|
|
سخنی
با محمد
اعتمادی در
پانزدهم
جوزا (=خرداد)
مقاله ای تحت
عنوان «غروب
خورشید» در
چند سایت به
قلم آقای
مصباح هراتی
منتشر شد. این
مقاله چون
خاری در چشم
فرقه گرایان
ناصبی و سلفی
که خون سلطه
جویی قومی و زبانی
در رگ های
تعصب شان می
جوشد و از
جوشش این تعصب
در سنگر
تجاوز
مسیحیت
صهیونیستی
(صلیبیان و یهودیان
زخم خورده از
خیبر) قرار
گرفته و به سوی
خیبر گشایان
معاصر و به
خصوص پیشوای
کفر ستیزان و
امام
مستضعفان
تیرهای
جهالت و
شقاوت ابوجهلی،
یزیدی و
حجاجی را
شلیک می
کنند، خلید. متأسفانه
یکی از
برادران
افغان ما با
اسم مستعار
امین حکمت که
به دلیل
ناآشنایی ایشان
را به هیچ
گرایش و نام و
عنوانی متهم
نمی کنم با
نوشتن
مطالبی علیه
مقاله جناب
آقای مصباح
شباهتی با
فرقه گرایان
و سلطه جویان
به هم رسانید.
گرچه آقای
مصباح
محترمانه به
هجویات و
اتهامات
تفرقه
افگنانه و
مغرضانه آقای
امین حکمت
پاسخ داد،
اما این آقا
شاید به خاطر
افغانیت!!
اسلامیت!
وحدت ملی و
اسلامی!! به هجویات
خود ادامه
داد و جناب
آقای مصباح
هم شاید با توجه
به آیه ی
مبارکه و اذا
خاطبهم
الجاهلون
قالو سلاماً
دیگر از خود
دفاع نکرد. من
به عنوان یک
انسان، یک
مسلمان، یک
شیعه و یک
افغان (که
فرقه گرایان
و سلطه جویان
ممکن است مرا
مسلمان و
افغان
ندانند) به
خاطر
انسانیت،
اسلامیت و
افغانیت چند
نکته را تذکر
می دهم! 1-
من از
نزدیک آقای
مصباح را می
شناسم،
ایشان شخصیتی
مستقل، ملی،
مذهبی و وطن
دوست است که
سال های جهاد
در صف
مجاهدان
برای دفاع از
وطن قرار
داشته است. ایشان
وابسته به
هیچ کشور و
دولتی نبوده
و نمی باشد و
با نهادها و
مسئولان
دولت ایران
هم –برخلاف
اتهام های
آقای امین
حکمت– در
دوران
مهاجرت هیچ
گاه رابطه ی
خوبی نداشته
است و همواره
منتقد اعمال
آن ها بوده
است. 2-
تمام
ادعاها و
گفته های
آقای حکمت در
مورد برخورد
دولت و نظام
اسلامی
ایران با
مهاجران
افغان و نیز
برخورد امام
خمینی و نظام
ایران با
ضدانقلابیون
التقاطی،
لیبرال
امریکایی و
کمونیست های
ایران مانند
بنی صدر،
منافقین، منتظری،
شریعتمداری،
قطب زاده،
بازرگان و... یا
به کلی دروغ
است و یا اگر
در برخی
موارد ضعف
هایی وجود
داشته آن را
چندین برابر
بزرگ ساخته
است. نام
برده فقط اتمام
بسته، ادعا
کرده و هیچ
مدرک و سند
تحقیقی برای
ادعای خود
ذکر نکرده
است. اتهام او
ممکن است به
تبلیغات
زهرآگین
رسانه های
صلیبی و
یهودی و
افغانی و
ایرانی
وابسته به آن ها
و مجامع بین
المللی
اسلام دشمن
استناد کند که
این استناد
هم با حقیقت
سازگار
نخواهد بود. 3- از
متن نوشته ی
نویسنده ی
محترم چنین
بر می آید که
ایشان
خواسته یا
ناخواسته با
مذهب تشیع مخالفت
و حتی دشمنی
دارد و ایران
را که در میان کشورهای
اسلامی
پرچمدار این
مذهب به شمار
می رود به
بهانه های
مختلف می
کوبد. دفاع
ضمنی ایشان
از ضد
انقلابیون
ایران نشان
می دهد که او
علاوه بر بغض
