Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

آرزو، لیلی غرجستانی PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط رحمت الله بیژنپور   
جمعه ، 26 تیر 1388 ، 12:36

لیلا آرزوآرزو

 لیلی غرجستانی

لیلی ریگستانی درسرگذشت خویش مجنون صحرایی آفرید و لیلی و مجنون جفت نا پیوسته یی بودند که رمان حسرت انگیز بشریت را آفریدند. شادبختانه لیلی غرجستانی آرزوهای نهفته دردل فرهنگ روستایی کوهستانهارا باز خوانی میکند. جان آن رمانبیژنپور دربیان منثورادبیات کهن یاد مانیست، بلکه همان مثنویهای پیشینیان همانند، نظامی، امیرخسرو، جامی ودیگران بود که لیلی را درخانه ها نشیمن نمود و رنج برخاسته ازسختگیریهای خانواده درفرهنگ قبیله عرب، مقاومت بلند احساس زن ومرد عالم را بیدار نمود.


دوبیتی سرایی با آنکه پیشینه درازی دارد، اما درفرهنگ گفتاری زبان فارسی ریشه های عمیقتر یافته است. بیشترینه این دوبیتیها درکوهستان زمین رواج دارد، بگونه ایکه دختران جوان همیشه در باب بخت و آینده خود از آنها بهره میبرند و در پنهان و خلوتناکی خویش با نوعی شگرد ترانه خوانی زمزمه میکنند.


پژوهشهای زبان فارسی در حوزه دوبیتی و فولکلور، نشان میدهد که پژوهشگران دراین زمینه توجه کمتر نموده اند. در تذکره های پیشین نیز از این دوبیتی های بدون شاعر بهر دلیلی هیچیک را به ثبت نیاورده اند. شاید بتوان گفت: هشتاد درصد دوبیتیهای روزگار پیشین برای همین کم توجهی ازدست شده اند.


موج کنونی شعرتازگیهارا بیشتر بخورد خواننده میدهد، درحالیکه فرهنگ روستایی از مزاق دوبیتی سرشار است. برای فهم کردن این ماده، آنرا طور دیگری نیز بیان میکنیم. مثلا یک هنرمند همینکه غزل میخواند هیجان شنونده وبیننده خیلی کم جوش است، همینکه به دوبیتیها میپردازد، روان شنونده و بیننده را آب وتاب می بخشد.


دوبیتی سرایی دریک جاده رفت وبی برگشت مناسبات جاگیر شده است، مردم از آنها بهره میگیرند و لی در یادداشت نمودن و تحقیق لازمن نسبت به آنها دریغ مینمایند. دختران و پسران شهری از دانستن درست ماهیت این گونه شعر وحال و هوای آن بی بهره اند. این فرهنگ درهمان روستا و دوردستها ناله محرومیت را پاسخ میدهد. دختران و پسرانیکه پی هیزم گرد آوردن میروند، توپاک ولرک چینی میروند، به چراگاه بزوبزغاله وگوسفندان میروند ویا برای انجام کاری از روستا بیرون میشوند؛ زمزمه آنها با لرزش آواز در خلوت دل غم ویا شوق خویش را میسرایند و میخوانند.


بهمین باور درهمه گوشه های افغانستان خوانش وسرایش دوبیتی ها ازهم جداست. تفاوت دربیان ادبی آنها نیست، درهرگوشه گفتارزبانی مردم و واژگان زمانزده و دوران گذشته با صورتهای گوناگون کار برد دارد. بنابرین فهمیدن دوبیتیهای مردم کوهستان با هموار نشینان دامنه های پایین یکی و یکسان نمیشود.

درعین حال نوعی پیوستگی ماهیتی میان همه اشکال گویشی و خوانشی دوبیتیها در میان مردم روستا زاده وجود دارد. صفای زمزمه های مردم در دروگاهها، آواز زیر و زیبای زنان و دختران پر حوصله ی روستایی در زیر دختان باغها و بیشه های گندمزار و آن بقیه که در هرجا با یافتن فرصت و خلوت گوشهارا در خدمت دهن میگمارند و از چاشنیهای دل خویش آواز درونباور خودرا میشنوند.

