|
|
امنیت
ملی چالشی
فرا روی فرهاد
خلیلی امنیت
ملی از جمله
مباحثی است
که در کشور ما
اخیرا مورد
بحث های داغ قرار
گرفته است. گفتگوی
رئیس جمهور
کشورمان با
روزنامه
نگاران در
رابطه به هدف
قرار دادن
مواضع دهشت
افکنان در
خارج از مرز
های کشور
مبین اینست
که سیاستمداران
کشور عوامل
نا امنی را
بخوبی تشخیص
داده و برای
اولین بار
درین مورد لب
به سخن
گشودند.
افغانستان
چاره ای جز
مبارزه
پیگیر با
عوامل بر هم
زننده امنیت
ملی اش را
ندارد.
ناگفته
پیداست که
کشور های
همسایه از
استقرار یک
افغانستان مستقل،
مقتدر و مدرن از
گذشته تا
امروز در
هراس بوده
اند. هدف شان نگهداشتن
افغانستان در
شریط بهران
بوده و خواهد
بود. تنها
راهی که برای
مقامات کشور
مان باقی می
ماند. ایجاد
یک ارتش
مقتدر ملی به
کمک هم
پیمانان بین
المللی اش بوده
که بتواند در
مقابل هر
تجاوز از خود
موفقانه
دفاع نماید.
افزایش نفرات
ارتش های
کشور های هم
پیمان با جنگ
علیه ترور در
افغانستان
نه تنها گره گشایی
مشکل نخواهد
بود بلکه به
آن می افزاید. تاءمین
امنیت می
بایست یکی از
بنیادی ترین
و مهم ترین
اهدافی باشد
که باید به آن
توجه و اهمیت
ویژه ای قایل
شد. چنانیکه
ازنوشته های
بیشتر پژو
هشگران امور
بین المللی
چنین بر می
آید که «حفظ
موجودیت
کشور»، «امنیت
ملی» و« وحدت ملی»
واژه های
مختلفی
هستند که
متوجّه یک
معنی و پدیده
می باشند و آن
چیزی جز «بقای کشور»
نیست. «حفظ
موجودیت
کشور» که گاهی
از آن به« نفع
حیاتی» نیز
تعبیر شده
است بالاترین
و بنیادی
ترین هدفی
است که همه
کشور ها بدون استثنا
در پی تحصیل
آنند «حفظ
موجودیت
کشور» یعنی
امنیت ملی،
هدفی است که
اگر به
مخاطره افتد
مردم و دولت آماده
ی هر گونه
فداکاری در
راه آن بوده و
برای آن حتی
دست زدن به
جنگ را نیز
سزاوار می
شمارند. امنیت
در معنی عام
کلمه همیشه
همراه با
قدرت نظامی
خواهد بود،
چون بود و
نبود امنیت
وابسته به
توانایی
کشور در دفع
حمله ی نظامی
است. اما
نباید از نظر
دور داشت که
امروز با وجود
جنگ افزار
های هسته ای و
موشک های
قاره پیما
دیگر پیروزی
در « جنگ همه
گیر» میان
کشور های
دارنده ی سلاح
هسته ای معنی قدیمی
خویش را از
دست داده است
یعنی در عصر
اتم جنگ همه
گیر نمی تواند
مانند گذشته
وسیله ای
برای تامین
منافع ملی باشد.
از این رو
باید گفت که
امروزه
امنیت چیزی
بیش از داشتن
نیروی نظامی
و توانایی در
دفع حمله ی
نظامی و
پیروزی در
جنگ است.
بنابراین در
جهان امروز مفهوم
امنیت ملی،
پویش ها،تلاش
ها، چالش ها،
هدف ها و
تدبیر ها ی
دیگری را نیز
در بر می گیرد. نمونه
ای بیاوریم.
