیث جعلی
نیافتند که
ایشان
پالیسی
تحریم حق
رانندگی
زنان بشود.
علت ظاهراً
فقط این است
که زن ستیزان
خوششان نمی
آید بزنان
آزادی
رانندگی
بدهند.
همچنان هیچ
آیت و حدیثی
نیافته اند
علیه اختلاط
یعنی حضور
زنان در
اجتماع
مردان، حالانکه
این آزادی در
عربستان
سعودی
شدیداً تحریم
شده است، ودر
بعض ممالک
اسلامی رایج
است. خلاصه
اینکه قیود و
محرومیت
هایی که بر
زنان در
ممالک
اسلامی وجود
دارد مبتنی
بر قرآن و احادیث
معتبر نیست
بلکه از زن
ستیزی فرهنگ
عرب و حتی
بقایای دوره
جاهلیت نشأت
کرده است.
حالت افراطی
اثرات فرهنگ
عرب در کیش
وهابیت دیده
میشود. با
توجه به
اهمیت
بحرانی یی که
تساوی حقوق
زن دارد
فقدان آن سبب
عمده
پسماندگی
جهان اسلام است.
تبعیض علیه
زنان حتی اگر
مجوز دینی هم
داشته باشد
از فرایض
پنجگانه
نیست،
وبنابر چالشهایی
که بالخاصه
در دو قرن
اخیر
دامنگیر
اسلام شده
است مسلمانان
گزیری
ندارند از
آنکه به اصول
اساسی دین
خود بچسپند و
از فروعی که
دست وپا گیر
بوده و در جهانی
که از
آزادیهای
فردی و علم
قوت میگیرد
مانع رقابت
با حریفان
میشود خودرا
برهانند. بسا که تمیز نکردن بین اهم و مهم و مهم وغیر مهم فرصتهای طلایی را خون میکند... قریباً هزار سال پیش چون سلاویهای روسی در عین حال مواجه شدند به اسلام و مذهب کاتولیک، آنان اسلام را ترجیح میدادند جز بخاطر منع شراب. روسها را از شراب محروم ساختن همان اندازه خوش آیند است که مرغابی از آب محروم شود. ************************ |
|