|
|
مجتهد
نا بالغ تهیه و
ترتیب: محمد
میرویس
غیاثی در سایت
هفته نامهء «پیام
مجاهد»
مضمونی را
تحت عنوان «اسلام با
هنر هایی
زیبا مخالفتی
ندارد» از
آقای پاینده
محمد از کویت
مطالعه کردم. از
آنجایی که
این یک فتوای
نا سنجیده و
به دور از
تحقیق در یکی
از احکام شرع
است و ایشان
از روی هوا
چنین خبطی را
کرده اند،
خود را ملزم
میدانم که
درنگی بر این
موضوع داشته
باشم. ایشان
در این نبشته
فتوا صادر
کرده اند که:
اسلام با
مجسمه تراشی
و نقاشی مخالفتی
ندارد. او خود
چند حدیث را
در این باب آورده
است و کوشش کرده
است که از راه هایی
غیر علمی
آنها را
توجیه کند. اشاره
ایشان در باب
نبودن احکام
صریح در قرآن در
حرمت مجسمه
سازی و
تصویر، هم
نمایانگر
اینست که،
این تحریم از
ارزش زیادی
بر خوردار
نیست. حال
اینکه
بسیاری از
احکام مهم
دین، بخصوص در
جزئیات، در
متن قرآن نیست.
مثلا؛ تعداد
رکعات نماز... و
صدها مورد
دیگر که از
محرمات و یا
محکمات قطعی
هستند، ولی
به حدیث ثابت
اند. خلاصهء
توجیهات و
فرا فگنی او
از احادیث در
باب حرمت
مسجمه و
تصویر در این
چند نکته
متمرکز است: 1ـ اسلام
وقتی چیزی را
حرام
میگرداند،
تحریم علت
دارد. هر گاه
علت بر طرف شد
حکم آن هم بر
طرف میگردد.
علت تحریم
تصویر هم در
زمان پیامبر
«ص» خطر بت
پرستی بوده
است. امروز
این خطر وجود
ندارد و جای
تردید نیست
که این عمل
درست است. 2ـ قولی
را از قرافی
برای جواز
این کار نقل
کرده است. 3ـ اینکه
در زمان حضرت
ابراهیم مجسمه
حرام بوده
است و بعدا در
زمان حضرت
سلیمان جواز
داشته است؟ و از
این گونه ضم و
جم های نا
مرتبط و قیاس
هایی مع
الفارق برای
فتوای خویش
دلیل هایی
تراشیده است
که شما
میتوانید با
مراجعه به
اصل مقاله در
سایت «پیام
مجاهد» به آن
مرور کنید. * توجیهات
ایشان به دلایل
ذیل غلط است: الف:
اولین حدیث و صحیح
ترین آن در
باب تحریم
تصویر، همان
حدیثی است که:
پیامبر «ص» از
جبریل «در اثر
قطع شدن وحی» حکایت
میکند: « در
خانهء که سگ و
تصویر باشد
ملائکه داخل
نمیشود» * این سگ
هم در خانهء
خود پیامبر
بود و وجود سگ
بچه ای در
خانه پیامبر
«ص» مورد حدیث
است. همه
میدانند که
در بیت
پیامبر «ص» خطر
و شک بت پرستی
نبود. پس چرا
ملائکه برای
آوردن وحی در
آن داخل نشد؟
پس معلوم
میشود که: علت
حکم حرمت محض
خطر بت پرستی
نیست. حتی در
حدیث دیگر
آمده است: کسی
چنین کاری را
کرد در قیامت
مجبور ساخته
میشود که بر
آن روح بدمد...»
از این حدیث
معلوم میشود
که، سبب یا
علت حرمت
تشابه در
خلاقیت که
صفت خاصهء
خداوند است
ممنوع می
باشد. ب: شرط
علت در حکم
همانست که
باید منضبط و
ثابت باشد.
یعنی حدود و
ثغور آن
معلوم باشد.
از همین جهت
علت جواز
افطار در
سفر، مطلق
سفر را میدانند،
نه مشقت را.
