19اپریل 2008

رئیس جمهور آینده!

کرزی یا خلیل زاد؟

 محمداکرام اندیشمند

تب و تاب دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در حالی شدت می یابد که هنوز یکسال به این انتخابات باقی مانده است. گمانه زنی ها و تحلیل های فراوانی پیرامون این انتخابات ارائه می شود. نکات مهم در این حدس و گمان بر سر افرادیست که به میدان این رقابت پا پیش میگذارند و از میان آنها یکی هم برنده ی این میدان می شود. این افراد کیها هستند و چه کسی از این میان به ارگ (کاخ) ریاست جمهوری خواهد رفت؟ ا زهمه مهم تر اینکه چه کسی فرد مورد نظر و حمایت واشنگتن در این انتخابات خواهد بود؟ تا زمانیکه دولت افغانستان با کمک مالی و نظامی ایالات متحده ی امریکا مجال حضور و حیات دارد، انتخاب رئیس جمهور مورد نظر و حمایت امریکا بخش جدا ناپذیر در پروسه ی دوام و بقای این دولت است. مدنظر قرار دادن فرضیه ی انتخاب رئیس جمهور بر خلاف خاست وتمایل امریکایی ها هر چند به نام و بهانه ی دموکراسی توهمی بیش نیست. هرچند که رئیس جمهور کرزی در اظهارات هفته ی قبل(13اپریل 2008) که تصمیم خود را مبنی بر نامزدی خویش در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری اعلان کرد گفت:"این بار رئیس جمهور افغانستان را امریکایی ها نه؛ بلکه مردم افغانستان انتخاب می کنند." اما رئیس جمهور کرزی این مطلب را نیز گفته بود که وقتی در آغاز مبارزه ام علیه رژیم طالبان در ارزگان مردم را به قیام دعوت میکردم ریش سفیدی برایم گفت آیا امریکایی ها با شما هستند و همرایتان کمک می کنند یا نه؟ من برایش گفتم بلی! اگر امریکایی ها با ما نباشند و به ما کمک نکنند من این جا چه می کنم؟ و حالا نیز به مشکل می توان پذیرفت که رئیس جمهور بدون رضایت و حمایت امریکایی ها مجدداً پا به میدان انتخابات ریاست جمهوری بگذارد و تصویری از رهبری خود در حاکمیت افغانستان خارج از حمایت امریکایی ها داشته باشد. و اما این بار گزینه ی امریکایی ها برای ریاست جمهوری افغانستان چه کسی است؟ کرزی، جلالی، خلیل زاد و یا کسی دیگر...؟

کاندیدهای ریاست جمهوری:

یکی از نکات مورد حدس و بحث در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری افغانستان کاندید های این انتخابات است. هرچند تا کنون افرادی چون رمضان بشر دوست عضو پارلمان و هفته ی قبل(25حمل 1387 برابر با 13 اپریل 2008) حامد کرزی رئیس جمهور کنونی کشور خود را از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری معرفی کردند، اما هنوز بسیاری از کاندید های احتمالی ریاست جمهوری تصمیم خویش را آشکار نساخته اند؛ در حالیکه از افراد مختلفی به عنوان کاندیدان مقام ریاست جمهوری نام برده می شود. نام آنهاییکه تا کنون بر سر زبانها قرار دارد عبارت اند از: علی احمد جلالی وزیر اسبق داخله، زلمی خلیل زاد سفیر ایالات متحده ی امریکا در سازمان ملل متحد، داکترعبدالله وزیر پیشین خارجه، مصطفی ظاهر، محمدیونس قانونی رئیس ولسی جرگه، حاجی محمدمحقق عضو پارلمان، عبدالرشید دوستم و تعداد دیگر. از میان احزاب و ائتلاف های سیاسی که در صدد وارد شدن به میدان انتخابات ریاست جمهوری میباشند، از جبهه ی ملی و نقش مهم آن در این انتخابات نام برده می شود. نکات اصلی قابل پرسش و بررسی در ارتباط با کاندیدهای مذکور نخست به بحث بر سر درستی و نادرستی نامزدی آنها به مقام ریاست جمهوری بر میگردد و ثانیاً، ارزیابی میزان و درصدی شانس پیروزی آنها در این انتخابات است. پیروزی که زمینه های آن بستگی به عوامل مختلفی چون توانایی های فردی و اجتماعی کاندید شوندگان و حمایت خارجی به ویژه حمایت ایالات متحده ی امریکا از فردی به عنوان رئیس جمهور آینده ی افغانستان دارد.

