
نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

|
ادبیـــــات -
نثــــری
|
|
نوشته شده توسط عبدالواحد سيدی
|
|
چهارشنبه ، 31 تیر 1388 ، 15:12 |
|
تاریخ ادبیات بلخ از رسوایی بزرگ تا نثری پخته ( غنای واژگانی و استواری بافت کلام)
در صفحه ای به مقالۀ بلندی که فکر میکنم نویسنده آن از تبار( ببخشید منظورم از آن گروه که با نویسندگان بلخ سر و کله می جنبانند) قلم بدستان بلخ باشد نظرم را بخود جلب کرد که با سخاورزی اشتها زا نویسنده توانای کتاب تاریخ ادبیات بلخ جناب صالح محمد خلیق را مورد طعن و سرزنش قرار داده اند
به این معنی که اوشان تبار بعضی از نویسندگان عزیز را تعمداً تاجک، یا هزاره یا... نشان داده اند. تا جائیکه این حقیر بی بضاعت که از فن نویسندگی و هنر و ادبیات و تذکره نویسی سر رشته یی ندارم و اگر میداشتم سرو کله و تبار منهم در این اثر ظاهر میشد، ولی همینقدر را می فهمم جناب منتقد که می بایست اسم شریف شان را در سر آغاز نوشته شان می نوشتند وحملاتی را مانند مشتی در تاریکی نثار جناب صالح محمد خلیق کرده اند که واقعاً ناشیانه و حتی نا بخردانه است.
در عصری که کمتر به ارزشهای انسانی مخصوصاً به ارزش یک نویسنده هر گز ارجی نیست و همیشه زور مندان پول باره حرف اول را می زنند این منتقد نیز حرف اول خود را که همانا پوچ گویی است از لفافه بیرون داده است. وی اسامی یکتعداد از نویسندگانی را که گویا هویت شان از تاجیک به هزاره و اوزیک و یا بر عکس آن در کتاب ذکر شده است آنرا عملی که بایست تعقیب قانونی شود انگاشته و چند فهرستی از کتابهای عربی را منحیث فهم در کلام آورده اند که محق بودن خود را اثبات کرده باشند. ولی هرچه باشد آن اشخاص را باوجودیکه جناب خلیق تبارشان را اگر اشتباه در کتاب درج کرده اند قابل شناخت بوده اند و نشانی های آقای خلیق بجا بوده است در غیر آن شما منتقد از کجا میتوانستند بفهمد که : آقایون و بانوان از قبیل: محمد محسن حسن، محمد امين محمدي، محمد علي افتخاري، ابراهيم اميني، فرشته حسيني، عبدالواهاب مجير، محمد بشير رحيمي، نفيسه خوشنصيب،غلام يحي جواهري، محمد حسين ارش، محمد امين محمدي، سيد يعقوب ابراهيمي (سادات)، و امسال هم از کسانی هستند که حتی در دور وبر آقای خلیق بعضاً حضور دارند ؟ این میرساند که منتقد از یک حربه انگلیسی کار گرفته و خواسته است در میان حلقات قلم بدست بلخ دویی و جدایی انداخته توامیت و مطیباتی که در هر هفته تحت سرپرستی قلم بدستان و جوانان بلخی که صالح محمد خلیق نیز جز آن است دایر میگردد را از هم فروپاشند و در بین شان دو بینی و دو اندیشی ایجاد کند.در غیر آن چه حاجت که اینقدر عقب تبار و مدار بگردیم امروز در کشور جویهای خون روان است که همه از قوم و تبار و شمال و جنوب ناشی اند. بیائید این واقعیت را بپذیریم که من و تو ناگزیراً در یک حد جغرافیایی زندگی میکنیم و بخاطر تحمل همدگر از رنگ و نسب شرقی و غربی و شمال و جنوب بگذریم در غیر آن مردمان دیگر که دگر می اندیشند بر روی من و تو تفو خواهند گفت و این ملت هم، هر گز وحدت ملت شدن را نخواهند دید و ما هم بسرمنزل اعلی نخواهیم رسید.
قسمیکه جناب احمد شکیب امید در مقاله ای در سایت بی بی سی همین کتاب وزین را مورد نقد و شناسایی قرار داده اند آنرا نثری با پختگی کلام، غنای واژگانی و استواری بافت کلام یافته اند.
این کتاب که در یازده فصل و 669 صفحه با قطع وزیری از طرف انجمن نویسندگان بلخ نشرو بچاپ آرایی یافته است بیشک اثری است بی بدیل. بی بدیل به این معنی که در ساحت ادبیات بلخ یا خراسانیانی که تا هنوز این پیشینه ظریف تاریخی را با گذشت زمان فراموش نکرده اند پرداخته اند و همه را در یک رشته به این کتاب پیوند داده اند که کار ساده ای نیست. آیا شاعر و نویسنده ای که یک قسمت عظیم عمر خود را باوجود صد ها مشکل بنوشتن کتاب صرف میکند بجز روشنگری جامعه چه هدفی میتواند در پشت سر خود داشته باشد؟ جای صد ها آوخ و افسوس بود که اگر ما به پژوهش علمی ای در مورد ادبیات کشورمان و یا شناخت سبک های شاعران نیاز داشتیم مجبورًا به تاریخ های ادبیات ایران از قبیل جلال الدین همایی، پرویز خانلری ذبیح الله صفا و غیره مراجعه میکردیم. ارزو برده میشود تا جوانان و محققین بنام کشور مان با جناب صالح محمد خلیخ همنوا شده به تالیف کتاب جامع تاریخ ادبیات افغانستان ًبپردازند و این اثر پر مایه را با باز نگری محققانه در چاپهای بعدی با مایه تر گردانند.
|
آرشـیف مطالب خــــاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
Comments 425
تعداد آنلاین
سایت پذیرای 73 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!.
XHTML and CSS.