من از " بانو لیلی آرزو" که در معرفی شناسنامه ی فرهنگ دوبیتی باوری روستاهای کوهستان و گرمستان دامنه های بلند غرجستان، همت بلند نشان داده اند؛ بسیار خورسند شدم. این کار قوت و دسترسی ایشانرا به فرهنگ پر مایه و کهن پایه ی فارسی میسر میگرداند.


انصافا هشتاد درصد همین دوبیتیها برای من دشواریهای فهم شدن دارند. بیگمان خیلیها همانند من از دانستن معانی وگوهر اندرونی این دوبیتیها محروم اند. لابد بایستی از بانوی جوان و آگاه سرکار لیلی ارزو صمیمانه سپاس داشته باشیم که برای ورود در حوزه درک اخساس جوان بختان روستایی، با شاه کلید ترجمه های ایشان میتوانیم به اندرون احساس ادبیات روستایی بدراییم و باز بدر آییم.


بیژنپور

 


دوبیتی های

عامیانه ی هزارگی

 

 

نوشته شده توسط لیلی آرزو

يكشنبه، 21 تیر 1388، 21:24

 
قــــدِ ســـــروِ چنـــــــارشــی بی نظیــــره
دو چشــمــــایِ خمــــارشــی بی نظیـــره
دیستا بَل گوش دَیدوو خاندیشی 1 نوربند
شـــــیشتونی 2 با وقـــارشی بی نظیــره


**************************

به نازِ چشمِ مستت مدهوشم من
به دل غوغا به پاست لیک، خاموشم من
مــــرامِ زندگی وُ شادی ام تو
با این غوغا وُ مدهوشی خوشم من

**************************

از نَیی نوگُله 3 دیدم نهانی
نوربندییهِ 4 نمایی یارِ جانی
دیلیم توخته نکد 5 دیدوم دَ بانه
جَلَگ وَری 6 دیدِه خو 7 بارِ ثانی

**************************

دَ اَینه توخ کیدوم 8 آرام و حیرو *
جَلَگ وری اماد یک مایی تابو 9
موسخیندی کَد 10 سونیم، تا چیم به هم خورد
نمایو شد بسه، وُویِم چو بارو 11

**************************


1- دیدوو خانودو : نوع آوازخوانی سنتی هزاره گی که بیشتر بین هزاره های ولسوالی جاغوری مروج است.
2- شیشتو: نشستن
3- نیی نوگُله: نیی (گوشه، پنهانی) نوگُله: نوع شال سر که استفاده ازان در هزارجات معمول است
4- نوربندی: زیبایی
5- دیلیم توخته نکد: دلم طاقت نکرد *** دَ بانه: به بهانه
6- جَلَگ وَری : یک نظر در یک چشم به هم زدن 7- دیدِه خو: یار خود را
8- توخ کیدوم: دیدم *** حیرو: حیران 9- مایی تابو: ماهی تابان
10- موسخیندی کد: لبخند زد *** سونیم: به طرفم *** چیم: چشم
11- بسه: بار دیگر، بازهم *** وُویم: اشکم *** چو بارو: مثل باران


 

تکیه کیدوم گوشِه قَلایِ دیده 1
گردونِ کیلُ و چیم دَ رایِ دیده 2
موره مِیه 3 یکریز 4، از پیشِ چیم مه
خندایِ ناب، گلِ سیمایِ دیده

**************************

پنج سال و داروزه خِیشی شدوم ما 5
خِیشی با گل بچه پَششی 6 شدوم ما
خودیم دَ بوروری 7، دیدیم دَ لندن
دیل بیرو 8، گیجُ و وسوسی شدوم ما

**************************

تامُو شد 9 سفرِ تانایِ دیده 10
صبا بخیر موروم دَ رایِ دیده 11
خدایا! امشَو 12 رَ زودتر صبا کو
دیل خُو میلوم 13 دَ پیشی پایِ دیده

*************************

تامُو شد فراقُ و غمای تو اَلَی 14
صبا بخیر مییوم دَ رای تو اَلَی
قرار دَ دیل نِییه 15 ز شوقِ دیدار
تا بوسم خاکِ قَدَمای تو اَلَی