جبهه ی ملی و نامزد ریاست جمهوری:

از جبهه ی ملی به عنوان عمده ترین گروه اپوزیسیون سیاسی در دولت افغانستان نام برده می شود که معرفی نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری از سوی این جبهه مهم تلقی می گردد. آیا جبهه ی ملی نامزدی را برای کاندید ریاست جمهوری معرفی خواهد کرد؟

هر چند موضع گیری و دیدگاه مخدوش و نا مشخص جبهه ی ملی در مورد معرفی نامزد به انتخابات ریاست جمهوری نشان میدهد که جبهه ی مذکور به چنین تصمیمی نخواهد رسید، اما هویت و ویژگیهای درونی جبهه ی ملی نیز گویای ناتوانی جبهه ی ملی درتوافق برسرکاندید واحدعضو جبهه به انتخابات ریاست جمهوری است. جبهه ی ملی یک تشکیل نا متجانس، مصلحتی و مؤقتی از سوی افراد و رهبران گروه هایی است که هر کدام در درون جبهه آجندا و اهداف خود را دارند. بسیاری از اهداف اعضای رهبری جبهه مبتنی بر منافع و مصالح شخصی شان استوار است که چنین تشکیلی را برای حفظ این منافع و دسترسی به منافع بیشتر یک نیاز تلقی می کنند. از این رو جبهه ی مذکور تا کنون در خلای هویت به سر می برد که به مثابه ی یک ائتلاف سیاسی از افراد و گروه های مختلف، از متحدین دولت افغانستان است یا گروه اپوزیسیون را دردولت تشکیل میدهد؟ عضویت برخی از اعضای عالی رتبه ی دولت در جبهه ی ملی بیش از بیش ماهیت و تعریف جبهه ی مذکور را در پرده ی ابهام و تاریکی فرو برده است. با توجه به چنین مشخصات و مشکلاتِ که جبهه ی ملی در درون خود دارد بعید به نظر می رسد که جبهه ی مذکور تا یکسال دیگر بتواند فردی را ازمیان خودنامزد انتخابات ریاست جمهوری معرفی کند. اظهارات اخیرسخنگوی جبهه ی مذکور که ممکن است جبهه از نامزد دیگری بیرون از جبهه ی ملی حمایت نماید، ناکار آیی و ناتوانی ضعف جبهه را بر می تابد. جبهه ی ملی که توان توافق بر سر نامزدی را از میان خود در انتخابات ریاست جمهوری آینده نداشته باشد، اعلان حمایت از نامزد بیرون از جبهه مخفی نگهداشتن ناکارآیی، شکست و افتضاح سیاسی جبهه ی مذکور است. وقوع احتمال کاندید برخی از اعضای رهبری جبهه ی ملی بصورت مستقل و بدون ارتباط جبهه ی مذکور که احتمال آن بسیار زیاد به نظر می رسد به معنی فروپاشی مطلق جبهه ی ملی خواهد بود. هرچند که ناتوانی و نا کارآیی سیاسی جبهه ی مذکور در واقع جبهه ی ملی را از لحاظ عملی مدت ها قبل بسوی فروپاشی برده بود.

علی احمد جلالی:

علی احمد جلالی وزیر پیشین وزارت داخله ی افغانستان یکی از چهره های مطرح و نامزد برای ریاست جمهوری معرفی می شود. تعلق او از لحاظ قومی به قوم پشتون در کشور و داشتن تابعیت امریکا، وی را برای برخی از صاحب نظران فرد مطرح و مهم در انتخاب ریاست جمهوری تبدیل کرده است. اما این ویژگیها تا چه حد او را در رقابت بر سر انتخابات ریاست جمهوری برنده می کند؟ آیا جلالی وارد میدان رقابت در انتخابات ریاست جمهوری خواهد شد؟ انگیزه ها و محاسبه ی او از ورود به میدان این رقابت و پیروزی در این میدان چیست؟