چون مشقت
نمیتواند
منبضط، ثابت
و متعین باشد
و از جای تا
جایی و از
حالت تا
حالتی فرق
میکند. ج: اگر ما
بر فرض این
استدلال
ایشان را طور
تحکم بپذیریم
«علت حکم را
خوف از شرک بدانیم».
از حرف ایشان
معلوم میشود
که؛ امروزه
دیگر خطر بت
پرستی وجود
ندارد. * او نمی
داند که خطر
بت پرستی
امروز از آن
زمان هم به
مراتب بیشتر
است. ایشان
خبر ندارند
که امروزه
بودیزم که یک
دین بت پرستی
است، تحت
رهبری و
قیادت
«دالایل آما»
بیشترین کشش
را بعد از
اسلام در
جهان دارد و
روزانه دها
نفر، بخصوص در
غرب به این
دین بت پرستی
می پیوندند.
حلقات حاکم
بر سیاست
جهانی هم بت
پرستی و خرافه
را برای کم
رنگ کردن دین
اسلام از حد
زیاد تشویق میکنند. * گذشته
از اینها؛ در
داخل کشور
های اسلامی
هم، بنام
اسلام و دین،
مردم به بت
پرستی آغشته
هستند. بت پرستی
تنها همان
نیست که، یک
مجسمهء از
زنده جان را
بپرستی! قبر
پرستی،
پرستش اجداد
و احترام فوق
العاده و...
دوستی از حد
زیاد به
ستاره های
سپورت،
موسیقی، هنر...
بوسه کردن
تندیس هایی
آنان... افراط
در محبت
اشیایی
بیهوده... از
همه بد تر سر
فرود آوردن
در پای دالر...
جاه، مقام و...
هر کدام میتوانند
در ذات خود نوع
پرستش باشند.
در بسیاری از
کشور های
جهان موارد
نامبرده تقدیس
میشوند و
مردم در پای
آنها آمادهء
قربانی هستند.
با مرگ یکی از
ایشان انسان
های دیگر انتحار
کرده اند. * پرستش
هم غیر از
محبت فوق
العاده و
علاقهء مفرط
چیزی دیگری
نیست. * در یکی
از روزنامه
هایی این
کشوری که من
زندگی میکنم
و دعوایی
بسیار متمدن
بودن را هم
دارند؛ به خط
درشت در
رابطه با «ابراهیم
و ویچ» یکتن از
ستاره های
فوتبال،
چنین نگاشته
شده بود. «
ابراهیم ویچ
خدا است»
نویسندهء
غربی متمدن
در دو صفحهء
کامل
روزنامه
زحمت بخرج
داده بود، تا
ثابت کند که؛
ابراهیم و ویچ
خدا است. * خلاصه
اینکه این
توجیه ایشان
هم پایهء
علمی ندارد. ج: اینکه
علت حکم اگر
بر طرف شد،
حتما حکم
برطرف میشود.
این هم یک
ادعا از شکم
جناب شان است.
بسا از جا
هایی هست که
علت بر طرف
میشود، ولی حکم
باقی است. یا
بر عکس علت
باقی است ولی
حکم بر طرف
میشود. مثلا
علت تحریم
خمر سکر است.
ولی کم آن هم
که به سکران
نیانجامد
حرام است.
اینجا علت
وجود ندارد،
ولی حکم باقی
است. از این
معلوم میشود
که در عدم
مطلق علت،
حکم تغییر
نمیکند. اینرا هم
باید بدانید
که، علت ها از
هم فرق دارند.
علت مؤثره،
علت موجبه،
علت غایی،
سبب، دلیل و...
که هر کدام در
جای خود قابل
بحث است و
باید به اصول
فقه مراجعه
شود...دیگر
اینکه میشود
که یک حکم
چندین دلیل
داشته باشد.
شرط هم نوعی
از علت است. پس
این استدلال
بر خواسته از
احساسات محض
و تحقیق ضیعف
است و بس. ما
نمی توانیم
در بست همهء
علتها را به
مقیاس
بسنجیم. * یگانه
دانشمند که به
جواز تصویر
هایی غیر
مجسم «یعنی
عکس» فتوا داده
است، شیخ سید
سابق مؤلف
کتاب «فقه
السنة» است.
