Dehzad Najibullah.JPG

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 طنز استیضاحی

دلایل و دلیله!

نجیب الله دهزاد

najibdehzad@yahoo.com

وزیر صحت،  زراعت ، انکشاف دهات، فواید عامه، اقتصاد، مهاجرین، کارو امور اجتماعی، و روسای سره میاشت و مبارزه با حوادث دیروز مهمان زورخوانده پارلمان افغانستان بودند!  و برایشان ده روز فرصت داده شد تا سایه مرگ ناشی از سردی و گرسنگی را از سر کسانی که تا هنوز نفس دارند، برطرف نمایند.

اینها اعضای کمیته اضطرار دولت هستند، و همه در ده قدمی استیضاح قرار گرفته اند. دیروز ساعت ده صبح،  به پارلمان فراخوانده شدند، ده شب یک راست رفتند نزد آقای محمد کریم خلیلی، رییس همین کمیته، و برایشان از خاطرات تلخ درون پارلمان، و اینکه چه مقدار حرف های پست و بالا شنیدند، قصه کردند. آقای خلیلی که قبلن هم از تلف شدن ۶۰۰ سر آدم و ۶۰۰ صد مواشی به قدرکافی محزون و گرفته بود، اینبار از تهدید به استیضاح شش نفر وزیر دولت اش محزون تر گشت. خلاصه کلام، جلسه اضطراری کمیته اضطرار، درهوای تاریک و ابری کابل دایر شد. وقتی زیادی برای ریختن برنامه نبود، چونکه آسمان دهات خودش به شدت داشت  برف میریخت.

فیصله به عمل آمد، هر وزیر یا رییس مربوطه بطور مختصر، دلیل عدم توانایی اش را ابراز نماید.

وزرای کابینه و دو رییس مستقیل به ترتیب الفبای ذیل، از ترس تصامیم قاطع پارلمان، علت های عدم موفقیت شان را  این گونه بیان داشتند. قبل از شنیدن دلایل اعضای کمیته اضطرار، متذکر شویم بهتر است که همین پارلمان یک سال قبل نیز دو وزیر را از  دو  وزارت برطرف نموده بود که هنوز هم عطر برطرفی از یکی از این وزارت ها خارج میشود!

ادراک: من با درک قوی از فاجعه انگیزی حوادث طبیعی، همیشه آماده واکنش سریع درمقابل هر پدیده غیرمترقبه هستم و خواهم بود. ولی از آنجای که بارش برف، یا کوچ جبهه سرد به تدریج صورت میگیرد، این ها در زمره حوادث غیرمترقبه یا ناگهانی محسوب نگردیده و اصلاً ارتباطی به بنده ندارد، دراین زمینه پارلمان محترم جناب اعتباری را اسیتضاح نمایند، منع یا جلوگیری از هجرت یا بیجا شدن جبهات سرد در حدود صلاحیت های وزیر محترم مهاجرین میباشد.

اعتباری: ګرانه خلیلي صاحب! زه منم چی تقریباً شل فیصده مقصر یم، پدې چې ټول هغه کسان چې د سړو له امله مړه شوي دي ، مهاجرین نه وو، د مثال په ډول؛ په بغلان ، تخار ، کندز او ځینې نورو ځایونو کې ماشومان خرڅول کیږي . دا عمل، او د هغوې د  مور او پلار سوداګریزې خواهشات په ما پورې اړه نه لري. تاسو کولای شي پدې اړه له رامین صاحب څخه پوښتنه و کړي چې هغه غنم یې چې د خودکفایي لپاره کرلۍ وو څه شوي دي؟ چي اوس دا خلک مجبوریږي چې د ډوډۍ په خاطر خپل ماشومان خرڅ کړي!

رامین: جناب اکبر، حقیقت این است که فاجعه تنها به گندم ارتباط نمی گیرد، و ای کاش چنین میبود. درآن صورت ده روز بعد، وزیر صاحب معارف نیز در جمع ما میبودند، زیرا که ایشان اطفال مکاتب را به خوردن گندم و روغن عادت داده اند و حالا که مکاتب رخصت هستند، والدین نمیتوانند جلو این عادت اطفال را بگیرند و ناچار آنها را به فروش میرسانند. و از جانبی،  میخواستم با استفاده از تراکتورهای غول پیکر امریکایی و کانادایی و اینها، ریشه های فقر را در مناطق روستایی بخشکانم، ولی امیدوارم آقای صفری توضیح دهند که اگر درجای من قرار داشتند، در نبود خدمات فواعد عامه و راه های مواصلاتی، میتوانستند این ریشه ها را با دست خالی خودشان بخشکانند یا خیر؟

صفری: عالی جنابان مستحضر هستند که احسان تمام دونر ها برای آقای ضیا خلاصه شده است. من اگر بجای اعضای پارلمان باشم، قبل از این که یک وزیر مظلوم و بیچاره را استیضاح کنم، از وزیر جلیل القدر مالیه توضیح می خواستم چرا نمیتواند بودجه انکشافی را با فواید عامه آتشی دهند. مشهود است تمام این مبالغ برای انکشاف روستا ها درنظر گرفته میشود، و آخر کار هم گزارش تلفات انسانی و حیوانی از آدرس همین روستاها می آید.