و تعصب مذهبی
منافع مشترکی
با غربی ها به
رهبری
امریکا نیز
دارد و شاید
این فرقه
گرایی و دامن
زدن به تعصب
مذهبی وسیله
ای باشد برای
اهداف سیاسی
و تجاوزکارانه
غرب در منطقه
و افغانستان. اگر
ایشان تنها
به خاطر
برخورد
ایرانی ها با
مهاجران
افغان چنان
ناراحت اند
که بدون
ملاحظات
انسانی و
اسلامی به
مقدسات شیعه
حمله می کند،
در حالی که
مهاجران
شیعه افغان
بیشتر از
دیگران در
ایران و
پاکستان
تحقیر می
شوند و زجر می
کشند، چرا به
پاکستانی ها
و عرب های
وهابی نمی
تازد. ستم
پاکستانی ها
در حق
مهاجران و
مجاهدان و کل
مردم
افغانستان و
تجاوز
پاکستان به
کشور ما و
ویران نمودن
کابل توسط
گلبدین
حکمتیار و تصفیه
نژادی و قومی
و نابودی
آثار تاریخی
افغانستان
توسط طالبان
آنقدر آشکار
و
جنایتبار
است که حتی
سازمان های
بین المللی و
کشورهای
غربی حامی
این کشور هم
به آن اعتراف
کردند. این
وطندار عزیز
چرا از
جنایات
پولیس
عربستان
سعودی در حق
افغان ها
حرفی نمی زند
که راقم این
سطور خودم
شاهد لت و کوب
زنان و
کودکان بی
پناه ازبک
افغان در مدینه
منوره و
اخراج آن ها
توسط پولیس
عربستان در
سال 1365 بودم و ... . 4-
تعصب
کور قومی،
فرقه ای و
ایدئولوژیک
چنان چشم و
گوش وطندار
عزیز ما را
بسته کرده
است که حقایق
و واقعیت های
آشکار و
انکار
ناپذیر را
انکار نموده
و حضرت امام
خمینی
پیشوای
مذهبی سی درصد
مسلمانان
جهان و پیشوای
فکری و سیاسی
اکثریت
مجاهدان
مسلمان و
مبارزان
جهان را در صف
دیکتاتوران
و جلادان و
ستمگران
قرار می دهد و
حتی منافع
مشترک دینی،
تاریخی و
فرهنگی را
زیر پا
گذاشته، آن
حضرت را با
گاندی،
هندوی
گوساله پرست
قابل مقایسه
هم نمی داند.(البته
گاندی هم
شخصیت محترمی
بود.) ایشان جناب
آقای مصباح و
سایر پیروان
امام را متهم
به طرح موضوع
مطابق میل
خود و خلاف
واقع بینی و
حق گویی می
نماید، اما
این خود او
است که
ناجوانمردانه
این کار را می
کند. چه
پیوندی است
بین امین
حکمت و رئیس سازمان
استخبارات
عربستان
سعودی که
چندی قبل از دولت
یهود، این
دشمن آشتی
ناپذیر
اسلام و مسلمانان
خواست که حزب
الله لبنان
را نابود کند
و هزینه
نابودی این
حزب را
عربستان
خواهد پرداخت.
این عزیز که
فاطمی های
مصر و صفوی
های ایران را
متهم به
همکاری با
صلیبی ها و
انگلیس ها می
نماید، جواب
وضعیت امروز
را چه می گوید؟
او اتهام های
دروغ را که به
صفوی ها و فاطمی
های مصر نسبت
می دهد به هیچ
وجه محققانه
و علمی ثابت
نمی تواند،
اما همکاری
نه تنها رژیم های
فاسد و ضد
اسلامی مصر،
عربستان،
امارات و ...
بلکه
فتواهای
مفتی های
مزدور این
کشورها به نفع
امریکا و
یهود را که از
طریق رسانه
های خودشان
منتشر شده
است چگونه
توجیه می
نماید. از قضا
اتهام های
امین حکمت را
معمر قذافی
رهبر لیبی یک
ماه قبل طی
سخنانی رد
کرد. او فاطمی
های مصر را به
خاطر این که مذهب
و روش خود را
بر دیگران
تحمیل
نکردند، ستود.