برای کشور
هایی که در پی
افزایش قدرت
و استواری
موقعیت خویش
در صحنه ی بین المللی
هستند مفهوم
امنیت به
معنی توانایی
در وادار
کردن سایر
کشور ها، به
ویژه
همسایگان،
به همکاری در
راهی است که
خواسته ها و
هدف های
سیاست خارجی
مورد نظر را
برآورد. یعنی
امنیت برای
این گونه
کشورها همانا
حفظ «منطقه ی
نفوذ»،« تسلّط
بر مناطق
استراتژیک و
راه های آبی » و
تسلّط بر «
وسایل ارتباطی
مهم بین المللی»
است بدیهی
است که
دستیابی به
این هدف ها
برای ابر
قدرت ها و
سایر کشور ها
ی بزرگ مهم و
حیاتی به
شمار میرود. وادار
کردن کشورها
به بستن قرار
دادهای
نظامی و دادن
پایگاه هایی
در مناطق سوق
الحبیشی و
گاه ضمیمه
کردن عملی
کشور ها (گو
این که به طور
رسمی
پذیرفته
نشود) برای
کشور ی که
اندیشه ی
رهبری یک
نهضت جهانی و
یا منطقه ای
را در سر دارد
جز و امور
مربوط به امنیت
آن مملکت به
شمار می آید.
این درست
همان چیزی
است که در
مورد اتحاد
جماهیر
شوروی سابق و
ایالات متحد
امریکا که پس
از جنگ جهانی
دوم به ترتیب
رهبری « جهان
کمونیست» و
«جهان آزاد» را
به عهده
گرفتند،
کاملا صدق می
کرد. کشور
های استعمار
گر در قرون
هجدهم و
نوزدهم «حفظ
مستعمرات» خود
را جزو هدف ها
و ارزش ها ی
حیاتی کشور
خویش، یعنی
امنیت مملکت
خود به شمار می
آوردند. مثلا
دولت
بریتانیا
برای حفظ
مستعمرات
خود در
امریکا شمالی
که در جست و
جوی استقلال
و بریدن
پیوند با آن
کشور بودند
به اقدامات
نظامی دست زد. از
دید گاه دولت
اسرائیل بر
خورداری از«
مرز های امن» آزادی
کشتیرانی در
آبراهه ی
سوئز و
همچنین داشتن
همسایگانی که
حق حیات آن
کشور را به
رسمیت
بشناسند، جز
و هدف های
حیاتی و
امنیتی به
حساب می آید. به
هر حال،
عواملی چند
تقریبا
همیشه در
تامین
امنیّت ملی
موثر بوده و
گاه نقشی
تعیین کننده
داشته اند. از
آنچه گذشت
چنین می توان
نتیجه گرفت
که مفهوم
امنیت به
معانی زیر به
کار می رود. 1-
حفظ
تما میت ارضی،حفظ
جان مردم،
سعی در دوام و
استواری
نظام (
اجتماعی
سیاسی، اقتصادی
و فرهنگی ) و
حاکمیت کشور ؛ 2-
حفظ
منابع حیاتی
کشور؛ 3-
فقدان
تهدید خارجی
نسبت به
منافع ملی و
حیاتی کشور. 4-
قدرت نظامی 5-
پیشرفت
اقتصادی 6-
عوامل
استحفاظی (
مانند کوه ها،
اقیانوس ها،
دریاها،
رودها و غیره
که «مرزهای
امن» را موجب
می شوند.) 7-
قدرت
سیاسی ( که
ساخته ی
رهبری، نوع
حکومت، ثبات
داخلی، ایدئو
لوژی، روحیه
ملی، ویژگی
های فرهنگی و
سایر
خصوصیات کشور
است ) 8-
تضعیف
قدرت نظامی،
اقتصادی با
سیاسی دشمن 9-
یافتن
قدرت
کشورهای
دوست و تفرقه
انداختن میان
دشمنان 10-
انعقاد
پیمان های
نظامی
دوجانبه و
چند جانبه 11-
دست
یافتن به
مواد کانی و
مواضع استرانژیک 12- ایجاد
و حفظ شرایط صلح
و گسترش
عوامل
بازدارنده ی
جنگ در صحنهء
بین المللی. |
|