|
|
شریف
غالب تورانتو - 17
آگست 2008 بمناسبت یازدهمین
سال شهادت
شهید
عبدالرحیم
غفورزی یکی
از پیشگامان
تاثیر گذار
عرصۀ سیاست
در دهۀ نود میلادی
در
افغانستان
است که
متعاقب تغیر
نظام در سال 1992
میلادی و تاسیس
نخستین دولت
اسلامی در
کشور، با درایت
و تدبر تخصصی
وظیفوی و میثاق
و تعهد
استوار مردمی
و ملی، در
کارزار
پرتلاطم سیاست
در
افغانستان
تبارز کرده و
در محدودۀ
زمانی نیم
دهه در مواقف
نخستین
شارژدافیر
نمایندگی دایمی
افغانستان
درسازمان
ملل متحد،
معاون نمایندگی
دایمی،
معاون وزیر
امور خارجه و
وزیر امور
خارجه ایفای
وظیفه نموده
و سرانجام در 11
اگست 1997 بحیث
صدراعظم متعینۀ
افغانستان
تثبیت موقف
کرد. شادروان
غفورزی که
زاده و
برخاسته از
دامان
خانواده ای
آگاه و بیدار
بوده و عشق و
علاقه به
اعتلای کشور
و عطش خدمت
بوطن را چون میراث
گرانبهای
فراگرفته از
آن میپنداشت،از
سابقۀ پر
درخشش کاری
تخصصی در کدر
سیاسی وزارت
امورخارجۀ
وقت
برخوردار
بود. مرحوم
غفورزی پس از
تجاوز نظامی
شوروی سابق
به
افغانستان،
حین اشتراک
در اجلاس سالیانۀ
اسامبلۀ
عمومی
سازمان ملل
متحد و هنگام
جلوس هییت
نمایندگی
افغانستان
در کرسی
تالار
اسامبله، در
اعتراض به
اشغال نظامی
کشورش توسط نیروهای
اتحاد شوروی
سابق با
شهامت به
نکوهش رژیم
پرداخته و از
حقانیت جهاد
و آرمان مردم
افغانستان
برای آزادی و
حق تعین
سرنوشت حمایت
نمود. به
همانسان
موصوف ضمن
اشتراک در
اجلاس کشور
های عضو نهضت
عدم انسلاک،
تهاجم قشون
سرخ به افغانستان
را تقبیح
نموده و
خواستار
توجه جامعۀ بین
المللی بوضع
کشورش گردید. آقای
غفورزی بعد
از اقامت در
امریکا سالیان
مدیدی را در
راستای اشاعۀ
داعیۀ بر حق
مردم
افغانستان
در مجامع بین
المللی و امریکا
جد و جهد بیشایبه
نموده و طی
سالیان پسین
برای بار ثانی
درست آوانی
در حوزۀ سیاست
خارجی
افغانستان
پا نهاد که
افغانستان
رهیده از
چنگال شوروی
وقت، یکبار دیگر
آماج
مداخلات،
تعرضات و دسایس
پیدا و پنهان
کشور های
همسایه
باالاخص
پاکستان در
تبانی با
قدرتهای معین
دوردست قرار
گرفته، و در گیر
یک معرکۀ تاریخی
نظامی - سیاسی
شده بود. به
گونه ایکه رویارویی
موثر با
آنهمه توطیه
های منطقوی و
بین المللی
که در جنب پایتخت
های عمده در
غرب بوضوح تا
شورای امنیت،
اسامبلۀ
عمومی و در کل
سیستم ملل
متحد ریشه
دوانیده و
عملا ادامۀ
عضویت افغانستان
بعنوان یکی
از سابقه دار
ترین اعضای
سازمان را به
چالش میکشید،
مستلزم یک دیپلوماسی
فعال و جهنده
مینمود که
قادر به تامین
همخوانی و
همسویی لازم
با اقتضاات
ناشی از جریانات
سیال و
انکشافات
متغیر در
داخل
افغانستان میبود. در
چنین آوانی
زنده یاد
غفورزی با عزم
جزم و روحیه ای
سرشار از حب
وطن و حضور
فعال در کنار
زعامت مقاومت
و سایر کدر های
سیاسی دولت،
حامل تحرک
لازم در پهنۀ
سیاست خارجی
افغانستان
گردید. در سال
1996 پس از اشغال
نظامی کابل
توسط
طالبان، در
حالیکه
افغانستان یکی
از بحرانی ترین
فصلهای حیات
سیاسی خویشرا
تجربه مینمود،
شادروان
غفورزی با
انتصاب در
سمت وزیر
امور خارجه
بعنوان یک دیپلومات
مجرب و کار
آگاه، با
اشتراک و
سهمگیری
فعال در
مباحثات و
مذاکرات
سازمان ملل و
سایر موسسات
منطقوی و بین
المللی
مرتبط با
افغانستان
با تمکین و
وقار، فراست
و بصیرت سیاسی
و ملی مصرانه
به دفاع از
داعیۀ
مقاومت ملی
مردم
افغانستان
پرداخت. فقید
غفورزی طی
دوران کاری
اش در تعداد
کثیری از
مذاکرات دو
جانبه و چندین
جانبه پیرامون
مسلۀ
افغانستان،
اجتماعات
صلح بین
الافغانی،
جلسات و
کنفرانسهای
منطقوی و بین
المللی
اختصاصی بر
افغانستان
بشمول اجلاس های
چند گانۀ ویژۀ
شورای امنیت
و اسامبلۀ
عمومی ملل
متحد، نهضت
کشور های غیر
منسلک،
کنفرانس
کشور های
اسلامی
بعلاوۀ
مذاکرات و
جلسات عادی
دوجانبۀ بین
المللکتی و بین
المللی،
جلسات
سازمان
همکاریهای
منطقوی جنوب
آسیا،
مباحثات
سازمانهای
فرعی ملل
متحد چون یونسکو،
یونیسف،
سازمان
خوراکه و
زراعت و غیره
منحیث رییس هییت
افغانستان
شرکت نمود. ایشان
همچنان در
روند کاری
ترتیب
قطعنامه های
سالیانۀ
سازمان ملل
متحد بر
افغانستان
شخصا اشتراک
داشتند. شادروان
غفورزی شخصیتی
آراسته با
جوهر عظیم
انسانی،
عواطف و
احساسات رقیق
معنوی، فضایل
اخلاقی و سجایای
شایستۀ
اجتماعی بود.