شایعه ی نامزدی جلالی در انتخابات ریاست جمهوری در حالی به گوش می رسد که هنوز موصوف از چنین تصمیمی سخن نگفته است. هرچند او در ماه های اخیر در رفت و آمد میان ایالات متحده ی امریکا، کشورهای اروپای غربی و افغانستان به سر میبرد و در میان جمعی از افغانهای مقیم این کشورها نظریات خود را در مورد اوضاع افغانستان در میان میگذارد. او در آخرین نشست و ابرازنظر خویش روز گذشته(18اپریل 2008) با جمعی از افغانها در شهرک "نایکرک" در امرسفورت هالند نیز به صراحت از تصمیم خود سخن نگفت. نکته ی قابل تذکر در ابراز نظر های جلالی دراین نشست با شماری از افغانهای که یکصد نفر را تشکیل می دادند این بود که هیچ مطلب مهم و نو را در رابطه با معضل افغانستان مطرح نکرد. او در مورد نیروهای خارجی و عملکرد آنها اظهارات متناقض و چند پهلو داشت. از یکسو با تذکر اینکه افغانستان تا کنون 3500 بار از سوی نیروهای هوایی خارجی بمباران شده اند و از این بمبارانها مردم صدمه دیده اند نارضایتی و انتقاد خود را از موجودیت قوت های خارجی نشان میداد و از سوی دیگر حضور نیروهای خارجی را در کشور یک نیاز تلقی میکرد و به ضرورت همآهنگی عملکرد این نیروها و کشور ها در عرصه های مختلف نظامی و غیر نظامی تأکید می نمود. وی بحران افغانستان را ناشی از عوامل پنجگانه ی تروریزم، ضعف دولت، تولید مواد مخدر، ناهمانگی عملکرد نیروهای خارجی و مداخلات منطقوی دانست اما رفع این بحران را مستلزم زمان بیشتر برای ایجاد ثبات و حاکمیت قانون خواند. جالب این بود که ازیکطرف ایران را متهم به دخالت در افغانستان میکرد و از سوی دیگر با تذکر این نکته که دولت ایران با حضور امریکا اجباراً به این دخالت کشانده می شود در صدد توجیه این دخالت می شد. ابراز نظر او درمورد پاکستان نیز مبهم و چند پهلو بود. در حالیکه عملکرد دولت پاکستان را در مبارزه با تروریزم تمجید نمود و دستگیری ششصد تن اعضای القاعده را توسط مامورین پاکستانی نشانه های مثبت و جدیت این مبارزه خواند، از سوی دیگر از ناکافی بودن تلاش پاکستان در این مبارزه سخن گفت و از آن انتقاد کرد.

علی احمدجلالی دربیانات و ابراز نظرهای خویش به انتخابات آینده ی ریاست جمهوری افغانستان نپرداخت و از نامزدی خود در این انتخابات حرفی به زبان نیاورد. هرچند شماری از سخنرانان در این نشست برای ریاست جمهوری موصوف اشتیاق نشان دادند و با ابراز حمایت از نامزدی وی در انتخابات ریاست جمهوری او را فرد شایسته برای مقام ریاست جمهوری خواندند، اما موصوف به این نداها و مطالبات پاسخ روشنی ارائه نکرد. نه از عدم نامزدی خود سخن گفت و نه خود را از کاندیدان انتخابات ریاست جمهوری معرفی نمود. درحالیکه برخی از مشتقان ریاست جمهوری جلالی در این نشست او را فردموردنظر و مورد حمایت امریکا به جانشینی کرزی در انتخابات آینده ی ریاست جمهوری معرفی می کردند و از این حمایت با اطمینان سخن می گفتند، اما چنین اشاره و اطمینانی در ابراز نظر و بیانات جلالی انعکاس نداشت.

