Ghalib Sharif.jpg

 

 

 

 

 

 

 

مقاله حاضر ترجمه متن اصلی انگیسی آن به قلم نویسنده است که قبلا در مطبوعات چاپی و انترنتی بین المللی به نشر رسیده است

 

 

شریف غالب

تورانتو - 10 اپریل 2008

 

نگرش کهنه برتانیه نسبت به افغانستان امروزی

 

رئیس جمهور کرزی آنچه را که گزارش شدیدا قومی منتشره در روزنامه تایمز نامید، مسبب اصلی تصمیم خویش در قبال رد انتصاب آقای پدی اشداون بحیث نماینده فوق العاده ملل متحد برای افغانستان خواند تایمز - 3 اپریل 2008.

 

به گواهی تاریخ، افغانستان و برتانیه کبیر درگیر سه منازعه بزرگ شده اند که به جنگهای افغان-انگلیس معروف اند. جنگهای افغان-انگلیس که در محدوده زمانی 70 سال حادث شدند، معرف اوضاع جیوپولیتیک قرن نزدهم بود که موجب بروز بازی بزرگ یا رقابت برای اشاعه قلمرو و تامین نفوذ بر منطقه میان برتانیه استعماری و روسیه تزاری گردید.

 

هرچند اندکی بعداز 11 سپتامبر 2001، هنگامیکه پس از قرنهاانگلیس ها دوباره به افغانستان بازگشتند، چنان مینمود که تاریخ تکرار میشود، ولی انگلیسهااینبار نه بعنوان اشغالگر بلکه منحیث یک متحد بزرگ غرض کمک به تلاشهای بین المللی در راستای تطبیق ماموریت سازمان ملل متحد جهت تامین صلح و کمک به افغانستان برای نیل به اعمار یک آینده باثبات و مصئون وارد کشور شدند.

 

به همین منوال دولت شاهی برتانیه به عنوان یکی از دول کمک دهنده کلیدی قد علم نموده و متعهد به پرداخت هزینه های وافر انکشاف و بازسازی جهت کمک به برون رفت افغانستان از آفت سالیان جنگ و ضرب و شتم ان گردید. دولت شاهی برتانیه در اوایل سال 2006 میزبانی کنفرانس تاریخی را که از جانب سازمان ملل متحد ترتیب شده بود، در لندن به عهده گرفت که طی ان معیار های مشارکت محکمتر جامعه جهانی با افغانستان مندرج سند نهایی کنفرانس که به موافقتنامه افغانستان مسمی است، را مشخص نمود.

 

در سال 1996 در پی تصمیم ناتو برای گسترش ساحه ماموریت سازمان،یک واحد نیرو های انگلیس مسولیت تامین امنیت در ولایت جنوبی هلمند، جاییکه بخش بزرگی از آن تحت سلطه طالبان قرار داشت، را بدوش گرفته و جایگزین عساکر امریکایی مستقر در انجا گردید.

 

عساکر انگلیسی که در چوکات قوت های یاری امنیت بین المللی تحت امر ناتو (ایساف)جهت تامین امنیت برای تطبیق روند بازسازی در منطفه اعزام گردیده بودند، بسیار امیدوار بودند تا بگفته جان رید، وزیر اسبق دفاع آنکشور، بتوانند ولایت هلمند را بدون فیر حتی یک مرمی آرام سازند. ولی با تشدید مستمر اوضاع در نتیجه ورود بدون اشکال افراد کمکی طالبان از ورای سرحدات و تجارت رو به رونق مواد مخدر، ایشان زود دریافتند که با دشمن خطرناکی مواجه هستند.

 

یک سال پس از آغاز جنگ در حالیکه انگلیسها نگران تلفات فزاینده عساکر شان در هلمند بودند، بعضی از قوماندانان شان خواستار "بازی کارت انگلیسی و نه امریکایی" - بیانگر تغیر محتمل پالیسی - در آن ولایت گردیدند که این امر تدریجا منجر به تغیر نوع عملکرد نیرو هایشان در قبال دشمن گردید. و آنچه که اندکی بعد بعنوان متود متفاوت عملیاتی ظاهر گردید، ثابت شد که چیز دیگری جز سیاستی مبتنی بر مکتب استعماری قرن نزده نبود. در نتیجه ولسوالی موسی قلعه در شمال ولایت هلمند به تصرف طالبان درآمد.ایشان این موفقیت را بکمک اداره محلی ولسوالی بگونه اسرار آمیزی بدون فیر یک مرمی حاصل نمودند. نیرو های انگلیس قبلا از منطفه عقب نشینی نموده و کنترول آنرا به شورای بزرگان قومی واگذار شده بودند. بعدا طالبان با عقد موافقتنامه با سران قبیله، خود متعهد به تامین صلح در انجا شدند.اقدام عجیب و غریبی که دولت آقای کرزی را شدیدا برآشفته ساخت اسپایک - 28 دسامبر 2007.

