خورشید هنرمند شناخته
شده کشور ما

از قلم: ماریا دارو

هنرمندان  درهرکشور بیانگر  واقعیت ها بوده و در جوامع  مختلف  با شرایط  مختلف بخاطر  اصلاحات  جامعه  مورد نکوهیش  قرار گرفته اند،  مخصوصا ً در جوامع  سنتی مانند  کشورما  احترام  بر هنرمندان کمتر محسوس  بود.

مخصوصا ً هنرمندان  طبقه اناث.

خانم  های  که  از اجتماع  سنتی  رنج  کشیده بودند   بخاطر اصلاحات  جامعه از عقب مانی  سنتی دست بکار هنری  و فرهنگی  زدند  و خود بخاطر خوشبختی  دیگران  رنج های زیاد  را متقبل  گردیدند.

از جمله  میتوان  خانم  خورشید  نور  را بطور  مشت  نمونه  خروار معرفی  واز زندگی  این  هنرمند  که برای  دیگران  پیام  خوشی  وسرورد  میداد، کبود های  جامعه  ونا برابری  های اجتماعی  را هنرمندانه بگوش  مسوولین  وجامعه  میرسانید، در زندگی  شخصی  خود  چه  رنج  ها داشته است.

خورشید نور این  هنرپیشه  معروف  درسال 1335 شمسی  دیده بدنیا گشوده است،  تحصیل ابتدائیه را درمکتب میرویس هوتکی، و لیسه را درموسسه نسوان (میرمنو تولنه) به سویه بکلوریا تمام کرد.

او در طول  خدمات  فرهنگی از تحقیر  جامعه  وخانواده رنج زیاد برده است  اما  از طرف  مردم با فضلیت ومطبوعات  کشور در اثر خدمات  فرهنگی  خویش  انعام ها  وجوایز نیز بدست آورده  است.  

  هنرمندان  ارجمند  وفدا کار چون خورشید  ودیگران  توانستند  با کمی ها وکاستی  های  جامعه را از طریق  رسانه  های جمعی  باز گو بدارند  وبگوش  مسوولین  برسانند  ودر اصلاحات  جامعه سهیم شوند.

 او در این  خم  پیچ  جاده  فرهنگی  متین  واستوار قدم  برداشت  و در رونق  فرهنگ  کشور کوشا بود،

اما  در کشور ما عقیده  برآن بود که  پسر خانواده  بازو فعال وماندگار فامیل  است  ودختران  خانه بخت میروند وخانه نفر بیگانه را آباد مینماید روی  این  اصل  دختران  در سن خوردی"نوجوانی" روانه  بخت  میشدند.  

اما  والدین که با فضلیت  نورعلم منور بودند  درجهت تعلیم  فرزندان شان تلاش  مساویانه داشتند، بازهم  زنجیر تعصب سنتی  دست وپا گیر شان بود وناچار دختران را هر چه زود تر به عقد در میآوردند.

خورشید نیز مانند هزاران دختران جوان افغان قربانی خواسته ها و عنعنات سنتی کشورگردیده ودر نوجودانی  تن به  ازدواج  داد.

 اما بعد از مدتی متوجه ادامه  تحصیل خود گردید بی خبر از آنکه از طرف فامیل شوهربه مخالفت شدید مواجه میگردد.  

 اوفکر کرد که مادر باید خود دارای اندیشه وتحصیل باشد تا طفل سالم به جامعه تقدیم نماید، بناً با کشمکش های خانوادگی دست وپنجه  نرم کرد و برای حق مسلمش "تحصیل وآزادی زن" در خانوادۀ  و اجتماع  مبارزه پیگیر نمود.  وی با اتفاق شوهرش برای یکسال صرف نظر از اجازه  خشو وخسردر"میرمنوتولنه " موسسه نسوان به  ادامه تحصیل پرداخت.    دوام  تحصیل  پنهانی،  مشکلات  نگهداری  طفل پرابلم  بزرگ بود که سر نخ بدست خانواده  خسرش  افتاد، اورا ازدامن فامیل بیرون راندند و زندگی را با شوهر ویگانه طفلش  ازصفر شروع کرد.

 درحالیکه شوهرش نیزمحصل پوهنتون بود، خودش درکنار مکتب برای امرا معیشت زندگی مجبورا ً بعد ازظهرکارکرد تا زندگی بخور ونمیر را مهیا سازد.

وی با تلاش  و پشت کار بخاطر بهتر شدن زندگی راه های مختلف  را جستجو نمود تا زندگی بهتر تر را داشته باشد.   

    درسال 1353 شمسی  برای اولین بار در فیلم سیاه موی وجلالی نقش مادر را بازی کرد وراه هنردر پیش گرفت ودرهمین سال دراداره هنرو ادبیات رادیو افغانستان نیزبه صفت ممثل درمدیریت  درامها و داستانهای پشتو به کارآغازید.

 دومین باردرفیلم "غلام عشق" محصول سینما آریانا کارهنری اش را در جهان سینما تقویت بخشید.   

بعدآ فیلم" دام مرگ " رابخاطرتنویرمردم که باعلم وداکترعقیده مند شوند بازی کرد. دراین فیلم او نقش یک خانم  دهاتی را که مصاب بمرض مهلک  "سل" توبرکلوزبود،  موفقانه بازی کرد ودر آسمان مطبوعات  کشور چون  نامش  درخشید.

   درسال 1357 ش دراداره هنروادبیات رادیو افغانستان بحیث مامور رسمی مقررگردید، حضور فعال  او درهربرنامه رادیویی، تلویزیونی، سینمای