*************************

1-قلای دیده: حویلی یار
2- گردونی کیل: گردنِ کج *** چیم دَ رای دیده : چشم به راه یار
3- موره میه : رفتن و آمدن
4- یکریز: تکراراً، پی هم
5- دا روزه : ده روز است *** خیشی شودوم ما: نامزد شدم من
6- گل بچه : پسر خوب *** پَششی: نام یک منطقه در ولسوالی جاغوری
7- بوروری: نام منطقه ی هزاره نشین در شهر کویته پاکستان *** دیدیم: یارم
8- دیل بیرو: پشیمان ( دراین دوبیتی به معنی نگران، پریشان)
9- تامو شد: به پایان رسید، ختم شد
10- تانای دیده : تنهای یار
11- موروم: میروم *** دَ رای: در راهی
12- امشو : امشب
13- میلوم: میگذارم
14- اَلَی : یار، عزیز
15- نِیه : نیست


دیدیمَه که پَس رافت پیشمُو شودوم 1 ما
روانِه کوتَلِ لُومُو 2 شودوم ما
ندیدوم جایِ پایُ و سایَه یِ او
آخ که از سوزِ دیل تامو شودوم ما

**************************

اَلَی آتیم 3 صبا بِیری نَه مارَه 4
بِیری دَ ملکِ جاغوری نَه مارَه
دیل مه نِییه دَزُو 5، قد گیمِ دیل مه 6
کوتیوبار 7، پاسی بخت ریی نه 8 ماره

**************************

بَلِه سه امباغ 9 داد ماره، اَبغی مه 10
سرازما کیته یَه 11 بیست سال، بَچی مه
یَگُو وخت مینگیرنوم 12، شوی ریش سفید خُو
مِیه دَ یاد، امو مرحوم بابی مه 13

**************************

لالیم از گَلِه 14 از ما شده بَییُو 15
با دالر، شیربا وُ صد لاته پیرو 16
قنجیغیم اَید نَکد 17، یک تُره 18، یک روز
بَل کَد 19 داد ماره بَلدِه خانه بیرو 20

**************************

1- پیشمو شودوم: پشیمان شدم
2- کوتل لومو: کوتل لومان ( لومان نام منطقه ایست در ولسوالی جاغوری)
3- اَلَی : عزیزم *** آتیم : پدرم
4- بیری نه: عروس میسازد *** ماره : من را
5- دیل مه نیه دزو: دلم نیست به او ( دوستش ندارم)
6- قد گیم دیل مه : با آرمان های دلم
7- کوتیوبار : اندوهگین، غمبار
8- پاسی بخت : ازدواج کردن *** ریی نه : روان میکند ( در خانه بخت روان کردن)
9- بَلِه : بالای *** امباغ : چند زنی (4-1) که یک شوهر مشترک داشته باشند، امباق همدیگر نامیده میشوند
10- ابغی مه : کاکایم، عمویم
11- سر از ما کیته یه : سر من بزرگتر است
12- یگو وخت مینگیرنوم : یگان وقت میبینم
13- بابی مه : پدر کلانم
14- گَلَه : مقدار پول نقد که فامیل عروس در زمان ازدواج دختر و دامادشان از داماد یا فامیل پسر اخذ میکند و در عوض عروس باخود در خانه شوهر جهاز میبرد.
15- بَییُو : پروتمند، پولدار
16- شیربا : شیربها *** لاته پیرو : چادر و پیراهن
17- قنجیغیم : همرایم، با من *** اَید نکد : مشوره نکرد، نگفت
18- یک تُره : یک کلمه، یک حرف
19- بَل کد : بلند کرد مثل یک شی، بالا کرد
20- بلده : برای *** خانه بیرو : خانه خراب، یا مردی که یک بار زندگی مشترک اش از هم پاشیده بنابر هر دلیلی که باشد.