ولی در
مسئلهء
مجسمه در
میان اهل
سنت، تقریبا
اتفاق نظر بر
حرمت آن وجود
دارد. * اگر در
مسئله ای نص
قرآن و یا
حدیث صریح
باشد، دیگر
حکم تأبید
است. احکام
اسلامی یکی
از خصوصیت
شان تأبید
است، مگر
اینکه متعذر
یا منسوخ
باشد. کسی حق
ندارد که حکم
را به زمانی،
شرایطی و یا جایی
خاصی مقید
بسازد. اگر
استثناءات
وجود دارد،
در متن خود
قرآن و یا
حدیث است.
«مثلا جواز
اکل میته،
خنزیر و... در
حالات اضطرار.
اگر مسئله ای
پیدا شود که
همان علت حکم
سابق را
داشته را
دارا باشد،
حکم آن به
قیاس ثابت
میشود. قیاس
هم شرایط خاص
خود را دارد
که؛ من فکر
نمیکنم جناب
پاینده محمد
شرایط قیاس
را دارا
باشند! * در مجموع
گفته های
ایشان پایه و
اصل علمی
ندارد و از
همین رو من عنوان
این مقاله را
«مجتهد نا
بالغ» گذاشتم.
چون این مرض
جامعه ماست
که؛ هر کسی
چند صباحی وارد
دانشگاه و یا
مدرسه ای شد،
مجتهد
میشود؛ یا
کسی را تکفیر
میکند، یا
حرامی را
حلال می سازد،
یا هم امثال
این ها.... * استادم
به این نوع
افراد
اصطلاح
«مجتهد نا بالغ
و یا مجتهد نو
بالغ» خطاب
میکرد که؛
خیلی زیبنده
و رسا بود. * من
بیشتر از
اینکه از خود
چیزی بگویم در
این مورد، این
بخش از کتاب
«حجاب
المسلمة بین
انتحال
المبطلین و
تأویل
الجاهلین» تألیف
شیخ دکتور
محمد فؤاد
البرازی را که،
یک تحقیق
کاملا علمی و
جامع است،
وارد میکنم. * اگر چند
این بخش در
باب عدم جواز
تصویر در حجاب
نگاشته شده
است. ولی بشکل
کامل جواز یا
عدم جواز
کشیدن تصویر،
ساختن مجسمه
و شرایط آنها
را بیان
داشته است. * در این
تحقیق
نظریات تمام
مذاهب
اسلامی، آراء
مشهور ترین
فقهاء و
مجتهدین دین
به شمول آیات،
احادیث و آثار
در این باب
جمع آوری
گردیده است و
میتواند،
محض ادعا
بودن فتوای
آقای پاینده
محمد و ضعف
دلایل او را واضح
سازد. حکم
تصویر 1ـ
از ابی طلحه
«رضی الله عنه»
از پیامبر
«صلی الله
علیه و سلم»
روایت است
که؛ او «صلی
الله علیه و سلم»
فرمودند: در
خانهء که در
آن سگ و تصویر
باشد ملائکه
داخل نمیشود.([1]) 2ـ
از عبدالله
ابن عباس «رضی
الله عنه»
روایت است که
گفت: من از ابو
طلحه شنیدم
که میگفت: از
پیامبر «صلی
الله علیه و
سلم» شنیدم که
میگفت: ملائکه
در خانه که در
آن سگ، تصویر
و تماثیل باشد
داخل نمیشود.([2]) خطابی
گفته است:
تصویری که در
خانه باشد،
ملائکه در آن
خانه داخل
نمیشود؛
همان تصویری
است که ذی روح
باشد، یا تا
وقتی که سر آن
قطع نشده باشد
و یاهم در جای
اهانت باشد.([3]) 3ـ
از
عبدالرحمن
بن القاسم ـ
که در مدینه
در آن روز از
او شخص بهتری
نبود ـ روایت
است که: از پدر
خود شنیدم که
گفت: از عائشه
«رضی الله
عنها» شنیدم
که گفت: پیامبر
«صلی الله
علیه و سلم» از
سفر آمد، من
با چادری خود
را ستر کرده
بودم و بدون
اینکه متوجه
شوم در آن تمثال
های وجود
داشت. وقتی
پیامبر «صلی
الله علیه و
سلم» آن را
دید، آن را
پاره کرد و گفت:
شدید ترین
عذاب در روز
قیامت بر
کسانی است که
شکل مخلوقات
خداوند«ج»
میکشند. حضرت
عائشه «رضی
الله عنها»
گفت: ما آن تکه
را ـ که پاره
شده بود ـ یک
یا دو بالشت
ساختیم.([4]) 4ـ
از قاسم بن
محمد از
عائشه «رضی
الله عنها»
همسر پیامبر
«صلی الله
علیه و سلم»
روایت است که:
عائشه «رضی
الله عنها»
فرش کوچکی را
خرید که در آن
تصاویر بود.