 

در عین حال مطبوعات برتانیه حین تبصره و تحلیل اوضاع کلی و در توجیه و تائید عملکرد نیرو های شان در موسی قلعه، مبادرت به انتقاد علنی از رئیس جمهور کرزی ورزیده و تلاش کردند تا تمایلات قومی را میان افغانها برجسته سازند. این امر تا آنجا پیش رفت که حتی ترکیب قومی کابینه رئیس جمهور کرزی مورد موشگافی قرار گرفت که باعث اعلام خطر میان حلقات سیاسی در کابل و فراتر از ان شد.

 

بدین ترتیب موسی قلعه که مقدر بود سال بعد دوباره به دست نیرو های دولت سقوط کند، حیثیت نخستین اقدام انگلیسها در الگو برداری از سیاستهای عصر "بازی بزرگ" قرن 19، در زمره تلاشهای متعدد و همگون بعدی شان چون ایجاد نفاق و شقاق قومی میان اقوام، سازش و کرنش و اعطای پول و رشوه غرض جلب وفاداری سران قبایل، تبارز کرد.

 

متعاقبا در دسامبر 2007، یک دیپلومات تبعه برتانیه همراه با یک مامور بلند پایه ایرلندی به اتهام مذاکرات مخفی با طالبان در ولایت هلمند از افغانستان اخراج گردیدند.

 

جزئیات اتهامات وارده بر این دیپلوماتان که از جانب دولت افغانستان افشا گردید، بگونه تعجب انگیزی حتی از پلان دولت انگلیس غرض تاسیس یک پایگاه آموزشی برای حدود 2000 تن از افراد طالبان سخن میگفت ایندیپندنت - 4 فبروری 2008

 

این اتهامات تا آنجا باعث خشم دولت افغانستان گردید که در یک گزارش منتشره پارلمانی، بعضی ها بصورت نسبتا بدبینانه حتی نیات عساکر انگلیس برای اوردن امنیت به ولایت هلمند را مورد سوال قرار دادند.

 

در حقیقت، راپور، خشم و بیم همسان دولت و مردم عام افغانستان نسبت به استراتیژی جدید انگلیسها که در پی پیشکش نمودن شاخه زیتون به طالبان و تلاش جهت تفاهم با ایشان بودند، را منعکس مینمود.هر چند این استراتیژی در اصول همگام با خط رسمی سیاست دولت برای مذاکره با آنعده طالبانی که آماده پیوستن به دولت بدون هیچگونه پیش شرطی باشند، بود، ولی ماهیت یکجانبه، سری و قبیله محور این استراتیژی که عملا دولت منتخب افغانستان را نادیده میگرفت، با عث طغیان احساسات گردید.

 

حقایق بر ملا شده بمرور زمان زمینه ساز گرایش علنی انگلیسها به امر مصالحه با طالبان گردید که نهایتا در اعلامیه های صادره باالوسیله مامورین بلند پایه دولت انگلیس از ضرورت شرکت طالبان در قدرت سیاسی تذکر بعمل امد.

 

چند ماه بعد مادامیکه دکتورین مطروحه انگیسها پیرامون معامله با سران قبایل و علاقه های متمرد که در انظار عام متروک و از کار افتیده پنداشته میشد، همچنان اذهان افغانها را دچار وهم مینمود، قضیه غیر قابل پیشبینی جنجال برانگیز تقرر آقای پدی اشداون بعنوان نماینده سازمان ملل متحد در افغانستان بمیان آمد که توسط رئیس جمهور کرزی معطل شده و سرانجام درحالیکه موجب شگفتی بسیاری شد، رد گردید.

 

در حقیقت این بسیار مهم است که رئیس جمهور کرزی باالاخره نیات خویش در زمینه را بیان کرده و انگیزه مطرح در قبال تصمیمش پیرامون آقای اشداون را بازگو نمود. بخاطریکه طرزدید وانمود کرده اقای کرزی بر این موضوع، بصورت گسترده مبین احساسات جمعی مردم افغانستان است.