ضیا: آقایان، هیچ کس برای من بیشتر از نیاز انکشافی جیب انجو ها احسان نکرده است. دونر ها درست است که با سنجش دقیق دالر نمیدهند. تمثیل مادر و مادراندر در همه دنیا وجود دارد، ولی در کشور ما فرهنگ استفاده سالم از فرصت های اقتصادی نهادینه نشده است که حالا اگر موافق باشید، علت عدم استفاده سالم از این فرهنگ را از خود جناب آقای فرهنگ بپرسیم.

فرهنگ: از روشنی وزیر توسعه روستاها در زمینه تشکری میکنم.. ببینید، اقتصاد دوا نیست، اقتصاد داکتر نیست، اقتصاد نمیتواند مانند سیروم یا واکسین عمل نماید. اصلاً چگونه برایتان توضیح دهم. ببینید، در  ولسوالی راغ، البته این تنها یک مثال است، در راغ بدخشان، خانمی در دهلیز متروک کلینیک جامعی که دوسال پیش ساخته شده و تا هنوز روی مبارک حتی نرس را ندیده است، از درد زایمان جان سپرد، درحالیکه شوهر پول هایی را که از فروش تریاک در ولسوالی های مرزی بدست آورده بود، بر سر و روی خودش باد میکرد و میگفت:"ای خدا،  مه چه رقم با این پیسه جان تره بخرم!" پس از عینیت حیات اجتماعی معلوم میگردد تا زمانیکه مردم  از ناحیه سرک و موتر و دوا و داکتر چشم سیر  نشده باشند، نمیتوانند اقتصاد ضعیف را به مثابه یک اجل بالقوه تلقی نمایند!

فاطمی: (با چهره و لحن پر درد) جناب آقای رییس،  هنوز سر حرفم ایستاده ام. به نماینده گان ملت هم گفتم من قبل از اسیتضاح آماده استعفا هستم. باور کنید، شرافتمندانه برایتان میگویم، زنده گی نه به اقتصاد، نه به سرک،  نه به مسکن،  نه به تابلیت و شربت وابسته است. من اعتقاد دارم که حیات و زنده گی یک شانس است، یک بخت الهی! آنهایی که شانس و بخت همرایشان یاری کند، میتوانند از سرما و خنک و مرض جان سالم بدر ببرند. اگر حرف های مرا قبول ندارید، بیایید از شخص خانم گیلانی تقاضا نماییم تا مفدیت و بهره وری شانس را برایمان توضیح دهند.

گیلانی: "پیوند قطره های باران، تولد دریای پرسخاوت"، حالا شما وزرای محترم، و حتی خود اعضای پارلمان هر کدام هزار هزار قطعه تکت لاتری سره میاشت را میخریدید، دیگر کار به تلفات انسانی و  استیضاح وزیری نمی کشید. از مردم هم همین خواهش را کردم، آنها گفتند؛  از بیکاری چاشت روز بلند میشوند، و ما میگویم بیایند تکت لاتری بخرند، آخر با کدام پول و پیسه؟ منحیث یک زن افغان، فکر میکنم، ریشه تمام مشکلات، تمام سرما خوردن ها، تمام مردن ها، تمام لاتری نخریدن ها، تمام... – درصورتیکه وزیر حاضر زراعت و غایب انرژی موافق باشند- از جوی بیکاری آب میخورد. حالا درست است که حرف های شما برای پارلمان دلیل  است و از من دلیله،  ولی چرا بجای این همه آدم، تنها شخص وزیر کارو امور اجتماعی استیضاح نمیشوند؟

قرقین: باید اعتراف نمایم که سخن من نه دلیل است و نه دلیله، ولی ریزش سنگین دالر از آسمان بین الملل بر سر خیمه بازسازی، اهالی افغانستان را قسماً بیکار، و اعضای کابینه این کشور را مطلقاً بیکاره نموده است!

کابل – ۱۶ دلو ۱۳۸۶

 

 

 

 

 

بالا Up

بازگشت Home