|
|
انجنير
توريالي
غياثي
نيم نگاهي
به انديشه
مسعود «عزيزترين
خيال و آرزوي
من همين است
كه در ساختمان
دوبارة يك
افغانستان
مستقل و آزاد
در پهلوي اين
ملت آزادي
خواه، سهيم و
همگام باشم.»
مسعود
طرفدار جدي
احياء و رشد
متوازن
مفكورة ملي
در بستر
ارزشهاي
ديني و
باورهاي
معتدل اسلامي
كشور شناخته
مي شد
او پرچم
اسلام
نوگرا،
اصلاح طلب و
ترقي خواه را
در
افغانستان
برافراشت تا
در محور آن
كليه اقشارجامعه
وهويت هاي
قومي،
نژادي،
زباني،
مذهبي و
سياسي كشور
در جهت ساختن
يك
افغانستان
مترقي و يك
پارچه بسيج و
همگام شوند
وباعبور
آگاهانه از
ازدهليز تنگ
هويت هاي
قومي و
قبيله يي در
پرتوي هويت
خدشه
ناپذيرديني
جامعه، به
وادي
پرصلابت
هويت ملي
ماوا گزينند.
به هويت واحد
فرهنگي
جغرافيايي و
تاريخي ميهن
ببالند و در
باروري و
شكوفايي هر
چه بيشتر اين
اصالت هاي ديني
وارزش هاي
ميهني،
بكوشند.
افغانستان
عزيز را خانه مشترك
خويش و
افتخارات
تاريخي آن را
ميراث مشترك
نياكان خود
بدانند و از
آن در هر
كجائي كه
باشند دفاع
نمايند.
مسعود معتقد
بود كه افغانستان
افتخارات
شكوهمند تمدني
فرهنگي
وتاريخي
زيادي دارد
كه هر يك آن مي
تواند موجب
مباهات فرد
فرد افغان و
بستر ساز
روند تكامل
متعادل و
متوازن كشور
در تمامي
عرصه ها و
بالاخص روند
ملت شدن،
باشد. مسعود
از خط هماهنگ
و متوازن ملي
حمايت مي نمود
و معتقد به
حفظ و رشد
سلامت
باورهاي
معتدل ديني
جامعه در
تسامح و آشتي
با مزاياي
دموكراسي و
جامعه
مدني،ساينس
و تكنولوژي
در افغانستان
بود، او
هميشه از يك افغانستان
مستقل،
واحد،
مترقي، غير
وابسته، تجزيه
ناپذير و
متكي به ارزش
ها و مواريث
مثبت
تاريخي،
مدني و
فرهنگي سخن
مي گفت و به آن
عشق مي ورزيد. مسعود
آرزو داشت كه
افغانستان
با اعادة
حيثيت و وقار
سياسي اش
بحيث يك كشور
سربلند و با
عزت د رديف
ساير كشورهاي
مستقل جهان
جايگاه
دوباره خود
را دريابد و
نقش خويش را
در تأمين صلح
و امنيت در
منطقه بحيث
يك كشور
داراي اهميت
استراتژيك
ايفأ نمايد. از
ديدگاه
مسعود،
افغانستان
بايد با اصل
تحول و توسعه
همنوا باشد و
همگام با
كاروان تمدن معاصر،
با استفادة
بهينه و
مطلوب از مزاياي
دموكراسي و
آزادي بيان ،
وارد قرن
بيست و يكم
گردد. و از
لحاظ
اقتصادي
ورود تدريجي
به اقتصاد
بازار و
ايجاد نظام
سرمايه
گذاري خصوصي
را باطرح
مرحله ي
انتقالي از
سيستم
اقتصاد دولتي
وشناخت
شاخصه هاوچاليش
آن، به نفع
افغانستان
مي دانست. مسعود
هميشه اذعان
مي داشت كه زرع،
توليد،
ترافيك و
قاچاق مواد
مخدر از
افغانستان و
همچنان
موجوديت كمپ
هاي دهشت
افگني
وتروريستي
كه نقاب دين
به رخ كشيده
است، شهرت
بين المللي و
هويت فرهنگي
اين كشور را
بر باد داده
است. مسعود
نمي خواست افغانستان
معبر،
پناهگاه يا
كانون پرورش
تروريزم بين
المللي باشد،
او همانطوري كه
از كلمه
اشغال
افغانستان
متنفربود، هرگزاجازه
نمي داد
سرزمين اش به
جولانگاه
سياسي و
پايگاه
نظامي، هيچ
ابر قدرتي
مبدل گردد،
راه و رسمي كه
عاشقانه پاي
آن ايستاده
بود و
عاشقانه پاي
آن قرباني شد. به گفته
دكتور عطاء
الله مهاجراني
دانشمند فرهيختة
ايراني: «در
قرن بيست و
يكم مقاومت و
مبارزه با
تروريزم،
مواد مخدر،
نقض حقوق
زنان،نقض
حقوق بشر، يكي
از مهمترين
مواردي است
كه من به آن
اشاره مي كنم
و گمان مي كنم
اين
استراتيژي
ايست كه ما با
نام مسعود و
با ياد او
گرامي مي
داريم... و من معتقد
هستم كه يكي
از مظلوميت
هاي مسعود
اين است كه ما
چنانكه
بايست او را
نشناخته ايم»...