 

بیائید بخاطر داشته باشیم که مردم افغانستان بعد دهه های متمادی آشفتگی، دگرگونی، تهاجمات پیهم آشکار و پنهان، جنگهای تحمیلی و مقاومت تاریخی بومی در برابر افراط گرائی و تروریزم همراه با قربانی های عظیم، راه واقعا درازی را پیموده اند. 7 سال قبل این ملت با اشتیاق تمام تلاشهای جمعی جامعه بین المللی برای آوردن دموکراسی به کشور را با آغوش باز پذیرفت. در نتیجه همبستگی سخاوتمندانه جامعه جهانی، بشمول کشور انگلستان،افغانستان قادر بوده است تا یک روند صلح آرزومندانه را که میان نیرو های ذیدخل در شهر بن جرمنی به امضا رسید، با موفقیت تعقیب نماید. امروز قانون اساسی جدید کشور که در نوع خود پیشرفته ترین قانونیست که افغانها میتوانند بخاطر بیاورند، در زمره سایر مسایل، با شناخت حقیقت تکثر قومی و ممیزه تنوع آماری افغانستان، مردم ما را در زندگانی اجتماعی و سیاسی شان بعنوان شهروندان مساوی الحقوق یک افغانستان نوین، غیر قابل تجزیه، کثرت گرا و دارای نظام واحد رهنمائی مینماید.

 

باالنتیجه غرض دفاع از این دستاورد های تاریخی که به سختی حاصل گردیده اند،و در جهت منفعت صلح دوامدار و ثبات دراز مدت، موتلفین بین المللی افغانستان نیازمند آنند تا در ترویج وفاق و وحدت واقعی ملی میان همه افغانها بکوشند. هکذا متحدین بین المللی افغانستان میباید با تدوین یک مشی جامع در قبال همه افغانها، با تمام نیرو های قومی-سیاسی اعتدال پسند و صلحجو شامل در دولت که متعهد به موفقیت روند صلح در کشور میباشند، تشریک مساعی نمایند.

 

به علاوه، بادر نظرداشت حقایق اجتماعی-سیاسی افغانستان امروزی که در آستانه تحول به یک کشور نوین و دموکراتیک قرار دارد، و هکذا در تطابق با نیازمندی های جدید جغرافیائی واستراتیژیک منطقه، جامعه جهانی میباید از ایجاد اختلافات قومی و یا جهت گیری میان افغانهااکیدا اجتناب ورزد.

 

البته تا جائیکه به طالبان مربوط میشود، ائتلاف بین المللی لازم است تا از اقدام دولت افغانستان - که قبلا به تائید پارلمان کشور نیز رسیده است - غرض جلب همکاری آنعده از صفوف ایشان که مایلند با انصراف از پیشینه خویش با حسن نیت و بدون هیچگونه پیش شرطی بعلاوه اعلام وفاداری به کلیه مندرجات قانون اساسی افغانستان به آغوش دولت برگشته و خواهان ادغام مجدد در اجتماع و پیشبرد زندگانی صلح امیز باشند، حمایت نماید.

 

بدون شبه مردم افغانستان از همکاری ها و سهم شایسته دولت انگلستان در تلاشهای جامعه بین المللی برای تامین صلح و ثبات و بازسازی در کشور شان عمیقا سپاسگزار بوده و فداکاری های شانرا به دیده قدر مینگرند.

 

اما بگونه ناگذیر لندن نیازمند است تا در مشی استراتیژیک خویش نسبت به افغانستان نوین واقعگرائی بیشتر بخرچ دهد. زیرا امروزه هر دو کشور یکسان از فضای جیوپولیتیک قرن نزده بدور اند.

 

 

خاتمه

 

شریف غالب مدت 10 سال در مقر سازمان ملل متحد کار نموده و نخستین دیپلومات افغان است که از جانب دولت افغانستان مذاکرات منوط به تاسیس مناسبات کامل دوجانبه دیپلوماتیک و قونسلی میان افغانستان و کانادا در سطح سفارت مقیم را عهده دار بود. شریف غالب در اواخر سال 2001 روابط سفارتی افغانستان در اوتاوا را در سمت نخستین شارژدافیر موقت کشورش افتتاح و متعاقبا تا سال 2005 منحیث مستشار وزیر مختار در انجا ایفای وظیفه نمود.

 

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home