وقتی پیامبر «صلی
الله علیه و
سلم» آن را
دید، در
دروازه ایستاده
شد و داخل
خانه نگردید.
حضرت عائشه
«رضی الله
عنها» در چهره
مبارک نا
راحتی را
احساس کرد و
گفت: ای
پیامبر خدا!
من نزد خدا و
پیامبر خدا
توبه میکنم،
چه گناهی
کرده ام؟
پیامبر «صلی
الله علیه و
سلم» فرمود:
این فرش
چیست؟ حضرت
عائشه «رضی
الله عنها»
فرمود: آن را
خریده ام تا
بر آن بنشینی
و آن را بر خود
بپیچی.
پیامبر «صلی
الله علیه و
سلم» فرمود:
کسانی که این
تصویر ها را
کشیده اند در
روز قیامت
عذاب کرده
میشوند و
برایشان گفته
میشود: آنچه
را که خلق
کرده اید
زنده بگردانید.
در ادامه گفت:
خانه هایی که
در آن تصویر
است، ملائکه
داخل
نمیگردد.([5]) امام
بخاری این
حدیث را در
صحیح
البخاری،
کتاب البیوع
تحت این باب
آورده است:
«باب التجارة
فیما یکره
لبسه
للرّجال و
النّساء» و
حافظ ابن حجر
در شرح آن
گفته است:
لباسی که در
آن صورت است
شامل آنچه
است که مردان
و زنان از
پوشیدن آن
منع شده اند.
از این ناحیه
این شرح با
عنوان باب
مطابقت دارد.([6]) امام
نووی «رح» گفته
است: هر چه
استعمال
پارچه یی که
در آن صورت
حیوان باشد،
در دیوار
آویخته شود،
یا لباس
پوشیدن
باشد، یا
دستار و
امثال اینها
که خواری
شمرده
نمیشود حرام
است. اما اگر در
فرش باشد زیر
پای میشود،
یا در کفش
باشد که پوشیده
میشود، یا در
روجایی و
امثال اینها
که مورد
اهانت و
خواری است
حرام نیست. در
این حکم میان
آن تصویری که
سایه دارد و
یا ندارد
فرقی نیست. این
خلاصهء مذهب
ما در این
مسئاله است،
این مذهب
امام ثوری،
مالک، ابی
حنیفه و غیره
هم است. بعضی
از سلف گفته
است: از همان
تصویر های
منع شده است
که سایه
داشته باشد و تصویر
که سایه ندارد
باکی ندارد.
این مذهب
باطل است. چون
پرده یا فرشی
که پیامبر
«صلی الله
علیه و سلم» آن
را انکار کرد
و در این کسی
شک ندارد که
آن مذموم بوده
است، سایه
نداشته است.
با وجود
احادیث
دیگری که در
این باب مطلق
آمده است. امام زهری گفته است: نهی از عموم تصویر آمده است، همچنان استعمال وسایلی که در آن تصویر وجود دارد، داخل شدن در خانه یی که در آن تصویر است، این تصویر در لباس نقش شده باشد و یا غیر منقوش باشد، در دیوار آویزان باشد، در پیراهن، فرشی که هموار کرده میشود و یا هموار کرده نمیشود، باید عمل به ظاهر حدیث شود. بویژه حدیث نمرقه (همان فرش که عائشه «رض» خریده بود) و مسلم آن را روایت |