امروز
کدام فرقه
مذهبی
اسلامی،
کدام کشور
اسلامی و
کدام رهبر و
پیشوای
مذهبی
مسلمانان مانند
شیعه در
برابر
تجاوزات
صلیبی ها و
یهودی ها در
فلسطین،
لبنان، عراق
و کل جهان
قرار دارد! چه
کسی بیشتر از
امام خمینی
از سال 1342 که
مبارزات
ایشان آغاز
شد، تاکنون
با انگلیس،
امریکا،
شوروی سابق و
به طور کلی
صلیبی ها و یهود
مبارزه کرده
است و تاوان آن
را هم پس داده
است. چرا
صلیبی ها و
یهود از بمب
اتومی ایران
می ترسند اما
از بمب اتومی
پاکستان و عربستان
سعودی هراسی
ندارند. آیا آنانی
که امام
خمینی و نظام
اسلامی او را
می کوبند و از
اتومی شدن
ایران هراس
دارند،
عملاً در صف
یهود و نصارا
قرار
ندارند؟ آقای
امین حکمت که
خود شان
توفیق درک
عظمت امام
خمینی و
انقلاب
اسلامی را
نداشته خیال
می کنند که
همه
مسلمانان و
به خصوص اهل
سنت مانند او
فکر می کنند و
این تنها
آقای مصباح و
افراد چون او
هستند که
کورکورانه
به امام
خمینی و
انقلاب او
عشق می ورزند.
او نمی داند
که عشق علما،
دانشمندان،
فرهیختگان و
مجاهدان اهل
سنت و حتی
مبارزان ضد
استبدادی
غیر مسلمان
به امام
خمینی کمتر از
آقای مصباح
نمی باشد. این
دوست ما برود
تحقیق کند و
اظهار ارادت
عاشقانه
مرحوم داکتر
کلیم صدیقی،
رئیس مرکز
مطالعات
اسلامی لندن،
قاضی حسین
احمد رهبر
جماعت
اسلامی
پاکستان،
مرحوم شیخ
سعید شعبان
رهبر مذهبی
سنی های لبنان،
تراب زمزمی و عباس
مدنی از
تونس، مفتی
لاهور، امام
جماعت مسجد
جامع اسلام
آباد،
مولانا
بخاری رهبر
مسلمانان هند،
رهبران
مسلمان
فلسطین و
لبنان و برخی
شخصیت های
افغان مانند مرحوم
مولوی نصرالله
منصور، مرحوم
مولوی محمد
نبی محمدی،
عبدالحکیم
طبیبی و پروفیسور
برهان الدین
ربانی و حتی
اظهارات
سابق حکمتیار
که خط امام را
خط اصیل
اسلامی و خود
را پیرو خط
امام خوانده
بود، رؤسای
جمهور پاکستان،
تانزانیا،
سوریه،
لیبیا،
الجزایر،
کوریای شمالی،
اوگاندا،
اتیوپی،
زیمبابوه،
زامبیا، غنا
و... که در سال 1368
از رسانه ها
منتشر شد،
بخوانید که
چقدر به امام
خمینی و
انقلاب او احترام
قائل اند و او
را رهبر همه
مسلمانان و مستضعفان
جهان خوانده
اند. 5-
آقای
امین حکمت به
خوبی می داند
که آفتاب را
نمی توان با
دو انگشت
پنهان کرد،
اگر می شد
اموی ها،
عباسی ها، حجاج
ها،
عبدالرحمان
ها و آل سعود
از قرن ها به
این طرف با
تمام قوا و با
نسل کشی های
پایان ناپذیر
این کار را
کردند، اما
نشد. امروز
صلیبی ها و
یهود به
نیابت از بنی
امیه و آل
سعود با راه
اندازی گروه
های
تروریستی تکفیری
در پاکستان،
ایران، عراق
و لبنان از
درون و تجاوزات
آشکار
سیاسی،
فرهنگی،
تبلیغاتی،
اقتصادی و
حتی نظامی از
بیرون تلاش
می کنند،
آفتاب را
خاموش
بسازند اما
نتوانستند و
نمی توانند.
پس خوب است که
وطندار
گرامی ما خود
را زحمت ندهد
و در میان
افغان های
مظلوم به تفرقه
مذهبی و قومی
دامن نزند. 6-
آقای
امین حکمت که
خود سفید را
سیاه می کند و
آن را به گردن
جناب آقای
مصباح می
اندازد، بی
شرمانه تحت
عنوان
احساسات،
احوال عشقی،
معجزات، خرافه
های شیطانی و...