نکته ی قابل پرسش این است که آیا علی احمد جلالی فرد مورد نظر و حمایت واشنگتن به جای حامد کرزی در دومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان خواهد بود؟

در حالیکه جلالی تابعیت ایالات متحده ی امریکا را دارد و در سال 2004 از امریکا سر راست به مقر وزارت داخله آمد، امابه نظر می رسد که هنوز در مراکز و مراجع قدرت امریکا که تصمیم شان برای گزینش رهبری دولت مورد حمایت شان در افغانستان تعین کننده است، نشان و شواهدی از انتخاب جلالی در مسند ریاست جمهوری افغانستان وجود ندارد. از سوی دیگر موقعیت جلالی چه از لحاظ جاذبه های مدیریتی و رهبری و چه از نظر پایگاه قومی و اجتماعی بسیار ضعیف تر از آن است که زمینه ساز پیروزی موصوف در انتخابات ریاست جمهوری باشد. برخی از افراد آگاه جلالی را در دوران وزارتش در وزارت داخله یک مدیر اماتور و فاقد توان اداره و رهبری معرفی می کنند که بیشتر به حضور در کنفرانس های مطبوعاتی و در رسانه های گروهی علاقمندبود. گفته می شود که جلالی در مسند وزارت، وقت خود را بیشتر در مصاحبت با خارجی ها سپری میکرد و کمتر از درون وزارت و ادارات وزارت خویش خبر داشت و به آنها می رسید. افزون بر آن، این افراد جلالی را در وزارت داخله با تبعیض و تمایلات قومی، دارای اندیشه های برتری خواهانه ی قومی می پندارند که برای رهبری در جامعه ی کثیرالاقوام افغانستان نا مناسب است.

مسلماً جلالی بسیاری از اتهامات متذکره را در مورد ضعف اداره و تعصبات قومی نمی پذیرد و از این لحاظ مانعی را در مسیر رسیدن به مسند ریاست جمهوری کشور نمی بیند. حتی اگر جلالی تا سال آینده نتواند توجه امریکایی ها و محافل غربی را در حمایت از او به عنوان رئیس جمهور آینده کسب کند، آماده سازی چنین زمینه و ذهنیت در داخل و خارج افغانستان به عنوان رهبر پشتون جانشین کرزی در انتخابات سوم ریاست جمهوری از انگیزه های مهم وی در تحرکات او برای نامزدی این دور خواهد بود. جلالی در محاسبه و ارزیابی خود حمایت امریکا و غرب را از فرد تکنوکرات متعلق به قوم پشتون و مورد اعتماد آنها در رسیدن بر مسند رهبری قدرت در افغانستان مورد عنایت قرار میدهد. او که خود را در چنین جامه ای آراسته و مناسب می یابد با تلاش و فعالیت های دوام دار و ایجاد ذهنیت نامزدی در رفتن بسوی دومین انتخابات ریاست جمهوری و یا احتراز از آن، کم از کم در صدد فراهم سازی مقدمات دسترسی به این مسند در سومین انتخابات است.

مصطفی ظاهر:

