نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| یکسال درخانه مولوی |
|
|
|
| ادبیـــــات - نثــــری |
| نوشته شده توسط رحمت الله بیژنپور |
| سه شنبه ، 6 مرداد 1388 ، 23:36 |
|
از محبت خارهـــــا گل میشود مولوی پیامبر مهر و آموزگار عشق مولانا جلال الدین بلخی، جهانی ترین شاعر هزاره سوم و پرخواننده ترین میراث شعری عالم در سده ی امروز است. مولوی دوستان سراسر دنیا از سرگذشت و درگذشت او واقف اند، اما در زادگاهش اورا هنوز بدرستی نمیشناسند.
سوم جون 2008 میلادی وسیزدهم سرطان 1387 خورشیدی برابر است با نخستین روز پایه گذاری" خانه مولانا " دردانشگاه گویته، شهرفرانکفورت المان. هواداران و همکاران آن آشیانه که بیشترینه بانوان ودوشیزگان مولوی دوست هستند، چنین میگویند که از پیدایش و فعالیت خانه مولانا یکسال فرخنده میگذرد. درنخستین بامداد پیدایش این نهاد، دکترهما احمدی درجایگاه رییس، خانم صنم عنبرین دبیر فرهنگی، دکتر لطیف ناظمی مشاور و مدرس و شماری ازهمکاران کارهای دیگری را در نهاد بدوش گرفتند. بخشهای فرهنگی، آموزشی، ساختاری و مالی خانه ازسوی همین هیآت رهبری، تنظیم و اداره میشود. بانو صنم عنبرین دبیر فرهنگی" خانه مولانا " اندکی پس از برگزاری نشست سالانه آن نهاد یک گزارش فشرده و مفید بیرون داد که تارگاه خاوران در هفته پیش آنرا منتشر نمود. درمتن گزارش چنین آمده بود:
"خانهء مولانا که روز ششم جون سال ( 2008) در دانشگاه گویتۀ شهر فرانکفورت به همت تنی چند از خوانندگان و خواهندگان مولانا جلال الدین محمد بلخی، بنیان گذاری شده بود؛این روز ها یک ساله گردید و به همین مناسبت ازنخستین سالروز آن در همین دانشگاه بزرگداشت به عمل آمد.
در این محفل گروه بنیان گزاران، اعضای خانۀ مولانا و جمعی از فرهنگیان و هواخواهان این متفکر و عارف سترگ؛ حضور به هم رسانده بودند. محفل به گونۀ زیبایی با شــمع و گل،آذین یافته بود و آوای دلپذیرسنتور و نـــوای عاشقانۀنی فضارا روح نواز تر می ساخت.
در آغاز داکتر هما احمدی، گزارش کاری یک سالۀ خانۀ مولانا ر به حاضران باز خواند و برای مهمانان؛ از ماهیت این خانه و این که به هیچ سازمان و حزب و سیاستی وابسته نیست آگهی داد و افزود که خانۀ مولانا بر بنیاد فرا زبانی،فرا قومی و فرا مکانی شالوده ریزی شده است. آنگاه خانم شکیبا عبادی و خانم نظیفه یعقوبی شعر هایی را که در ستایش مولانا نوشته بودند بر خواندند و آقای مشتاق یک تن از جوانان هنرمند، اشتیاق رابا خوانش شعری به مولانا نشاندو به دنبال آن چند غزل از کلیات شمس توسط نگارنده این سطور ( صنم عنبرین ) دکلمه گردید.
در بخش دیگر، لطیف ناظمی رشتهء سخن را به دست گرفت و پیرامون معرفت شناسی و هستی شناسی مولانا شرح گسترده یی رابیان داشت و در باب سه مقولۀ جهان، انسان و خدا از منظر مولانا سخن زدو به پرسشهای حاضران در فضای صمیمانه یی پاسخ گفت. پس از بحث پیرامون برنامه های کاری آینده محفل پس از صرف غذا حوالی ساعت ده شب پایان یافت".
اگر برای تبارز کمبودکار درنهاد " خانه مولانا" درحد یک یادآوری ساده نیاز به بیان باشد، میتوان گفت که، خانه مولانا در فرانکفورت، عالمی از معنی و مراد را دربرمیگیرد. یکسال برای برپایی خانه کار و کوشش شده است. اما بدلیل کم توجهی ویا شاید قانع نبودن به آنچه انجام یافته بود، از کارهای هفتگی و ماهوار، چهارماهه و سالانه خود متداوما گزارش نداد. باید همه اعضا و هواداران و به زبان دیگر تمام" اهل خانه " بامن همباور باشندکه، سزاوارنیست تنها در آغاز و پایان سال دوسخن از پایه گذاری و نکوداشت پایانی گفته شود. مهم اینست که کارهای انجام شده به دیگران نیز گفته شود تا حس مشارکت و گرایش به عضویت در دیگران را بیشتر نماید. گزارش نکردن کارها هیچ مفهوم رمز آمیز دیگری را برنمی تابد. در این صورت پرسشی پیش می آید: پس در همه سال چه انجام یافته است؟ موجودیت استاد ناظمی در آن خانه، غنیمت کلانی است. خوشبختانه پیامبر مذهب عشق ( مولانا ) را معشوقه ها و پیروان بسیار شده اند. این یک واقعیت را برمیتابد و آن اینستکه، مولانا برای نسل امروز بیشتر از پیش قابل درک است. من نیز بیرون از آن خانه، در این خانه دیگر به مولانا می اندیشم. باوردارم که مولانا این شاعر همیشه معاصر، این عاشق همیشه جویان و جوشان، این پیامبر راستین و انسان محور، این فلیسوف آدم شناس و این میر ومراد مست، باگذشت هرروز شناختنی تر و درک شدنی تر میشود. آموزش اندکی که من از بینش و نگرش او به جهان و جامعه و طبیعت دارم، دریافت خود از مولانا و فهم مولانایی را از انسانیت در چند بیت ساده چنین بربست میکنم:
ای پیرما، ای میرما، ای راه ما تدبیر ما سویت دوان نخچیرما، ای کوهبند و تیرما تاپیش زانکه کم شوی، چون غمکشان درغم شوی کاری بکن آدم شوی، رو برضعیفی درگشا چون هرکسی درحدخود، کاری گزیند نیک وبد درگیر ودار این فلک، بهتر که ننشیند زپا پیمانه داران یکطرف، افسانه خوانان یکطرف هرکه براه خود رود، اینست رسم پیرما بی پرده هرسو رومکن، باهرکه بیخود خومکن اندیشه کن اندیشه کن، هشدار زین تقدیرما روی جهان پرآدم است، آدم وجود عالم است نه من شوم نه توشوی، مانیز درجمع شما
با تجدید درود بر اهل خانه مولانا وبا ادای احترام به روحانیت حضرت یار، شادمانم که تنی چند از همدیاران من در فرانکفورت آلمان، برای پاسداری از اندیشه های مولوی وگسترش آن در میان هموطنان وهمزبانهای عزیز در برونمرز؛ تلاش کرده اند. مانیز باید نیروی خویش را در این راه بکار ببریم و دست یاری با آنهارا کوتاه نکنیم.
بیژنپور
|
| آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 5 اسفند 1388 ، 00:36 |
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)

پیـــدایش قبـــایل افغـــان(پشـــتون)
درخراســـان(افغــانســـتان)
دکتر صاحبنظر مرادی
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




ازمحبت تلخهــــا شیرین شود