با کلی گویی
به مذهب شیعه
و عقاید
شیعیان بدون
این که نام از
شیعه ببرد می
تازد. این
وطندار عزیز
یا ناآگاه
است و یا
مسئولیت گرفته
که به جنگ
مذهبی دامن
بزند، در غیر
آن این گونه
بی باک به
مقدسات و
عقاید یک
فرقه اسلامی
حمله نمی
کرد.
چرا که طرف
مقابل تحریک
شده و صدها
برابر او
مزخرفات و خرافه
های شیطانی
را با
استدلال تر و
قوی تر از وی
به فرقه ی
دیگر اسلامی
نسبت خواهد
داد و این
کاری است که
تنها به نفع
یهود و نصارا
بوده و وحدت
ملی مردم
افغانستان و
مسلمانان و
حتی آرامش
جهان را بر هم
می زند. ما
حق نداریم به
خاطر صلح و
امنیت و
کرامت انسانی
حتی به عقاید
و باورهای
مسیحی،
یهودی، هندو
و... حمله کنیم
چه رسد به
فرقه های
اسلامی. کسانی
که به این
مسأله توجه
ندارند، آدم
های بی
مسئولیتی
محسوب می
شوند که
خواسته یا
ناخواسته در
اختیار
اهداف
تجاوزکارانه
استکبار جهانی
به رهبری
امریکا قرار
دارند،
هرچند شعار ضد
امریکایی و
یهودی سر
بدهند و
دیگران را
وابسته به آن
ها قلمداد
کنند. امروز
حب و بغض به
امام خمینی و
انقلاب
اسلامی
ایران و
حمایت یا
مخالفت از
مبارزان
مسلمان
فلسطین، به
خصوص جنبش
سرافراز
حماس و حزب
الله قهرمان
معیار و محک
مسلمانی و
آزادگی است. مسأله
عملکرد دولت
ها چیز دیگری
است. ما از
دولت ایران و
مسئولان این
دولت بدون
قید و شرط و در
هر امری
حمایت نمی
کنیم. ما از
برخورد برخی
ایرانی ها با
قضیه مهاجران
افغان بیشتر از
آقای امین
حکمت منزجر
هستیم و از
عملکر آن ها
در رابطه با
گروه ها و
مسایل سیاسی
افغانستان
به شدت
انتقاد می
کنیم. بنده
معتقدم که
برخی ایرانی
ها در بازی
سیاسی در
رابطه با
افغانستان
اصول انقلاب
اسلامی را
زیر پا
گذاشته اند،
اما ایران به
کشور ما
مانند
پاکستان،
شوروی، امریکا
و پیمان ناتو
تجاوز نکرده
و برعکس بار
سنگین حمایت
از مجاهدان و
مهاجران
افغان را تاکنون
به تنهایی بر
دوش کشیده
است. ایران را
در کنار
پاکستان،
عربستان،
امریکا و
شوروی قرار
دادن بی
انصافی است. در
پایان از
سایت دوست
داشتنی
آزمون ملی و
مسئول محترم
آن تقاضا می
کنم که به
عنوان یک
مسلمان آگاه
و مبارز به
بهانه ی
آزادی و
مراعات اصول
خبرنگاری و تبادل
افکار و
اندیشه ها
زمینه را
برای دامن زدن
به اختلافات
فرقه ای و
نفاق ملی در
میان مسلمانان
فراهم نسازد.
برادر عزیز و
ارجمند جناب آقای
ویس ناصری
توجه داشته
باشند که
نحوه گزینش و
چیدن مطالب
در سایت و
سنگینی
تبلیغات علیه
گروه های خاص
قومی،
سیاسی،
زبانی، فرهنگی
و مذهبی و با
استفاده از
شگرد انتقاد
و تبلیغات که
به ظاهر بی
طرفانه جلوه
می کند، گروه
های خاص
قومی،
زبانی،
سیاسی و فرقه
ای را برجسته
ساختن و حق به
جانب نشان
دادن، از چشم
خوانندگان
پنهان نمی
ماند. امید ما
این است که
این سایت فرا
قومی و فرا
فرقه ای بوده فقط
اسلامی و ملی
باشد. و من
الله
التوفیق. |
|