دكتور
مهاجراني در
خاتمة
سخنانش در
سمينار مسعود
شناسي سال 82
منعقدة كابل
به عنوان حسن
ختام اذعا ن مي
دارد: «مسعود
چهره ايست كه
مي تواند
براي ما يعني
در اين حوزه
فرهنگي
تمدني ما ، به
عنوان
راهنما و
پيشوا تلقي
شود.» مسعود
به منظور
اشتراك مردم
در حيات سياسي
و تقنيني
كشور، به
انتخابات و
مراجعه به
آراي مردم،
بحيث يك اصل
عمده ي عدالت
اجتماعي و
مشخصه
دموكراسي
معتقد بود و
بدان ارج مي
گذاشت. براي
مسعود
هيچگونه خط
فكري بر
مبناي تضاد
طبقاتي،
مذهبي،
زباني، قومي
و سمتي نه
تنها كه قابل
پذيرش نبود
بلكه آن را
منافي
باورهاي
ديني
ودرتضاد با
منافع ملي و
مصالح علياي
كشور مي
دانست. وي
از برخورد
سالم در
رابطه به
تأمين حقوق
برابر سياسي
و تأمين
عادلانه
حقوق و
امتيازات اجتماعي،
كليه اقوام و
اقشار
افغانستان
حمايت مي
نمود و بدان باور
داشت. مسعود
از تسهيم
عادلانه
نخبگان و
انديشمندان
اقوام مختلف
افغانستان
در ساختار
سياسي و
اداري كشور
بر اساس اصل اهليت،
تخصص و تعهد
حمايت مي كرد.
به همين ترتيب
وي طرفدار
ايجاد فضاي
باز سياسي،
مبارزه
مسالمت آميز
و ايجاد
شوراي محلي
مردمي بود.
احترام و
رعايت آراي
جمعي مردم را
ملاك كار
خويش قرار مي
داد و از اصل
قانونيت،
امنيت و
مصونيت
پشتيباني مي نمود. از
ديدگاه
مسعود،افغانستان
بحيث عضو
سابقه دار به
سازمان ملل
متحد مي
بايست از
منشور آن پيروي
نموده و به
رعايت و
تعميل فيصله
ها و تصاميم
مجمع عمومي و
شوراي امنيت
آن سازمان
خود را متعهد
و ملزم بداند.
همچنان
اعلامية
جهاني حقوق
بشر و ساير
ميثاق ها،
قوانين،
نورم ها و
موازين بين المللي
را كه مؤيد
صلح، رفاه و
دموكراسي
است؛ احترام
و رعايت
نموده بدان
التزام بدارد. در
عرصه روابط
بين المللي
از برقراري
روابط
متساوي الحقوق
و متقابلاً
مفيد با تمام
كشورهاي
آزاد و صلح دوست
جهان بدون
تبعيض و
امتياز
خواستار بود.
از مراودت،
تفاهم و
تساند ميان
حوزه هاي
فرهنگي و
مدني جهان به
نفع
صلح،رفاه و
امنيت جهاني استقبال
مي نمود. مسعود از اهميت شاز جيوپالتيك افغانستان و نقش آن در چشم انداز تاريخ آگاهي كامل داشت و افغانستان را نظر به مختصات جيواستراتژيك، و موقعيت جغرافيايي آن در قلب آسيا يك نقطة حساس در جهان مي دانست و براي جلوگيري از تصادم منطقه يي و جهاني و تأمين امنيت و صلح در اين منطقه آسيا با در نظرداشت تحولات استراتژيك در جهان در طي دو دهه اخير، موقف استراتژيك افغانستان را در بين خطوط مقدم جبهات استراتژيك جنوب، شمال |