مصطفی ظاهر نواسه ی مرحوم محمد ظاهر، شاه پیشین افغانستان یکی از چهره های مطرح بحث در سیاست و رهبری افغانستان است. مصطفی برخلاف تمایل رئیس جمهورکرزی و برخی اعضای خاندان سلطنتی اسبق به عضویت جبهه ی ملی ظاهراً از مخالفین سیاسی داخل و بیرون دولت رئیس جمهور در آمد. او همیشه در محافل خصوصی و به دور از چشم خبرنگاران و رسانه ها به شدت از رئیس جمهور کرزی انتقاد می کند و کرزی راشخص ناتوان و نامناسب برای رهبری افغانستان می خواند. انگیزه های ناراحتی و انتقاد مصطفی ظاهر از رئیس جمهور کرزی ناشی از باور موصوف بر سر سوء استفاده ی کرزی از نام و موقعیت جدِ مصطفی، شاه اسبق و متوفی است. هرچند مصطفی هیچگاه بگونه ی آشکارا رهبری در افغانستان را پس از سقوط رژیم طالبان حق محمدظاهرشاه و خانواده ی او نپنداشت، اما او معتقد است که کرزی با استفاده از نام و اعتبار محمدظاهرشاه این حق را غصب نمود و دیگر هیچ نقش و حرمتی به شاه و خانواده اش نگذاشت. صرف نظر از درستی و نادرستی باورهای مصطفی ظاهر، موصوف به عنوان نواسه ی محمدظاهرشاه در صدد ایفای نقش تعین کننده درسیاست کشورتارسیدن به مقام ریاست جمهوری است.شایدمصطفی ظاهر در رسیدن به چنین آرزوی اعلان ناشده بود که علی رغم ناهمخوانی و نا همسویی ها بابسیاری ازرهبران جبهه ی ملی به این جبهه پیوست. اماتاکنون جبهه ی ملی از معرفی مصطفی ظاهربه عنوان کاندیداین جبهه در انتخابات ریاست جمهوری خودداری ورزیده است. نشست متعدد رهبران جبهه در ماه های اخیر به ویژه پس از قتل مصطفی کاظمی سخنگوی جبهه ی مذکور در معرفی نامزد جبهه به انتخابات ریاست جمهوری نتیجه ای در برنداشت. در حالیکه مصطفی کاظمی از هوادارن اصلی نامزدی مصطفی ظاهر به مقام ریاست جمهوری از سوی جبهه ی ملی بود، بسیاری از رهبران جبهه ی مذکور با کاندیدی مصطفی ظاهر به عنوان کاندید جبهه ی ملی موافق نیستند. مذاکرات ناکام رهبران جبهه ی ملی برسر این امر، مصطفی ظاهررا وا داشت تا طرح خود را در مورد ایجاد صلح در افغانستان روز 12 اپریل 2008 (24 حمل1387) اعلان کند. طرح او بر مبنای مذاکرات بین الافغانی، تشکیل لویه جرگه و برگزاری انتخابات قرار دارد که در واقع مشروعیت دولت افغانستان و ریاست جمهوری حامدکرزی را مورد تردید قرا رمیدهد. هرچند مصطفی ظاهر تا کنون از نامزدی خود در انتخابات ریاست جمهوری سخن نگفته است اما برخی آگاهان اعلان چنین طرح را مقدمه چینی و زمینه سازی برای نامزد شدن موصوف در انتخابات ریاست جمهوری میدانند. آیا مصطفی ظاهر بدون توافق جبهه ی ملی حاضر خواهد شد تا خود را در انتخابات آینده نامزد ریاست جمهوری معرفی کند؟ برخورد محتاطانه و وسواس آمیز مصطفی ظاهر در سالهای حضورش در افغانستان نشان میدهد که او بدون ارزیابی دقیق و اطمینان از مؤفقیت چشم بسته به چنین اقدامی متوسل نخواهد شد. در حالیکه مصطفی ظاهر در نامزدی خود به حمایت جبهه ی ملی در داخل و حمایت امریکایی ها و غرب در بیرون نیاز دارد، اما به نظر می رسد که او از چنین حمایتی برخوردار نیست. بدون تردید توافق جبهه ی ملی بر سر او به عنوان کاندید این جبهه و جلب حمایت امریکایی ها می توانست مصطفی را به ارگ کابل ببرد.

داکتر عبدالله:

داکترعبدالله وزیرخارجه ی پیشین افغانستان یکی ازچهره های فعال سیاسی درعرصه سیاست امروزکشور است. او که از همکاران و یاران نزدیک احمدشاه مسعود بود در فعالیت و زدو بند های سیاسی دوره ی پس از سقوط طالبان راه مستقل در پیش گرفت. در حالیکه از او به عنوان یکی از کاندید ها در انتخابات ریاست جمهوری نام برده می شود، اما تا کنون هیچگونه شواهدی که حاکی از تصمیم موصوف در این مورد باشد به ملاحظه نرسیده است. برخی از صاحب نظران داکتر عبدالله را در جامعه ی قبیلوی و سنتی افغانستان که تعلقات قومی افراد عنصر مهم را در سیاست تشکیل میدهد با توجه به هویت قومی موصوف فرد مناسب در رهبری دولت می پندارند. داکتر عبدالله با پدر قندهاری پشتون و مادر پنجشیری تاجک و روابط وسیع داخلی و بین المللی موقعیت استثنایی دارد. آیا موصوف با توجه به چنین موقعیت یکی از نامزدان ریاست جمهوری خواهد بود؟

 بر خلاف شایعاتی که از سوی برخی رسانه های گروهی مبتنی بر نامزدی داکتر عبدالله در انتخابات ریاست جمهوری مطرح می شود، به نظر می رسد که موصوف از چنین اقدام&#