Alam Abdul Qadir.jpg

 

 

 

 

 

 

 

گسترش فرهنگ
مرده نوازی

عبدالقدیر علم

افغانستان کشوریست که ملت آن پیوسته در پی نوازش ارواح مردگان وزخم زدن بر پیکر زنده ها اند. به عبارت روشنتر این قوم با خاصیت بی نظیرش جسم زنده را میتازد وروح مرده را می نوازد. ملتی مرده ناز وزنده تاز؟، ملتی که مرده بد وزنده خوب ندارد. در سر زمین ماهر شخصیتیکه در عرصه سیاست، فرهنگ، استقلال طلبی، آزادی خواهی ونظام داری به شهرت رسیده ملت غیرتستان با اشاره بیگانگان بر رخش شمشیر کشید وبا تیغ وتفنگ به ترک وطن ویا پوشش کفن مجبورش ساخت، وباز همین ملت بر مزارش نوحه سرائی و روضه خوانی کرده است. این رسم فعلا با کندن موی وریختن خاک بر سر وروی با کاشکی های چون اگر امان الله خان میبود واگر داودخان وده ها مرده دیگر در حال گسترش است.

احترام به شخصیت های مهم کشور کار شایستۀ ونیکوست بشرط آنکه خالی از ریاء، تملق، گرایشات سمتی، گروهی وقومی بوده، فرازهای پر بار اندیشه وعمل شان در حیات سیاسی واجتماعی افراد جامعه الگو قرارگیرد، نه اینکه شخصیت گذشتگان را در روز های یاد بود شان در قالب اشعار عاطفی پیچیده بدست باد بسپاریم وباز سال دیگر بخاطر منافع شخصی زود گذر تکرارش کنیم. تا جائیکه یاد دارم شخصیت های متعدد از صفحه تاریخ کشور ما عبور کرده اند. عدۀ بنام جاسوس وتعداد بنام یاوه سرا و بی دین به مقاومت مردم مواجه شده مجبور به ترک وطن گشته اند. وبعدا دیده شده که همین ملت بر روح مغضوب علیهم خویش قصیده سروده و ایشان را جامع الکمالات و دارائی تمام سجایا نیکو و محاسن عالم خوانده، بخاطر شادی روح شان نذر و قربانی ها کرده است...؟

از دوسال به این سوء فرهنگ احترام به رفتگان در بین دولتمردان و سیاستمداران فرهنگی مأب کشور ما افزایش یافته است، گو اینکه باز ماندگان ادامه عزت وشکوه قدرت خودرا در پاسداری واحترام برروح مردگان می بینند. از هزارمین شروع تا هفصدمین وهشتمصدمین ودهمین سال روز تولد ووفات مردگان به حدی پاسداری میشود که تجلیل ویاد بود میلاد رسول ص را کاملا تحت الشعاع قرارداده وبسیاری از شاعران وفرهنگیان بیشتر از پیامبر بزرگوار اسلام مورد حرمت وتجلیل قرار میگیرند. اگر ادای این دین از مرده ها بر اساس تعهد وصداقت باشد باز هم جای تحسین است واما اگر محافل جلوۀ از ذوق وسلیقه افراد اماتوربخاطر ریا کاری و یا مصرف بودجه وپر کردن جیب استفاده جویان باشد باید بر این فر هنگ مرده پرستی نقطه پایان گذاشت وجلو رشد روز افزونش را گرفت.. این در حالی است که روش وکردار هیچ یکی از شخصیت هائیکه تقدیر وتمجید میشوند در زندگی روز مره افغانهای پاسدار ارواح مرده ها الگو قرار نگرفته واز ارشاد هیچ یکی ازین شخصیت های تاریخی در عمل اطاعت صورت نمیگیرد.

هر رازگاهیکه صفحات تاریخ خونبار این سرز مین را ورق میزنیم ویا خود مان بیاد داریم زنده ها ی نامدار ومبارزین نیکو کردار همیشه آواره وسر گردان بوده ادامه حیات در زمین پر آشوب غیر تستان برای شان نا ممکن بوده است. طوریکه نه مولانا جلال الدین بلخی توانست درین سر زمین آرام زندگی کند، نه سید جمال الدین افغانی، نه شاه امان الله غازی، نه محمود طرزی ونه هم بابای ملت. وجالب این است که هم از شخصیت های فوق الذکر در افغانستان تجلیل بعمل میاید وهم از کسانیکه ایشان را تبعید کرده اند. فرهنگ سازان معاصر هم عبدالرحمن خان را تمجید میکنند وهم بر محمود طرزی که توسط عبدالرحمن آواره چمن وکویته وعراق تا سوریه بود مرثیه میخوانند وبه همین تر تیب هم بر استخوانهای مشکوک داود خان زیارتگاه عام وخاص میسازند وهم برای بابای ملت که سی سال عمر خودرا از دست داود خان در ذلت و تبعید سپری کردشهنامه میسرایند؟!.. ملتیکه در پی آشتی ارواح مرده هاست. و آتش نفاق را در خر من هستی زنده ها مشتعل نگهمیدارد.

من در پئی استخفاف واهانت شخصیت مرده ها ور فتگان نامدار این سر زمین نیستم ولی با غلو وإغراق در مرده پرستی مخالفم، {بگذشته گذشت زو مکن یاد امروز مده مفت بر باد} هر چه بوده گذشته ما حالا با ید فرصت هارا از دست ندهیم در جهت صلح آشتی وبرادری وآبادی افغانستان متحد ویکپارچه گام بر داریم بجای خشونت وعقده فرهنگ تساهل، تسامح، تحمل، خود گذری وبرادری را رشد دهیم. ما زندها بوسیله قلم وشمشیر با هم در جنگ وستیزیم