مسلمانا! مایوم 1 چو مورغِ بریان
که میسوزم دَ اِی 2 آتیشی سوزان
گرفتند گَلَه وُ بر من خریدند
یک دنیا درد وُ داغ، یک عمر گریان

************************

پولُ و دارایی پَگشی 3 بیوفایه
وگر دینارُو درهم یا طیلایه
بیدار ویجدانخُو بالتر 4 زین دویی که
امروز مالک شی تو، صبا دیگایه 5

************************

بچِه مردک 6، کوتیوبارونَه ماره 7
مَنِه سیالو 8، منت بارو نَه 9 ماره
ایخُو شوی نِیه بَل، دوشمونی جانه 10
چپاک چَپچِی 11، لَغه بارو نَه ماره 12

************************

بچه ابغه 13 ستم بسیار کیدی تو 14
ماره دیلخور، زارو بیمار کیدی تو
یکروز مردِ وفاداری نبودی
دیل و جیگر کَلو 15 خونبار کیدی تو

************************
مَردَکِ 16 بدبیتور 17 رَ چی کنوم ما 18
چنگَلِ پور زنبور رَ چی کنوم ما
سُوانِ 19 دیل و عمرَه مَردَکِ بد
دَ چیم 20 زخمِ ناسور رَ چی کنوم ما

*************************

1- مایوم : منم، من هستم
2- دَ اِی : در این
3- پگشی : در کُل، همه اش، کاملاً
4- بیدار : بدار! *** ویجدان خُو: وجدان اترا *** بالتر : بالاتر
5- دیگایه : دیگران است
6- بچه مردک : خطاب به شوهر (بچه مردکه)
7- کوتیوبارو : غمزیر، اندوه باران *** نه: میکند، میسازد *** ماره : من را
8- منه سیالو : در میان رقیبان
9- منت بارو نه : منت باران میکند
10- ایخو شوی نیه: ولی این شوهر نیست *** بَل دوشمونی جانه : بلکه دشمن جان است
11- چپاگ : سیلی *** چپچی: زدن
12- لغه بارو : با سر پا یا با پا زدن کسی و یا چیزی
13- بچه ابغه: پسر کاکا ( دراین دوبیتی خطاب به شوهر که پسر کاکای زن نیز هست)
14- ستم بسیار کیدی: ستم بسیار کردی
15- کَلو : بسیار زیاد، خیلی
16- مردک: شوهر
17- بدبیتور : وِل گرد، بیکاره، بد قیافه، بداخلاق
18- چی کنوم ما : چه کنم من
19- سوان : سوهان
20- دَ چیم : در چشم

 


کَلُو 1، دوخترِ ابغیم خمتمایه 2
که شویشی خوش اخلاق و خوشنمایه
گردونِ کیل از بخت بد بنالم
بیجیرگه 3، بدبیتور نصیبِ مایه

*************************


اَلَی دیده، آردَم کِه قار موکونی 4
گُلایی 5 محبت رَه خار موکونی
پیشنِه تو توروشَه 6 وُ لب تو اَوزو 7
دیل رَ از زندگی بیزار موکونی

************************

با اِی عادت خُو قاتِی شونی وَیرُو 8
خودتو قَدما 9، دُومِ چیم تو دَ دیگرو 10
تو ره که دیدوم با اِی چیم چرانی 11
محاله، دوروزَم 12 با ما بمانی

************************


1- کَلُو : خیلی زیاد
2- دختر ابغه : دختر کاکا *** خمتما : مغرور بودن برای داشتن چیزی *** یه : است
3- بیجیرگه : بد قیافه
4- آردم : هر لحظه، هر دم *** قارموکونی: قهر میکنی
5- گلایی : گل های
6- پیشنه تو توروشه : پیشانه ات ترش است
7- اَوزو: آویزان
8- قاتی : همراه، یکجا، باهم *** شونی ویرو : ویران شوی
9- خود تو قد ما: خودت با من
10- دُومِ چیم تو : گوشه چشم ات *** دَ دیگرو: به دیگران
11- چیم چرانی : چشم پرانی یا اشاره با چشم مثل چشمک زدن
12- دوروزم : دو روز هم

 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 5 اسفند 1388 ، 00:36
 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 09 FEB

GOFTMAAN 09.02

KANKAASH 08.02

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

تاجیــــکان درگــذرگـــاه تــاریـــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

آریــانــا ســـعید

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 72 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.