از آلام و مصایب
وارده بر
مردم
افغانستان
با رقت سخن میگفت
و به اعتلا و
سربلندی
کشورش عشق میورزید.
از تعصب،
تفرقه و
مرزبندی های
قومی، زبانی،
نسب و منطقه
متنفر بود و
خودش را به همۀ
افغانستان
متعلق میدانست.
عدالت
اجتماعی را در
گرو تامین
برابری
اقوام برادر
افغانستان
پنداشته،
کثرت گرایی سیاسی
و تحقق حاکمیت
قانون در
کشور را یگانه
راه میسر برای
اعادۀ صلح و
امنیت پایدار
در
افغانستان می
انگاشت. به
قهرمان ملی
افغانستان
مسعود بزرگ
احترام و
اعتقاد عمیق
داشت و ایشان
را ممثل وحدت
افغانها و
نماد اقتدار
ملی مردم
افغانستان
در برابر
تجاوز و دسایس
بیگانگان و
بخصوص
پاکستان میپنداشت. وقار
و غرور ملی
داشت. میگفت سیاسیون
پاکستان حیثیت
و عزت ما
افغانها را
به بازی
گرفته اند.
باری در یک
مواجهۀ رویاروی
با سفیر و نمایندۀ
دایمی
پاکستان در
ملل متحد
اظهار داشت
که، شاید سیاسیون
کوتاه بین
کشور شما
آنچه در
افغانستان
روی داده است
را بعنوان یک
برد سیاسی
تلقی کنند. ولی
آنچه را نمیدانند
اینست که در
ازای این
همه،ایشان
غنیمت بزرگی
را نیز از دست
داده اند که
حصول آن چند
نسل وقت میطلبد.
و آن اعتماد
ملت همسایۀ
مسلمان افغانستان
است که دیگر
آنرا با خود
ندارید. مرحوم
غفورزی در
جنب مهارتهای
دیپلوماتیک
بهره مند از
استعداد
سرشار در
شعر، خطاطی،
رسامی، نقاشی
و نویسندگی نیز
بوده و آثار
چندگانۀ کتبی
نیز از خویش
بجا مانده
است. شهید
غفورزی بتاریخ
21 اگست 1997 در حالیکه
صرف چند روزی
از تاریخ
تقررش بحیث
صدراعظم
کشور سپری
شده و هنوز
مراحل تشکیل
حکومتش که
قرار بود بر
بنیاد قاعدۀ
وسیع شامل
ذواتی از
داخل و خارج
افغانستان
تشکیل گردد،
نهایی نگردیده
و بابت مشورت
عازم مرکز
ولایت بامیان
بود،
باالاثر یک
سانحۀ هوایی
با جمعی از
اراکین
همسفر حین ادای
خدمت به
افغانستان
جان به جان
آفرین تسلیم
نموده و خلعت
شهادت بر دوش
کشید. اندکی
پس از پخش خبر
در گذشت آقای
غفورزی،
دکتر کوفی
عنان سرمنشی
عمومی وقت
سازمان ملل
متحد طی یک
اعلامیۀ
صادرۀ رسمی
عنوانی دولت
افغانستان،
غفورزی فقید
را یک دیپلومات
ورزیده،
متعهد و دوست
سازمان ملل
متحد و شخصیتی
دارای وجهۀ
جهانی تلقی
نموده، و
نبود وی را ضایعه
ای بزرگ برای
دولت و مردم
افغانتسان
خواند. هکذا
در سپتامبر
سال 1997، سران و
نمایندگان
جامعۀ بین
المللی
اشتراک
کننده در
پنجاه و دومین
اجلاس سالیانۀ
اسامبلۀ
عمومی
سازمان ملل
متحد، ضمن
بجا آوردن یک
دقیقه سکوت،
مراتب تاثر و
تاسف شان را
نسبت به خبر
شهادت آقای
غفورزی رسما
به دولت و
مردم
افغانستان
ابلاغ
نمودند. روح
شادروان
عبدالرحیم
غفورزی را قرین
رحمت الهی میطلبم |